امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
1332
ترجمه الميزان: سوره ضحي آيات 11 - 1


ترجمة الميزان ج : 20ص :521


( 93 )سوره ضحي ، مكي يا مدني است و يازده آيه دارد ( 11)


سورة الضحي‏


بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ الضحَي‏(1) وَ الَّيْلِ إِذَا سجَي‏(2) مَا وَدَّعَك رَبُّك وَ مَا قَلي‏(3) وَ لَلاَخِرَةُ خَيرٌ لَّك مِنَ الأُولي‏(4) وَ لَسوْف يُعْطِيك رَبُّك فَترْضي‏(5) أَ لَمْ يجِدْك يَتِيماً فَئَاوَي‏(6) وَ وَجَدَك ضالاًّ فَهَدَي‏(7) وَ وَجَدَك عَائلاً فَأَغْني‏(8) فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ(9) وَ أَمَّا السائلَ فَلا تَنهَرْ(10) وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّك فَحَدِّث‏(11)


ترجمه آيات


به نام خداوند بخشنده بخشايشگر .


سوگند به روز در آن هنگام كه نور خورشيد گسترده مي‏شود ( 1) .


و سوگند به شب هنگام كه سكونت و آرامش مي‏بخشد ( 2) .


كه پروردگارت نور وحي را از تو قطع نكرده و تو را مورد خشم قرار نداده است ( 3) .


و مسلما آخرت براي تو از دنيا بهتر است ( 4) .


و پروردگارت به زودي عطايي مي‏كند كه راضي شوي ( 5) .


آيا نبود كه تو را يتيم يافت و سپس پنا داده ؟ ( 6) .


و آيا نبود كه راه به جايي نمي‏بردي قدم به قدم هدايتت كرد ؟ ( 7 ) .


و تهي دستت يافت پس بي‏نيازت نمود ( 8) .


حال كه چنين است پس هيچ يتيمي را از روي قهر خوار مشمار ( 9) .


و هيچ سائلي را مرنجان ( 10) .



ترجمة الميزان ج : 20ص :522


و نعمت پروردگارت را با رفتار و گفتارت بازگو كن ( 11) .


بيان آيات


بعضي گفته‏اند : چند روزي به رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) وحي نشد ، به طوري كه مردم گفتند خدا با او وداع كرده ، در پاسخشان اين سوره نازل شد و خداي تعالي به اين وسيله آن حضرت را شاد كرد ، و در سوره مورد بحث ، هم احتمال مكي بودن هست و هم مدني بودن .


و الضحي و الليل اذا سجي اين دو آيه سوگند به ضحي و به ليل است ، و كلمه ضحي به طوري كه در مفردات آمده به معناي گسترده شدن نور خورشيد است .


ولي بعدها آن زماني را كه نور خورشيد گسترده مي‏شود نيز ضحي ناميدند ، و مصدر سجو كه فعل سجي مشتق از آن است ، وقتي در كلمه ليل استعمال مي‏شود ، معناي سكونت و آرامش شب را مي‏دهد ، پس سجو الليل آن هنگامي است كه ظلمت شب همه جا را فرا گيرد .


ما ودعك ربك و ما قلي توديع كه مصدر فعل ودع است به معناي ترك است ، و كلمه قلي - به كسره قاف - به معناي بغض و يا شدت بغض است ، و اين آيه جواب دو سوگند اول سوره است ، و مناسبت نور روز با مساله وحي ، و تاريكي شب با انقطاع وحي بر كسي پوشيده نيست .


و للاخرة خير لك من الاولي اين آيه در معناي ترقي دادن مطلب نسبت به مفاد آيه قبل است ، و مفاد آيه قبلي موقف كرامت و عنايت الهي را براي رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) اثبات مي‏كرد ، در اين آيه مي‏فرمايد تازه زندگي دنياي تو با آن كرامت و بزرگي كه داري ، و با آن عنايتي كه خداي تعالي به تو دارد در برابر زندگي آخرتت چيزي نيست ، و زندگي آخرت تو از دنيايت بهتر است .


و لسوف يعطيك ربك فترضي اين آيه شريفه آيه قبل را تثبيت مي‏كند و مي‏فرمايد : در زندگي آخرت خداي تعالي


ترجمة الميزان ج : 20ص :523


آنقدر به تو عطا مي‏كند تا راضي شوي ، هم عطاي خدا را مطلق آورده ، و هم رضايت رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را .


ولي بعضي از مفسرين گفته‏اند : اين آيه ناظر است به هر دو زندگي رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) ، هم به زندگي دنيائي‏اش ، و هم به زندگي آخرتيش .


ا لم يجدك يتيما فاوي اين آيه و دو آيه بعدش به بعضي از نعمت‏هاي بزرگي اشاره مي‏كند كه خداي تعالي به آن جناب انعام كرده بود ، آري رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) هنوز در شكم مادر بود كه پدرش از دنيا رفت ، و دو سال بود كه مادرش درگذشت ، و هشت‏ساله بود كه كفيل و سرپرستش و جدش عبد المطلب از دنيا رفت ، كه از آن به بعد در تحت تكفل عمويش ابو طالب قرار گرفت .


بعضي گفته‏اند : مراد از يتيم در اين آيه پدر مرده نيست ، بلكه منظور بي نظير بودن است همچنان كه در بي نظير را هم در يتيم مي‏گويند ، و معناي اين آيه اين است كه : مگر نبود كه خدا تو را فردي بي نظير از بين مردم دانست ، و در نتيجه مردم را دور تو جمع كرد ؟ و وجدك ضالا فهدي مراد از ضلال در اينجا گمراهي نيست بلكه مراد عدم هدايت است ، و منظور از هدايت نداشتن رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) ، حال خود آن جناب است ، و يا صرفنظر از هدايت الهي مي‏خواهد بفرمايد اگر هدايت خدا نباشد تو و هيچ انساني ديگر از پيش خود هدايت نداريد مگر به وسيله خداي سبحان ، پس رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) هم نفس شريفش با قطع نظر از هدايت خدا ضاله و بي راه بود ، هر چند كه هيچ روزي از هدايت الهي جدا نبوده و از لحظه‏اي كه خلق شده بود ملازم با آن بود ، در نتيجه آيه شريفه در معناي آيه زير است ، كه مي‏فرمايد : ما كنت تدري ما الكتاب و لا الايمان ، و از همين باب است كلام موسي كه بنا به حكايت قرآن كريم از آن جناب گفته بود : فعلتها اذا و انا من الضالين ، يعني هنوز به هدايت رسالت اهتداء نشده بودم .



ترجمة الميزان ج : 20ص :524


قريب به اين معنا گفتار بعضي از مفسرين است كه گفته‏اند : مراد از ضلالت ، از دست دادن علم است ، همچنان كه در آيه ان تضل احديهما فتذكر احديهما الاخري ، ضلالت به اين معنا آمده ، و مؤيدش آيه زير است كه مي‏فرمايد : و ان كنت من قبله لمن الغافلين .


بعضي ديگر گفته‏اند : معنايش اين است كه خدا تو را در بين مردم گمشده يافت ، مردم تو را نمي‏شناختند ، و قدرت را نمي‏دانستند ، و او مردم را به سوي تو و اينكه چه كسي هستي دلالت و هدايت كرد .


بعضي ديگر گفته‏اند : اين آيه به گم شدن رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در راه هوازن و مكه اشاره دارد ، آن زمان كه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در دامن حليمه سعديه دختر ابي ذؤيب بود ، و حليمه به طوري كه در روايت آمده مي‏خواست وي را به جدش عبد المطلب برساند ، در بين راه متوجه شد كه محمد (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نيست .


بعضي ديگر گفته‏اند : اشاره است به آن واقعه‏اي كه در كودكي آن جناب رخ داد ، و در دره‏هاي مكه گم شد .


و بعضي آيه را اشاره به داستان گم شدنش در راه شام دانسته‏اند كه با عمويش ابو طالب در كاروان ميسره غلام خديجه به شام مي‏رفت ، و در بين راه ناپديد شد .


و بعضي ديگر وجوه ديگري ذكر كرده‏اند كه ضعفش براي هر خواننده‏اي روشن است .


و وجدك عائلا فاغني كلمه عائل به معناي تهي دستي است كه از مال دنيا چيزي ندارد ، و رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) همينطور بود ، و خداي تعالي او را بعد از ازدواج با خديجه دختر خويلد ( عليها السلام ) بي نياز كرد ، و خديجه تمامي اموالش را با همه كثرتي كه داشت به آن جناب بخشيد .



ترجمة الميزان ج : 20ص :525


ولي بعضي گفته‏اند : مراد از اغناء ، استجابت دعاي آن حضرت است .


فاما اليتيم فلا تقهر راغب مي‏گويد : كلمه قهر به معناي غلبه كردن بر كسي است ، اما نه تنها غلبه كردن ، بلكه غلبه توأم با خوار كردن او ، و قهر به يك يك اين دو معنا هم گفته مي‏شود .


و اما السائل فلا تنهر كلمه نهر كه مصدر فعل نهي لا تنهر است ، به معناي زجر و رنجاندن با غلظت و خشونت است .


و اما بنعمة ربك فحدث كلمه تحديث كه مصدر فعل امر حدث است ، وقتي در نعمت بكار رود تحديث نعمت به معناي ذكر و ياد آوري و نشاندادن آن است ، حال يا به زبان و يا به عمل ، و اين عمل شكر نعمت است ، و اوامر و نواهي اين چند آيه يعني خوار نكردن يتيم ، و نرنجاندن فقير ، و نشاندادن نعمت ، دستور به همه مردم است ، هر چند كه خطاب متوجه به شخص رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) شده .


و اين آيات سه‏گانه به خاطر اينكه حرف فاء در ابتداي آيه اولي در آمده نتيجه‏گيري از آيه قبل است كه عنايات الهي نسبت به رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را مي‏شمرد ، گويا فرموده : تو طعم ذلتي را كه يتيم مي‏چشد چشيده‏اي ، و ذلت و شكسته شدن دل او را احساس كرده‏اي ، پس هيچ يتيمي را خوار مشمار ، و مال او را هم خوار مدار و در آن تجاوز مكن ، و نيز تو تلخي گمراهي و احتياج به هدايت را ، و تلخي فقر و تهي دستي را درك كرده‏اي ، پس هيچ سائلي را كه از تو مي‏خواهد حاجتش را بر آوري از خود مران ، حاجتش اگر هدايت است و اگر معاش است برآور ، و تو طعم انعام خدا را بعد از فقر و تهي‏دستي چشيده‏اي ، و ارزش جود و كرم و رحمت خدا را مي‏داني ، پس نعمت او را سپاس گوي ، و همه جا نعمتش را يادآور شو ، و از مردم پنهانش مدار .


بحث روايتي


در تفسير قمي در ذيل آيه و الضحي امام فرموده : ضحي به معناي بلند شدن نور


ترجمة الميزان ج : 20ص :526


خورشيد است ، و الليل اذا سجي يعني شب در هنگامي كه همه جا را تاريك كند .


و در همان كتاب در معناي جمله و ما قلي فرموده : يعني و تو را دشمن نداشت .


و سيوطي در الدر المنثور در ذيل آيه و لسوف يعطيك ربك فترضي از ابن ابي شيبه از ابن مسعود روايت آورده كه گفت : رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : ما اهل بيتي هستيم كه خداي تعالي براي ما آخرت را بر دنيابرگزيد و ترجيح داد ، و لذا فرمود : و لسوف يعطيك ربك فترضي .


و در همان كتاب است كه عسكري در كتاب المواعظ و ابن لال و ابن نجار ، از جابر بن عبد الله روايت كرده‏اند كه گفت : روزي رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) بر علي و فاطمه وارد شد ، ديد فاطمه مشغول دستاس كردن است ، در حالي كه به جاي لباس ، حله شتر بر خود افكنده ، همين كه چشمش به او افتاد فرمود : يا فاطمه بشتاب و تلخي دنيا را بچش ، براي فردا و نعيم آخرتش ، دنبال اين جريان بود كه آيه و لسوف يعطيك ربك فترضي نازل شد .


مؤلف : در اين روايت دو احتمال وجود دارد : يكي اينكه خواسته باشد بگويد آيه مذكور نخست به تنهايي بعد از آيات قبلش نازل شد ، و بعدها بقيه آيات سوره به آن ملحق گرديد ، دوم اينكه سوره همه‏اش يكباره نازل شد ، و در خصوص اين داستان آيه مورد بحث دوباره نازل شده باشد .


و در همان كتاب است كه ابن منذر و ابن مردويه و ابو نعيم - در كتاب الحليه - از طريق حرب بن شريح روايت كرده‏اند كه گفت : من به ابي جعفر محمد بن علي بن الحسين ( امام باقر (عليه‏السلام‏) گفتم : به نظر شما اين شفاعتي كه اهل عراق بر سر زبانها دارند حق است ؟ فرمود : آري به خدا سوگند عمويم محمد بن حنفيه از علي بن ابي طالب نقل كرد كه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : آنقدر از امتم شفاعت مي‏كنم كه خداي تعالي خطاب مي‏كند اي محمد آيا راضي شدي ؟ عرضه مي‏دارم : بلي ، پروردگارا راضي شدم .


آنگاه رو به من - حرب ابن شريح - كرد و فرمود : شما به اهل عراق مي‏گوييد : از تمامي آيات قرآن آيه‏اي كه بيش از همه اميد بخش است آيه زير است كه مي‏فرمايد : يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا - اي بندگانم كه بر خود ستم روا داشتيد ، از رحمت خدا مايوس نشويد ، كه خدا همه گناهان را


ترجمة الميزان ج : 20ص :527


مي‏آمرزد عرضه داشتم بله ، ما اينطور معتقديم ، فرمود : ليكن ما اهل بيت مي‏گوييم از همه آيات در كتاب خدا اميدبخش‏تر آيه و لسوف يعطيك ربك فترضي است ، كه راجع به شفاعت است .


و در تفسير برهان از ابن بابويه نقل كرده كه وي به سند خود از ابن جهم از حضرت رضا (عليه‏السلام‏) روايت كرده كه در مجلس مامون فرمود : خداي تعالي به پيامبر گراميش محمد ( صلوات الله عليه ) فرموده : ا لم يجدك يتيما فاوي ، يعني تو يتيمي بودي خداي تعالي مردم را دور تو جمع كرد ، و وجدك ضالا يعني تو نزد قومت گم شده بودي ، فهدي يعني قوم تو را به سوي معرفت تو هدايت نمود ، و وجدك عائلا فاغني يعني تو را بي نياز كرد از اين راه كه دعايت را مستجاب نمود مامون چون اين تفسير را شنيد گفت : خدا در تو بركت دهد يا بن رسول الله ( و يا خدا در تو بركت نهاده ) .


و در همان كتاب از برقي نقل كرده كه او به سند خود از عمرو بن ابي نصر نقل كرده كه گفت : مردي از اهل بصره برايم حديث كرد كه من حسين بن علي ( عليهما السلام ) و عبد الله بن عمر را ديدم در خانه كعبه طواف مي‏كردند ، از ابن عمر معناي آيه و اما بنعمة ربك فحدث را پرسيدم ، گفت : خداي تعالي به آن جناب دستور داده نعمت‏هاي خدا را حديث كند و به مردم بگويد .


آنگاه به حسين بن علي عرض كردم منظور از آيه و اما بنعمة ربك فحدث چيست ؟ فرمود به آنجناب دستور داده كه نعمت دين را كه خدا به او انعام فرموده با مردم در ميان بگذارد .


و در الدر المنثور است كه بيهقي از حسن بن علي روايت كرده كه در معناي آيه و اما بنعمة ربك فحدث فرمود : هر وقت به چيزي رسيدي به برادران ايمانيت اطلاع بده .


و در همان كتاب است كه ابو داوود از جابر بن عبد الله روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : هر كس با نعمتي كه به او داده شده مورد آزمايش قرار گيرد و آن را به اطلاع مردم برساند شكرش را به جا آورده و هر كس آن را كتمان كند كفرانش نموده ، و هر كس در اين باب بلوف بزند و خود را به چيزي كه ندارد و به او نداده‏اند بيارايد مثل كسي است كه جامه دروغ به تن كرده باشد .

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :