امروز:
چهار شنبه 26 مهر 1396
بازدید :
1128
ترجمه الميزان: سوره كافرون آيات 6 - 1


ترجمة الميزان ج : 20ص :644


( 109 )سوره كافرون مكي است و شش آيه دارد . ( 6)


سورة الكافرون‏


بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ يَأَيهَا الْكفِرُونَ‏(1) لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ‏(2) وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(3) وَ لا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتمْ‏(4) وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(5) لَكمْ دِينُكُمْ وَ لي دِينِ‏(6)


ترجمه آيات


به نام الله بخشنده به عموم ، و مهربان به خواص .


بگو هان گروه كفر پيشه ! ( 1) .


من نمي‏پرستم آنچه را كه شما مي‏پرستيد ( 2) .


و شما هم نخواهيد پرستيد آنچه را كه من مي‏پرستم ( 3) .


من نيز براي هميشه نخواهم پرستيد آنچه را شما مي‏پرستيد ( 4) .


و شما هم نخواهيد پرستيد آنچه را من مي‏پرستم ( 5) .


دين شما براي خودتان و دين من هم براي خودم ( 6) .


بيان آيات


در اين سوره رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را دستور مي‏دهد به اينكه برائت خود از كيش وثنيت آنان را علنا اظهار داشته ، خبر دهد كه آنها نيز پذيراي دين وي نيستند ، پس نه دين او مورد استفاده ايشان قرار مي‏گيرد ، و نه دين آنان آن جناب را مجذوب خود مي‏كند ، بنابر اين نه كفار مي‏پرستند آنچه را كه آن جناب مي‏پرستد ، و نه تا ابد آن جناب


ترجمة الميزان ج : 20ص :645


مي‏پرستد آنچه را كه ايشان مي‏پرستند ، پس كفار بايد براي ابد از سازشكاري و مداهنه آن جناب مايوس باشند .


مفسرين در اينكه اين سوره مورد بحث مكي است و يا مدني اختلاف كرده‏اند ، و از ظاهر سياقش بر مي‏آيد كه در مكه نازل شده باشد .


قل يا ايها الكافرون ظاهرا خطاب به يك طبقه معهود و معين از كفار است ، نه تمامي كفار، به دليل اينكه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را مامور كرده از دين آنان بيزاري جويد و خطابشان كند كه شما هم از پذيرفتن دين من امتناع مي‏ورزيد .


لا اعبد ما تعبدون از اين آيه تا آخر سوره آن مطلبي است كه در جمله قل يا ايها الكافرون مامور به گفتن آن است ، و مراد از ما تعبدون بت‏هايي است كه كفار مكه مي‏پرستيدند ، و مفعول تعبدون ضميري است كه به ماي موصول بر مي‏گردد ، و با اينكه مي‏توانست بفرمايد : ما تعبدونه اگر ضمير را حذف كرده براي اين بود كه كلام دلالت بر آن مي‏كرده ، حذف كرد تا قافيه آخر آيات هم درست در آيد ، و عين اين سؤال و جواب در جمله‏هاي اعبد و عبدتم و اعبد مي‏آيد چون در آنها هم بايد مي‏فرمود : اعبده و عبدتموه و اعبده .


و جمله لا اعبد نفي استقبالي است ، براي اينكه حرف لا مخصوص نفي آينده است ، همچنان كه حرف ما براي نفي حال است ، و معناي آيه اين است كه من ابدا نمي‏پرستم آنچه را كه شما بت‏پرستان امروز مي‏پرستيد .


و لا انتم عابدون ما اعبد اين جمله نيز نفي استقبالي نسبت به پرستش كفار بر معبود رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) است ، و اين خبري غيبي از اين معنا است كه كفار معهود ، در آينده نيز به دين توحيد در نمي‏آيند .


اين دو آيه با انضمام امر قل كه در آغاز سوره است ، اين معنا را به دست مي‏دهد كه گويا رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به كفار فرموده : پروردگار من مرا دستور داده به اينكه به طور دائم او را بپرستم ، و اينكه به شما خبر دهم كه شما هرگز و تا ابد او را


ترجمة الميزان ج : 20ص :646


نمي‏پرستيد ، پس تا ابد اشتراكي بين من و شما در دين واقع نخواهد شد .


بنا بر اين آيه شريفه در معناي آيه لقد حق القول علي اكثرهم فهم لا يؤمنون ، و آيه شريفه زير است كه مي‏فرمايد : ان الذين كفروا سواء عليهم ء انذرتهم ام لم تنذرهم لا يؤمنون .


در آيه مورد بحث جا داشت بفرمايد : و لا انتم عابدون من اعبد - و شما نخواهيد پرستيد كسي را كه من مي‏پرستم ، چون بين معبود رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و معبود بت‏پرستان فرق بسيار است ، يكي اين است كه معبود بت‏پرستان جماد و بي‏شعور است ، و موصولي كه از آن تعبير مي‏كند موصول مخصوص بي شعوران يعني كلمه ما است ، و موصول مخصوص صاحبان شعور كلمه من - كسي كه است ، پس چرا در آيه مورد بحث بجاي اين كلمه ، كلمه ما را بكار برده ؟ پاسخش اين است كه منظور صرفا مطابقت اين آيه با آيه لا اعبد ما تعبدون است .


و لا انا عابد ما عبدتم و لا انتم عابدون ما أعبد اين دو آيه تكرار مضمون دو آيه قبل است كه به منظور تاكيد آن تكرار شده ، نظير تكراري كه در آيه كلا سوف تعلمون ثم كلا سوف تعلمون آمده ، و نيز تكراري كه در آيه فقتل كيف قدر ثم قتل كيف قدر آمده است .


بعضي از مفسرين در توجيه اينكه چرا بين دو موصول فرق نگذاشت ، گفته‏اند : اصلا كلمه ما در دو جمله ما عبدتم و ما اعبد موصوله نيست ، بلكه مصدريه است ، و معناي آيه اين است كه : من نحوه پرستش شما را نخواهم پرستيد ، و شما نحوه پرستش مرا نخواهيد پرستيد ، و خلاصه نه من شريك شما در پرستش هستم و نه شما شريك منيد ، نه در عبادت مشتركيم و نه در معبود ، چون معبود من خداي تعالي است ، و معبود شما بت است ، عبادت من


ترجمة الميزان ج : 20ص :647


عبادتي است كه خدا تشريعش كرده ، و عبادت شما چيزي است كه خودتان از در جهل و افتراء بدعت نهاده‏ايد ، و بنابر اين توجيه ، دو آيه مورد بحث تكرار و تاكيد دو آيه قبل نيستند ، ولي عيبي كه در اين توجيه است ، اين است كه از نظر عبارت آيه بعيد به ذهن مي‏رسد ، و ان شاء الله در بحث روايتي آينده وجهي لطيف براي تكرار دو آيه خواهد آمد .


لكم دينكم و لي دين اين آيه به حسب معنا تاكيد مطلب گذشته ، يعني مشترك نبودن پيامبر و مشركين است ، و لام در لكم و در لي لام اختصاص است ، مي‏فرمايد : دين شما كه همان پرستش بت‏ها است مخصوص خود شما است ، و به من تعدي نمي‏كند ، و دين من نيز مخصوص خودم است ، شما را فرا نمي‏گيرد .


در اينجا ممكن است به ذهن كسي برسد كه اين آيه مردم را در انتخاب دين آزاد كرده ، مي‏فرمايد هر كس دلش خواست دين شرك را انتخاب كند ، و هر كس خواست دين توحيد را برگزيند .


و يا به ذهن برسد كه آيه شريفه مي‏خواهد به رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دستور دهد كه متعرض دين مشركين نشود .


و ليكن معنايي كه ما براي آيه كرديم اين توهم را دفع مي‏كند ، چون گفتيم آيه شريفه در مقام اين است كه بفرمايد شما به دين من نخواهيد گرويد و من نيز به دين شما نخواهم گرويد ، و اصولا دعوت حقه‏اي كه قرآن متضمن آن است ، اين توهم را دفع مي‏كند .


بعضي از مفسرين براي دفع اين توهم گفته‏اند : كلمه دين در آيه شريفه به معناي مذهب و آئين نيست ، بلكه به معناي جزا است مي‏فرمايد : جزاي شما مال شما ، و جزاي من از آن من است .


بعضي ديگر گفته‏اند : در اين آيه مضافي حذف شده ، و تقديرش لكم جزاء دينكم ولي جزاء ديني مي‏باشد ، يعني جزاي دين شما مال شما ، و جزاي دين من مال من .


ولي اين دو وجه دور از فهم است .


بحث روايتي


در الدر المنثور آمده كه ابن جرير ، ابن ابي حاتم ، و ابن انباري در كتاب


ترجمة الميزان ج : 20ص :648


المصاحف ، از سعيد بن ميناء مولاي ابي البختري روايت كرده‏اند كه گفت : وليد بن مغيره و عاصي بن وائل و اسود بن مطلب و امية بن خلف رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را ديدند و گفتند : اي محمد بيا خدايانمان را روي هم بريزيم ، ما خداي تو را بپرستيم و تو خدايان ما را در نتيجه غائله و كدورت بين ما بر طرف شود ، همه در پرستش معبودها مشترك باشيم ، و بالأخره يا معبود ما حق است و يا معبود تو ، اگر معبود ما حق و صحيح‏تر بود سر تو بي كلاه نمانده ، و از عبادت آنها حظي برده‏اي ، و اگر معبود تو حق و صحيح‏تر از معبود ما باشد سر ما بي كلاه نمانده ، از پرستش او بهره‏مند شده‏ايم .


در پاسخ اين پيشنهاد خداي تعالي اين سوره را نازل كرد كه بگو : هان اي كفار ! من هرگز نمي‏پرستم آنچه را كه شما مي‏پرستيد ، تا آخر سوره .


مؤلف : مرحوم شيخ در امالي به سند خود از ميناء از عده‏اي از اصحاب اماميه قريب به اين معنا را روايت كرده .


و در تفسير قمي از پدرش از ابن ابي عمير روايت كرده كه گفت : ابو شاكر از ابي جعفر احول از سوره مورد بحث سؤال كرد ، كه مگر يك سخنگوي حكيم اينطور حرف مي‏زند كه در يك سطر مطلبي را دو بار بگويد و تكرار كند ؟ ابي جعفر احول جوابي از اين اشكال نداشت .


ناگزير به طرف مدينه روان شد ، و در مدينه از امام صادق (عليه‏السلام‏) پرسيد حضرت فرمود : سبب نزول اين سوره و تكرار مطلبش اين بود كه قريش به رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پيشنهاد كرده بود ، بيا تا بر سر پرستش خدايان مصالحه‏اي كنيم ، يك سال تو خدايان ما را عبادت كن و يك سال ما خداي تو را ، باز يك سال تو خدايان ما را عبادت كن و يك سال ما خداي تو را ، خداي تعالي در پاسخشان عين سخن آنان را يعني تكرار مطلب را بكار برد ، آنها گفته بودند يك سال تو خدايان ما را عبادت كن در پاسخ فرمود : لا اعبد ما تعبدون ، آنها گفته بودند و يك سال ما خداي تو را ، در پاسخ فرمود و لا انتم عابدون ما اعبد ، آنها گفته بودند باز يك سال تو خدايان ما را عبادت كن در پاسخ فرمود : و لا انا عابد ما عبدتم ، آنها گفته بودند و يك سال ما خداي تو را در پاسخشان فرمود : و لا انتم عابدون ما اعبد لكم دينكم و لي دين .



ترجمة الميزان ج : 20ص :649


ابو جعفر احول وقتي اين پاسخ را شنيد نزد ابي شاكر رفت ، و جواب را بدو گفت ، ابو شاكر گفت : اين جواب مال تو نيست اين را شتر از حجاز بدينجا حمل كرده ، ( يعني تو نزد جعفر بن محمد رفته‏اي و پاسخ را از او گرفته‏اي) .


مؤلف : مفاد تكرار در كلام قريش اين است كه بيا تا به آخر عمر يك سال تو خدايان ما را و يك سال ما خداي تو را بپرستيم.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :