امروز:
چهار شنبه 7 تير 1396
بازدید :
452
آيا اديان آسماني(الهي) خصوصاً اسلام از نظر فرقه بهائيت مورد تأييد است؟

بنا به نقل بهائيان آئين بهائي در سال(1260 هـ ) در ايران با ظهور شخصي به نام سيد علي محمد شيرازي تأسيس گرديد او از خانواده اي تاجر پيشه بود كه در 25 سالگي خود را نماينده خداوند بر روي زمين خواند كه موظف است مردم را براي ظهور عدل خداوندي و آمدن آن موعود اماده سازد.[1]
بهائيان قائل اند كه«او از جمله پيامبران مقدسه الهيه محسوب مي شود كه به اراده خداوند متعال بعد از حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مبعوث گشت و اهل عالم را به ديني جديد دعوت نمود.» لذا براي«باب» دو مقام قائل
مي باشند. الف ـ پيامبري مستقل و صاحب كتاب. ب ـ مبشر به ظهور بهاءالله.»[2]
تا اينجا معلوم مي شود كه بهائيان خواسته يا ناخواسته به وجود شريعت ها و اديان الهي اعتراف دارند. از طرفي هم اعتراف دارند كه هر پيامبري بايد مبشر پيامبر بعدي خود باشد كه اين از جمله وظايف هر پيامبري است. و هر ديني دين قبلي را كاملتر نموده مؤيد دين قبلي نيز مي باشد چون اگر آنرا قبول نكند. بشارت به آمدن پيامبر بعدي منتفي خواهد شد و لذا يكي از ادله اثباتي خود را از دست خواهد داد. پس اجباراً بايد دين قبلي را صد در صد قبول كنند. و دين قبلي دين اسلام است و اتفاقاً قبول هم دارند كه مي گويند، بعد از حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ » ظهور پيامبر جديد پديد آمد[3]و اومبشر است.[4] سؤال اساسي اينجا طرح مي شود كه چگونه او پيامبري مستقل مي تواند باشد با توجه به اينكه مي گويند:«او از جمله انبياي اولوالعزم و صاحب وحي الهي است و مانند بقيه انبياي الهي اولوالعزم با دين و كتاب جديد آمد است»[5] در حالي كه قرآن و دين اسلام انبياي داراي كتاب و دين مستقل كه اولوالعزم باشند را پنج نفر مي داند[6] ولي نامي از«باب» در آن نيست و همين دين اسلام و قرآن در هيچ كجا وعده آمدن پيامبري به نام باب يا بهاءالله نداده است؟! چگونه ادعاي پيامبري داريد با اينكه هيچ مؤيدي از دين قبلي نداشته و نداريد؟
بهائيان مي گويند:«ميرزا حسينعلي نوري معروف به«بهاءالله» يكي از پيامبران الهي مي باشد كه در نهايت بندگي اهل عالم را به سوي خدا يكتا و پروردگار بي همتا دعوت مي نمايد.»[7]حال اين فكر به نظر مي رسد كه آ‌يا بهائيت يا دين
جديد است و يا در ادامه همان دين باب و بابي گراي است؟! اگر دين جديد است چگونه شما هنوز از باب يا قداست و به عنوان پيامبري كه دينش نسخ نشده و هنوز مورد احترام است برخورد  مي كنيد؟ اگر هم نسخ شده و قداست ندارد و چرا اعلام نمي كنيد و نكرديد؟! مضافاً به اينكه شما سخنان باب را كه مبشّر است صد در صد قبول داريد. پس چرا سخنان اسلام و پيامبر آن را كه دين قبلي است و مدعي هستيد كه به آمدن بهاء الله وعده داده قبول نداريد؟! و عمل نمي كنيد؟! چون اگر قبول داشتيد. آياتي كه خاتميت دين اسلام را و اعلام دين حقيقي كه همان اسلام است نزد خداوند را رها نمي كرديد و به بعضي امور ديگر كه خواسته بيگانگان است تن دهيد و سخنان شاخص و اختلاف انگيز را ساز كنيد![8] بنابراين بهائيان چاره اي ندارند جز اعتراف به وجود اديان الهي سابق و به وجود پيامبران آنان حال اگر براساس منافع شخصي به آن گردن نمي نهند كه نمي نهند، سخن ديگري است كه در جاي ديگر بايد بحث شود. اينجا بد نيست به يكي دو مورد از سخنان اعتراف آميز آنان به حقيقت اين اسلام و پيامبر آن اشاره شود.
«باب» مي گويد:«اين شريعت مقدسه(اسلام) نسخ نخواهد شد بلكه حلال محمد حلال است تا روز قيامت و حرام  محمد حرام است تا روز قيامت.»[9] و حتي  حسينعلي نوري هم اعتراف مي كند:«كه رسالت به حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ ختم گرديد و مقام من رسالت و نبوت نبوده و نخواهد بود.»[10]
خلاصه اينان در بحث نظري كه مي شود براي اثبات خود هم كه شده اعتراف به اديان قبلي و دين اسلام خصوصاً دارند ولي وقتي سخن از التزام عملي مي شود به دليل دست كشيدن از ادعاء سعي در توجيه و با تأويل هاي وحشتناك مي نمايند و اساساً اينان خود را در سطح جهان به نام اسلام طرح و تبليغ مي كنند و به عبارتي زير پوشش و چتر اسلام موجوديت خود را بيان مي دارند. پس آنان نه تنها دين اسلام و پيامبر كه اديان و شريعت هاي قبلي را نيز قبول دارند منتهي بحث منافع كه مي ‌آيد نخست توجيه مي كنند كه عدم قبولي آنان زمينه ادعاي پيامبري و دين جديدشان را بيشتر به مخاطره مي فكند.                               

پي نوشت ها:
[1] . سايت آئين بهائي، WWW.bahai . com.
[2] . همان.
[3] . به كتاب كشف الحيل عبدالحسين آيتي. يكي از مبلغين مطرح آئين بهائي كه از آنان جدا شده رجوع شود.
[4] . به كتاب اعترافات فضل الله مهتدي(صبحي) رجوع شود.
[5] . سايت بهائي، آئين جهاني، WWW.bahai.com.
[6] . شوري، 13.
[7] . آل  عمران، 19.
[8] . به سايت چرا مسلمان شدم WWW.raofi.com.
[9] . رجوع شود به صحيفه عدليه. علي محمد باب. ص 5، سايت بهائيت اُرگ.
[10] . به رحيق مختوم، ج 1، ذيل ترجمه آيه 40 سوره احزاب، ص 78، و به كتاب قاموس توقيع، اول، ص 114، رجوع شود و به سايت WWW.baheyat.org.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :