امروز:
چهار شنبه 6 ارديبهشت 1396
بازدید :
505
راجع به انحرافات اکنکار توضيحاتي بدهيد؟

1. تعريف اکنکار: پيروان اين نحله در معرفي آئين خود از تعريف هاي مختلفي استفاده کرده اند.
الف) «اکنکار هنر سفر به درون و تماس با نور الهي و جريان قابل سماع حيات است».
ب) «اکنکار  دانش باستاني سفر روح، مقوله اي درباره ي انعکاس آگاهي دروني است که از ميان وضعيت هاي تحتاني به وضعيت شعفناک الهي سفر مي کند».
ج) «اکنکار  راه طبيعي بازگشت نزد خداوند و دانش باستاني سفر روح و علمي دقيق است که خالص ترين تعليم را در بر مي گيرد»
2. اصطلاحات رايج: در ميان پيروان اکنکار اصطلاحي وجود دارد که به برخي از آن ها اشاره مي شود.
الف) اک: در تعريف اک که نام ائين اکنکار از آن گرفته شده، گفته اند« اک» يا همان روح الهي جريان پيوسته اي است که مستقيما از قلب سوگماد (نام خداوند در طريق اک) به سمت کل جهان ها جاريست و همه جا را در بر مي گيرد، آفريننده و حفظ کننده همه جهان ها و کهکشانهاست و چون همه حيات از آن نشأت مي گيرد آن را «نيروي حيات» نيز مي نامند، نام ديگر اک «روح القدس»، «جوهره ي خدا» و «جريان قابل شنيدن حيات» مي باشد.
ب) ماهانتا: بالاترين وضعيت آگاهي استاد حق در قيد حيات و راهنماي معنوي اکنکار را ماهانتا گويند.
ج) چلا: شاگرد معنوي، مريد و پيرو را چلا گويند که با ماهانتا در جهان­هاي دروني (خواب، مراقبه، سفر روح) ملاقات مي کند و به سير و سياحت در جهان هاي سوگماد (خدا) مي پردازد و آنچه براي رسيدن به آگاهي خدايي نياز دارد را مي آموزد.
د) سوگماد: نام خداوند متعال در طريق اک مي باشد.
هـ) آتما: روح را در طريق اک، آتما مي گويند.
و) هيو: ذکريست که در طريقت اکنکار به کار برده مي شود.
يکي از پيروان اکنکار در تعريف هيو چنين سروده است.
هيو از ارتعاشات الهي است                     بلند آواز ترين بانگ رهايي است
هيو جاري در آواز قناريست                   هيو در بانگ باران بهاري است
هيو خالص ترين نوع دعاهاست               نه خواهش  شور عشق در  آن هويداست
3. بنيان گذار:
اين نحله در سال 1965 . م توسط جان پل توئيچل متولد 1908 . م و وفات 1971 . م در لاس و گاس آمريکانيان نهاده شد،[1] وي در آغاز عضو فرقه­ي کليساي علم  شناسي بود که در سال 1954 بر اساس تعاليم  ال . ران ها برد نويسنده موفق داستان هاي علمي ـ  تخيلي بنيان نهاده شد.[2] بعد ها پيرو شخصي بنام (کيد بل سينگ) که جنبش «روحاني ستسنگ» يعني «جمعيت روحاني» را در هند بنيان نهاده بود، شد.[3]
و بعد ها تحت تأثير اين دو آئين نو پا طريقت اکنکار را تأسيس کرد. پيروان جان پل توئيچل کرامات و کارهاي شگفتي به او نسبت مي دهند مثل:
الف) در زمان کودکي توسط همين دانش از مرگ حتمي نجات يافت.
ب) پل مي توانست در کالبد روحي صدها مايل طي کند و با دانش پژوهان خود صحبت کند.
ج) پل مي توانست بارش باران را بند آورد.
د) پل مي توانست روي اجسام بي جان مثل ماشين تأثير بگذارد.
4. اصول اعتقادي
الف) جهان شناسي: طريقت اکنکار به وجود دنياهاي متعدد و طبقاتي، معتقد است و مي گويد اين دنيا ها توسط اک که همان «روح القدس» يا «جوهره خدا» مي باشد، به وجود آمده اين روح از قلب سوگماد «خداي اک» بيرون مي آيد.
ب) خدا شناسي: در طريقت اکنکار «سوگماد» خداي اکنکار آفريننده نيست و شخصيت و جنسيت ندارد و بالاترين مقام الهي است.
ج) وحدت وجود: اکنکار ها معتقد به وحدت وجود هستند و مي گويند «هر يک از ما پاره اي از خداست که مي گويد من عشق خواهم ورزيده ما با خدا يکي بوديم و آنگاه خداوند فرمود من خلق خواهم کرد. سپس ما به عنوان بشر زاده شديم اما اين حقيقت را نمي توان به ياد آورد».
د) استادان اکنکار: از ديدگاه طريقت اکنکار اساتيد اک افرادي هستند که وظيفه ي ياري کردن بشريت در جهت تکامل، ارائه تعاليم و يافتن مريد را به عهده دارند و اينان را مي توان در تمام سيارات و طبقات کيهاني پيدا کرد و هم چنين معتقدند، همه پيامبران در مکتب اک دوره هاي اکنکار را گذرانيده و توانمندي روحي يافته اند و حتي افرادي مثل حافظ و شمس تبريزي را از پيروان اين طريقت مي دانند.
هـ) کارما و تناسخ: پيروان اکنکار به مانند ساير اديان هندي به اصلي به نام کارما معتقد هستند بر اساس اين اصل هر کاري که در اين جسم انجام دهيم نتيجه ي آن را بعد از مرگ و ورود روح به جسم بعدي خواهيم ديد يعني اگر کار خوبي انجام دهيم بعد از مرگ جسم حاضر، روح وارد (جسم بهترين خواهد شد اگر در اين جسم فقير بوده در آن جسم ثروتمند خواهد بود. انتقال روح از اين جسم به جسم ديگر که به صورت متوالي ادامه دارد را تناسخ مي نامند بنابر اين تناسخ بستري براي اجراي اصل کارما و همچنين جانشيني براي معاد اديان الهي است.
5. روش طريقت اکنکار:
اکنکارها معتقدند که انسان از خدا جدا شده و براي بازگشت به خدا و خدا شدن بايد به مراقبه بپردازند تا به خود شناسي رسيده و از آن به خداشناسي برسند و در نهايت به مقام متعالي خدا نائل شوند اين عمل فقط از طريق دسته اي از تمرينات معنوي انجام مي گيرد که  فقط پيروان اکنکار از آن باخبر هستند.


انتقادات:
بعد از معرفي اجمالي طريقت اکنکار به برخي از انتقادات وارد بر اين طريقت اشاره مي کنيم.
1. اين طريقت به شدت تحت تأثير اديان هندي و جريانهاي جديد متأثر از اين اديان هستند و طبيعي است که انتقادات وارد بر اديان هندي بر اين طريقت هم وارد گردد.
2. اين نحله به وحدت وجود معتقد بوده و منکر مرزهاي موجود بين واجب الوجود و ممکن الوجود مي باشند و نتيجه­ي اعتقادشان همه خدائيست يعني همه چيز را خدا مي دانند و هرگز معلوم نمي سازند که چگونه مي شود انسان ممکن الوجود و محدود به مرتبه واجب الوجود يا همان سوگماد نامحدود برسد.
3. کتابهايي که در تبيين اصول اکنکار نوشته شده همگي شبيه داستانهاي علمي ـ تخيلي مي باشند و تخيل و رويا پردازي رکن اصلي آنها به حساب مي آيد جالب اين است که با اين داستان ها ادعاي جهان بيني و تبيين هستي را دارند.
4. اکنکارها هيچ تعهدي در دفاع از اصول و فروع خود ندارند.
5. پيروان اک وقتي در پاسخ سوالات مي مانند مخاطبين را به نفهمي و نداشتن ظرفيت متهم مي کنند اگر اين آيين براي سعادت انسان ها آمده بايد در حد فهم انسان ها باشد.
6. آنها معتقد به پاداش و سزاي اعمال هستند و معتقدند اگر در اين جسم کار خوب يا بد انجام داد در جسم بعدي سزا و پاداش آن را خواهد ديد و نام آن را «کارما» مي گذارند، حال بايد پرسيد اگر اين جسم کار بدي انجام داده چرا جسم بعدي عذاب آن را بکشد و اگر اين جسم کار خوب کرده چرا آن جسم پاداش ببرد.
7. آنان معتقد به تناسخ صعودي هستند يعني روح در انتقال از جسمي به جسم ديگر صعودي حرکت کرده و تکامل پيدا مي کند در اين صورت بايد منکر عذاب شدن آدمهاي بد کار در جسم بعدي باشيم و اين يعني انکار «کارما» و اگر تناسخ تنزيلي را قبول کنند بايد ايرادهاي وارد بر تناسخ مطرح در اديان هندي را بپذيرند.
8. در اديان الهي رسيدن به تکامل و مقام بالاي عبوديت اختيارست و انسان مي تواند در يک بار زندگي کردن به اعلي عليين يا اسفل السافلين برسد، اما تناسخ صعودي اکنکار تکامل را امري اجباري مي داند و اين يعني جبر محض.
9. بنيان گذار اکنکار ادعاي نبوت نمي کند اما مقامي بالاتر از انبياء براي خود قائل است و براي ادعاي خود معجزه  اي نمي آورد، ولي کرامات فراواني به خود نسبت مي دهد همان گونه که سخنانش بي دليل است کراماتهايش هم ادعاي محض مي باشد.
10. روانشناسان و جامعه شناسان معتقدند اين جنبش و جنبشهاي همسان هرچند در کوتاه مدت عده اي را به دور خود جمع مي کنند، ولي در عمل جز رفاه و توانمندي براي رهبران و ضعف و پريشاني براي پيروان، نتيجه اي در بر ندارد.

پي نوشت ها:
[1]. جان آره هينلز، فرهنگ اديان جهان، ويراسته: 4، پاشائي، قم، مرکز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب چاپ بهار 85، ص53.
[2]. همان، ص 518.
[3]. همان، ص 391 ـ 392.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :