امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
721
چرا امام امیرالمومنین علی(علیه السلام) دخترخودرا به عقد عمردرآورد؟

بنا بر دلايل عقلی ونقلی ودلايل جانبی ديگر اين مسئله به سختی قابل ترديد ومشکوک است به نحوی که قبول آن بسيار مشکل می نمايد ،دراينجا به اجمال موردازنظرمنابع تاریخ وسند روایت مورد برسی قرار می گیرد.
1-  اختلاف شديد بين علما:
ذكر اين نكته به عنوان مقدمه لازم و ضروري است كه در اصل ازدواج عمر با ام كلثوم، ميان علماي شيعه اختلاف است. برخي از بزرگان وقوع آن را  پذيرفته وقبول امير المؤمنين را از روي اجبار و حفظ آبرو و غيره... ذكر كرده‌اند. و گروهي ديگر از علماي اماميه وقوع چنين امري را محال دانسته‌اند و اصل اين جريان را ساختگي و از جمله دسيسه‌هاي دشمنان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ مي‌دانند.علمای عامه نیزدرپذیرش روایت تردید کرده اند. هر كدام از منكرين و قائلين ادله‌اي بر مدعاي خويش اقامه كرده‌اند كه بدانها اشاره مي‌نماييم: 1. برخي روايات دلالت دارد كه مسأله ازدواج عمر با ام كلثوم از روي اجبار و تهديد بوده است.[1] بدين گونه كه: عمر از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ شنيده بود كه در روز قيامت هر حسب و نسبي قطع مي شود مگر حسب و نسب من.[2]
روي اين اصل بود كه تصميم گرفت با يكي از اولاد حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ ازدواج نمايد پس براي خواستگاري ام كلثوم به نزد علي كسي را فرستاد.[3] و حضرت در جواب او فرمودند او هنوز كوچك است و قادر بر امور خانه‌داري نيست، عمر تصور كرد كه امير المؤمنين بهانه آورده است. ناراحت شد و به عباس عموي علي متوسل شد و گفت دختر برادرزاده‌ات را خواستگاري كردم و علي بهانه آورد، اگر امتناع كنيد، به خدا قسم سقايت حج و زمزم را از شما خواهم گرفت و دو نفر شاهد اقامه خواهم كرد كه علي دزدي كرده و دست او را قطع خواهم كرد و آبرويش را خواهم ريخت، عباس بن عبدالمطلب جريان را براي علي نقل نمود و گفت امر ام كلثوم را به من واگذار و گرنه فتنه ‌هايي پديد خواهد آمد كه دامن همه را خواهد گرفت، لذا علي براي حفظ بسياري از مصالح و جان خود تقيه نمود و امر دخترش را به عمويش عباس واگذار كرده و عباس ام كلثوم را به عقد عمر درآورد تا قائله خوابيدو عده‌اي ضمن تأييد اين مطلب مي‌گويند عمر قبل از عروسی بدست ابولؤلؤ كشته شد.[4] و علي دخترش را به خانه‌اش برگرداند.[5]
امااخبار ی که اين مطلب را نقل کرده اند دارای مشکلات فنی هستند که نمی توان به آنها اعتماد کرد از جمله :
2- ضعف سند: در مقابل اين عده از علماي شيعه عده‌اي وقوع چنين ازدواجي را محال دانسته‌اند .شيخ مفيد كه وثاقتش، در پيش علماي فريقين ثابت شده است راوي و نقل كننده اين خبر را كه از طريق زبير بن بكار در منابع آمده است كاذب و از دشمنان سرسخت امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ دانسته چون كينه و دشمني خود را در نقل خبر دخيل كرده است.[6] لذا به خبر او نمي‌توان اعتماد كرد4
3- ضعف شديد متن روايت و معارض بودن صدر آن با ذيل و خالی بودن كامل متن روايت از نظم منطقي رايج كه بايد در روايت رعايت شود، برای نمونه : برخي از متون حكايت از تهديد خليفه دوم مي‌نمايد و برخي آن را با رغبت و رضايت و ميل علي ـ عليه السلام ـ و با ولايت خودش درعقد نقل كرده‌اند.5 .تعارضات اینگونه درنقل روایت فراوان است.
در عين حال برخي از روايات ولايت عقد را به عباس داده و تهديد را براي بني هاشم متوجه كرده‌اند. و هم چنين برخي از روايات نقل كرده‌اند كه علي دخترش را با تكه‌اي پارچه به سوي خانه عمر فرستاد تا عمر او را بپسندد و عمر هنگام گرفتن پارچه  به ساق پای او نگریست ودست زد.. اين خبر از نظر علماي اهل سنت نيز مردود شمرده شد و دور از شأن خليفه دوم تلقي گرديده است.[7] اگر از شأن خلفيه دوم بعيد است آيا با شأن علي(علیه السلام) چنين چيزي كه خلاف سنت نبوي است سازگار است. در حالي كه دختر علي سن چنداني هم نداشت كه علي نگران ازدواجش باشد اين هرگز با شأن و مقام علي و اهل بيت سازگاري ندارد؛ بلكه افراد عادي نيز تحمل اين گفته‌ها را نمي‌كنند و به غيرتشان لطمه مي‌خورد چه رسد به امام معصوم. برخي از متون روايت را طوري حكايت كرده‌اند كه عمر بعد از تزويج با ام كلثوم از دنيا رفت[8] ولي برخي براي او اولادي بنام زيد ذكر كرده‌اند. برخي نيز زيد و مادرش را در گذشتة دوره امام حسن ـ عليه السلام ـ دانسته‌اند ولي برخي از آنها گفته‌اند كه زيد قبل از مادرش از دنيا رفت. از جمله آشفتگي‌هاي متن اين روايت اختلاف در مقدار و نحوه پرداخت مهريه است.[9] بنابراين هيچ عالم عاقلی اعم از شيعه و سنّي به اين خبر پر از تعارض اعتنا نمي‌كند روايتي كه متن آن تا اين حد آشفته و مضطرب باشد هرگز قابل قبول و استناد نيست. در بعضي از نقلها آمده است كه عمر با ام كلثوم ازدواج نمود ولي قبل از عروسي بدست ابولؤلؤ كشته شد و ام كلثوم با عون بن جعفر بن ابيطالب ازدواج نمود، اين خبر چون در منابع معتبر اهل سنت نيز آمده است قابل اطمينان مي‌نمايد.[10] چون مؤيدات ازدواج ام كلثوم با عون بسيار است از جمله روايتي كه امير المؤمنين از پيامبر نقل مي‌كند: «نظر النبي ـ صلّي الله عليه و آله ـ الي اولاد علي ـ عليه السلام ـ و جعفر ـ عليه السلام ـ (دو برادر) فقال: بناتنا لبنينا و بنونا لبناتنا»؛[11] جريان ازدواج عون با ام كلثوم در قديميترين ‌منابع اسلامي نيز آمده است[12]  و اصلا شهرت بسيار زيادي دارد كه قابل انكار نيست.
4- انگيزه ی سياسی بر جعل:روایت سازی وجعل اينگونه روایات نيز در ميان مورخين اين قضيه را دارای مشکل جدی می کند از آنجهت که درصدد سرپوش گذاشتن به برخی مسائل تاريخ(جریان خلافت وحمله به خانه حضرت زهرا) ويا فضيلت ساختن به عمرو....،چون روایات زیادی ازپیامبردرباره ی فضایل علی (ع)بود، امویان برای بالا بردن جایگاه افرادی مثل عمر ودیگران اقدام به جعل این روایات کردند که در متون تاريخی عهد اموی اين انگيزه ها زيِاد ديده شده وامويان چنين نيروهای قلم به مزد داشتند که از اين کارها انجام می دادند .وهمين جعليات به منابع ديگر نيز رسوخ کرده .برخی نیز با نیت آشتی دادن فرقه ها وکم کردن اختلاف بین فرقه های اسلامی از این کارها کرده اند.برخی از آل زبیر نیز به خاطر دشمنی با امیرمومنان شاید درجعل این خبر دست داشته اند.
5- درصورت پذیرفته شدن:امااگر گفته هایی را که ازدواج را صحیح دانسته اند، بپذیریم باعقايد شيعه هیچ منافاتي نداشته، وبه دلايل زيرامام راضی به ازدواج دخترش با او شده:
1. براي ازدواج گفتن شهادتين و نماز گزاردن به سوي كعبه و اقرار به اسلام كافي است، هر چند ازدواج با مسلمان غير شيعه كراهت دارد.[13]
2. اگر علي ـ عليه السلام ـ اين ازدواج را تأييد كرده باشد، به خاطر شرايط خاص و قرار گرفتن در محذوراتي بوده است. همان طوري كه خودش فرموده: اين دوره برايش چونان كسي كه استخوان بر گلويش گير كرده باشد،[14] بوده است و روزگار كاملاً براي علي غير عادي بود. از طرفي تهديد هم شده بود، پس براي حفظ منافع اسلام كه بارها فرموده است: بسياري از ظلمها را تحمل نمود تا اساس اسلام محفوظ باشد،‌اين ظلم نيز يكي از اين موارد است.[15] ظلمهايي كه در حق همسر علي روا داشتند، آن حضرت ساكت ماند حق مسلم خودش را غصب كردند، ساكت شد. در مقابل اين ظلمها تزويج ام كلثوم به عمر ظلم كوچكي است.
3. در جريان قوم لوط پيامبر كه قرآن به روشني آورده است، لوط پيامبر در برابر تهديدات خود كه ظالمين به نوح بودند و قصد ايذاء او را داشتند و نيت بدي نسبت به ميهمانان لوط در فكر داشتند و به خانة او هجوم مي‌آوردند، آن حضرت براي محفوظ بودن آبروي خود و حفظ احترام ميهمانان به آنها پيشنهاد ازدواج با دخترانش را مي‌دهد: «... هؤلاء بناتي هنَّ اَطَهرلكم»؛[16] و هم چنين پيامبر اكرم نيز دو دختر خود را كه در عقد دو كافر بودند كه بعد از اسلام آنها، دخترانش را با همان عقد به شوهرانشان عودت داد.[17] بنابراين عقیده ودیدگاهی كه اهل سنت با وجود بسياري از اشكالات كه درباره این روایت  وجود دارد وقبولش مشگل است؛در صورت تحقق هيچ فضيلتي را براي خليفه دوم نمي‌توانند ثابت كنندواز نظر عقیدتی نیز هیچ مشکلی راحل نمی کند و در پيشگاه خداوند نيز اين گونه كارها هيچ برتري محسوب نمی شود ؛اگر معیار بود خداوند هرگز به لوط پیامبر اجازه نمی داد تادرباره ی دخترانش به کافران چنین گوید. وآنان را به تزویج کافران دربیاورد .درطول تاریخ ازدواجهای تحمیلی وزوری بسیار بوده، که هیچ محبتی بین دوطرف نبوده بلکه دشمنی وجنگ نیز بوده.
درنتیجه با توجه به متن وسند آشفته ی این خبر به نظر مي رسد اساس ترويج اين نظريه (ازدواج ) یا با انگیزه ی سیاسی ویا  به خاطر همنامي دختر امام با یکی از همسران خليفه ي دوم كه نامش ام كلثوم بوده است مي باشد؛از اشتباه ناشی شده باشد؛ شاهد بر اين ادعا اين است که خليفه دوم ازاين همسرش فرزندي بنام زيد داشته كه همين فرزند را به دختر امام نسبت داده اند؛ اگر به منابع رجالي مراجعه شود درميان همسران عمر يكي از زنانش كه از اوفرزندان زيادي داشته ازجمله آنهازيداست. باتوجه به اين مطلب احتمال دارد اين مسئله ازاساس  جعلي باشد ،كه عمر درخواست ازدواج با دختر خردسال را داشته  باشد ؛ چنانکه برخی از علمای اهل سنت نيز اين مسئله را از شان عمر بعید دانسته وقبول نکرده اند ،از اين رو می توان گفت  اين مسئله ی برخلاف ادعاهای جدید برخی ، درست نمی باشد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1- ازدواج ام کلثوم با عمرنوشته ی آيت الله ميلانی
2- فاطمه الزهرا بهجه قلب المصطفی نوشته ی رحمانی همدانی.
3- ج7 ازمجموعه آثار شیخ مفید.
4- ازدواج ام کلثوم مظلومیت دیگر،سعیدداودی

پي نوشت ها:
[1] . امين الاسلام طبرسي، اعلام الوري، ص 204، و رسائل الشريف، المرتضي، ج 1، قم، دار القرآن، 1405، ص 290 ـ 291، و كليني، فروع كافي،‌ج 5، ص 346، و ج 1 و 2 و 6، ص 125.
[2] . ابن المغازلي، مناقب علي ابن ابيطالب، تهران، اسلاميه، تهران، ص 108، ابن اسحق، سيره، دكتر سهيل، قم، دفتر مطالعات، 68، ص 248.
[3] . يعقوبي، تاريخ، ج 2، بيروت، دار صادر، 1379، ص 149.
[4] . عبدالفتاح، مبدأ المقصود، علي بن ابيطالب، ترجمه طالقاني، ج اول، ص 388.
[5] . ر.ك: رسائل علميه، باب احكام نكاح.
[6] . مجلسي، بحار، ج 42، چ دوم، بيروت، دار الوفاء، ص 88 و 107، به نقل كتاب شيخ مفيد.
[7] . بسط ابن جوزي، تذكرة الخواص، ص 321؛ و هم چنين، علي محمد دخيل در اعلام النساء ص 14 و 22 كه از الاصابه، ج 4، ص 492 و از الاستيعاب، ص 490، چاپ دار صادر بيروت نقل كرده اين مطلب را بسيار قبيح شمرده است كه اين بهتاني به خليفه و علي و شان خليفه دوم به دور است كه ساق دختر نامحرم را لمس كند و علي هم دخترش را نمي‌فرستد تا مرد اجنبي با او سخن بگويد. خواننده محترم شما حاضريد درباره دخترتان يا خواهرتان اين حرفها زده شود؟! همداني، فاطمة الزهراء، چ دوم، تهران، نشر مرضيه، 1372، ص 651، و مجلسي، بحار، ج 42، چ دوم، بيروت، موسسه الوفاء، 1403، ص 107.
[8] . عبدالفتاح عبدالمقصود، علي بن ابيطالب، ترجمه طالقاني، ج اول، ص 388، نويسنده با حالت رمانتيك مي‌خواهد خليفه دوم را از گذشته‌اش تبرئه كند.
[9] . مجلسي، بحار، ج 42، چ دوم، دار الوفاء، ص 88 و 107.
[10] . محمد بن اسحق، سيره، دكتر سهيل زكار، قم، دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي، 1362، 1410، ص 250.
[11] . شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، باب الاكفاء، ص 393.
[12] . مجلسي، پيشين، ص 91، به نقل از ابومحمد نوبختي در كتاب امامت و مناقب ابن شهر آشوب.
[13] . ر.ك: رسائل علميه، باب احكام نكاح.
[14] . نهج البلاغه، خطبة شقشقيه، خطبه 3.
[15] . نهج البلاغه، نامه 62.
[16] . هود، 78.
[17] . آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، چ ششم، تهران، دانشگاه، 1378، ص 344 و 225.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :