امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
681
در نامه‌اي كه علي ـ عليه السّلام ـ در صفين به معاويه مي‌نويسد از عمروعاص تعبير به دم بريده مي‌كند. چرا اين تعبير را دارد؟ مگر عمرو عاص منقطع النسل بود؟

أبتر و منقطع النسل بودن فقط در مورد افرادي كه فرزند ندارند، صادق نيست. بلكه اين الفاظ عموميت داشته و شامل افرادي هم مي‌شوند كه فرزند و بالخصوص فرزند ذكور دارند ولي پس از گذشت سالها نسلي كه از اولاد او ادامه داشته به يك برهه از زمان مي‌رسد، اندك اندك كم گشته و در نهايت نسل او منطقع مي‌گردد.
عاص بن وائل، پدر عمر و عاص،فردی بود كه به حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ را با زبان خود رنجانده وابترمی گفت ؛خداوند با نزول سوره ی کوثرپاسخ اورا داده واورا ابتر خواندونسل زهرا را تاقیامت پایدار ودرحال ازدياد است اما پدر عمروکه با وجود داشتن فرزند ذكور ابتر نامیده شد و پس از او اين لقب را در مورد فرزندش نيز به كار بردند.[1]
و در تفسير آيه ی پاياني سوره كوثر به اعجاز آن آيه اشاره شده و در ادامه آمده است كه: اين آيه خبر مي‌دهد كه دشمنان او (پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ) ابتر خواهند بود و چنين نيز محقق شد چنان چه دشمنانش تار و مار شدند كه امروزه اثري از آنها باقي نمانده است، در حالي كه طوائفي همچون «بني‌اميه»، و «بني‌عبّاس» كه به مقابله با پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و فرزندان او برخاستند، روزي آن قدر جمعيّت داشتند كه فاميل و فرزندان آنها قابل شماره نبود، ولي امروز اگر هم چيزي از آنها باقي مانده باشد، هرگز شناخته نيست.[2]
البته از اين تفسير مطلب ديگري هم قابل استفاده است و آن اين كه اگر فردي اولادي نسل اندر نسل داشته باشد ولي با گذر زمان نسل او ناشناخته شده و رابطه نسبي وي در بوتة فراموشي سپرده شود به چنين شخصي هم دم بريده اطلاق مي‌گردد.
و امّا ابوعبدالله عمرو بن عاص بن وائل ، دو پسر داشت به نام هاي عبدالله كه قبل از پدرش، عمرو اسلام آورده بود و اين عبدالله خود فرزنداني چند داشت از جمله محمد، هاشم، هشام و عمران[3] و اين نشانگر آن است كه نسل عبدالله ادامه داشت. و نام پسر ديگر عمرو، محمد بود كه وي از پدرش روايت كرده است.[4]
با اين وصف اطلاق دم بريده توسط حضرت علي ـ عليه السّلام ـ به عمروعاص از جهت اول كه هيچ فرزندي نداشته باشد، نيست. بلكه از آن جهت بوده است كه قرآن از پدر او را درسوره ی کوثر با این لقب یاد کرده وامام به اورا به خاطر سابقه دشمنی با پیامبرمذموم دانسته واز حقیقت وحی به او خبر داده وگذشته وآینده را به او یاد آوری می کند؛ چون در آينده، يا نسل عمرو در يك برهه از زمان قطع مي شود و يا اگر هم ادامه مي‌داشت اين رابطه نسبي او با گذشت زمان فراموش ‌شده و از يادها خواهد رفت. همان گونه كه امروز پس از گذشت ساليان و قرنها اين فرمايش حضرت به وقوع پيوسته و هيچ كس از اعقاب عمرو بن عاص باقي نمانده، و اگر هم مانده باشد اين رابطه از اذهان فراموش شده است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. وفيات الاعيان، ابن خلكان.
2. جنگ صفين، نصر بن مزاحم.
3. تفسير نمونه ذيل سوره مباركه كوثر.

پي نوشت ها:
[1] . حسيني،‌ سيد مصطفي، معارف و معاريف، موسسه فرهنگي آرائه، ج 1، ص 190.
[2] . مكارم شيرازي، ناصر،  و همكاران، تفسير نمونه، تهران، ناشر دار الكتب الاسلاميه، چ بيستم، 1378، ج 27، ص 377.
[3] . ابن سعد، طبقات الكبري، بيروت، ج 4، ص 261 ـ 262.
[4] . ابن حجر عسقلاني، الاصابة في تمييز الصحابة، بيروت، ج 4، 539 و 540.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :