امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1258
عدم لياقت حسن بصري براي موعظه
حسن بصري يكي از دانشمندان بزرگ اسلام، در قرن اول هجري است، كه دستگاه حكومت بني‌اميه از چهره مذهبي او براي توجيه جيانت خود فراوان استفاده مي‌نموده.
در زمان حكومت امام علي ـ عليه‌السّلام ـ حسن بصري جواني نورس بود. پس از پايان جنگ جمل و فتح بصره به دست ارتش امام، هنگاميكه امام در ميان هياهوي مردم و موج جميعت وارد بصره مي‌شد، درلابلاي مردم، جواني را ديد كه قلم و لوحي در دست دارد و چيزهائي را كه امام مي‌گويد يادداشت مي‌كند، حضرت با آواز بلند او را صدا زد كه: چه مي‌كني؟
حسن پاسخ داد: آثار شما را يادداشت مي‌كنم، تا پس از شما براي مردم بازگو كنم.
امام در اينجا جمله‌اي فرمود كه جالب و قابل توجه است، فرمود: «اما ان لكل قوم سامريا و هذا سامري هذه الامه الانه لايقول لامساس و لكنه يقول لا قتال؛ مردم آگاه باشيد كه هر ملتي يك سامري دارد كه با تزوير خود و با چهره مذهبي خويش، جامعه را از مسير واقعي خود منحرف مي‌كند و اين (حسن بصري) سامري اين امت است، و تنها تفاوتش با سامري زمان موسي ـ عليه‌السّلام ـ اين است كه بگر او مي‌گفت: (لامساس) كسي با من تماس نگيرد[1] و اين مي‌گويد: (لاقتال) مبارزه با حكومت جنايتكار بني اميه غلط است»[2].
پيش بيني امام درست از آب در آمد و اين دانشمند، چنان خدمتي به دستگاه بني‌اميه نمود كه به گفته يكي از محققين اگر زبان حسن بصري و شمشير حجاج نبود حكومت مرواني در گهواره، زنده به گور مي‌شد، مگر نمي‌بينيد كه حسن نشسته و در جلوي او عده‌اي بيشمار، صف بسته‌اند و او با مهارتهائي كه در سخن گفتن دارد، ضمن سخنراني مي‌گويد: «پيامبر خدا فرمود: به زمامداران ناسزا نگويند كه آنان اگر نيكي كنند، براي آنها پاداش است و بر شما لازم است سپاس گذاري كنيد و اگر بد نمايند، براي آنها است وزر و كيفر كردارشان، و بر شما لازم است شكيبا باشيد، كه آنها بلائي هستند كه خداوند به وسيلة آنها از هر كس كه بخواهد انتقام مي‌گيرد» و همين دانشمند بود كه فتوا داد «اطاعت از پادشاهان بني‌اميه واجب است هر چند ظلم كنند زيرا خداوند به وسيلة آنان اصلاحاتي مي‌كند كه از جنايات آنان بيشتر است».
بهر‌حال اين دانشمند از چهر‌ه‌هاي مذهبي معروف زمان امامت امام چهارم، علي بن الحسين ـ عليه‌السّلام ـ بود و امام براي رسوا ساختن او در مجلسي كه سخنراني مي‌كرد با او مناظره و گفتگوي جالبي دارد كه اينك نقل مي‌شود:
گفتگوي امام با حسن بصري:
روزي حسن بصري در برابر انبوهي از جمعيت در سرزمين مني مشغول وعظ و سخنراني بود، امام چهارم از آنجا عبور مي‌كرد، وقتي كه منظره اين سخنراني را ديد كمي ايستاد و به سخنگو فرمود:
مقداري سكوت كن.
امام: كردار خودت، بين خود و خدا، طوري هست كه اگر فردا مرگ به سراغ تو آيد، از عمل خود راضي باشي؟
ـ : نه.
امام: تصميم داري كردار كنوني خود را ترك كني، و كرداري پيش گيري كه براي مرگ مورد پسند باشد؟
حسن بصري كمي سرش را پائين انداخت، سپس سر برداشت و گفت با زبان مي‌گويم تصميم دارم ولي بدون حقيقت.
امام: آيا اميد داري كه پيامبري پس از محمد، بيايد «و تو با پيروي او سعادتمند شوي»؟
ـ : نه.
امام: آيا اميد داري كه جهان ديگري وجود داشته باشد، كه در آنجا به مسئوليتهاي خود عمل كني؟
امام: آيا كسي را ديده‌اي كه با داشتن كمترين شعور، حال تو را براي خويش به بپسندد؟ تو با اعتراف خودت در حالي به سر مي‌بري كه از آن راضي نيستي، و تصميم انتقال از اين حال را هم نداري، و به پيامبري ديگر، و جهاني جز اين جهان براي عمل، اميدوار نيستي، آن وقت با اين وضع اسف انگيز كه خود داري مشغول وعظ و نصيحت ديگراني؟
منطق نيرومند امام چنان اين سخنور زبردست را كوبيد، كه ديگر نتوانست چيزي بگويد، همين كه امام از آنها دور شد، حسن بصري پرسيد: اين كه بود؟
گفتند: اين علي بن الحسين ـ عليه‌السّلام ـ بود.
حسن بصري: حقاً او از خاندان علم و دانش است.
پس از اين رسوائي، ديگر نديدند كه حسن بصري مردم را موعظه كند.
[1] . سامري مردي بود كه پيروان حضرت موسي ـ عليه‌السّلام ـ را به گوساله پرستي دعوت كرد و سبب گمراهي گروهي از آنها شد، نقل شده كه پس از اينكار مبتلا به وسواس شد، و هر كسي را كه مي‌ديد وحشت مي‌كرد و فرار مي‌نمود و فرياد مي‌زد (لامساس) با من تماس نگير.
[2] . سفينة البحار ج ا، ص 262.
امام سجاد(ع) با حسن بصري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :