امروز:
دوشنبه 9 اسفند 1395
بازدید :
1032
فضايل و بركات امام حسين(ع)
آثار و بركات فردي سيدالشهداء
1- چراغ هدايت و كشتي نجات‏
روايت شده كه امام حسين - عليه السلام - فرمود: «خدمت رسول خدا - صلي الله عليه و آله - شرفياب شدم در حاليكه ابي بن كعب هم آنجا بود. حضرت رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: مرحبا به تو، اي ابا عبدالله، اي زينت آسمانها و زمين. ابي گفت : چگونه او زينت آسمانها و زمين است در صورتي كه كسي غير از تو چنين نيست؟ حضرت فرمود: اي ابي، قسم به كسي كه مرا به حق به نبوت مبعوث كرد، حسين بن علي در آسمان بزرگتر از روي زمين است، و همانا بر طرف راست عرش الهي نوشته شده است كه او چراغ هدايت و كشتي نجات است».[1]
يكي از بركات فردي حضرت سيدالشهدا - عليه السلام - اين است كه او «چراغ هدايت» و «كشتي نجات» است. اگر چه همه پيامبران و امامان - عليه السلام - چراغها و انوار هدايت و كشتيهاي نجات و رهايي اند، چنانكه پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله - فرمود: «انما مثل اهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح من دخلها نجا، و من تخلف عنها هلك».[2]
همانا خانداون و اهل بيت من در ميان شما مانند كتشي نوح است كه هر كس داخل آن شود نجات پيدا كرده و هركس كه از آن تخلف كند هلاك خواهد شد.
اما كشتي نجات حسين - عليه السلام - حركتش بر امواج توفنده و گسترده دريا، سريعتر و لنگر انداختن و پهلو گرفتن آن بر ساحلهاي نجات آسانتر بوده و دايره بهره‏وري و استفاده از نور مشعل وجود حسين - عليه السلام - وسيعتر است.
در آن زماني كه امواج بلند و سهمگين فساد و گناه بر پيكره نيمه‏جان جامعه اسلامي، و جان و دل مسلمانان، تازيانه مرگ مي زد و گرداب حوادث و توطئه‏ها و پليديها، خفتگان در بستر غفلت را بي‏رحمانه به قعر تاريكي و تباهي مي كشيد، اين حسين بود كه با قيام و نهضت الهي خود و شهادت و اسارت اهل بيت خويش، گرفتاران در اين اوضاع خطرناك را از درياي پر تلاطم ساخته شده به دست فتنه‏گر «بني اميه» نجات بخشيد و با كشتي رهايي خود، اين خفتگان و غافلان و گرفتاران را به ساحل نجات رهنمون نمود.
آري، حسين - عليه السلام - «مصباح الهدي» است تا در اين ظلمتكده خاك، دليل و راهنماي راه باشد؛ و «سفينة النجاة» است تا در اقيانوس متلاطم فتنه‏ها و ضلالتها، غرق شدگان را كه كشتي شكسته بودند فرياد رس باشد.
2- محبت مكنون
از جمله احاديث نبوي كه در واقع بيانگر تأثير پذيري معنوي مردم از وجود مبارك سيدالشهداء - عليه السلام - مي‏باشد، حديثي است كه فرمود:
«ان للحسين محبة مكنونة في قلوب المؤمنين».[3]
در كانون دلهاي مؤمنين، محبتي نهفته و ويژه نسبت به حسين وجود دارد.
كيست كه نام حسين - عليه السلام - را بشنود و فردي از افراد بشر يا تني از اولاد انسان باشد و حالت انقلاب و انكسار و دلباختگي براي او فراهم نشود؟ محبت حسين - عليه السلام - دلها را به التهاب در آورده و جگرها را گداخته و مذاب مي‏سازد، و شورش دل و آتش درون را به ريزش قطرات اشك از ديدگان، آشكارا و عيان مي‏كند.
در كجاي دنيا ديده مي شود كه شيعه و دوستدار حسين در آنجا باشد و اقامه عزاي حسيني نكند. كيست كه پس از دادن عزيزترين محبوب و مطلوب خود به اندك فاصله و مختصر وقت و گذشتن كمتر زماني، آن مصيبت را فراموش نكند؛ جز مصيبت حسين - عليه السلام - كه با اين همه طول زمان و گذشتن قرنها، روز به روز اين مصيبت تازه‏تر و شور و شراره‏اش بيشتر و بلندتر مي‏گردد. آيا نه اين، جذبه عشق و علاقه و تأثير محبت و فرط دلبستگي و دلباختگي علاقه‏مندان نسبت به آن امام محبوب است؟
و اي بسا، نامحرمان در برابر عظمت و جلالت حسيني تسليم شده و به تواضع و تكريم در مقابل نام مبارك حسين و جلال و مقام او قد خويش به تعظيم و تسليم خم نموده و به دين و آيين حسيني گراييده و از اكسير محبت او مس خود را طلاي ناب و زر خالص مي‏گردانند.
براستي، سنت الهي چنين بوده كه محبت امامي كه مسير تاريخ را عوض كرده و دين الهي را نجات مي بخشد به گونه‏اي خاص در دل و جان مسلمين و مؤمنين قرار گيرد، حتي كساني كه مقابل حسين - عليه السلام - قرار گرفتند به قول فرزدق : «دلهايشان با او بود، اگر چه بر اثر دنيا پرستي شمشيرهايشان بر روي او كشيده شد». چه رسد به مؤمنيني كه عشق و محبت او با گل آنان سرشته شده است.
حتي محبت حسين - عليه السلام - در دل و جان رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - نيز ريشه دوانيده بود، به طوري كه مي فرمود: «هر گاه كه به فرزندم حسين مي‏نگرم، گرسنگي و اندوه از وجودم رخت بر مي‏بندد».[4] و نيز مي فرمود: «بار خدايا، من حسين را دوست دارم و آنان كه دوستدار او هستند نيز دوست دارم».[5]
راه حسين - عليه السلام - راه دل است، و هرگاه عاشقي به دل توجه كند او را پيدا مي‏كند. لذا در برخي روايات وارد است كه : «قبر او در دلهاي دوستداران اوست».
آري، دل مؤمن جايگاه تابش نور پر فروغ و احياگر حسين است. و هرگاه عشق و محبت فراتر از آفاق ظاهري و مادي باشد، رنگ ابديت به خود مي‏گيرد، زيرا پيوند اين محبت در حريم حب خدا بوده است و بقاي آن به بقاي فيض ذات سرمدي، جاودانه است.
3 - سيدالشهدا - عليه السلام - ، پدر امامان نه گانه‏
يكي ديگر از بركات فردي سيدالشهدا - عليه السلام - كه از ارزش معنوي بسياري برخوردار است، اين است كه نه امام معصوم - عليه السلام - بعد از او از فرزندان گرامي آن حضرت مي‏باشند، و نسل امامان به بركت وجود او ادامه يافت. چنانكه از امام باقر و امام صادق - عليه السلام - روايت شده است كه فرمودند: «خداوند عوض قتل امام حسين - عليه السلام - چهار ويژگي به آن حضرت عطا فرموده است : اول - امامت را در ذريه او قرار داده است، دوم - شفا را در تربت آن جناب قرار داده، سوم - كنار و زير قبه او دعا مستجاب مي‏باشد، چهارم - ايام زيارت كنندگان او از عمرشان حساب نمي‏شود».[6]
از طرفي در روايات بر اين امر تصريح شده كه علي بن الحسين - عليه السلام - بعد از پدر به امامت رسيده است. چنانكه عبدالله بن عتبه روايت كرده: خدمت امام حسين - عليه السلام - بودم كه پسر كوچكترش «علي» وارد شد. (يعني حضرت سجاد - عليه السلام - كه از علي اكبر كوچكتر بوده است. و اين واقعه قبل از تولد علي اصغر مي‏باشد). تا آنجا كه مي‏گويد: عرض كردم : اگر آن امري كه از آن به خدا پناه مي‏برم اتفاق افتاد، به چه كسي رجوع كنيم؟ (يعني امام بعد از شما كيست؟) فرمود: به اين پسرم : علي، او امام و پدر امامان است...».[7]
روايت در اين زمينه زيادتر از آن است كه در اين مختصر بدانها پرداخته شود، ضمن اينكه ادامه امامت از ذريه امام حسين - عليه السلام - به خاطر مشهور بودن آن، نيازي به استدلال روايي بيشتر از آنچه ذكر شده، ندارد.
باري، استمرار خط مستقيم و هدايتگر امامت به بركت وجود مقدس سيدالشهدا - عليه السلام - است، و اين از بزرگترين بركتهاي فردي و معنوي آن حضرت است.
4 - شفاعت
يكي ديگر از آثار و بركات فردي سيد الشهداء - عليه السلام - كه در نزد شيعيان اهميت و جايگاهي خاص دارد شفاعت در آخرت است.
شفاعت از ماده «شفع» به معني ضميمه كردن چيزي به همانند اوست، و از اينجا روشن مي شود كه بايد نوعي شباهت و همانندي در ميان آن دو بوده باشد، هر چند تفاوتهايي نيز در ميان آنها ديده شود. به همين دليل، شفاعت به مفهوم قرآني آن بدين معني است كه : انسان گنهكار به خاطر پاره‏اي از جنبه‏هاي مثبت (مانند ايمان يا انجام بعضي از اعمال شايسته) شباهتي با اولياي الهي پيدا كند و آنها با عنايت و كمك‏هاي خود، او را به سوي كمال سوق دهند و از پيشگاه خدا تقاضاي عفو كند. و به تعبير ديگر حقيقت شفاعت، قرار گرفتن موجودي قويتر و برتر، در كنار موجودي ضعيفتر، و ياري رساندن به او براي پيمودن مراتب كمال است.
شفاعت در جوامع انساني غالباً همان پارتي بازي و استفاده از رابطه است. اما شفاعت مورد نظر در قرآن كريم و روايات اسلامي، متوجه شايستگي‏هاي افراد است نه روابط شخصي بين شفاعت كننده و شفاعت شونده.
شفاعت اقسامي دارد كه برخي از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهي وجود ندارد، ولي برخي صحيح و عادلانه است و وجود دارد. شفاعت غلط بر هم زننده قانون و ضد آن است، ولي شفاعت صحيح حافظ و تأييد كننده قانون است. شفاعت غلط آن است كه كسي بخواهد از راه پارتي بازي جلوي اجراي قانون را بگيرد. برحسب چنين تصوراتي از شفاعت، مجرم بر خلاف خواست قانونگذار و بر خلاف هدف قوانين اقدام مي‏كند و از راه توسل به پارتي بر اراده قانونگذار و هدف قانون چيره مي‏گردد. اينگونه شفاعت، در دنيا ظلم است و در آخرت غير ممكن. ايرادهايي كه بر شفاعت مي‏شود بر همين قسم از شفاعت وارد است، و اين همان است كه قرآن كريم آن را نفي فرموده است.
شفاعت صحيح، نوعي ديگر از شفاعت است كه در آن نه استثنا و تبعيض وجود دارد و نه نقض قوانين و نه مستلزم غلبه بر اراده قانونگذار است. قرآن اين نوع شفاعت را صريحاً تأكيد كرده است كه اين نيز بر دو قسم‏ است :
1 - شفاعت «رهبري» يا شفاعت «عمل».
2 - شفاعت «مغفرت» يا شفاعت «فضل».
نوع اول شامل نجات از عذاب و نيل به حسنات و حتي بالا رفتن درجات مي‏باشد، و نوع دوم شفاعتي است كه تأثير آن در از بين بردن عذاب و در مغفرت گناهان است، و حداكثر ممكن است سبب وصول به حسنات و ثوابها هم بشود ولي بالا برنده درجه شخص نخواهد بود.
با توجه به آنچه به طور اجمال در خصوص شفاعت گفته شد، لازم به ذكر است كه يكي از شفاعت كنندگان از اهل بيت، حضرت سيدالشهدا - عليه السلام - است، ولي آن حضرت شفيع كساني است كه از مكتب او هدايت يافته‏اند، نه شفيع كساني كه مكتبش را وسيله گمراهي ساخته‏اند.
قرآن و مكتب حسيني ريسمانهايي هستند كه قدرت دارند بشر را از چاه نگون بختي به اوج سعادت بالا برند: يكي «حبل من الله» و دومي «حبل من الناس» است؛ ولي اگر كسي از اين دو حبل الهي سوء استفاده نمود، جرم از ريسمان نيست، علت اين است كه او در سر سوداي بالا رفتن نداشته است، و البته چنين مردمي به وسيله قرآن و مكتب حسيني به قعر دوزخ برده مي‏شوند.[8]
شفاعت به معني وسيع كلمه، در هر سه عالم (دنيا، برزخ و آخرت) صورت مي‏پذيرد، هر چند محل اصلي شفاعت و آثار مهم آن در قيامت و براي نجات از عذاب دوزخ است، از اين رو سيدالشهداء هم در دنيا، هم در برخ و هم در آخرت شفيع دوستداران و شيعيان حقيقي‏اش بوده و خواهد بود.
چنانكه در روايتي از اميرالمؤمنين - عليه السلام - آمده است : «براي ما شفاعت است و براي دوستان ما نيز شفاعت است».[9] و در روايتي ديگر آمده است : «شافعان امامان هستند و دوستان مؤمنانند». [10]
و معلوم است كه امام حسين - عليه السلام - يكي از امامان معصوم بوده كه در قيامت و محشر كبري از شيعيان و دوستانش شفاعت مي كند. بطوري كه يكي از روايان گويد: روايتي از قول ابي عبدالله الحسين - عليه السلام - به من رسيده بود كه آقا فرموده است : «هر كس پس از مرگ من مرا زيارت كند، پس از مرگش من هم او را زيارت مي نمايم». اين روايت در ذهن من بود، تا اينكه شبي در عالم واقع ابي عبدالله الحسين - عليه السلام - را ديدم، گفتم : آقا اين روايت درست است و از شماست ؟ «قال : نعم، و لو كان في النار اخرجته منها» فرمود: آري، هر چند در آتش باشد او را بيرون مي آورم. عرض كردم: آيا از اين به بعد اين روايت را بدون واسطه از خود شما نقل نمايم؟ فرمود:آري. [11]
5 - دوستداران حسين و دوستان دوستداران او بهشتي‏اند
يكي ديگر از آثار و بركات فردي سيد الشهدا - عليه السلام - كه در سراي ديگر ظهور كرده و جلوه‏نمايي مي‏كند، بهشتي شدن دوستداران و حتي دوستان و دوستداران آن حضرت است. چنانكه حذيفة بن يمان گويد: رسول خدا - صلي الله عليه و آله - را ديدم كه دست حسين بن علي - عليه السلام - را در دست خودگرفته بود و مي‏فرمود:
«يا ايها الناس، هذا الحسين بن علي فاعرفوه، فو الذي بيده، انه لفي الجنة، و محبه في الجنة، و محبي محبيه في الجنة».[12]
اي مردم، اين حسين بن علي است، او را بشناسيد؛ سوگند به آن خدايي كه جانم به دست اوست، براستي او در بهشت است، و دوستدار او نيز در بهشت است، و دوستدار دوستدار او نيز در بهشت مي‏باشد.
و از امام موسي بن جعفر - عليه السلام - روايت شده كه فرمود:
«رسول خدا - صلي الله عليه و آله - دست حسن و حسين - عليه السلام - را گرفت و فرمود:
«هر كس اين دو پسر و پدر و مادر آنان را دوست داشته باشد، روز قيامت در درجه من با من خواهد بود» .[13]
و نيز رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: «آگاه باشيد، همانا حسين - عليه السلام - دري از درهاي بهشت است، هر كس با او دشمني كند خدا بوي بهشت را بر او حرام مي‏كند».[14]
و معلوم است كه اين مقام عظيم تنها با محبت ظاهري حاصل نمي‏شود، بلكه مقصود، محبت خاصي است كه مخصوص كساني مي‏باشد كه در درجات بالاي ايمان هستند. اگر چه دوستي و محبت امامان معصوم و امام حسين - عليه السلام - ثمر بخش است ولي احراز مقام والاي معيت بارسول خدا - صلي الله عليه و آله - در بهشت برين، محبتي فراتر از ظاهر مي‏طلبد.
آثار و بركات مرقد شريف سيدالشهداء - عليه السلام -
اگر چه قبر حقيقي سيدالشهدا - عليه السلام - در دلها و قلبهاست كه بناي آن از دوران كودكي در سرزمين دل شيعيان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شريف آن حضرت همواره از آثار و بركات متعددي برخوردار بوده است.
ضريح مقدس و حرم مطهر امام حسين - عليه السلام - يادگاري از جان نثاري و فداكاري او و يارانش در راه خدا مي‏باشد. مرقدي كه جاي عترت آدميان براي ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است كه اين بارگاه شريف و غم‏انگيز و شور آفرين، همواره زيارتگاه مردم جهان شده و انسانها، فداكاري و عشق و صفا را از خفتگان اين مرقدهاي شريف، سرمشق گيرند.
حرم حسين كعبه دلهاست. و اين كعبه طوافگاه زائران و قبله اميدواران و دارالشفاي دردمندان و پناهگاه توبه كنندگان و گنهكاران است.
آري، عاشقان كويش و دلباختگان رويش، پروانه‏وار خود را در اطراف ضريح مطهرش گردانيده و به آتش عشق و محبت او، پر و بال خويش را مي‏سوزانند و اشك شوق و اشتياق بر چهره و رخسار مي‏افشانند، و بر مظلومي و مصيبتهاي او و خاندانش ناله سر مي‏دهند براستي «اين چه شمعي است كه جانها همه پروانه اوست».
فضل و شرافت كربلا و مرقد مطهر سيدالشهدا - عليه السلام - چنان است كه امام صادق - عليه السلام - فرمود: «قبر ابي عبدالله الحسين - عليه السلام - از آن روزي كه در آنجا دفن شد، باغي از باغهاي بهشتي است» [15].
با ذكر اين مختصر، شايسته است جهت آگاهي و آشنايي با چگونگي حرم و مرقد شريف امام حسين - عليه السلام - و تحولات عمارت شريف، مطالبي به طور اجمال ذكر گردد.
محل دفن آن حضرت كه همان گودال قتلگاه است، اكنون داراي سقفي است كه روي آن صندوق مبارك نهاده شده و روي صندوق، ضريح در ميان روضه منوره، و روضه نيز در بين مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پايين پا در زاويه روضه قبور شهدا مي‏باشد اين مجموعه هم اكنون حرم امام حسين - عليه السلام - را تشكيل مي‏دهد، و حرم نيز ميان رواق و رواق در وسط صحن و صحن محور آباداني زمين كربلا بوده و مي‏باشد.
ضريح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده كه در پيش روي آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»، و در بالاي سر، «آيه نور» نوشته شده است.
صحن مطهر حسين - عليه السلام - داراي هفت باب است كه عبارتنداز: 1 - باب قبله كه ساعتي بر فراز آن نصب است، 2 - باب قاضي الحاجات 3 - باب زينبيه كه در حدود تل زينبيه قرار دارد 4 - باب سلطاني 5 - باب بازار بزازها 6 - باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد 7 - باب صافي كه به درب بين الحرمين نيز معروف است.
از اخبار چنين بر مي‏آيد كه بارگاه حسيني هفت مرتبه - به غير از عمارت موجود - بنا نهاده شده است.
عمارت اول: بارگاه سيدالشهدا - عليه السلام - پس از ساختن قبر شريف آن حضرت براي اولين بار در دوران بني اميه بنا گرديد، اخبار و روايات بسياري آمده كه در زمان بني اميه سقفي بر روي مزار امام و مسجدي (ظاهراً توسط بني اسد) نزديك آن ساخته شد و تا زمان هارون الرشيد (سال 193) همچنان باقي بود.
عمارت دوم : بعد از تخريب مرقد شريف، توسط هارون، در زمان مأمون خليفه عباسي، عمارت دوم بنا شد، و تا سال 232 باقي بود.
اما از آن سال تا سال 247 متوكل چهار بار امر به خرابي و انهدام قبر كرد، و اوقاف حاير مبارك را برد و ذخاير آن را تاراج كرد.
عمارت سوم : سومين بار مرقد مطهر امام به دست «منتصر» تجديد بنا شد، و تا سال 273 باقي بود.
عمارت چهارم : تجديد بناي مرقد امام براي چهارمين بار به دست محمد بن زيد بن حسن بن محمد بن اسماعيل بن زيد بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب، ملقب به «داعي صغير» پادشاه طبرستان انجام گرفت.
عمارت پنجم : بناي عضد الدوله ديلمي بود، كه در سال 369 بنا شد، و در زمان او بود كه رواقي به دست عمران بن شاهين معروف به «رواق عمران» در حاير حسين ساخته شد.
عمارت ششم : ششمين بار بارگاه حسين به دست حسن بن مفضل بن سهلان ابومحمد رامهرمزي، وزير سلطان الدوله ديلمي نوسازي شد.
عمارت هفتم : عمارت موجود است كه در سال 767 بعد از سرنگوني دولت آل بويه به سال 310 به دستور سلطان اويس ايلخاني ساخته شد، و در سال 786 فرزندش احمد بن اويس در تكميل آن كوشيد و تاريخ آن در بالاي محراب و نزديك سر شريف آن حضرت نگاشته شده است. [16]
- و اما آثار و بركات مرقد شريف و حرم مطهر سيدالشهدا - عليه السلام - عبارتند از:
1 - مرقد حسيني، نيروبخش است
با ذكر اجمالي تحولاتي كه در عمارت مرقد مطهر امام حسين - عليه السلام - صورت گرفته است به خوبي معلوم مي‏گردد كه زيارت قبر آن حضرت در مبارزه با حكومت بني عباس تأثير مهمي داشته است، و به همين دليل بود كه عباسيان قبر آن امام را دشمن خود مي‏دانستند و به ويراني آن دست مي‏زدند، زيرا اين قبر شريف به مركز تجمع مخالفان و مبارزان تبديل شده بود.
مشاهده مزار و مرقد شهيدان كربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار، حالت بيننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه مي سازد، كه چگونه عده‏اي قليل در مقابل جمعي كثير و سپاهي مجهز و مهيا تن به مرگ داده و روي عقيده و ايمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرين قطره خون خود مبارزه و جانفشاني نمودند.
2 - محل نزول فرشتگان الهي
امام صادق - عليه السلام - فرمود: «ما بين قبر حسين - عليه السلام - تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهي است».[17]
و نيز فرمود: «قبر حسين بن علي - عليه السلام - بيست ذراع در بيست ذراع است. آن باغي از باغهاي بهشت، و محل عروج فرشتگان به آسمان مي‏باشد هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسلي نيست جز آنكه از خدا مي‏خواهد كه او را زيارت كند پس گروهي فرود مي‏آيند و گروهي بالا مي‏روند» [18].
3 - نماز قبول مي‏شود
اگر انسان زائر، حق امام را شناخته و با معرفت و ولايت او در كنار قبر مطهرش نماز گذارد، مورد قبول حق تعالي قرار مي‏گيرد. چنانكه امام صادق - عليه السلام - در شأن و مقام كسي كه به مرقد و بارگاه شريف حضرت مشرف شده و نماز بخواند، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولي آن قرار مي‏دهد»[19].
4 - تمام خواندن نماز
حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: «نماز در چهار مكان تمام خوانده مي‏شود (يعني اگر چه از حد مسافت شرعي هم بيشتر باشد اما شكسته نمي‏شود) : 1 - مسجد الحرام (مكه)، 2 - مسجد الرسول (مدينه)، 3 - مسجد كوفه، 4 - حرم امام حسين - عليه السلام -» [20].
و نيز روايت شده كه «ابن شبل» از امام صادق - عليه السلام - پرسيد: آيا قبر امام حسين - عليه السلام - را زيارت كنم ؟ فرمود: پاك و خوب زيارت كن و نمازت را در حرمش تمام بخوان. پرسيد نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض كرد : بعضي از اصحاب و شيعيان شكسته مي‏خوانند؟ فرمود: اينان دو چندان عمل مي‏كنند» [21].
لذا چنانكه در رساله‏هاي عمليه نيز آمده است، در حرم امام حسين - عليه السلام - مي‏توان نماز را، هم شكسته خواند و هم به بركت آن حضرت تمام بجا آورد.
5 - اجابت دعا و برآورده شدن حاجت
خداوند سبحان در ازاي ايثار و فداكاري سيدالشهدا - عليه السلام - و تحمل هرگونه سختي چون تشنگي و غم و اندوه فراوان براي حفظ اسلام، در مرقد شريفش بركاتي را قرار داده كه از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است. چنانكه امام صادق - عليه السلام - فرمود: «هر كس دو ركعت كنار قبر حسين - عليه السلام - نماز بخواند، از خداوند چيزي رإ؛88ّّ مسئلت نكند جز اينكه به او عطا شود». [22]
و نيز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسين - عليه السلام - امامت را در ذريه آن حضرت، شفا را در تربتش، اجابت دعا را در كنار مرقدش قرار داده، و ايام زيارت كنندگان او از عمرشان حساب نمي‏شود». [23]
- آثار و بركات عزاداري و گريه بر سيدالشهداء - عليه السلام -
«گريه» مظهر شديدترين حالات احساسي انسان است، و علتها و انگيزه‏هاي مختلفي دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتي خاص است. در روايات، بعضي از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است، و بعضي از انواع گريه مذموم شمرده شده است.
گريه، از حالات و انفعالات انساني است كه با مقدمه‏اي از اندوه و ناراحتي رواني به طور طبيعي به ظهور مي‏رسد، و گاه ممكن است انگيزه‏اش هيجانات تند رواني باشد. مثل شوق و ذوقي كه از ديدار محبوب پس از زماني طولاني ناشي مي شود. همچنين گاهي هم گريه كردن حاكي از عقايد مذهبي انسان است با اين توصيف، از آنجايي كه گريه عملي طبيعي و اي بسا غير ارادي است؛ لذا نمي شود مورد امر و نهي و حسن و قبح قرار گيرد، بلكه آنچه كه مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگيزه‏هاي گريه مي‏باشد. چنانكه گفته‏اند: «تو آني كه در بند آني».
در اينجا براي اينكه بدانيم گريه بر سيدالشهدا - عليه السلام - چگونه گريه‏اي است و چه تأثيرات و بركاتي مي‏تواند داشته باشد، بهتر آن است كه اشاره‏اي به انواع گريه كنيم تا بعد از آن، نوع گريه بر آن حضرت برايمان معلوم گردد:
1 - گريه طفوليت : زندگاني انسان با گريه شروع مي شود كه همان گريه، نشانه سلامت و تندرستي نوزاد است، و در واقع گريه در آن زمان، زبان طفل است.
2 - گريه شوق: مانند گريه مادري كه از ديدن فرزند گمشده خويش پس از چندين سال سرداده مي‏شود. و اين گريه‏اي است كه از روي هيجان و احياناً جهت سرور و شادي به انسان دست مي‏دهد.
3 - گريه عاطفي و محبت : محبت از عواطف اصيل انساني است كه با گريه انس ديرينه دارد. مثلاً محبت حقيقي به خداوند حسن آفرين است و براي قرب به او بايد اشك محبت ريخت.
4 - گريه معرفت و خشيت: انجام عبادات خالصانه و تفكر در عظمت آفرينش و كبريايي خداوند، و همچنين اهميت تكاليف و مسئوليتهاي انساني باعث مي‏گردد كه نوع خاصي از خوف، در درون انسان ايجاد شود و اين خوف، خوفي است كه از روي معرفت به خداوند و تهذيب نفس به دست مي‏آيد كه «خشيت» ناميده مي شود.
5 - گريه ندامت: از عوامل اندوه زدايي كه منجر به گريه مي‏گردد، محاسبه نفس و حسابرسي شخصي است، و همين حسابرسي باعث مي‏شود كه انسان به گذشته خود فكر كند و با حسابرسي، جبران كوتاهي و خطاها را بكند و اشك حسرت و ندامت از چشمانش جاري نمايد، اين گريه، نتيجه توبه و بازگشت به خداست.
6 - گريه پيوند با هدف : گاهي قطره‏هاي اشك انسان، پيام آور هدفهاست. گريه بر شهيد از اين نوع گريه است. گريه بر شهيد خوي حماسه را در انسان زنده مي‏كند و گريستن بر سيدالشهدا - عليه السلام - خوي حسيني را در انسان احيا مي‏كند، و خوي حسيني چنان است كه نه ستم مي‏كند و نه ستم مي‏پذيرد. آن كسي كه با شنيدن حادثه كربلا قطره اشكي از درون دل بيرون مي‏فرستد، صادقانه اين پيوند با هدف والاي سيدالشهدا - عليه السلام - را بيان مي‏كند.
7 - گريه ذلت و شكست : گريه افراد ضعيف و ناتواني كه از رسيدن به اهداف خود مانده‏اند و روح و شهامتي براي پيشرفت در خود نمي‏بينند.
با ذكر اين مطلب، حال بايد بررسي كرد كه گريه بر حسين - عليه السلام - از چه نوع گريه است. هر كس با اندك توجهي خواهد دانست كه گريه بر حسين - عليه السلام - گريه محبت است، آن محبتي كه در دلهاي عاشقانش به ثبت رسيده است. گريه بر او، گريه شوق است، زيرا قسمت زيادي از حماسه‏هاي كربلا، شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت، فداكاري، شجاعت و سخنرانيهاي آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير، از ديدگان شنونده سرازير مي‏گردد و نيز گريه معرفت و پيوند با هدف متعالي و انسان ساز او است؛ و به تعبير امام خميني (ره) گريه سياسي است كه فرمود: «ما ملت گريه سياسي هستيم، ما ملتي هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مي‏دهيم و سدهايي را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد مي‏كنيم».
هيهات كه گريه بر حسين - عليه السلام - گريه ذلت و شكست باشد، بلكه گريه پيوند با سرچشمه عزت است، گريه امت نيست، كه گويا است، گريه سرد كننده نيست، كه حرارت بخش است، گريه بزدلان نيست، كه گريه شجاعان است، گريه يأس و نااميدي نيست كه گريه اميد است، و بالاخره گريه معرفت است و گريه معرفت در عزاي حسين - عليه السلام - از انحراف و تحريف در قيام آن حضرت جلوگيري مي كند و شايد به همين جهت باشد كه در فضيلت گريه بر سيدالشهدا - عليه السلام - روايات متعددي وارد شده است. از آن جمله، روايتي است كه امام صادق - عليه السلام - فرمود: «گريه و بي تابي در هر مصيبت براي بنده مكروه است، مگر گريه بر حسين بن علي - عليه السلام - كه اجر و ثواب نيز دارد». [24]
گريه و عزاداري براي سيدالشهدا - عليه السلام - داراي آثار و بركات مهمي است كه به برخي از آنها اشاره مي‏شود:
1 - حفظ رمز نهضت حسيني
از ارزنده‏ترين آثار و بركات مجالس عزاداري و گريه بر اباعبدالله الحسين - عليه السلام - حفظ رمز نهضت حسيني است.
براستي ؛ چرا در دوران منحوص سلاطين و پادشاهان جور از برپايي مجالس عزاي اهل بيت - عليه السلام - به خصوص سالار شهيدان جلوگيري مي شد؟ آيا نه اين است كه عزاي حسيني و امامان شيعه، سبب مي شود كه سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابي، مردم را از ظلم‏هاي حكومتها آگاهي دهند و انگيزه قيام آن حضرت كه امر به معروف و نهي از منكر است به اطلاع مردم برسد؟
آري، اينگونه مجالس، آموزشگاهها و دانشگاههايي است كه به بهترين روش و زيباترين اسلوب مردم را به سوي دين خوانده و عواطف را آماده مي‏كند و جاهلان و بي‏خبران را از خواب سنگين غفلت بيدار مي‏سازد و نيز در اين مجالس است كه مردم، ديانت را همراه با سياست، از مكتب حسين بن علي - عليه السلام - مي‏آموزند.
گريه بر سيد الشهدا - عليه السلام - و تشكيل مجالس عزاي حسيني نه تنها اساس مكتب را حفظ مي‏كند، بلكه باعث مي‏گردد شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامي برخوردار شده و در جهت حسيني شدن رشد و پرورش يابند.
كدام اجتماعي است كه در عالم چنين اثري را از خود بروز داده باشد؟ كدام حادثه‏اي است مانند حادثه جانسوز كربلا كه از دوره وقوع تاكنون و بعدها بدينسان اثر خود را در جامعه بشريت گذارده، و روز به روز دامنه آن وسيعتر و پيروي و تبعيت از آن بيشتر گردد؟ از اين رو بايد گفت كه در حقيقت مراسم عزاداري حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسين - عليه السلام - و در نتيجه حافظ اسلام وضامن بقاي آن است.
تشكيل مجالس عزاداري حسين، نه تنها اساس مكتب را حفظ كرده و مي‏كند بلكه به علاوه سبب آن گرديد كه شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامي برخوردار شده و در جهت حسيني شدن رشد و پرورش يابند.
«موريس دوكبري» مي‏نويسد: «اگر مورخين ما، حقيقت اين روز را مي‏دانستند و درك مي‏كردند كه عاشورا چه روزي است، اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند. زيرا پيروان حسين به واسطه عزاداري حسين مي‏دانند كه پستي و زير دستي و استعمار را نبايد قبول كنند. زيرا شعار پيشرو و آقاي آنان تن به زير بار ظلم و ستم ندادن است.
قدري تعمق و بررسي در مجالس عزاداري حسين نشان مي‏دهد كه چه نكات دقيق و حيات بخشي مطرح مي شود،در مجالس عزاداري حسين گفته مي شود كه حسين - عليه السلام - براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت؛ پس بياييد،ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زير دستي استعمار گرايان خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم...» [25]
2 - ازدياد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت
سوزي كه از دل سوخته عاشقان سيدالشهدا - عليه السلام - به چشم سرايت كرده و از مجاري دو چشم آنها به صفحه رخسار وارد مي شود، مراتب علاقه و اخلاص و دلبستگي به خاندان وحي و رسالت را مي‏رساند و اين عمل اثري مخصوص در ابقاي مودت و ازدياد محبت دارد.
گريه بر حضرت سيدالشهدا - عليه السلام - از مواردي است كه هيچ انساني از فرط دلسوزي و انقلاب، طاقت بردباري و تحمل در برابر استماع مصائب او را ندارد، و اين گريه و بيقراري، علاوه بر ازدياد محبت و مهر و مودت، موجب كثرت تنفر و بي‏زاري از دشمنان و قاتلان آن حضرت شده و موجب برائت دوستداران اين خانواده از دشمنان ايشان مي‏گردد.
باري، گريه با آگاهي و معرفت بر امام حسين - عليه السلام - در واقع، اعلام انزجار از قاتلان اوست و اين تبري از آثار برجسته گريه بر امام حسين - عليه السلام - است زيرا مردم به ويژه افرادي كه داراي شخصيت هستند از گريه كردن در برابر حوادث تا سر حد امكان امتناع مي‏ورزند، و تا شعله دروني آنان به مرتبه انفجار نرسد حاضر به گريه كردن مخصوصاً در برابر چشم ديگران نيستند، اين گريه و عزاداري ابراز كمال تنفر در برابر تعدي و تجاوز و ستمگري و پايمال نمودن حقوق جامعه و به ناحق تكيه زدن بر مسند حكومت آنان مي‏باشد.
3 - آشنايي با حقيقت دين و نشر آن
يكي ديگر از آثار و بركات مجالس عزاداري سيدالشهدا - عليه السلام - اين است كه مردم در سايه مراسم عزاداري به حقيقت اسلام آشنا شده و بر اثر تبليغات وسيع و گسترده‏اي كه همراه با اين مراسم انجام مي‏گيرد، آگاهي توده مردم بيشتر شده و ارتباطشان با دين حنيف محكمتر و قويتر مي‏گردد. چه اينكه قرآن و عترت دو وزنه نفيسي هستند كه هرگز از يكديگر جدا نمي‏شوند و اين آگاهي در اقامه ماتم و مراسم سوگواري عترت رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - به خصوص امام حسين - عليه السلام - به آحاد مردم داده خواهد شد.
4 - آمرزش گناهان
ريان بن شبيب از امام رضا - عليه السلام - روايت كرده كه فرمود: «اي پسر شبيب، اگر بر حسين - عليه السلام - گريه كني تا آنكه اشك چشمت بر صورتت جاري شود، خداوند گناهان كوچك و بزرگ، و كم يا زياد تو را مي آمرزد» [26]
و نيز فرمود: «گريه كنندگان بايد بر كسي همچون حسين - عليه السلام - گريه كنند، زيرا گريستن براي او گناهان بزرگ را فرو مي‏ريزد» [27]
5 - سكونت در بهشت
امام باقر - عليه السلام - فرمود: «هر مؤمني كه در سوگ حسين - عليه السلام - اشك ديده ريزد، به حدي كه بر گونه‏اش جاري گردد، خداوند او را ساليان سال در غرفه‏هاي بهشت مسكن مي‏دهد». [28]
و نيز امام صادق - عليه السلام - فرمود: «هر كس درباره حسين - عليه السلام - شعري بخواند و گريه نمايد و يك نفر را بگرياند، بهشت براي هر دوي آنها نوشته مي‏شود. كسي كه حسين - عليه السلام - نزد او ذكر شود و از چشمش به مقدار بال مگسي اشك آيد، اجر او نزد خداست و براي او جز به بهشت راضي نخواهد شد».[29]
و نيز فرمود: «هر كس كه در عزاي حسين - عليه السلام - بگريد يا ديگري را بگرياند و يا آنكه خود را به حالت گريه و عزا درآورد، بهشت بر او واجب مي‏شود» [30]
6 - شفا يافتن
يكي ديگر از آثار و بركات مجالس عزاداري حضرت سيد الشهدا - عليه السلام - شفا گرفتن است. به طوري كه بارها ديده‏ايم و شنيده‏ايم كه بعضي از عزاداران و گريه كنندگان بر حسين - عليه السلام - شفا گرفته‏اند.
نقل است كه مرجع بزرگ شيعه مرحوم آية الله العظمي بروجردي در سن نود سالگي داراي چشماني سالم بودند كه بدون عينك خطوط ريز را هم مي‏خواندند و مي‏فرمودند: اين نعمت را مرهون وجود مبارك حضرت ابي عبدالله الحسين - عليه السلام - هستم : و قضيه را چنين نقل مي‏فرمودند:
در يكي از سالها در بروجرد بودم، به چشم درد عجيبي مبتلا شدم كه بسيار مرا نگران ساخته بود. معالجه پزشكان فايده‏اي نكرد و درد چشم هر روز بيشتر و ناراحتي من افزونتر مي‏گرديد، تااينكه ايام محرم شد. در ايام محرم آية الله فقيد، دهه اول را روضه داشتند و دسته‏هاي مختلف هم در اين عزاداري شركت مي‏كردند. يكي از دسته‏هايي كه روز عاشورا به خانه آقا وارد شده بود، «هيئت گِلگيرها» است كه نوعاً سادات و اهل علم و محترمين هستند، در حالي كه هر يك حوله سفيدي به كمر بسته‏اند، سر و سينه خود را گل آلود كرده و بطور بسيار رقت بار و مهيج و در عين حال با سوز و گداز فراوان و ذكري جانسوز آن روز را تا ظهر عزاداري مي كنند. آقا فرمودند:
«هنگامي كه اين دسته به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود اين هيئت هيجان عجيبي به خود گرفته بود من هم در گوشه‏اي نشسته و آهسته آهسته اشك مي‏ريختم و در اين بين هم مقداري گل از روي پاي يكي از همين افراد گلگير برداشته و بر روي چشمهاي ملتهب و ناراحتم كشيدم، و به بركت همين توسل، چشمانم خوب شد و امروز علاوه بر اينكه متبلا به درد چشم نشدم، از نعمت بينايي كامل برخوردارم، و به بركت حضرت امام حسين - عليه السلام - احتياج به عينك هم ندارم». با اينكه همه قواي جسماني ايشان تحليل رفته بود با اين وجود تا آخرين ساعات زندگاني از بينايي كامل برخوردار بودند.
7 - گريه كننده بر حسين، در قيامت گريان نيست
رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - به فاطمه زهرا (س) فرمود: «هر چشمي در روز قيامت گريان است مگر چشمي كه براي مصائب حسين - عليه السلام - گريه كرده باشد، چنين كسي در قيامت خندان و شادان به نعمت‏هاي بهشتي است». [31]
8 - امان از سكرات موت و آتش دوزخ
مسمع گويد: حضرت امام صادق - عليه السلام - فرمود: آيا متذكر مي شوي با حسين چه كردند؟ عرض كردم : آري، فرمود: آيا جزع و گريه مي‏كني؟ گفتم : آري، به خدا سوگند گريه مي‏كنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر مي‏شود حضرت فرمود: «خدا اشك چشمت را رحمت كند. آگاه باش كه تو از آن اشخاصي هستي كه از اهل جزع براي ما شمرده مي‏شوند، به شادي ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناك مي‏گردند. آگاه باش كه بزودي هنگام مرگ، پدرانم را بر بالين خود حاضر مي‏بيني، در حالي كه به تو توجه كرده و ملك الموت را درباره تو بشارت مي دهند، و خواهي ديد كه ملك الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش، مهربانتر است» سپس فرمود: «كسي كه بر ما اهل بيت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گريه كند، رحمت خدا شامل او مي‏شود قبل از اينكه اشكي از چشمش خارج گردد؛ پس زماني كه اشك چشمش بر صورت جاري شود اگر قطره‏اي از آن در جهنم بريزد، حرارت آن را خاموش كند، و هيچ چشمي نيست كه گريه كند بر ما مگر آنكه با نظر كردن به كوثر و سيراب شدن با دوستان، خوشوقت مي‏گردد».[32]
با توجه به اين روايت شريف بايد گفت:جايي كه آتش جهنم كه قابل مقايسه با آتش دنيا نيست و به وسيله گريه بر حسين - عليه السلام - خاموش و برد و سلام گردد، پس اگر در موردي، آتش ضعيف دنيا عزادار حسيني را نسوزاند جاي تعجب نيست.
سيد جليل مرحوم دكتر اسماعيل مجاب (داندانساز) عجايبي از ايام مجاورت در هندوستان كه مشاهده كرده بود نقل مي‏كرد، از آن جمله مي‏گفت : عده‏اي از بازرگانان هندو (بت پرست) به حضرت سيدالشهدا - عليه السلام - معتقد و علاقه مندند و براي بركت مالشان با آن حضرت شركت مي‏كنند، يعني در سال مقداري از سود خود را در راه آن حضرت صرف مي‏كنند. بعضي از آنها روز عاشورا به وسيله شيعيان، شربت و پالوده و بستني درست كرده و خود به حال عزا ايستاده و به عزاداران مي‏دهند، و بعضي آن مبلغي كه راجع به آن حضرت است را به شيعيان مي‏دهند تا در مراكز عزاداري صرف نمايند.
يكي از آنان را عادت چنين بود كه همراه سينه زنها حركت مي‏كرد و با آنها به سينه زدن مشغول مي شد. وقتي از دنيا رفت، بنا به مرسوم مذهبي خودشان، بدنش را با آتش سوزانيدند تا تمام بدنش خاكستر شد جز دست راست و قطعه‏اي از سينه‏اش كه آتش، آن دو عضو را نسوزانيده بود.
بستگان آن دو عضو را آوردند نزد قبرستان شيعيان و گفتند: «اين دو عضو راجع به حسين شماست» [33]
9 - تأثير شعر سرودن در عزاي حسيني
امام صادق - عليه السلام - فرمود: «كسي نيست كه براي حسين - عليه السلام - شعري بسرايد و گريه كند يا بگرياند مگر اينكه خداوند بهشت را بر او واجب كرده و گناهانش را مي‏آمرزد».

[1] . فرائد السمطين، جويني خراساني، ج 2 ص 155
[2] . فرائد السمطين، جويني خراساني، ج 2 ص 246
[3] . حماسهء حسيني، استاد شهيد مطهري، ج 3 ص 247
[4] . بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 43، ص 309
[5] . بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 43، ص 281
[6] . وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 10 ص 329
[7] . اثبات الهداة، شيخ حر عاملي، ج 5 ص 215
[8] . اقتباس از كتاب عدل الهي، استاد شهيد مطهري، ص 241تا 246
[9] . خصال، شيخ صدوق، ص 624
[10] . المحاسن، ابي جعفر برقي، ج 1 ص 293
[11] . نقل از كتاب قيام حسيني آيت الله شهيد دستغيب، ص 105
[12] . بحارالانوار، علامهء مجلسي، ج 43، ص 262
[13] . منتخب كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 32
[14] . سفينة البحار، محدث قمي، ج 1 ص 257
[15] . سيرهء امامان (ترجمهء اعيان الشيعه)، علامه سيد محسن امين، ص 220ـ و زندگاني چهارده معصوم،
عمادزاده، ج 2 ص 137
[16] . وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 10 ص 323
[17] . منتخب كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 195
[18] . منتخب كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 252
[19] . وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 10 ص 549
[20] . كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 248
[21] . كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 123
[22] . امالي شيخ طوسي، ص 317
[23] . امالي شيخ طوسي، ص 319
[24] . وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 10 ص 393
[25] . بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 44 ص 284
[26] . منتخب كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 165
[27] . منتخب كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 168
[28] . جلاء العيون، علامه مجلسي، ص 462
[29] . بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 44 ص 293
[30] . وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 10 ص 397
[31] . داستانهاي شگفت، آيت الله شهيد دستغيب، ص 9
[32] . اختيار معرفة الرجال، شيخ طوسي، 89
[33] . خلاصه اي از مقاله عاشورا نوشته جواد محدثي.
عليرضا رجالي تهراني
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :