امروز:
سه شنبه 2 آبان 1396
بازدید :
1513
اباالفضل العباس (ع)
اباالفضل العباس فرزند امير المؤمنين، برادر سيد الشهدا، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسين - عليه السلام - در روزعاشورا بود. عباس در لغت، به معناي شير بيشه، شيري كه شيران از او بگريزند است. [1] مادرش «فاطمه كلابيه» بود كه بعدها با كنيه «ام البنين» شهرت يافت. امام علي - عليه السلام - پس ازشهادت فاطمه زهرا- سلام الله عليها- با ام البنين ازدواج كرد. عباس، ثمره اين ازدواج بود. ولادتش را در[2] شعبان سال 26 هجري در مدينه نوشته‏اند و بزرگترين فرزند ام البنين بود و اين چهار فرزند رشيد، همه در كربلا در ركاب امام حسين - عليه السلام - به شهادت رسيدند. وقتي اميرالمؤمنين شهيد شد، عباس چهارده ساله بود و در كربلا 34 سال داشت. كنيه‏اش «ابو الفضل» و «ابو فاضل» بود و از معروفترين لقبهايش، قمر بني هاشم، سقاء، صاحب لواء الحسين، علمدار، ابو القربه، عبد صالح، باب الحوائج و ... است.
عباس با «لبابه» دختر عبيد الله بن عباس (پسر عموي پدرش) ازدواج كرد و از اين ازدواج، دو پسر به نامهاي عبيد الله و فضل يافت. بعضي دو پسر ديگر براي او به نامهاي محمد و قاسم ذكر كرده‏اند.
آن حضرت، قامتي رشيد، چهره‏اي زيبا و شجاعتي كم نظير داشت و به خاطر سيماي جذابش او را «قمر بني هاشم»مي‏گفتند. در حادثه كربلا، سِمَت پرچمداري سپاه امام حسين - عليه السلام - و سقايي خيمه‏هاي اطفال و اهل بيت امام را داشت و در ركاب برادر، غير از تهيه آب، نگهباني خيمه‏ها و امور مربوط به آسايش و امنيت خاندان حسين - عليه السلام - نير بر عهده او بود و تا زنده بود، دودمان امامت، آسايش و امنيت داشتند.[3]
روز عاشورا، سه برادر ديگر عباس پيش از او به شهادت رسيدند. وقتي علمدار كربلا از امام حسين - عليه السلام - اذن ميدان طلبيد حضرت از او خواست كه براي كودكان تشنه و خيمه‏هاي بي‏آب،آب تهيه كند. ابو الفضل - عليه السلام - به فرات رفت و مشك آب را پر كرد و در بازگشت به خيمه‏ها با سپاه دشمن كه فرات را در محاصره داشتند درگير شد و دستهايش قطع گرديد و به شهادت رسيد.البته پيش از آن نيز چندين نوبت.همركاب با سيد الشهدا به ميدان رفته و با سپاه يزيد جنگيده بود. عباس، مظهر ايثار و وفاداري و گذشت بود.وقتي وارد فرات شد، با آنكه تشنه بود،اما بخاطر تشنگي برادرش حسين - عليه السلام - آب نخورد و خطاب به خويش چنين گفت:
يا نفس من بعد الحسين هوني‏
و بعده لا كنت ان تكوني‏
هذا الحسين وارد المنون‏
و تشربين بارد المعين‏
تالله ما هذا فعال ديني‏
و سوگند ياد كرد كه آب ننوشد.[4] وقتي دست راستش قطع شد،اين رجز را مي‏خواند :
و الله ان قطعتموا يميني‏
اني احامي ابدا عن ديني‏
و عن امام صادق اليقين‏
نجل النبي الطاهر الأمين‏
و چون دست چپش قطع شد،چنين گفت:
يا نفس لا تخشي من الكفار
و ابشري برحمة الجبار
مع النبي السيد المختار
قد قطعوا ببغيهم يساري‏
فاصلهم يا رب حر النار
شهادت عباس، براي امام حسين(ع) بسيار ناگوار و شكننده بود. جمله پر سوز امام، وقتي كه به بالين عباس رسيد، اين بود: «الآن انكسر ظهري و قلت حيلتي و شمت بي عدوي». [5] و پيكرش، كنار «نهر علقمه» ماند و سيدالشهدا به سوي خيمه آمد و شهادت او را به اهل بيت خبر داد. هنگام دفن شهداي كربلا نيز، در همان محل دفن شد. از اين رو امروز حرم ابا الفضل - عليه السلام - با حرم سيد الشهدا فاصله دارد.
مقام والاي عباس بن علي - عليه السلام - بسيار است. تعابير بلندي كه در زيارتنامه اوست، گوياي آن است. اين زيارت كه از قول حضرت صادق - عليه السلام - روايت شده، از جمله چنين دارد:
«السلام عليك ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لأميرالمؤمنين و الحسن و الحسين... اشهد الله انك مضيت علي ما مضي به البدريون و المجاهدون في سبيل الله المناصحون في جهاد اعدائه المبالغون في نصرة اوليائه الذابون عن أحبائه...» [6] كه تأييد و تأكيدي بر مقام عبوديت و صلاح و طاعت او و نيز تداوم خط مجاهدان بدر و مبارزان با دشمن و ياوران اولياء خدا و مدافعان از دوستان خداست.امام سجاد - عليه السلام - نيز سيماي درخشان عباس بن علي را اينگونه ترسيم فرموده است: «رحم الله عمي العباس فلقد آثر و ابلي و فدا اخاه بنفسه حتي قطعت يداه فابدله الله عز و جل بهما جناحين يطير بهما مع الملائكة في الجنة كما جعل جعفر بن ابي طالب.و ان للعباس عند الله تبارك و تعالي منزلة يغبطه بها جميع الشهداء يوم القيامة» [7] كه در آن نيز مقام ايثار، گذشت، فداكاري، جانبازي، قطع شدن دستانش و يافتن بال پرواز در بهشت، همبال با جعفر طيار و فرشتگان مطرح است و اينكه: عمويم عباس، نزد خداي متعال، مقامي دارد كه روز قيامت، همه شهيدان به آن غبطه مي‏خورند و رشك مي‏برند.
عباس يعني تا شهادت يكه تازي‏
عباس يعني عشق،يعني پاكبازي‏
عباس يعني با شهيدان همنوازي‏
عباس يعني يك نيستان تكنوازي‏
عباس يعني رنگ سرخ پرچم عشق‏
يعني مسير سبز پر پيچ و خم عشق‏
جوشيدن بحر وفا،معناي عباس‏
لب تشنه رفتن تا خدا،معناي عباس [8]
در زيارت ناحيه مقدسه نيز از زبان حضرت مهدي - عليه السلام - به او اينگونه سلام داده شده است: «السلام علي ابي الفضل العباس بن امير المؤمنين، المواسي اخاه بنفسه، الآخذ لغده من امسه، الفادي له، الواقي الساعي اليه بمائه، المقطوعة يداه...» [9]
كربلا كعبه عشق است و من اندر احرام‏
شد در اين قبله عشاق،دو تا تقصيرم‏
دست من خورد به آبي كه نصيب تو نشد
چشم من داد از آن آب روان تصويرم‏
بايد اين ديده و اين دست دهم قرباني‏
تا كه تكميل شود حج من و تقديرم [10]

[1] . لغت نامه دهخدا.
[2] . اليوم نامت اعين بك لم تنم‏ و تسهدت اخري فعز منامها.
[3] . بحار الانوار،ج 45، ص 41.
[4] . معالي السبطين،ج 1، ص 446. مقتل خوارزمي، ج 2، ص30.
[5] . مفاتيح الجنان،ص 435.
[6] . سفينة البحار،ج 2، ص 155.
[7] . خليل شفيعي.
[8] . بحار الأنوار، ج 45، ص 66.
[9] . اي اشكها بريزيد، حسان، ص 210. درباره زندگي عباس بن علي عليه السلام. ر.ك:«العباس بن علي»،باقر شريف القرشي،214 صفحه،دار الكتاب الاسلامي.
[10] . انصار الحسين، ص 105. تنقيح المقال، مامقاني، ج 2، ص 133.
جواد محدثي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :