امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1230
درماندگي فقيه بني‌اميه در برابر امام باقر (ع)
ابوحمزة ثمالي (از ياران با وفاي امام باقر ـ عليه‌السّلام ـ) گويد: در مسجد النبي نشسته بودم، كه ديدم مردي به طرفم مي‌آيد، نزديك رسيد سلام كردم گفت: بنده خدا، كيستي؟
گفتم: مردي از اهل كوفه، چه كار داري؟
گفت: ابو جعفر محمد بن علي را مي‌شناسي؟
گفتم: آري، چه كارش داري؟
ـ : چيزي نيست چهل سؤال آماده كرده‌ام كه از او بپرسم، هر كدام درست بود بپذيرم،. و هر كدام نادرست بود رها كنم.
ابوحمزه: آيا خودت قدرت تشخيص درست يا نادرست بودن پاسخ آن سؤال‌ها را داري؟
ـ : آري.
ابوحمزه: در اين صورت ديگر چه نيازي به او داري؟
ـ شما مردم كوفه آدم‌هاي پر‌‌حرفي هستيد، خواهشمندم هر وقت او را ديدي مرا خبر كن.
در همين حال بود كه امام باقر ـ عليه‌السّلام ـ در ميان جمعي از مردم خراسان، و ديگران وارد مسجد شد، امام نشست و مردم اطرافش را گرفتند، ومسائل مربوط به حج را از او مي‌پرسيدند.
آن مرد نيز به آنها پيوست و در آن جمع، نزديك امام نشست.
ابوحمزه گويد: من نزديكتر رفتم تا بهتر گفتگوي آنها را بشنوم، پس از اينكه امام پاسخ مسائل آن جمعيت را فرمود و آنها رفتند، امام نگاهي به مرد تازه وارد كرد و فرمود: شما كه هستيد؟
قتاده: نام من قتاده، فرزند دعامه، اهل بصره.[1]
امام: فقيه بصره تو هستي؟
قتاده: آري.
امام: واي برتو، اي دانشمند گمراه، و آگاه بي‌مسؤليت مزدور، خداوند كساني را آفريد، و آنها را حجت بر آفريد‌ه‌‌هاي خود قرار داده كه آنها ميخ‌هاي زمين اوهستند، وحدت و يكپارچگي جامعه وابسته به رهبري آنها است، در علم خدا پاك و ستوده‌اند، و پيش از آفرينش، آنها را برگزيده در حاليكه شبح‌هائي در طرف راست عرش بودند.
امام با اين سخنان، مسؤليت‌هاي بزرگي كه در آن زمان تاريك متوجه اين دانشمند خود فروخته بود را بازگو مي‌نمايد، كه چگونه حقيقت را به بهاي ناچيزي مي‌فروشد، و به جاي معرفي كردن رهبر واقعي منتخب خدا، با چهره مذهبي خود، مردم را به سوي دستگاه جنايتكار بني اميه متمايل مي‌سازد»
پس از تمام شدن سخنان امام، قتاده مدتي طولاني سكوت كرد، و سپس گفت: به خدا من در برابر فقهاء بزرگ، و حتي دانشمند بزرگي مانند ابن عباس نشسته‌ام، ولي در هيچ مجلسي مانند اين مجلس، مرا اضطراب نگرفته است.
امام: مي‌داني كجا هستي؟ در برابر چه كسي؟ اكنون تو در برابر خانه‌هايي هستي... كه خداوند فرمان داده آنها را گرامي دارند، و هر بامداد و پسين در آنها ياد او كنند.[2]
قتاده: به خدا راست گفتي، خدا مرا فداي تو كند، به خدا مقصود از خانه‌ها (كه در آيه ذكر شده) ساختما‌نهاي معمولي كه از سنگ و گل بنا مي‌شوند نيست.
ـ قتاده از شدّت درماندگي، ناگهان صحبت را تغيير داد و گفت: خوردن پنير به عقيده شما شرعي است؟
امام لبخندي زد و فرمود: مسائل مشكلي را كه براي پرسش آماده كرده بودي به اين مسئلة ساده بازگشت؟
قتاده: چه كنم همه را فراموش كردم؟
امام باقر ـ عليه‌السّلام ـ فرمود: خوردن پنير اشكالي ندارد.
[1] . از فقهاء و دانشمندان بزرگ زمان بني اميه، كه با حكومت بني‌اميه روابط نيكو داشت.
[2] . اشاره به آيه 36، سوره نور است: في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الاصال.
امام باقر(ع) با قتاده (از بني اميه)
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :