امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
619
مسن ترين و كوچكترين شهيد كربلا را معرفي كنيد؟

بخش اوّل: ‌بزرگترين شهيد كربلاحبیب بن مظاهر
سابقه در دین و خدمت به اسلام و درك محضر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از افتخارات حبیب بن مظاهر بود. حبیب بزرگمردی از طایفه ی افتخار آفرین «بنی اسد» بود. او یك سال پیش از بعثت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به دنیا آمد. كودكی‌اش همزمان با سالهایی بود كه پیامبر در مكه مردم را به توحید دعوت می‌كرد، و جوانی‌اش هم عصر با دوران حكومت اسلامی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مدینه و آن سالهای جهاد و حماسه و فداكاری در راه دین خدا بود.
فیض دیدار پیامبر، توفیقی بود كه حبیب بن مظاهر را از همان، آغاز با معارف دین و حكمت‌های متعالیه و سرچشمه ی زلال و جوشان تعالیم جاودان اسلام آشنا ساخت. صحابی بودن این چهره ی عظیم الشأن تاریخ اسلام[1] مقام و موقعیت او را والاتر ساخته بود و شركت او در سن 75 سالگی در نهضت كربلا و دفاع مسلحانه‌اش از حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ از صحنه‌های پرشكوه و سرشار از معنویتی است كه فقط در جبهه‌های نورانی مؤمنان حق پرست یافت می‌شود. آری، حبیب بن مظاهر قهرمان عابد و عارفی است كه نامش آشناست و با كربلای حسین و عاشورای شهادت پیوندی ناگسستنی دارد.
پس از آن كه حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ تن به بیعت با یزید نداد و از مدینه به مكه هجرت فرمود دعوتنامه‌هایی از سوی كوفیان برای امام ارسال گردید كه محتوای آنها اعلام حضور داوطلبانه در مبارزه در ركاب امام بود. نخستین دعوتنامه به امضای چهارتن از بزرگان كوفه برای امام نوشته شد و به مكه ارسال شد. امضاء كنندگان عبارت بودند از: سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعة‌ بن شدّاد و حبیب بن مظاهر.[2]
حبیب بن مظاهر یكی از فعالترین كسانی بود كه پس از آمدن مسلم بن عقیل به كوفه به طور پنهانی برای او از مردم بیعت می‌گرفت و خود را تمام وقت، وقف نهضتی كرده بود كه بنا بود به رهبری امام حسین ـ علیه السّلام ـ انجام گیرد.
امّا با حاكمیت ابن زیاد به كوفه و ایجاد محدودیت‌های شدید او توسط قبیله و عشیره‌اش پنهان گردید تا از گزند خون آشامان ابن زیاد در امان بماند.[3]
ابا عبدالله الحسین ـ علیه السّلام ـ هنگام حركت به كوفه طی نامه‌ای برای حبیب بن مظاهر نوشت:
امّا بعد، ای حبیب! تو خویشاوندی و نزدیكی ما را به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌دانی و ما را بهتر از هر كس‌ می‌شناسی، تو كه صاحب اخلاق نیكو و غیرت می‌باشی، پس در فدا كردن جان در راه ما دریغ مكن، تا جدّم رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ پاداش آن را در قیامت به تو عطا كند.[4]
حبیب بن مظاهر علی رغم این كه مأموران ابن زیاد برای جلوگیری از پیوستن كوفیان به كاروان امام حسین ـ علیه السّلام ـ راه‌های ورودی و خروجی كوفه را در كنترل داشتند مصمّم شد خود را به حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ برساند، لذا شبها راه می‌رفت و روز استراحت می‌كرد تا این كه سرانجام در هفتم محرم در كربلا به كاروان آن حضرت پیوست.[5]
حبیب بن مظاهر در ظهر عاشورا در حالی كه به میان سپاه دشمن نفوذ كرده بود و آنان را از دم تیغ می‌گذراند، این گونه رجز می‌خواند:
«من حبیب، پسر مظاهرم و زمانی كه آتش جنگ برافروخته شود، یكه سوار میدان جنگم، شما اگر چه از نظر نیرو و نفر از ما بیشترید، لیكن ما از شما مقاومتر و وفادارتریم، حجت و دلیل ما برتر، و منطق ما آشكارتر است و از شما پرهیزكارتر و استوارتریم».[6]
حبیب بن مظاهر با كهنسالی شمشیر می‌زد و دشمنان را می‌كشت تا این كه شمشیری بر فرق او اصابت كرد و یكی هم با سرنیزه به او حمله كرد و حبیب بر زمین افتاد و موهای سفید صورتش از خون رنگین شد.[7]
داغ این شهید، بر یاران حسین ـ علیه السّلام ـ بسیار گران بود، حسین بن علی خود را به بالین اورساند، تا شهادتش را تبریك گوید و لذا چنین فرمود: «پاداش خود و یاران حامی خود را از خدای تعالی انتظار می‌برم».[8]

بخش دوّم: كوچكترین یار امام حسین ( علیه السّلام )
كوچكترین سرباز امام حسین(ع) در صحرای كربلا علی اصغر یا همان عبدالله رضیع (شیرخوار) یا عبدالله بن الحسین ـ علیه السّلام ـ است: السلام علی عبدالله بن الحسین الطّفل الرضیع المرمّی الصّریح المُشحط دماً... المذبوح بالسّهم فی حجر ابیه لعن الله دامیه...؛.[9] سلام بر عبدالله شیرخوار فرزند حسین كه هدف تیر قرار گرفت و در خون خود غوطه‌ور شد... و سرش به وسیله ی تیر دشمن در آغوش پدر، ذبح گردید. خداوند قاتل او را لعنت كند.
عبدالله بن حسین یا عبدالله رضیع (شیر خوار) به علی اصغر معروف است. علی اصغر كودك شیرخوار امام و مادرش «رباب دختر امرء القیس» می‌باشد. معروف و مشهور است كه او در كربلا شش ماه داشت[10] و با تیر حرمله بن كاهل اسدی در آغوش پدر ذبح گردید.[11]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. نفس المهموم، نويسنده:شیخ عباس قمی.
2. الارشاد، نويسنده:شیخ مفید.
3. منتهی الآمال، نويسنده:شیخ عباس قمی.
4. لهوف، نويسنده:سید بن طاووس.

پي نوشت ها:
[1] .سماوی،محمدبن طاهر، ابصار العين في انصار الحسين، ص 56.
[2] . مفيد، ارشاد، ص 203.
[3] . امین سید محسن ،اعيان الشيعه، ج 4، ص 554؛ ابصار العين في انصار الحسين، ص 57.
[4] .دربندی،فاضل،اسرارالشهاده، ص 390.
[5] .امین محسن، همان، ج 4، ص 554.
[6] .طبری ،محمدبن جریر، تاريخ طبري، ج 7، ص 347؛ قمي، عباس، نفس المهموم، ص 145.
[7] .طبری،همان، ج 7، ص 348.
[8] .سماوی، همان، ص 60؛ امین،همان، ج 4، ص 555.
[9] . مجلسي، بحار الانوار، ج 45، ص 66.
[10] . ابومخنف، مقتل الحسين، ص 129.
[11] . مازندراني حائري، محمد مهدي، معالي السبطين، ج 1، ص 259.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :