امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
1228
رؤيت خدا ـ نبوت ـ موجودات و...
دانشمندي مادي و منكر ماوراء طبيعت، نزد امام صادق ـ عليه‌السّلام ـ آمد و مسائل مختلفي را مطرح نمود كه از جمله آن مسائل، اين پرسش‌ها بود:
پرستش خدا با رؤيت او:
مادي: چگونه اين مردم خدا را مي‌پرستند، با اينكه او را نديده‌اند؟
امام: دلها در پرتو روشنائي ايمان، او را مي‌بينند، و عقل‌هاي بيدار همانند چشم، وجود او را اثبات مي‌كنند، بلكه چشم‌ها هم با ديدن نظام دقيق و حساب شده جهان هستي او را مشاهده مي‌نمايند. علاوه بر اين، پيامبران، و نشانه‌هائي كه به عنوان سند نبوت همراه آنها بود، و كتابهاي آسماني با محتواي عميق خود، نيز وجود خدا را اثبات مي‌كنند.
دانشمندان به مشاهده آثار عظمت خداوند اكتفا، مي‌كنند و نيازي به ديدن او ـ در اثبات وجودش ـ ندارند.
مادي: آيا خداوند نمي‌تواند خود را به مردم نشان دهد، تا او را ببينند و بشناسند، و در نهايت او از روي يقين و اعتقاد كامل، مورد پرستش قرار گيرد؟
امام اين كار امكان پذير نيست و محال پاسخي ندارد.[1]
نبوت عامه:
مادي: از كجا ثابت مي‌كني كه خداوند داراي انبياء و فرستادگان است؟
امام: با اثبات چند مقدمه:
الف: ما داراي آفريدگاري هستيم برتر از ما و از تمام آفريده‌ها.
ج: آفريدگار جهان حكيم است و كار بيهوده انجام نمي‌دهد.
د: امكان ندارد كه همه مردم با او تماس بگيرند و برنامه زندگي و تكامل خود را از او دريافت نمايند.
با اين مقدمات ثابت مي‌شود كه بايد خداوند پيامبراني داشته باشد كه آنها، مردم را به راه تكامل خويش راهنمائي كنند، وگرنه هدف خداوند از آفرينش انسان كه تكامل اوست از بين مي‌رود، و آفرينش انسان بيهوده مي‌گردد»[2]
ـ ازليت ماده:
مادي: موجودات از چه چيز آفريده شده‌اند؟
امام: از چيزي آفريده نشده‌اند، سابقه نيستي دارند.
مادي: چگونه مي‌شود كه از نيستي، هستي بوجود آيد؟
امام: موجودات از دو حال خارج نيستند:
الف: اينكه اين موجودات از موادي ساخته شده‌اند كه آن مواد هميشه وجود داشته است.
ب: اينكه موجودات جهان سابقه نيستي داشته ، و جهان پديده است. با سه دليل ثابت مي‌كنيم كه فرض اول درست نيست:
1. بر اساس فرض اول، مواد جهان هميشه بوده، و چيزي كه هميشه بوده و وجودش ازلي است امكان ندارد پديده باشد و علت بخواهد بنابراين، اين بايد واجب الوجود باشد و هستيش از ذات خود بجوشد، و در نتيجه، دگرگوني و فنا در آن راه نيابد.
2. آن ماده قديم، يك جوهر بيش نيست، و يك رنگ بيشتر ندارد، پس اين رنگهاي مختلف، و حقائق گوناگون و فراوان كه در اين جهان موجود است از كجا آمده؟[3]
3. اگر مواد قديم جهان ذاتاً زنده بوده‌اند، چگونه مرگ بر آنها عارض شد، و اگر ذاتاً فاقد حيات بوده‌اند، پيدايش حيات در آنها چگونه امكان دارد؟
4. و اگر موجودات زنده از عناصر زنده، و موجودات فاقد حيات از عناصر فاقد حيات بوجود آمده‌اند، اين‌هم درست نيست، زيرا ذاتي كه فاقد حيات است، نمي‌تواند قديم باشد، چون موجود فاقد حيات توانائي و بقاء ندارد و اين معني با قديم بودن، يعني در هستي، نياز به علت نداشتن منافات دارد (دقت فرمائيد).
مادي: اگر سخن شما صحيح است، چگونه گفته‌اند كه موجودات ازلي هستند؟
امام: اين عقيده كساني است كه مدبر جهان را انكار كرده و فرستادگان خدا را تكذيب نموده و كتابهاي آنان را افسانه‌هاي پيشينيان خوانده و آئيني به دلخواه خود بوجود آورده‌اند.
موجودات جهان، خود دلالت بر پديده بودن خويش مي‌نمايند...
حركت زمين با آنچه بر آن است، دگرگوني زمانها، تفاوت پيدا كردن وقتها و پديده‌ها‌ئيكه در جهان مي‌آيند: زياد شدن ، كم شدن، مرگ، فرسودگي، و همچنين اينكه انسان وجداناً خود را ناچار مي‌بيند كه به ‌سازنده و مدبر خويش اعتراف كند «تمام اين امور نحواه حدوث جهان، و وجود خدا است»...
مادي: آيا سازنده جهان پيش از آفرينش موجودات، علم به آنها داشته؟
امام: آري خداوند از ازل دانا بوده، و آنچه را مي‌دانسته، آفريده است.
ـ : آيا اجزاء خداوند با يكديگر اختلاف دارد يا مانند هم است؟
امام: اين سؤال غلط است، زيرا اساساً اختلاف و عدم اختلاف در خداوند معني ندارد، چون اختلاف و عدم اختلاف اجزاء، در موجودي است كه داراي جزء باشد، كه آن وقت اين سؤال پيش مي‌آيد: آيا آن اجزاء همانند يكديگرند يا همانند يكديگر نيستند.
يكتائي خدا:
مادي: بنابراين چگونه خداوند يكي است؟
امام: مقصود از يكي بودن خداوند اين است كه ذات خداوند يكتا است و همانند ندارد، چون جز خداوند هر يكتائيرا كه تصور كني داراي جزء است و تنها خداوند متعال يكتائي است كه قابل تجزيه نيست، و قابل شمردن نمي‌باشد.
فلسفه آفرينش:
مادي: با در نظر گرفتن اين معني كه خداوند نيازي به آفريده‌ها ندارد، و مجبور به آفرينش آنها نبود، و شايسته نيست كه ما را براي بازي و عبث آفريده باشد فلسفه آفرينش چيست؟
امام: آنها را آفريده تا آفرينش دقيق و حكيمانه خود را آشكار سازد و به دانائي خويش عينيت بخشد، و تدبر خود را در نظام هستي پياده كند.
فلسفه معاد:
مادي: چرا خداوند به آفريدن همين جهان اكتفا نكرد و آن را خانه پاداش و كيفر خود قرار نداد؟
امام: اين جهان، آزمايشگاه و تجارتخانه و جايگاه تحصيل كمال و موجبات لطف و عنايت خدا است. خداوند اين جهان را لبريز از كام و ناكامي نموده تا مردم را «در اين مدرسه كمال» بيازمايد، و بر اين اساس، جايگاه كار، و محل نتيجه را از هم جدا ساخته است.[4]
آفرينش شيطان:
مادي: اين هم از حكمت اوست كه براي خويش دشمني آفريده؟
او بود و دشمني نداشت، وسپس ـ به پندار تو ـ شيطان را آفريد و بر بندگان خويش مسلط نمود كه آنها را به نافرماني او وادار نمود، و آنچنان او را نيرومند نمود كه با نيرنگ‌هاي دقيق، خود را به دل بندگان خدا مي‌رساند و وسوسه مي‌كند، تا اينكه آنها را نسبت به پروردگارشان مشكوك مي‌نمايد، تا آنجا كه عده‌اي منكر وجود او مي‌شوند، و ديگري را مي‌پرستند؟
مادي: اگر او حكيم است، چرا دشمن خود را بر بند‌گان خويش مسلط نموده و راه گمراه نمودن آنان را بر او هموار ساخته است؟
امام: اين دشمني كه از آن نام بردي، دشمني او براي خداوند زيان آور نيست، و دوستيش سودي براي او ندارد. بيم از دشمن در صورتي است كه او بتواند زياني برساند، يا سودي عائد گرداند، اگر تصميم گرفت كه ملكي را بگيرد، با تكيه به قدرت خود اخذ نمايد، و يا اگر تصميم گرفت قدرتي را نابود سازد، تصميم خود را جامه عمل پوشد.
و اما شيطان يكي از بندگان خداوند است، كه خداوند او را براي پرستش خود آفريده، و به هنگام آفرينشش مي‌دانست كه او چيست، و چه خواهد شد، او مدتها با فرشتگان ، خدا را عبادت مي‌كرد، تا اينكه خداوند او را با فرمان سجده به آدم آزمايش[5] كرد، ولي او به خاطر حسدي كه داشت و چيرگي شقاوت، از امتثال اين فرمان امتناع ورزيد، و در نتيجه مورد طرد ولعن خداوند قرار گرفت و همين امر باعث شد كه كينه آدم و فرزندانش را به دل گيرد و با او دشمني نمايد، ولي هيچگونه تسلطي بر بني آدم ندارد مگر وسوسه كردن و دعوت نمودن به گمراهي.[6]
تبعيض در آفرينش:
مادي: چرا خداوند تبعيض قائل شده، يك دسته را شريف، و دسته ديگر را پست آفريده؟
امام: شريف، كسي است كه اطاعت خدا كند، و پست، كسي است كه نافرماني او نمايد.
مادي: آيا درميان مردم بعضي بهتر از بعضي ديگر نيستند؟
امام: ملاك برتري، تنها تقوا است.
مادي: بنابراين به عقيده شما فرزندان آدم (تمام مردم)، در اصل يكسان هستند، و ملاك امتياز تنها تقوا است؟
امام: آري، من چنين يافتم كه اصل آفريده‌ها خاك است، پدر، آدم، مادر، حوا، خدائي يكتا آنها را آفريده، و آنها بندگان خدايند البته خداوند عزوجل از فرزندان آدم گروهي را انتخاب كرده كه تولد آنها را پاكيزه ساخته، و بدنهاي آنان را پاك نموده، و در صلب پدران و رحم مادران، آنها را از آلودگي حفظ نموده، و از ميان آنان انبياء و رسل را خارج ساخته است، كه اينان پاكيزه‌ترين شاخه‌هاي آدم هستند... و فلسفه اين امتياز اين است كه خداوند هنگام آفرينش آنها مي‌دانست كه آنها از او اطاعت مي‌كنند، و همتائي براي او نمي‌گيرند، بدين جهت مورد اين لطف و عنايت خداوند قرار گرفته‌اند...[7]
آفرينش بدها:
مادي: چرا خداوند همه مردم را مطيع و موحد نيافريد؟ در صورتي كه مي‌توانست؟
امام: چون دراين صورت، كارهاي نيكي كه از مردم صادر مي‌شد، كار خدا بود، نه مردم، و روي اين حساب، پاداش و كيفر، و بهشت و دوزخ معنا نداشت.
خداوند مردم را آفريده، و به آنها دستور داده كه به قوانين او عمل كنند، و به وسيلة انبياء و كتابهاي آسماني حقيقت را كاملاًً براي آنها ثابت نموده و راه هرگونه عذر و بهانه جوئي را بر آنها بسته است، و سپس آنها را آزاد گذاشته تا به انتخاب خود، اطاعت كنند و يا نافرماني او نمايند تا استحقاق پاداش يا كيفر داشته باشند.
جبر:
مادي: بنابراين، كار نيك و بد را انسان، خود انجام مي‌دهد؟
امام: كارنيك را انسان انجام مي‌دهد، و خداوند به انجام آن فرمان داده، كار بد را انسان انجام مي‌دهد، و خداوند از انجام آن نهي كرده است.
مادي: آيا انسان، كار بد را با ابزاري كه خدا به او داده است انجام نمي‌دهد؟
امام: چرا، ولي با همان ابزاري كه كار نيك مي‌كند، قدرت بر انجام كار زشتي دارد كه خداوند از آن نهي كرده است.
[1] . براي وجود پيدا كردن هر پديده دو شرط بايد محقق شود: يكي اينكه آن پديده قابليت شدن، و وجود پيدا كردن، داشته باشد، وديگر اينكه قدرتي كه بتواند آنرا انجام دهد با آن قابليت جمع شود، بنابراين، وجود قدرت، بدون قابليت، تاًثيري در پيداش پديده ندارد اموري كه عقلاًً تحقق آن محال است، نقص در قابليت آنها است، نه در قدرت خدا.
[2] . براي توضيح بيشتر به كتاب «شناخت پيامبران» مراجعه شود.
[3] . براي توضيح بيشتر، ر.ك: به كتاب فلسفه ما، آيت الله سيد محمد باقر صدر، ص 542. تحت عنوان «ماده در پرتو فيزيك».
[4] . نگاه كنيد به ص 75.
2. نگاه كنيد به ص 72.
[5] . مقصود از آزمايش خدا فراهم ساختن زمينه پرورش و تكامل است.
[6] . و ماكان لي عليكم من سلطان الاان دعوتكم فا ستجبم لي (ابراهيم 22) و ماكان له عليهم من سلطان الا لنعلم من يؤ من بالاخره ممن هومنها في شك(سبا ـ 21).
[7] . براي توضيح اين سخن به كتاب (شناخت پيامبران) مبحث «عصمت» مراجعه فرمائيد.
@#@
مادي: بنابراين انسان در انجام كار نيك و يابد، آزاد است، و داراي اراده و اختيار؟
امام: خداوند انسان را از هيچ كاري باز نداشته مگر اينكه مي‌دانسته كه انسان قدرت ترك آن را دارد، و به هيچ كاري فرمان نداده مگر اينكه مي‌دانسته قدرت انجام آن را دارد، زيراكه خداوند ظالم نيست و كار عبث و بيهوده نمي‌كند، و قانوني وضع نمي‌نمايد كه انسان توانائي عمل به آن را نداشته باشد.
مادي: بنابراين كسي كه خداوند او را كافر آفريده مي‌تواند مؤمن شود؟
امام: خداوند تمام مردم را با سرشت اسلام پديد آورده، و آنها را به كارهائي فرمان داده، و از كارهائي بازداشته است، و كفر صفتي است كه پس از انجام عمل خاصي، انسان به آن متصف مي‌گردد، خداوند هيچ كس را در هنگام آفرينش كافر نيا‌فريده، و موقعي انسان كافر مي‌شود كه آن قدر رشد پيدا كند كه توانائي شناخت حقيقت را داشته باشد، و حق بر او عرضه شود و انكار كند، كه در اين صورت كافر مي‌گردد...
مادي: بگو بدانم، كه آيا خداوند در آفرينش، همتا دارد و يا در اداره كردن جهان، كسي با او در ستيزه است؟
امام: نه
مادي: پس آفريننده شرور كيست؟ درندگان زيان بخش، جانوران خطرناك، زشت رويان فراوان، يا كرم، پشه، مارها، عقربها را كه آفريده است؟ در صورتي كه بعقيده شما چيزي را بيهوده نيا‌فريده و آفرينش هر چيزي، براي غرض و هدف و فائده‌اي است.
امام: آيا به نظر تو داروئي كه از عقرب تهيه مي‌شود براي درد مثانه و از بين بردن سنگ آن مفيد نيست؟
و آيا بهترين ترياق [1] از گوشت افعي تهيه نمي‌شود؟
و يا گوشت آن براي كسيكه مبتلا به جذام باشد نافع نيست؟
و كرم سرخي كه از زير زمين بدست مي‌آيد براي درمان خوره، سودمند نمي‌باشد؟
مادي: چرا همينطور است توجه نداشتم كه همين موجودات نام برده نقش بسيار مهمي در زندگي انسان دارند.
امام: اما، پشه و كك و امثال اينها، يكي از حكمتهاي آفرينش آنها اين است كه پرندگان از آنها تغذيه كنند.
مادي: آيا مي‌توان گفت تدبير خداوند در مورد بعضي از پديده‌ها ناقص است؟
امام: نه.
مادي: خداوند مردها را ختنه نكرده آفريده، آيا آفرينش قسمت زائد، حكمتي داشته، و يا بي‌فائده و بر خلاف حكمت بوده؟
امام: حتماً داراي مصلحت و حكمت بوده؟
مادي : پس چرا آفريده خدا را تغيير مي‌دهيد، و ختنه كردن را كه كار شما است بهتر از آنچه خدا آفريده مي‌دانيد. ختنه نكردن را عيب مي‌دانيد در صورتي كه خدا مردها را ختنه نكرده آفريد، و ختنه كردن را نيك مي‌دانيد. در صورتيكه اين عمل كار خودتان است؟ آيا مي‌گوييد اين كار از خدا اشتباه و بر خلاف حكمت بوده؟
امام: هم فعل خدا «ختنه نكرده آفريدن» حكمت دارد، و هم فعل ما «ختنه كردن»، و منافاتي ندارد كه هر دو فعل مصلحت داشته باشد، همانطور كه مي‌بينيم كودك وقتي متولد مي‌شود از راه بند ناف به مادر متصل است، و خداوند حكيم او را به اين صورت آفريده، ولي به انسان دستور داده كه آن را پس از تولد قطع كند، و اگر قطع نشود هم براي مادر زيان دارد و هم براي فرزند.
و همچنين ناخنهاي انسان كه خداوند مي‌توانست از ابتدا ناخن را طوري بيا‌فريند كه بلند نشود.
و همچنين است آفرينش مو، كه ممكن بود طوري باشد كه بلند نشود. و نيز آفرينش تخم، در گاوهاي نر، در صورتيكه خته كردن آنها بهتر است.
در هيچ‌يك از اين امور، ايرادي به حكمت خداوند نمي‌توان گرفت، بلكه هم كار خداوند در اين موارد بر اساس حكمت است، و هم كار انسان.
دعا:
مادي: آيا شما نمي‌گوئيد كه خدا فرموده: «مرا بخوانيد تا خواسته شما را انجام دهم»؟ در صورتيكه ما مي‌بينيم كه بيچاره‌اي او را دعا مي‌كند، ولي اجابت نمي‌كند، مظلوم او را بر عليه ظالم دعوت مي‌كند، ولي او ياريش نمي‌نمايد؟
امام: هيچ كس نيست كه خدا را بخواند، مگر اينكه خدا دعاي او را مستجاب مي‌كند، اما ظالم دعايش مردود است تا توبه كند، و اما غير ظالم اگر اجابت دعايش بصلاح او باشد، دعايش را مستجاب مي‌كند، و اگر بصلاح او نباشد خداوند بلاهائي را بطوريكه خودش هم متوجه نيست از او دفع مي‌كند، و پاداش فراواني براي روز نيازش ذخيره مي‌نمايد. شخص با ايمان و خدا‌شناس گاه مي‌شود در موردي كه در واقع نمي‌داند بصلاح اوست يا نه، دعا كردن برايش مشكل است. گاه مي‌شود انسان دعا مي‌كند براي از بين رفتن كسي كه بر اساس سنت تغيير ناپذير آفرينش هنوز هنگام از بين رفتنش نرسيده. گاه مي‌شود دعا براي باران مي‌كند، و شايد در واقع باران آمدن در آن وقت صلاح نيست، چون خداوند به تدبير جهان آگاه‌تر است. اين امور و امثال آن، كه زياد است در بسياري از موارد مانع اجابت دعا مي‌گردد، خوب دقت كن.
ارتباط با آسمان:
مادي: اي حكيم، چرا هيچكس از آسمان پائين نمي‌آيد، و هيچ انساني نمي‌تواند به آن بالا رود، و راهي براي بالا رفتن آن نيست در صورتي كه اگر مردم در هر زمان اين منظره را مشاهده كنند، خدائي خدا، بهتر ثابت مي‌شود، و شك و ترديد بهتر از دل بيرون مي‌رود، و يقين انسان نيرومندتر مي‌گردد، و بهتر مردم مي‌فهمند كه آنجا مدبري هست كه كسي به سوي او مي‌رود و از طرف او باز مي‌گردد؟
امام: آنچه تدبير در زمين مشاهده مي‌كني از آسمان فرود مي‌آيد كه بعضي از آنها آشكار است، نمي‌بيني كه خورشيد از آسمان طلوع مي‌كند، و آن روشني روز است و زندگي به آن بستگي دارد، و ماه از آسمان طلوع مي‌نمايد، و آن نور شب است بوسيله آن سال و ماه و روز حساب مي‌شود، و اگر از حركت آن جلوگيري شود مردم حيران مي‌شوند، و تدبير جهان به هم مي‌خورد... تمام اينها علامت اين است كه در آسمان مدبّري وجود دارد كه تدبير همه چيز را به عهده گرفته است.
علاوه بر اين، خداوند با موسي سخن گفت، و عيسي را به آسمان بالا برد و فرشتگان از آسمان فرود مي‌آيند، چيزيكه هست تو آنچه را نمي‌بيني باور نمي‌كني، ولي آنچه چشم تو مي‌بيند، براي فهميدن حقيقت كافي است.
مادي: خوب بود كه خداوند هر صد سالي يكبار مرده‌اي را زنده مي‌كرد، تا ما از او درباره گذشتگان خود سؤال مي‌كرديم كه كجا رفتند، و حالشان چگونه است، و پس از مرگ چه ديده‌اند، و با آنها چه كرده‌اند، تا مردم بر اساس يقين عمل مي‌كردند، وشك آنها زائل مي‌شد، و كينه از دل آنهابيرون مي‌رفت؟
امام: اينگونه سخن را كسي مي‌گويد كه سخن پيامبران را انكار مي‌كند و آنها را تكذيب مي‌نمايد... خداوند در كتاب خود به زبان انبياء كيفيت حال كساني از ما را كه مرده‌اند بيان كرده، و آيا كسي هست كه راستگوتر از خدا و پيامبران او باشد؟
علاوه بر اين، خداوند عده زيادي از كساني را كه مرده‌اند زنده نموده خداوند اصحاب كهف را، پس را سيصد و نه سال كه از مرگ آنها مي‌گذشت در زمان قومي كه منكر معاد بودند زنده كرد، تا عملاً قدرت خود را براي زنده ساختن مردگان در روز قيامت نشان دهد.
و ديگر «ارميا» يكي از پيامبران بود كه صد سال پس از مرگش زنده شد.[2]
و گروهي ديگر را خداوند به دعاي حضرت حزقيل زنده نمود[3] و همچنين گروهي را كه موسي آنها را بكوه طور برده بود پس از تقاضاي ديدن خدا، خداوند آنها را ميراند، و سپس زنده نمود.[4]
داستان ماني:
مادي: داستان ماني چيست؟
امام: ماني كاوشگري بود كه مقداري از آئين مجوسي گرفت، و مقداري از آئين مسيحي و بهم آميخت، و آئيني ساخت كه با هيچيك جور در نمي‌آمد. ماني معتقد بود كه جهان را دو خدا تدبير مي‌كند، يكي خداي روشنائي و ديگري خداي تاريكي، و روشنائي در حصاري از تاريكي است، مسيحي‌ها او را تكذيب كردند، و مجوسي‌ها پذيرفتند.
پيامبرمجوس:
مادي: آيا خداوند براي مجوسي‌ها پيامبر فرستاده؟ من كتابهائي از آنها ديده‌ام كه داراي مطالب ارزنده و پندهاي مفيد، و مثال‌هاي آموزنده بود، آنها هم به پاداش و كيفر پس از مرگ اعتراف دارند، و از نظر مذهبي داراي قوانين خاصي هستند كه به آن عمل مي‌كنند؟
امام: هيچ امتي نبوده مگر اينكه پيامبري داشته است. خداوند براي مجوسي‌ها هم پيامبر فرستاده ولي او را نپذيرفتند و كتابش را تكذيب كردند.
مادي: پيامبر آنها كيست؟ بعضي خيال مي‌كنند كه پيامبر آنها خالد بن سنان بوده؟
امام: خالد، عربي صحرا نشين بود، پيامبر نبوده، اين چيزي است كه در بين مردم شايع است.
مادي: آيا پيامبرشان، زردشت بوده؟
امام: زردشت زمزمه را براي آنها آورد[5] و ادعاي نبوت نمود، و عده‌اي از آنها به او ايمان آوردند، و عده‌اي او را تكذيب نمودند، و از جامعه خود بيرونش كردند و طعمه درندگان صحرا شد.
مادي: آيا مجوس به حق نزديكتر بودند يا عرب در زمان جاهليت؟
امام: عرب جاهليت، چون مجوس تمام پيامبران را تكذيب كردند و هيچيك از سنن آنها را در جامعه خود پياده ننمودند. كيخسرو پادشاه مجوس سيصد پيامبر را كشته. مجوس غسل جنابت نمي‌نمود، ولي عرب جاهليت اين فريضه را انجام مي‌داد، و غسل جنابت يكي از كارهاي خاص دين حنيف است. مجوس ختنه نمي‌كرد، در صورتيكه ختنه از سنتهاي انبياء است... ولي عرب، به اين سنت عمل مي‌نمود.
مجوسي‌ها مرده‌هاي خود را غسل نمي‌دادند و كفن نمي‌كردند، و آنها را در بيابانها و ميان سنگها مي‌انداختند، ولي عرب بر اساس سنت پيامبران، مرده‌هاي خود را غسل مي‌داد و كفن مي‌كرد و دفن مي‌نمود.
مجوس ازدواج با مادر و دختر و خواهر را تجويز مي‌كرد و عرب آن را تحريم نموده بود...
[1] . داروئي است براي درمان زهرها.
[2] . او كالذي مر علي قريه و هي خاويه علي عروشها... (بقره 259).
[3] . الم ترالي الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت (بقره 243).
[4] . فاخذتكم الصاعقه و انتم تنظرون ثم بعثناكم من بعد موتكم (بقره55).
[5] . زمزمه، آواز خاصي است كه مجوسي‌ها موقع غذا خوردن مي‌خواندند. ر.ك: بحارالانوار ج 10.، ص 179.
امام صادق(ع)با دانشمند مادي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :