امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1302
جرأت آيت الله شاه آبادي
آيت الله مهدي شاه آبادي مي گويد:
«وقتي که رضا خان دستور داد منبر را از مسجد بردارند تا مانع سخنراني ايشان شود، دست از سخنراني بر نداشتند و به طور ايستاده سخنراني مي کردند، مأمورين شهرباني هم مرتباً به مسجد مي آمدند و مطالب منابر ايشان را مي نوشتند و گزارش مي کردند. يک بار که رئيس کلانتري به مسجد آمده بود، چون مي خواست با کفش وارد مسجد شود، ايشان با صداي بلند فرمودند: «فاخلع نعليک....» و آن چنان با مأمورين پرخاش نمودند که آن ها مي ترسيدند و از مسجد بيرون رفتند. وقتي آيت الله شاه آبادي سخنراني شان تمام شد و از مسجد خارج شدند، مأمورين هم به دنبال ايشان رفتند و از ايشان خواستند تعهد بگيرند که ديگر منبر نرود، ولي ايشان با همان لهجه اصفهاني خود به مأمورين فرمودند برو به بزرگترت بگو بيايد و بالاخره چون اصرار مأموران زياد مي شود ايشان ناگهان دستشان را به طرف مأموران مي آورند و فرياد مي زنند: بگيريد مرا، مي گويم مرا بگيريد، مأمورين از اين عمل و اُبهت ايشان چنان رعب و وحشتي در دلشان مي افتد که چند قدم عقب مي روند و بدون آن که هيچ گونه عکس العملي از خودشان نشان بدهند مراجعت مي کنند.»[1]
آيت الله عبد الکريم حق شناس مي گويد تعداد مأمورين حدود 250 نفر بود و از آن ها يک نفر جرأت نکرد جلو بيايد.

[1] . عارف کامل، ص 18.
مؤسسه فرهنگي مطالعاتي شمس الشموس - آسماني، ص 110
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :