امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1471
شجاعت و قاطعيت امام خميني (ره)
امام خميني معمار بزرگ انقلاب هيچ موقعيتي را در راه به ثمر رساندن انقلاب از دست نداد و از هيچ رنجي خم به ابرو نياورد، مانند آهن آبديده سختي ها بر استقامت او مي افزود و مشقّت ها او را در راه هدف مصمم تر مي کرد.
پس از اين که او را از قم به زندان بردند و از زندان به تبعيدگاه و از تبعيدگاه دوباره بفکر اين که شايد راه ملايمت پيش بگيرد به قم برگرداندند، ديدند مقاوم تر و مصمّم تر شده است، او را به ترکيه تبعيد کردند، پس از مدّتي او را از ترکيه به عراق تبعيد نمودند و از عراق نيز او را اخراج کردند به طرف کويت رفت راهش ندادند او گفت: از فرودگاه به فرودگاه مي روم و سخن خود را مي گويم.
الگوي او رفتار حضرت پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بود که مي گفت: اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند از دعوت خود صرف نظر نمي کنم و از اين راه بر نمي گردم.[1] و رفتار حضرت امير مؤمنان بود که مي گفت:
أَتَامُرُونّيِ أًَن أَطلُبَ النَّصرَ بِالَجَورِ وَ اللهِ ما أطُورُبِهِ ما سَمَرًَ سَمِيرٌ وَ ما أَمَّ نَجمٌ فِي السّماءِ نَجماً.[2]
«آيا شما پيشنهاد مي کنيد که من بوسيله بذل و بخشش از اين بيت المال براي خودم کمکي و پشتيباني فراهم کنم و به اين وسيله از راه حق و عدالت در تقسيم بيت المال که پيش گرفته ام بر گردم قسم بخدا تا شب و روز در جريان است و تا ستاره اي در آسمان بدنبال ستاره اي حرکت مي کند چنين کاري نخواهم کرد.»
او اين ها را براي خود الگو قرار داده بود و لذا هميشه با قاطعيت سخن مي گفت و با قاطعيت گام بر مي داشت، او مي گفت: و الله گناهکار است کسي که داد نزند و البته مرتکب کبيره است کسي که فرياد نزند.[3]
او راستي مصداق کامل بيان حضرت امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ است که فرمود:
لا تحرّکه القواصف و لا تزيله العواصف.[4]
«مرد حق کوه است که او را طوفان هاي سهمگين در هم نمي شکند و گردباد ها او را از جاي نمي کند.»
در دفترهاي سياسي جنبش آمده است: آقاي خميني هرگز در برابر زور سر فرود نياورد، هرگز از عظمت قدرت نظام نترسيد، هرگز در برابر سلطان جابر کلام حق را قرباني نکرد و هرگز در گورستان خاموشي ها و ترس ها و محافظه کاري ها و فرصت طلبي ها و سازش کاري ها و جاذبه هاي پول و قدرت سر تسليم فرود نياورد و هرگز نخواست گوشه زندان تهران و يا اتاق گلين نجف و گرماي طاقت فرساي آن ديار و نان و ماست و سفره خالي خود را با جاه و جلال و حشمت و حشم کاخ نياوران عوض کند.[5]
در گرما گرم مبارزه که از آسمان گلوله مي باريد و از زمين خون مي جوشيد گاز اشک آور و صداي تانک ها فضاي ايران را از رعب و وحشت پر کرده بود همه جناح هاي سياسي و روشنفکران موضعگيري امام را «يکدندگي» مي خواندند و خود نگران و نوميد و متزلزل بودند و هيچ کدام پيروزي را به صورتي که امام مي خواست احتمال نمي دادندو رفتن شاه و سقوط رژيم سلطنتي را باور نمي کردند سياست گام به گام را پيشنهاد مي کردند ولي او قاطع تر از قبل با تأکيد مي گفت: شاه بايد برود. شاه بايد برود.
و بالاخره هنگامي که از نوفل لوشاتو به تهران برگشته بود دولت حکومت نظامي، وقت حکومت نظامي را براي اين که بتواند کودتا کند تمديد کرد ولي او ذرّه اي نگراني بدل راه نداد و گفت: با کودتا مقابله خواهيم کرد توضيح اين که:
در روز سه شنبه 21 بهمن 1357 رژيم، بسر کردگي بختيار، با زمينه سازي قبلي به انديشه عملي ساختن کودتا افتاده، راديو نظامي دولت، ساعت 2 بعد از ظهر شنبه اعلام کرد که بر مدّت منع عبور و مرور افزوده شده است و امروز از ساعت 5/4 تا فردا ساعت 12 حکومت نظامي برقرار است، مردم پس از انتشار اعلاميه فرماندار نظامي، سخت نگران شدند و خيابان ها را ترک مي کردند و افراد براي خيرخواهي تا مبادا حادثه اي مانند 17 شهريور پيش بيايد به مردم مي گفتند: به خانه ها برويد و از خانه ها بيرون نيائيد امّا امام خميني با قاطعيت هميشگي خود و با دلي هم چون دل پيامبران، حکم انقلابي صادر کرد که: مردم اعلاميه فرماندار نظامي را هيچ انگارند، و به آن اعتنا نکنند و به خيابان ها بريزند، همين که امام گوش دادن بدستور فرماندار نظامي را تحريم کرد، مردم از همه جا و همه سوي به خيابان ها و ميدان ها ريختند، شهر يک پارچه بدست مردم افتاد و نقشه رژيم عملي نشد و کار به پيروزي مردم منتهي گرديد: وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ.

[1] . اين عبارت د رسيره هاي پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مشهور است.
[2] . نهج البلاغه، خطبه 126.
[3] . نطق انقلابي مشهور عليه تصويب کاپيتولاسيون، ماه جمادي الثاني، 1384.
[4] . نهج البلاغه، خطبه 37.
[5] . دفتر هاي سياسي جنبش، شماره 15.
آيت الله نوري همداني - اسلام مجسم، ص 374
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :