امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1314
شجاعت و پايداري امام خميني (ره)
«الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»
بر اولياي خدا خوفي نيست و آنان غمگين و دلتنگ نيستند. چرا خائف و محزون باشند در حالي که هميشه خود را در حضور رب الارباب و خداي جهان مي بيند. تاريخ زندگي مردان بزرگ الهي از پيامبران و ائمه معصومين پر است از بيان حوادثي که دليل اين واقعيت است حوادث تاريخي حيات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ مخصوصاً در جنگ ها بيانگر روشني است بر معني جمله «ان الله معنا» و ما در زمان خود ديديم و يافتيم يک انسان تربيت يافته در مکتب وحي را که حقيقتاً معني «ان الله معنا» را لمس نموده و در برخورد با حوادث و مشکلات در طول حدود بيست سال مبارزه مانند کوه استوار استقامت داشته و ترس و خوف در زواياي دلش راه پيدا نکرده است و تجسم واقعي از آيه شريفه «الا بذکر الله تطمئن القلوب» است. اين انسان موحد و مومن امام و رهبر کبير امت اسلامي (ايران) است که در سخت ترين شرايط تفاوتي در روحيه اش يافت نمي شود او با جرئت قسم ياد نمود و گفت: و الله خميني نمي ترسد و در تمامي طول مبارزه بيانيه هائي که نوشته مي دهد اميدش به نصرت خدا و امدادهاي غيبي است و ايمان دارد به اين نکته که:
«و ما النصر الا من عند الله» و چند نمونه از قسمت هائي از آن بيانيه هاي شجاعانه در ذيل ذکر مي شود.[1]:
«من از آن آخوند ها نيستم که در اين جا بنشينم و تسبيح دست بگيرم! من پاپ نيستم که فقط روزهاي يک شنبه مراسمي انجام دهم و بقيه اوقات براي خودم سلطاني باشم و به امور ديگر کاري نداشته باشم». (21/1/43)
«من از آدم هائي نيستم که اگر يک حکمي کردم بنشينم و چرت بزنم! من دنبالش راه مي افتم. اگر خداي نخواسته يک وقتي ديدم که مصلحت اسلام اقتضا مي کند که حرفي بزنم، مي زنم و دنبالش راه مي افتم و بحمد الله تعالي از هيچ چيز نمي ترسم. و الله تا حالا نترسيده ام.» (2ذيحجه 1382 هـ.ق)
«من وظيفه مي دانم که تذکر بدهم و تا آن اندازه که صداي من به شما مي رسد فرياد کنم و تا اندازه اي که قلم من ياري مي دهد بنويسم و منتشر کنم، اگر آقايان هم صلاح دانستند و امت اسلامي را امت خودشان دانستند، آن ها هم انجام بدهند.» (28 ربيع الاول 1391 هـ.ق)
«دوستان عزيزم: خود را براي خدمت به اسلام و ملت محروم، مهيا کنيد. کمر به خدمت بندگان خدا که خدمت به خدا است ببنديد. من با توفيق خداوند تعالي پس از چند روزي در خدمت شما خواهم بود و در پشت سر شما به سربازي خود، ادامه خواهم داد.»
(30/10/57)
«شما دولت هاي منطقه با جمهوري اسلامي که تنها قدرت بزرگ و برومند منطقه است دوستي کنيد و مطمئن باشيد که آمريکا در شدت ها و گرفتاري ها به شما کمک مؤثر نخواهد کرد.
من اکنون قلب خود را براي سر نيزه هاي مأمورين شما حاضر کردم ولي براي قبول زورگوئي ها و خضوع در مقابل جباري هاي شما حاضر نخواهم کرد. من به خواست خدا احکام خدا را در هر موقع مناسبي بيان خواهم کرد و تا قلم در دست دارم کارهاي مخالف مصالح مملکت را بر ملا مي کنم». (از تلگراف امام به علماي تهران ـ 1342)
«من هر چه بکنم و بر سر من هر چه بيايد، در مقابل شمايي که خون در راه آزادي و اسلام داده ايد، خجلم. آن چه مرا در اين مکان رنج و دردآور دلخوش مي کند، خدمت به شماست». (20/7/57)
«من با تمام قوا در خدمت شما هستم، من با تمام قوا در خدمت شما که خدمت به اسلام است اين چند روز آخر عمر را مي گذرانم و از ملت انتظار دارم که با تمام قوا از اسلام و جمهوري اسلامي پاسداري کنند.» (12/1/58)
«به شما که با مبارزات خويش روي ابر قدرت ها و قدرت ها را سياه کرديد درود مي فرستم و در مقابل صبر و استقامتتان خاضع و خاشعم. خميني که آخرين روزهاي عمرش را مي گذراند تمام اميدش به شما مردم سلحشور ايران است.» (1/11/59)
«هيهات که خميني در برابر تجاوز ديو سيرتان و مشرکان به حريم قرآن کريم و عترت رسول خدا و امت محمد و پيروان ابراهيم حنيف ساکت و آرام بماند و يا نظاره گر صحنه هاي ذلت و حقارت مسلمانان باشد.
من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده نموده ام و در انتظار فوز عظيم شهادتم.
قدرت ها و ابر قدرت ها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خميني يکه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرکت و بت پرستي است ادامه مي دهد و به ياري خدا در کنار بسيجيان جهان اسلام، اين پا برهنه هاي مغضوب ديکتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهان خواران و سر سپردگاني که به ستم و ظلم خويشتن اصرار مي نمايند سلب خواهد کرد.»[2]
امروز خميني آغوش و سينه خود را براي تيرهاي بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشک هاي دشمنان باز کرده است و هم چون همه عاشقان شهادت براي درک شهادت روز شماري مي کند.
فرزندان انقلابيم، اي کساني که لحظه اي حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد شما بدانيد که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مي گذرد. (پنجم ذو الحجه الحرام 1408 ـ 29/4/67)
تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست ليبرال ها بيفتد تا من هستم نخواهم گذاشت منافقين اسلام اين مردم بي پناه را از بين ببرند تا من زنده هستم از اصول نه شرقي و نه غربي عدول نخواهم کرد. (13اسفند 67)

[1] . مجله پاسدار اسلام، ارديبهشت 1362، نوشته حجت الاسلام و المسلمين طاهري خرم آبادي.
[2] . منشور انقلاب، ذيحجه 1407.
سيد نعمت الله حسيني - جلوه هاي حسيني در سيماي خميني، ص 171
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :