امروز:
پنج شنبه 26 مرداد 1396
بازدید :
501
بعد از غيبت صغري امام زمان (عج) در قيافه پيرمرد دیده شده اند بنا بر این به طريق اولی بعد از گذشت چندين قرن به صورت فردی پير خواهد بود، از طرفی افرادي هم امام را ديده‎اند و افرادي گفته‎اند كه امام با قيافه تقريباً فرد سي یا چهل ساله ظهور خواهند كرد. چگونه اين دو مسئله در مورد چهره امام زمان (عج) قابل قبول است؟

درباره سيماي مبارك و نوراني آن حضرت نمي‎توان به گفته‎ها و نوشته‎هاي غير معتبر و يا اقوال و گفتار مردم عادي و يا گاهی وقت ها مدعيان دروغین اعتماد كرد. درباره سيماي نوراني آن حضرت باید به اخبار و احاديث ماثور از ائمه(ع) يا گفتار علماي مورد وثوق توجّه نمود. و از راه هايي وارد شد كه اطمينان آور باشد مثلاً از طريق نواب اربعه و نواب خاص يا ملاقات كنندگان در دوران غيبت صغري و دوران غيبت كبري كه اطمينان كامل به آنها داريم مطلع شويم. درباره سن آن حضرت بايد گفت كه سنش زياد است و كهنسال است امّا از لحاظ قواي جسمي و روحي كاملاً جوان است چنان كه در اين روايت امام رضا ( عليه السّلام ) فرموده‎اند: «ان القائم اذا خرج كان في سن الشيوخ و منظر الشباب قوياً في بدنه، لو مدّ يده الي اعظم شجرةٍ علي وجه الارض لقلعها،ها! ولو صاح بالجبال تدكدكت صُخُورها لا يَضَعُ يدهُ علي عبدٍ الا صار قَلبَهُ كزُبرُ الحديد»[1] «قائم (عج) هنگامي كه ظهور كند در سن كهولت خواهد بود ولي با سيماي جواني و نيروي عضلاني، آنچنان نيرومند خواهد بود كه اگر قوي ترين درخت روي زمين را با دست مباركش بكشد از بيخ بر مي‎كند و اگر به كوهها بانگ بزند، سنگ هايش فرو ريزد اگر بنده‎اي را با دست مباركش نوازش كند قلبش چون قطعه آهني محكم و استوار مي‎گردد.» زيرا دعايش مستجاب است، و از ولايت تكويني برخوردار است چون خليفة الله است و مي‌تواند در تمامي هستي باذن خدا تصرف كند.
در روايت ديگر سيماي آن حضرت را چنين توصيف کرده اند:
از نشانه‎هاي او سيماي جواني است در سن پيري، كه بيننده او را چهل ساله يا كم‎تر از آن تصور مي‎كند و از نشانه‎هايش اين است كه گذشت زمان در او اثر نكند و تا پايان عمرش آثار پيري در او ظاهر نشود.
روايات متواتر زيادي در اين باب وجود دارد كه سيماي حضرت مهدي(ع) با وجود اين كه قرن‎ها از عمر شريفش مي‎گذرد ولي جوان است و چهره آن حضرت هرگز به علت گذشت زمان پير نمي‎شود. در اين مسئله هيچ ترديدي نيست چون اوّلاً: خداوند متعال چنين خواسته است و اگر با ديد وسيع به مسئله نگاه كنيم و به اهميت مسئلة امامت كه غايت خلقت است بنگريم به خوبي متوجه مي‎شويم كه خداوند فعال ما يشاء است و اين مسئله از جمله مشيّت‎هاي خاص پروردگار است زيرا كه خداوند اراده فرموده است عدالت را با وجود او در زمين برقرار سازد.[2]
ثانياً: جوان ماندن سيماي ظاهري و نيروي باطني حضرت از لحاظ طبيعي امري غير عادي نيست، چون تا به حال بوده‎اند كساني كه از عمر طولاني برخوردار باشند و سيماي جوان داشته باشند . در تمام جوامع مخصوصاً در جوامعي كه انسان از زندگي سالم و بهداشتي و طبيعي برخوردار باشد ديرتر پير مي‌شود و از عمر زياد نيز برخوردار است. لذا در منابع معتبر تاريخي آمده است كه انسان‎هاي اوليه عمري طولاني داشتند كه ميانگين عمر آنها بالاتر از چهارصد سال بوده است كه قرآن نيز براي نمونه به عمر طولاني حضرت نوح(ع) اشاره مي‌كند . علت طولاني شدن عمر انسان‎ها[3] را دانشمندان علم ژنتيك و زيست‎شناسان برخورداري از زندگي آرام و غذاهاي سالم و طبيعي مي‎دانند.
شيخ صدوق (ره) در كتاب گران‎سنگ خود «اكمال الدين و اتمام النعمة « بابي دارد به نام معمرين (زياد عمركنندگان) كه در آنجا فهرستي از آنها را ارائه مي‎دهد. مثلاً از فردي به نام عرّام بن منذر نام مي‎برد كه مدت طولاني در جاهليت (قبل از بعثت پيامبر) زندگي كرد تا زمان عمر بن عبدالعزيزي خليفة اموي را درك كرد و لقمان كبير هزاران سال عمر كرد.[4] اگر عمر حضرت خضر(ع) را از زمان حضرت موسي(ع) حساب كنيم سن آن حضرت شش هزار سال است كه تمام اديان آسماني به زنده بودن او گواهي داده‎اند و در كتب آسماني موجود است. در حالي كه از عمر شريف و مبارك حضرت امام زمان (عج) (ولادت 255،‌الآن 1423ق)، با اين حساب هزار و صد و شصت و هشت، 1168)، سال مي‎گذرد و سن ايشان از حضرت خضر ( عليه السّلام ) در حدود چهار هزار و پانصد سال (4500) كم‌تر است. بنابراين عمر طولاني براي انسان غير عادي نيست چنان كه دانشمندان علم بيولوژي ثابت كرده‎اند كه حيات طولاني دليل نمي‎خواهد بلكه مرگ و فنا دليل مي‎خواهد چون بافت سلول‎هاي بدن انسان براي مدت بسيار طولاني قابل حيات هستند. بنابراين طولاني بودن عمر حضرت صاحب (عج) و جوان بودن سيماي آن حضرت، علاوه بر مشيت خداوندي از لحاظ طبيعي نيز استبعاد ندارد.
بنابراين امام عصر (عج) در سيماي جواني ظاهر مي‌شود و در دوران غيبت صغري و كبري هم هر كس به حضورش مشرف شده سن ايشان را در حدود چهل سال و كم‎تر و يا سي سال ذكر كرده است. تنها يك روايت به نقل از سيد بن طاوس آن حضرت را در سن شصت سالگی گزارش نموده است . اين روايت هم در مقابل ده‎ها روايت كه آن حضرت را سي ساله و چهل ساله معرفي كرده‎اند نادر بوده و قدرت مقابله ندارد و شايد استثنا شده كه حضرتش قادرند در برخي از موارد به چشم برخي پير ديده شوند. ولي قطعاً طبق اسناد و روايات معتبر در هنگام ظهور چهره‎اي جوان خواهند داشت و تا آخر عمرشان به همان چهره و سيما خواهند ماند چنان كه روايات اين مسئله گذشت. مهم‌ترين علت آن مشيت الهي است .همان مشيت الهي كه درباره يونس(ع) فرموده: «... للبثَ في بطنهِ الي يومٍ يبعثون...» اگر تسبيح خداوند نمي‎گفت تا قيامت در شكم ماهي ماندگار بود.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
ترجمه مكيال المكارم ،اصفهاني ، عصر ظهور،علی كوراني و ترجمه منتخب الاثر، آيت الله صافي گلپايگاني مراجعه كنيد.

پي نوشت ها:
[1] . محمد باقر مجلسي ، بحارالانوار، انتشارات اسلاميه، 1372،ج52، ص 322، و لطف الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، قم، انتشارات داوري،هفتم، بي‎تا، ص 221، و شيخ صدوق، اكمال الدين تحقیق علی اکبر غفاري، قم، جامعه مدرسين،سوم، 1416،ج2 ،ص 376.
[2] . «و نريد ان نحن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثين». قصص، آية 5.
[3] . «... فلبث فيهم الف سنة الاخمسين عاماً...» عنكبوت، آية 14.
[4] . صدوق، پيشين، ص 555 الي 578 كه تفصيلاً نمونه‎هايي ذكر كرده است.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :