امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1248
ثقة الاسلام كليني

از زندگي كليني جز «كافي» چيزي در دست نيست. كافي شناسنامه كليني است و كليني را بايد در آيينه كافي به تماشا نشست. كافي قلّه‌اي است كه بدون فتح آن اجتهاد ممكن نيست و اقيانوسي است كه بدون عبور از آن فهم معارف دين ميسّر نيست. ايمان، نور و زهد و پارسايي گردآورنده مهمترين كتاب حديثي شيعه ـ ثقة الاسلام كليني ـ را به تماشا مي‌نشينيم. سر بر در خانه‌اش مي‌ساييم و نسل جوان ايران اسلامي و دنياي اسلام را به بهره‌گيري از حرارت و فروغ آفتاب حديث فرا مي‌خوانيم.
ميلاد آفتاب
در زماني كه صدايي جز صداي سم اسبان بني‌عباس در سرزمينهاي اسلامي به گوش نمي‌رسيد در سرزمين ايران يعني قلب تشيّع ـ روستاي «كلين»[1] ـ در خانه‌اي آكنده از عشق اهل بيت ـ عليه السّلام ـ كودكي متولد شد كه تاريخ حيات او با «غيبت صغري» عجين شد. محمّد نامي بود كه يعقوب بن اسحاق براي فرزند خويش برگزيد و اذان و اقامه اولين كلماتي بودند كه گوش او را نوازش دادند. اوّلين كلاس درس او دامان پاك و پر مهر مادري عطوف و عفيف بود. محمّد مراحل ابتدايي علوم اسلامي را نزد پدر و دايي بزرگوارش علي بن محمد بن ابراهيم بن ابان كه از استادان علم حديث بود، گذراند. وي پس از گذراندن دوران آغازين تحصيل و آشنايي با منابع رجالي و حديثي، از كلين مهاجرت كرد و با كوله‌باري از معرفت و شناخت مكتب اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ براي شكوفايي خلاّقيتهاي دروني و سيراب شدن از درياي بي‌پايان علوم وحي و پيمودن كمالات اخلاقي و انساني به «ري» وارد شد. اگر چه فاصله 38 كيلومتري كلين تا «ري» براي او كه با زادگاه خويش وداع هميشگي كرد مسافتي طولاني بود و غم غربت و دوري از خانواده آزارش مي‌داد، امّا براي كسي كه براي خدا گام برمي‌دارد و براي خدا زندگي مي‌كند اين همه آسان است.
گزينش هدف
در هنگام ورود كليني به «ري» بيشتر مردمان اين شهر از پيروان مذاهب حنفي و شافعي بودند امّا به دليل وجود شيعيان دلباخته‌اي در اطراف اين شهر، اكثر اهل تسنن «ري» همواره تحت تأثير اخلاق و رفتار اسلامي آنها قرار داشتند. از اين رو اين ديار به شهري شيعه نشين معروف بود. «ري» در آن زمان شهري بزرگ بود و عقايد و مذاهب گوناگوني در كنار هم و در آرامش كامل در آنجا به حيات خود ادامه مي‌دادند. امّا اين آرامش گاه دستخوش حركتهاي سياسي مي‌شد. فرقة اسماعيليه با انگيزة تسلط بر ايران در اين نقطه بيش از ديگران سرمايه‌گذاري كرده بود و به ترويج و تبليغ تفكر و آراء خود مي‌پرداخت. از اين رو «ري» به نقطة برخورد آراء و انديشه‌هاي فرقة اسماعيليه و مذهب شافعي، حنفي و شيعه تبديل شده بود. كليني در اين زمان در كنارِ گذراندن تحصيلات خود نه تنها با عقايد و انديشه‌هاي ديگر مذاهب و فرقه‌ها آشنا شد بلكه به ماهيت واقعي بعضي از اين فرقه‌ها كه مي‌رفت تشيع را از مسير واقعي‌اش خارج كنند پي برد. او درد را شناخت و درمان را تشخيص داد. درد، جدايي مردم از سخنان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و دارو، رساندن اين سخنان به مردم بود. او در اين زمان هدف خويش را برگزيد و به دور از هياهو مسير خود را مشخص كرد و تصميم گرفت به فراگيري و نوشتن احاديث بپردازد. از اين رو در محضر استادان بزرگي چون «ابوالحسن محمد بن اسدي كوفي ساكن ري»[2] به فراگيري حديث پرداخت و در نوشتن و بحث و گفتگو پيرامون احاديث از خود شايستگي بسزايي نشان داد. او بيشتر وقت زندگي خود را صرف حديث كرد. امّا با اين حال از واقعيتهاي اطراف خويش و از مسائلي كه شيعيان با آن دست به گريبان بودند، غافل نبود. او از كساني نبود كه عزلت گزيند و فقط به فكر نجات خويش باشد، بلكه در دورانهاي پرآشوب همواره همگام و همراه با جامعة شيعي بوده. در دوراني كه «قرمطيان» با عقايد التقاطي خود، كه مخلوطي از عقايد زردشتي، مانوي و اسلامي بود[3] به مبارزه با عقايد و مقدسات مسلمين پرداختند، كليني با شجاعت شيعي خويش عقايد آنها را به نقد كشيد و براي آگاه كردن شيعيان از اين حركت انحرافي كتاب «الرد علي القرامطه» را نوشت و در دسترس شيعيان قرار داد.
عصر كليني را بايد عصر حديث ناميد. زيرا نهضتي كه براي فراگيري و نوشتن احاديث آغاز شده بود سراسر ممالك اسلامي را فرا گرفته بود و تشنگان علم حديث از اين شهر به آن شهر و از اين محفل به آن محفل در جستجوي روايتگري بودند تا از او حديثي فرا گيرند و بر اندوخته‌هاي خويش بيفزايند. تلاش اهل سنت در اين عصر به قدري چشمگير بود كه مي‌توان گفت اهل سنت هر چه دارد از اين عصر دارد. در اين عصر كه زمانش به حدود تقريبي يك قرن مي‌رسد كتابهاي شش گانه حديثي اهل سنت (صحاح ستّه) تدوين شد.
كليني در اين عصر مشغول فراگيري و نوشتن احاديث بود. در اين زمان شاگردان امام هادي ـ عليه السّلام ـ، امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ و امام رضا ـ عليه السّلام ـ هنوز زنده بودند. امّا از آنها جز كتابها و جزوه‌هاي كوچك و پراكنده چيزي در دست نبود و بسياري از اين كتابها و جزوه‌ها نيز در همين عصر از بين رفت.
خطر نابودي احاديث، اين ميراث گرانقدر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ هر لحظه احساس مي‌شد. زيرا با وفات اين حاملان احاديث و غيب امام زمان ـ عليه السّلام ـ شيعيان از اين سخنان گرانبها محروم مي‌شدند. كليني با شناخت عصر خود و موقعيت حساس زماني و درك اينكه تشيع اگر از اين مرحله به سلامت بگذرد براي هميشه از انحراف و التقاط رهايي يافته است، براي تكميل هدف و رسالت خويش به قم شهر محدثان و شاگران اهل بيت ـ عليه السّلام ـ مهاجرت كرد. در اين زمان در قم راويان و محدثان در هر مسجد و حسينيه‌اي به نقل حديث مي‌پرداختند و بسياري از اينان در شمار آخرين محدثاني بودند كه بدون واسطه از زبان ائمه ـ عليهم السّلام ـ حديث شنيده بودند. وجود اين فرزانگان موجب شد كه عاشقان كلام اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ به اين شهر مهاجرت كنند و كليني يكي از اين افراد بود. او با استفاده از محضر استادان بزرگي چون احمد بن محمد بن عيسي اشعري، احمد بن ادريس قمي (معروف به معلّم)، عبدالله بن جعفر حميري (مؤلف كتاب قُربُ الاسناد) و فرزند او محمد بن عبدالله حميري به فراگيري حديث پرداخت. استادان و محدثاني كه كليني براي شكوفايي انديشة خدايي خود از آنها بهره جسته است در حدود سي و پنج نفر مي‌باشند. بي‌شك همة استادان كليني در تشكل شخصيت او نقش داشته‌اند امّا در اين ميان به رادمردي برمي‌خوريم كه كليني را با او و او را با كليني مي‌شناسيم. كسي كه نامش در يك سوم سلسله سندهاي روايات كافي است. شخصيتي كه نامش باكافي جاودانه شد. محدثي كه در اسناد بيش از هفت هزار و يكصد و چهل روايت (7140) چون ستاره مي‌درخشيد. [4] او علي‌بن ابراهيم قمي است كه كتاب تفسير او پاية تفسيرهاي تشيع گرديد. و شايد اگر كليني پروانه‌وار به گرد شمع وجود او نمي‌چرخيد و او را لحظه‌اي چه در حال بيماري و چه سلامت در خانه و مدرسه رها مي‌كرد و از او غافل مي‌ماند، روايات و احاديثي كه سلسله سندش به او ختم مي‌شود چون ديگر آثار او براي هميشه از ميان مي‌رفت. امّا كليني اين اقيانوس حديث را رها نساخت. او كه تشنة كلام اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ بود جرعه جرعه نوشيد و به اين نوشيدن اكتفا نكرد بلكه دريايي از اين كوثر عشق را براي شيعيان پس از خود به يادگار نهاد.
هجرتي ديگر
گرچه قم مركز تشيع به شمار مي‌رفت و هر جوينده كلام اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ را سيراب مي‌كرد امّا عطش سيري‌ناپذير كليني او را بر آن داشت تا آن ديار مقدس را به اميد يافتن روايات و احاديث ناشنيده ترك كند. او روستاها و شهرهاي بي‌شماري را پشت سر نهاد و هر جا محدثي مي‌يافت از او حديث فرا مي‌گرفت. كوفه يكي از شهرهايي بود كه كليني به آن قدم نهاد. در آن زمان كوفه يكي از مراكز بزرگ علمي به شمار مي‌رفت و كمتر محدث و يا محققي بود كه در سفرهاي خود به آن شهر وارد نشده و از محضر عالمان آنجا استفاده‌اي نكرده باشد.
كوفه در حقيقت جاي تبادل نظر و نقطة آغاز در جهان اسلام به شمار مي‌رفت كه همه آزادانه در آن به تبليغ مذهب خود مي‌پرداختند. از اين رو هر يك از نويسندگان و محدثان مذاهب گوناگون اسلامي مجلس درس و بحثي براي خود برپا داشته بودند و به نقل احاديث خويش مي‌پرداختند. «ابن عقده» يكي از كساني بود كه در اين شهر سكونت داشت. او از حافظان بزرگ حديث به شمار مي‌رفت و حافظه قوي او موجب شده بود كه آيتي از آيات حافظه در جهان شود. [5]
بسياري از بزرگان مذاهب از محضر او كسب علم مي‌كردند. او اگر چه از نظر مذهبي «زيدي جارودي» بود امّا زهد و پارسايي از او محدثي موثّق ساخته بود كه همة مذاهب در نقل احاديث به او اعتماد داشتند. كليني نيز از اين مرد بزرگ استفاده كرده، از او رواياتي فرا گرفت.
ثقة الاسلام
كليني پس از كسب علم و حديث از دهها استاد و محدث در شهرها و روستاهاي آن زمان، سرانجام به بغداد رسيد. او در مسافرتهاي خويش چنان علم و فضل خود را به نمايش گذاشته و تصويري از شيعة واقعي را در اذهان مردم هر ديار باقي نهاده بود كه هنگام ورود به بغداد فردي گمنام نبود. شيعيان به او افتخار مي‌كردند و اهل سنت به ديدة تحسين به او مي‌نگريستند. تقوا، علم و فضيلت او در اندك مدتي موجب شد كه هم شيعه و هم اهل سنت در مشكلات ديني به او مراجعه كنند، به طوري كه عامه و خاصه در فتاوا به او روي مي‌كردند و به همين سبب او اولين كسي بود كه به لقب ثقة الاسلام شهرت يافت. [6]
كليني نام آورترين شخصيت عصر خود بود. عصري كه اوج تلاش محدثان و عالمان بزرگ و حتي عصر چهار نايب خاصّ امام زمان ـ عليه السّلام ـ بوده است. در اين عصر به دليل محدوديتها و ممنوعيتهاي اجتماعي اين بزرگان، مسئوليت فرهنگي و علمي تشيع بر دوش كليني بوده است.
تأليف كافي
بغداد براي كليني سرزمين تأليف بود. وي در آنجا فرصت يافت تا اندوخته‌هاي سالها رنج و مشقت را در مجموعه‌اي گردآوري كند. او كه كمبودهاي جامعة شيعي را به خوبي درك كرده بود و مي‌ديد كه با غايب شدن امام زمان (عج) و دسترس نداشتن همة شيعيان به نوّاب خاص آن حضرت، جاي كتابي كه در بردارندة تعاليم اسلامي و شيعي باشد، خالي است تلاش خود را در پي تنظيم احاديث گردآوري شده، جهت داد و براي شيعيان دستورالعمل و كتاب هدايتي ارزشمندي در كنار قرآن تأليف كرد تا اين كتاب مُفسِّر و مُبيّن تعاليم و احكامي باشد كه قرآن به صورت كلي بيان كرده است.
مجموعه كتاب «الكافي» ـ كه شامل اصول كافي (دوجلد)، فروع كافي (پنج جلد) و روضة كافي (يك جلد) است و دربردارندة شانزده هزار و يكصد و نود و نه (16199) حديث از پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه معصومين ـ‌عليه السّلام ـ مي‌باشد ـ. كتابي است كه كليني در طي بيست سال تلاش خستگي ناپذير به تأليف آن موفق شده است. كليني با تأليف اين اثر جاودانه برتري و فضل علماي تشيّع را نه تنها در روزگار خود، بلكه در تمام تاريخ اسلام به اثبات رساند. كاري كه او در مدّت بيست سال براي تشيع به پايان رساند كاري بود كه شش تن از بزرگترين عالمان اهل سنّت در مدت يك قرن براي مذهب خود انجام دادند. كتاب كافي مهمترين و نفيس‌ترين كتاب از مجموعة كتب چهارگانه حديثي (كتب اربعه) مذهب تشيع است. [7]
كافي در زماني به تبيين ارزشهاي اخلاقي و اسلامي پرداخت كه اروپاييان دوران بربريت و وحشيگري را مي‌گذراندند و قبايلشان با قتل و غارت امرار معاش مي‌كردند. زماني كه آنها در جهل غوطه‌ور بودند و از علم چيزي نمي‌دانستند و عقل و علم را در دادگاههاي تفتيش عقايد قرون وسطايي به محاكمه مي‌كشيدند اوّلين باب از اولين كتاب تشيع با عنوان عقل و علم و آنگاه توحيد و حجت، ارزشهاي الهي و انساني را آموزش مي‌داد. كتاب كافي را هر كسي از ديدگاه خود بررسي كرده است. بر كافي هم فيلسوف شرح نوشته است هم عارف و هم فقيه و اين خود نشانة بزرگي و جامع بودن كافي است. شرحهاي مهم كافي عبارت‌اند از: 1. مرآت العقول از علامة مجلسي، كه با ديدي فقهي نگاشته شده است. 2. شرح صدرالمتألّهين معروف به ملاصدرا، كه نگرش او نگرشي فلسفي و عرفاني به احاديث است. 3. كتاب وافي نوشتة ملامحسن فيض كاشاني. 4. شرح ملاصالح مازندراني.
سبك كليني
روش كليني در ترتيب احاديث هر باب اين است كه حديث صحيح‌تر و روشن‌تر را در اوّل باب قرار داده و سپس به همين ترتيب احاديث مبهم و مجمل را ذكر كرده است. [8] علاوه بر اين، كليني دست به ابتكار ديگري زد كه تا قبل از آن در ميان عالمان و محدثان معمول نبود و آن به كار بردن كلمه «عدّة»[9] به جاي سلسلة سندي است كه به راوي حديث ختم مي‌شود از مسائلي كه موجب شد كليني اين رويه را در نقل حديث پيش گيرد، مشهور بودن راويان سلسله سند و نيز كم كردن حجم كتاب و كمبود وقت بوده است.
«عدّة» كليني گاهي از احمد بن محمد بن عيسي، گاهي از سهل بن زياد و زماني از احمد بن محمد خالد برقي روايت مي‌نمايد و اشخاص هر يك از اين سه، غير از اشخاص «عدة» ديگر مي‌باشد. [10] مثلاً مراد او از «عدّة» در جايي كه به واسطه آن از احمد بن محمد بن عيسي روايت مي‌كند عبارت از پنج نفر: محمد بن يحيي عطار، علي بن موسي كميداني، داوود بن كوره، احمد بن ادريس علي بن ابراهيم بن هاشم است. [11]
اين روش رهگشاي ساير عالمان و محدثان شد به طوري كه شيخ طوسي در كتاب فهرست خود و نجاشي در كتاب رجال خويش اين روش را برگزيدند و به همين شيوه روايت را نقل كردند. [12] علاوه بر اين گاهي احاديثي بدون نام محدث و راوي و با عنوان «قد قال العالم» و يا «في حديث آخر» از كليني نقل شده است كه جمعي از عالمان اين احاديث را دليلي بر وجود ارتباط بين كليني و امام زمان (عج) دانسته و گفته‌اند «ممكن است كه اين كتاب (كافي) به نظر اصلاح آن حضرت رسيده باشد». [13] و از كلام بزرگان نقل شده است كه امام زمان (عج) فرموده‌اند: «الكافي كافٍ لشيعتنا»: «كافي» شيعيان ما را كافي است.
كليني در زندگي سراسر نور و پربار خود علاوه بر تدوين و تأليف مجموعه الكافي، كتابهاي الرد علي القرامطه، تفسير رؤيا (تعبير خواب)، مجموعه شعر (حاوي قصايدي كه شعرا در مناقب و فضايل اهل بيت ـ عليه السّلام ـ سروده‌اند)، كتاب رسايل ائمه ـ عليه السّلام ـ و كتاب رجال را تأليف كرده است.
كليني بر مسند تدريس
كليني در مسير تحقيق و نگارش از تعذيه فكري شاگرداني كه به اميد كسب علم از محضرش به بغداد سفر كردند لحظه‌اي غافل نبود. او در بارور كردن انديشه خدايي شاگردانش از جان مايه گذاشت. بسياري از بزرگان از او روايت نقل كرده‌اند كه از آن ميان احمد بن ابراهيم معروف به ابن ابي رافع صيمري، احمد بن احمد كاتب كوفي، احمد بن علي بن سعد سعيد كوفي، ابوغالب احمد بن محمد رازي، عبدالكريم بن عبدالله بن نصر بزار تنيسي، علي بن احمد بن موسي دقاق، محمد بن احمد سناني زاهري، ابوالفضل محمد بن عبدالله بن مطلب شيباني، محمد بن علي ماجيلويه، محمد بن عصام كليني، جعفر بن محمد بن قولويه قمي مؤلف كتاب كامل الزيارات، هارون بن موسي تلعكبري، محمد بن احمد صفواني و محمد بن ابراهيم نعماني مؤلف كتاب غيبت نعماني را مي‌توان نام برد. [14]
وفات
كليني پس از هفتاد سال زندگي كه بيست سال آن تلاش و تحقيق همراه با رنجها و غربتها براي تدوين كتاب كافي بود از اين جهان عروج كرد. او غروب نكرد بلكه با كتاب ارزشمند كافي هماره در آسمان تشيع پرتو افشاني مي‌كند. او گرچه در قفس دنيا زيست امّا در فضاي بهشت تنفس مي‌كرد چرا كه همة لحظه‌هاي عمرش را با كلام اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ سپري كرد. و سرانجام در ماه شعبان سال 329 ق. عروج كرد[15] و نه تنها شيعيان بلكه پيروان ديگر مذاهب اسلامي را سوگوار و بغداد را با رفتنش يكپارچه ماتم كرد. ابوقيراط محمد بن جعفر حسني[16] يكي از بزرگان بغداد بر پيكر مطهرش نماز خواند و شيعيان با دلي پر اندوه پيكر مقدس او را در باب كوفة بغداد در بازار و در نزديكي پل به خاك سپردند.
سلام بر كليني روزي كه تولد يافت و روزي كه در آسمان دنياي اسلام درخشيد و عروج كرد و روزي كه در پيشگاه ذات اقدس او برانگيخته مي‌شود.




[1] . كلين روستايي در 38 كيلومتري شهر ري.
[2] . مفاخر اسلام، علي دواني، ج 3، ص 26.
[3] . فرهنگ فرق اسلامي، محمد جواد مشكور، ص 395.
[4] . معجم رجال الحديث، آيت الله خويي، ج 11، ص 194.
[5] . مفاخر اسلام، ج 3، ص 55.
[6] . ريحانة الادب، ميرزا محمد علي مدرس تبريزي، ج 5، ص 79.
[7] . سه كتاب ديگر اين مجموعه عبارت‌اند از: من لا يحضره الفقيه، تأليف شيخ صدوق، تهذيب و استبصار، تأليف شيخ طوسي.
[8] . اصول كافي (مقدمه)، كليني، ترجمه سيد جواد مصطفوي، ج 1، ص 9.
[9]. منظور آنكه: اين حديث را شماري چند نقل كرده‌اند.
[10] . ريحانة الادب، ج 4، ص 113.
[11] . همان، ص 114.
[12] . همان.
[13] . همان، ج 5، ص 81.
[14] . مفاخر اسلام، ج 3، ص 27 و 90.
[15] . ريحانة الادب، ج 5، ص 80.
[16] . همان.

حسن ابراهيم زاده - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 1، ص 16
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :