امروز:
پنج شنبه 26 مرداد 1396
بازدید :
502
ساختار نظامي، سياسي،اجتماعی واقتصادی حكومت امام زمان (ع) چگونه است؟

هر انقلابي وقتي به نتيجه مي‎رسد احتياج به يك ساختار منظم حكومتي در تمام جنبه‎هاي خود دارد. هيچ انقلاب و حكومتي بدون اين ساختار نمي‎تواند براي مدّت زيادي دوام آورد. انقلاب جهاني حضرت مهدي (ع) كه مهم‎ترين ، وسيع‎ترين و عميق‎ترين انقلاب های جهاني است و مربوط به همه جهان است از اين قانون، مستثني نمي‎باشد. در حكومت امام زمان (ع) علم و صنعت، عدالت، اخلاق، فكر و انديشه،‌كشاورزي و دامداري و بطور كلي اقتصاد و... در همه زمينه‎ها به اوج خود مي‎رسد و عالي‎ترين تمدن صحيح بشري و حكومت جهاني براساس عدالت، برقرار مي‎شود. روشن است كه چنين حكومتي، در تمام شؤون خود براي برقراري و دوام احتياج به مردان كارآزموده و باتقوا دارد. در حديثي امام صادق ( عليه السّلام ) بعد از بيان تعداد اصحاب آن حضرت از شهرهاي مختلف چنين مي‎فرمايند:
«... ابوبصير مي‎گويد: فداي شما شوم آيا در زمين غير از اين تعداد مؤمن يافت  نمي‎شود؟ حضرت مي‎فرمايند: يافت مي‎شوند لكن اين‎ها كساني هستند كه بزرگان و حاکمان و فقهای حكومت را تشكيل مي‎دهند»[1] . در حديثي ديگر از وزرای دولت كريمه حضرت نام برده مي‎شود»[2] . در احاديث زيادي از عدالت، شجاعت، زيركي و... تعداد یاران حضرت كه در بعضي از روايات سیصد و سیزده نفر ذکر شده اند (به تعداد اصحاب پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلّم ) درجنگ بدر) اشاره مي‎شود.[3] امام ( عليه السّلام ) به وسيله چنين ياراني در تمام زمينه‎ها حکومت اسلام را تكميل مي‎كند. چنان‎كه در رواياتي از امام صادق ( عليه السّلام ) مي‎خوانيم كه «روش امام مهدي (ع) همان روش پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلّم ) مي‎باشد. روش‎هاي باطل قبل را ويران مي‎كند چنان‎كه پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلّم ) چنين كرد و اسلام را نوسازي كرده و تكميل مي‎نمايد».[4]
در اين‎جا به بعضي از تحوّلات ايجاد شده در حكومت امام مهدي (ع) و نوع حكومت و ساختار سياسي ، اجتماعي آن حضرت بطور خلاصه اشاره مي‎كنيم.
1. تحوّل تربيتي و اخلاقي: بدون شك براي پيشرفت هر نوع حكومتي بخصوص حكومت‎هاي الهي، تربيت و اخلاق از مهم‎ترين جنبه‎هاي آن مي‎باشد. در پرتو حكومت حضرت مهدي (ع) مغزها و انديشه‎ها شكوفا مي‎شوند و بدين وسيله رذايل اخلاقي و كوته‎بيني‎ها كه منشا بسياري از درگيري‎هاي سياسي ، اجتماعي است از بين مي‎رود. امام باقر ( عليه السّلام ) مي‎فرمايند: «چون قائم، قيام كند، دست خود را بر سر بندگان مي‎گذارد و عقول آنها را متمركز ساخته و اخلاقشان را به كمال مي‎رساند».[5] و در حديثي ديگر مي‎فرمايند: «در دولت مهدي (ع) به همه مردم حكمت و علم بياموزند»[6]
2. سيره سياسي ، اجتماعي: يكي از اهداف تمام پیامبران(ع) و مصلحان بزرگ الهي برقراری «عدالت» در جوامع بشري بوده است. در انقلاب جهاني حضرت مهدي (ع) بيش از هر چيز ديگري روي اين موضوع تكيه شده است. تا جايي كه امام علي ( عليه السّلام ) وقتي از عدالت سخن مي‎گويد مي‎فرمايد: «... مهدي (ع) به شما نشان خواهد داد كه سيرت عادلانه چگونه است»[7] امام مهدي ( عليه السّلام ) با حكومت خود «زمين را سراسر پر از قسط و عدل مي‎كند»[8] و «عدالت را هم‎چنان كه سرما و گرما وارد خانه‎ها مي‎شود وارد خانه‎هاي مردمان مي‎كند».[9]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ حكومت امام مهدي (ع) را نمونه كامل حكومت‎ها مي‎شمارد كه از نظر اجتماعي در بالاترین مرتبه قرار مي‎گيرد زيرا در اين حكومت، «روابط نامشروع، مشروبات الكلي و رباخواري از بين مي‎رود، مردم به عبادت و اطاعت ‎روي مي‎آورند، امانت‎ها را به خوبي رعايت مي‎كنند، مردم شرور نابود مي‎شوند، افراد صالح باقي مي‎مانند»[10] و «جاده‎هاي اصلي را توسعه مي‎دهد، هر مسجدي كه بر سر راه باشد تخريب مي‎كند (براي راحتي مردم)، بالكن‎ها را مي‎شكند،‌ پنجره‎هايي را كه به كوچه باز شود، مي‎بندد، فاضلاب و ناودان‎هايي كه به كوچه‎ها باشد بسته مي‎شود».[11] پس به طور يقين در چنين حكومتي «ساكنان آسمان و زمين از او راضي هستند (زيرا) او سرمايه‎ها را به طور صحيح تقسيم مي‎كند»[12] و «اموال را ميان مردم چنان به تساوي تقسيم مي‎كند كه ديگر نيازمندي يافت نمي‎شود تا به او زكات پرداخت شود»[13] در چنين زماني و با چنين دولتي «هر دولت باطلي از بين مي‎رود»[14] و «در آن روز حكومتي، جز حكومت اسلامي نخواهد بود».[15]
3.تحوّل اقتصادي: دانشمندان و بزرگان عقيده دارند كه حكومتي موفق است كه در تمام زمينه‎ها و از جمله زمينه اقتصادي، به تمام مردم توجّه كند و زمينه شكوفايي مردم را فراهم آورد. در حكومت جهاني حضرت مهدي (ع) به اين جنبه نيز توجّه خاصي مبذول مي‎شود تا جايي كه در احاديث پیامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلّم ) و ائمه اطهار ( عليهم السّلام ) مي‎خوانيم كه:
«در آن زمان، امت من چنان از نعمت برخوردار شوند كه هرگز امتي آن‎چنان از نعمت برخوردار نشده باشند،‌ سرتاسر زمين محصول دهد و...»[16] در دولت و حكومت حضرت مهدي (ع) در مسائل اقتصادي به سود عامّه مردم نگريسته مي‎شود پس «در دولت آن حضرت رباخواري از بين مي‎رود»[17] زيرا رباخواري باعث تضعيف جامعه از نظر اقتصادي مي‎شود و در دولت كريمه آن حضرت «زمين به وسيله آن حضرت آباد و خرّم و سرسبز مي‎گردد».[18]
تمام معادن و گنج‎هاي زير زميني در حكومت او آشكار و استخراج مي‎شود و در روي زمين مخروبه‎اي نمي‎ماند، مگر آن‎كه به وسيله آن حضرت آباد مي‎شود»[19] . در اجرايي عدالت اقتصادي چنان عمل مي‎كند كه «اموال را ميان مردم چنان به تساوي قسمت مي‎كند كه ديگر نيازمندي يافت نمي‎شود تا به او زكات دهد».[20]
4. از نظر قضايي نيز حكومت حضرت مهدي (ع) در اعلي مرتبه قرار مي‎گيرد و «او بين مردم مانند داود قضاوت مي‎كند»[21] و با آشنايي به تمام اديان الهي، تمام ملل از عدالت آن حضرت برخوردار مي‎شوند تا جايي كه «... بين اهل تورات با تورات و بين اهل انجيل با انجيل و بين اهل زبور با زبور و بين اهل قرآن با قرآن قضاوت خواهد كرد.»[22]
5. از بُعد حكومتي و مديريتي آن حضرت «در ميان مردم با سيره رسول اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلّم ) رفتار مي‎كند»[23] و «بخشنده‎اي است كه مال را به وفور مي‎بخشد، بر كارگزاران و مسئولان دولت خويش بسيار سخت مي‎گيرد و بر بي‎نوايان بسيار مهربان و رؤوف مي‎باشد»[24] ولي براي رسيدگي به وضع مردم و گسترش عدالت «يارانش را در همه شهرها پراكنده مي‎‎كند و به آنها دستور مي‎دهد كه عدل و احسان را شيوه خود سازند»[25] حضرت مهدي (ع) «دقيقاً فرمان خدا را اجرا مي‎كند و با كسي حساب خويشاوندي ندارد و خداوند به وسيله او درهاي حق و حقيقت را بگشايد و درهاي باطل را ببندد»[26] آن حضرت براي رسيدن به اهداف خود با «وزيران خود كه همگي از عجم» هستند امّا به عربي سخن مي‎گويند و خالص‎ترين و برترين وزيران هستند،[27] مشورت مي‎كند».[28]
6. سيره فردي حضرت مهدي (ع) به عنوان رهبر انقلاب جهاني: شيوه زندگي فردي امام مهدي (ع) هم‎چون زندگي اجداد بزرگوارش پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلّم ) و علي ( عليه السّلام ) ساده و مختصر مي‎باشد تا جايي كه امام رضا ( عليه السّلام ) درباره وضع ظاهري آن حضرت مي‎فرمايند:
«لباس قائم ( عليه السّلام ) جز پارچه‎اي خشن و غذاي او جز غذايی ساده نمي‎باشد»[29] زندگي آن حضرت فرقي با عموم مردم ندارد «جامه‎اي مثل آنها مي‎پوشد، مركبي همانند مركب آنها سوار مي‎شود»[30] در حالي كه با همين سادگي «آنچه از كتاب و سنت متروك مانده به وسيله او زنده مي‎شود»[31] و «خداوند به وسيله او بدعت‎ها را نابود مي‎سازد و گمراهي ها را از بين مي‎برد و سنت‎ها را زنده مي‎كند»[32] و امتيازات و تبعيضات نژادي و طبقاتي را از بين مي‎برد. به اميد آن روز و آن عصر و آن دولت كريمه «اللهم انا نرعب اليك في دولة كريمه تعزّبها الاسلام و اهله و تذلّ بها النفاق و اهله».[33]
براي آگاهي بيشتر در اين مورد مطالعه كتاب «سيماي آفتاب» نوشته دكتر حبيب‎الله طاهري توصيه مي‎شود.

پي نوشت ها:
[1] . صافي گلپايگاني،  منتخب الاثر، انتشارات مؤسسه حضرت معصومه ( س ) ،‌1421ق، ص 612.
[2] . همان ، حديث 5.
[3] . به كتاب منتخب‎الاثر، فصل هشتم، ص 611 - 614 رجوع شود.
[4] . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 352.
[5] . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 336.
[6] . همان ، ج 52، ص 352.
[7] . نهج‎البلاغه امام علي ( ع ) ، خطبه 138.
[8] . طوسي، الغيبة، (حديث از امام صادق( ع) ص 32.
[9] .محمد باقر مجلسي، همان، (از امام صادق (ع) ج 52، ص 362.
[10] . صافي گلپايگاني، منتخب‎الاثر، (حديث از امام صادق (ع) ص 474.
[11] . طوسي، همان، ص 283، وکلینی، الكافي،(از امام صادق (ع)،  ج 3، ص 368.
[12] . محمد باقر مجلسي،  همان، ج 51، ص 81و صافی گلپایگانی، منتخب‎الاثر،(از نبی اکرم(ص)، ص 147.
[13] . محمد باقر مجلسي،  همان،(از امام باقر(ع)، ج 52، ص390 .
[14] .کلینی، الكافي، (از امام باقر (ع)، ج 8، ص 278.
[15] .سید بن طاووس، الملاحم و الفتن، ص 66.
[16] . سنن ابن ماجه، تحقيق: فؤاد عبدالباقي، ج 2، ص 1366و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 88.
[17] . صافي گلپايگاني،  منتخب‎الاثر،( از امام صادق(ع)، ص 474.
[18] . همان ، (از امام باقر (ع ـ) ص 157.
[19] . صافي گلپايگاني،  همان، ص 482.
[20] . محمد باقرمجلسي،  همان،(از امام باقر (ع)، ج 52، ص 390.
[21] . همان ، جلد 52، ص 338 (از (ع).
[22] . نعماني،  الغيبة، ص 125 (به نقل از تاريخ ما بعد الظهور، سيد محمد صدر،(امام باقر(ع)، ص 850 .
[23] . طوسي،  الغيبة، ص 377و محمد باقر مجلسي،  همان، ج 52، ص 354، (از امام صادق ( ع).
[24] .سید بن طاوس، الملاحم و الفتن،(از امام صادق (ع)،  ص 137.
[25] . الامام المهدي، ص 271، (بنقل از پيداي پنهان، پورسيد آقايي، ص 53).
[26] . همان ، ص 53.
[27] . پورسيد آقايي،  پيداي پنهان،قم، انتشارتي حضور، ص 54.
[28] . همان ، ص 54.
[29] . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ‌ج 52، ص 354.
[30] . صافي گلپايگاني،  منتخب‎الاثر، ص 469.
[31] . نهج‎البلاغه، خطبه 138.
[32] .کلینی، الكافي، ج 1، ص 412، (پيامبر (ص).
[33] . شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، تهران، شركت سهامي طبع كتاب ،‌ص 35، دعاي افتتاح.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :