امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1218
عياشي سمرقندي
جمع بايد كرد اجزا را به عشق
تا شوي خوش چون سمرقند و دمشق
سمرقند را عروس شهرهاي دنيا ناميده‌اند؛ سرزميني كه سرسبز و خرم است و در آن سوي درياي جيحون و ماوراء النهر قرار داد. سُغد، كشّ فرغانه، چاچ، خجند و نخشب از نواحي مهم آن است. [1]
قرن‌هاي سوم و چهارم هجري روزگار طلايي سمرقند بود كه در مشرق اسلامي چون نگين ياقوتي مي‌درخشيد. سمرقند از طلايه‌داران فرهنگ و ادب بود و آسمان نيلگونش غرق ستارگان و مشعلداران دين و دنيا بود. مدرسه‌ها و مسجدهاي سمرقند و رصدخانه ميرزا اُلُغ، از شاهكارهاي تمدن مشرق زمين به حساب مي‌آمد. هم اكنون از ميان آن همه ستاره به ديدار بزرگ مردي مي‌رويم كه روزگاري آفتاب دين و دانش و از فقيهان وارسته و پژوهشگران فرهيخته بود. هم اكنون سمرقند جزوقلمرو ازبكستان و در همسايگي افغانستان ولايت مزار شريف، قرار گرفته است.
نياكان
از نياكان عياشي سمرقندي اطلاعي چندان در دست نيست و فقط در موارد اندكي اشاره بدان شده است كه در ذيل مي‌خوانيم: ابن نديم در كتاب خود به نام «فهرست» مي‌نويسد:
«ابونصر[2] محمد بن مسعود عياشي از مردم سمرقند و به قولي، از بني تميم بوده است.»[3]
ابوالعباس نجاشي مي‌نويسد:
«ابونظر محمّد بن مسعود بن محمّد بن عياش سُلمي سمرقندي معروف به عياشي است.»[4]
در ريحانة الادب آمده است:
«محمّد بن مسعود بن محمّد بن عيّاش تميمي عراقي كوفي سمرقندي ...»[5]
مسلم است كه وي از تبار عرب‌ها و از دودمان عرب‌هاي مهاجر سرزمين ماوراء النهر و سمرقند است كه منسوب به عيّاشي، تميمي، سمرقندي و سلمي مي‌باشد.
خاندان عياشي
متأسفانه در هيچ يك از منابع تاريخي و رجالي‌، اسمي از خاندان محمّد بن مسعود عيّاشي در سمرقند و بخارا برده نشده است و فقط پسوند عيّاش و يا عيّاشي در ذيل نام محمّد بن مسعود، پدر و جدّ وي تكرار شده است.
اكنون شهري به نام «عيّاش» در كشور مغرب قرار دارد كه در گذشته، علمايي در آن ديار مي‌زيستند. [6]
موقعيت اجتماعي
پدر محمّد بن مسعود بن محمّد بن عياش از خاندان ثروتمند و سرشناس و خوشنام و خيّر سمرقند بود.
بيشتر كتابهاي‌ رجالي نوشته‌اند كه: مسعود بن محمّد بن عيّاش منزل بسيار بزرگي براي فرزندانش به ارث گذاشت، كه ده‌ها محقق كارهاي فرهنگي در آن جا انجام مي‌دادند. به علاوه بر آن، سيصد هزار دينار پول رايج آن روز از جمله ما ترك وي بود كه محمّد همة آنها را در راه نشر علم وادب و ترويج فرهنگ اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ به مصرف رساند. [7]
زادگاه
از تاريخ تولد، زادگاه و آرامگاه عياشي چيزي در حافظة تاريخ ثبت نگرديده و فقط از وي به نام سمرقندي، عراقي و كوفي نام برده‌اند. به طور يقين، زادگاه او سمرقند است. به احتمال قوي، او در جوار تربت سردار شهيد خراسان، حضرت قثم بن عباس (ره) (پسر عموي حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ) به خاك سپرده شد. رجاليّون بزرگ شيعي و سني، مانند: ابن نديم، شيخ طوسي، نجاشي، ابن شهر آشوب، علامه حلّي، ابن داود، مامقاني، اردبيلي، مدرسي، محدث قمي، علّامه آقا بزرگ تهراني و سيد حسن صدر وي را اهل سمرقند مي‌دانند. [8]
بازمانده
شيخ طوسي مي‌نويسد:
«جعفر بن محمد بن مسعود عياشي، فاضل و راوي بود و جميع آثار پدر را روايت نمود. ابوالفضل شيباني از او روايت كرده است.»[9]
لقب‌ها
از نظر علم رجال، جايگاه ويژه‌اي دارد. اينك به القاب و اوصاف محمد بن مسعود سمرقندي كه از ستارگان پرفروغ مكتب اماميه در آن سوي درياي جيحون بوده است به اين ترتيب نام مي‌بريم و توضيح القاب را به صاحبان انديشه وا مي‌گذاريم:
فقيه؛ جليل القدر؛ عالم زاهد؛ واسع الاخبار؛ بصير بالرواية؛ مضطلع؛ ثقة؛ صدوق؛ عين من عيون؛ نبيل؛ اديب؛ فهيم؛ افضل اهل المشرق علماً؛ اوجد دهره و زمانه في شقّه؛ غزارة العلم؛ مفسّر؛ محدث؛ اكابر؛ وحيد؛ مورّخ؛ منجم؛ شاعر؛ طبيب؛ شيخ؛ اصحاب؛ رجال من كبار الاصحاب. [10]
مكان تحصيل
زمان و مكان در تكوين شخصيت و رشد فكري افراد تأثير فزاينده دارد، تاجايي كه فقيهان معاصر شيعه، از جمله: امام خميني (ره)، شهيد مطهري و شهيد دكتر بهشتي (ره) بر اين باورند كه زمان و مكان در استنباط و اجتهاد مجتهد، دخالت مستقيم و تفكيك ناپذيري دارد.
محمّد بن مسعود بيش‌تر تحصيلات خويش را در حوزه‌هاي كهن آن روز جهان اسلام، چون: كوفه، بغداد و قم گذرانيد. مراكز فرهنگي جهان اسلام در آن روزها، به اين حوزه‌ها و چند حوزة كوچك ديگر خلاصه مي‌شد و سمرقند نيز مركز حوزه‌هاي علميه اهل سنت بود. [11]
او با ثقة الاسلام كليني و محمد بن بابويه معاصر بود.
استادان
محمّد بن مسعود عيّاشي سمرقندي (ره) از محضر نام آورترين ستارگان عصر خود در حوزه‌هاي دين پژوهي كوفه، بغداد، قم و سمرقند، كسب دانش نمود. اينك نام‌هاي استادان وي را بر مي‌شمريم:
1. اسحاق بن محمد بصري، از شاگردان امام عسكري ـ عليه السلام ـ.
2. ابراهيم بن محمد بن فارس، از شاگردان امام عسكري ـ عليه السلام ـ.
3. احمد بن منصور خزاعي.
4. احمد بن عبدالله علوي.
5. ابوالعباس بن عبدالله بن سهل بغدادي.
6. ابو عبدالله شاذان قزويني.
7. ابوعلي محمّد بن احمد بن حماد مرورودي. [12]
8. حسين بن عبدالله قمي.
9. حموديه بن نصر. [13]
10. حسين بن اشكيب سمرقندي، فقيه امامي مذهب در بلخ و سمرقند.
11. جعفر بن ايوب سمرقندي، معروف به ابن تاجر.
12. جبرئيل بن احمد فاريابي.
13. علي بن فضّال.
14. عبدالله بن محمّد بن خالد طيالسي.
15. علي بن عبدالله بن مروان.
16. علي بن محمّد بن نصير كشي از سمرقند است.
17. علي بن محمّد بن فروزان قمي.
18. علي بن علي خزاعي.
19. علي بن قيس قومسي (سمناني)
20. عبدالله بن خَلَفْ.
21. علي بن محمّد بن عيسي.
22. عبدالله بن ميمون.
23. علي بن حسين.
24. عبدالله بن حمدويه بيهقي (سبزواري)، ازشاگردان امام عسكري ـ عليه السلام ـ.
25. فضل بن شاذان نيشابوري.
26. سليمان بن جعفر.
27. محمّد بن يزدان رازي (اهل ري).
28. قاسم بن هشام لؤلؤ، از شاگردان امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ.
29. محمّد بن احمد نهدي.
30. محمّد بن عيسي بن عبيد يقطيني.
31. محمّد بن احمد بن نُعيم، معروف به ابوعبدالله شاذاني.
32. محمّد بن ابراهيم بن محمد بن فارس.
33. نصر بن صباح ابوالقاسم بلخي.
34. يوسف بن سخت بصري، از ياران امام حسن عسكري (ره). [14]
تأسيس دار العلوم
محمّد بن مسعود عيّاشي سمرقندي پس از رسيدن به قلّه‌هاي دانش و بازگشت از حوزه‌هاي دين پژوهي مهم جهان اسلام، منزل مسكوني كه از پدر به او ارث رسيده بود، را به دار العلوم و يا دار الحديث تبديل نمود.
نجاشي مي‌نويسد:
«ابوعبدالله حسين بن عبدالله غضائري گفت: از قاضي ابوالحسن علي بن محمّد شنيدم كه ابوجعفر زاهدي روايت كرد كه محمّد بن مسعود سمرقندي پس از مرگ پدرش، تمام ميراث او، از جمله 300000 دينار پول رايج را براي جمع‌آوري حديث و تربيت طلاب به مصرف رساند. منزل وي مانند مسجدي مي‌ماند كه مملو از جمعيت طلّاب بود. گروهي نسخه‌برداري مي‌كردند، جمعي مقابله مي‌نمودند، بخشي قرائت مي‌نمودند و بعضي هم حاشيه مي‌نوشتند.»[15]
مجدد فرهنگي قرن سوم
برخي محمّد بن مسعود را از مجدّدان فرهنگ ناب اسلام مي‌دانند. علامه سيّد محمد حسين طباطبايي مي‌فرمايد:
« ... او در تجديد حيات علمي شيعه سعي بليغ مبذول داشت وخانه‌اش محلّ تجمّع رجال علم و فرهنگ و طالبان فضيلت، همچون مدرسه‌اي مملو ازمحصلين و محققين و نويسندگان و مقابله كنندگان نسخه‌ها و نسخه‌برداران بود. چنان كه گفته‌اند: هر چه داشت در راه نشر دانش به مصرف رساند ...»[16]
كرسي تدريس
عياشي چون خورشيد، شعاعش بر سرزمين بي‌جان و يخ زده جامعة‌ آن روز ماوراء النهر تابيدن گرفت و حوزه‌هاي بسته و عقيم آن سامان را متحوّل ساخت. او توانست فقه پويا و سيّال اهل بيت عصمت ـ عليهم السّلام ـ را بازگو نمايد و ستارگاني را حول محور خويش گرد آورد. او از نخستين دانشوراني است كه فرهنگ علوي را در آن نواحي به عنوان يك مذهب و تفكر عميق علمي مطرح نمود. شيخ طوسي (ره) مي‌نويسد:
«محمّد بن مسعود بن عياشي مجلسي براي خواص (اهل فضل) و محفلي درسي براي عامّه (مردم) برقرار كرده بود.»[17]
شاگردان
اينك نام‌ برخي از شاگردان وي را ذكر مي‌كنيم:
1. ابوعمر محمد بن عمر بن عبدالعزيز كشّي (متوفا:‌340 هـ . ق).
كشي از بزرگ‌ترين كارشناسان علم رجال است و كتاب «رجال» او جزو معتبرترين كتاب‌هاي رجالي است كه هنوز مورد استفادة فقيهان و پژوهشگران است.
2. ابونصر احمد بن يحيي.
3. ابو جعفر بن ابي عوف نجاري.
4. ابونصر بن يحيي فقيه.
5. ابو طالب مظفر بن جعفر بن محمّد علوي.
6. ابوالحسن قزويني.
7. ابوبكر قنّاتي (قنادي).
8. ابوعلي وارثي.
9. ابونصر خلقاني.
10. ابو عبدالله بقّال.
11. احمد بن عيسي بن جعفر علوي.
12. احمد بن يعقوب سنائي.
13. احمد بن صفّار.
14. ابراهيم حُبُوبي.
15. اسماعيل بن محمّد اسكافي.
16. احمد بن يحيي، معروف به ابانصر.
17. جعفر بن محمد بن مسعود عياشي سمرقندي (فرزند عياشي).
18. جعفر بن ابي جعفر سمرقندي.
19. جعفر بن ابوالقاسم.
20. جعفر بن محمّد شاشي (چاچي).
21. حيدر بن محمّد سمرقندي امامي.
22. حسين بن نعيم سمرقندي.
23. حسن غزال كنتجي.
24. حسين كرماني.
25. حمدويه بن نصر.
26. حيدر بن محمد بن نعيم سمرقندي.
27. زيد بن احمد خلقي.
28. سعد صفّار.
29. عبدالله بن صيدلاني.
30. يزدكي و ... . [18]
آثار
بزرگترين ميراثي كه از مشعلداران دين و ديانت براي بشريت به ارمغان رسيده، آثار مكتوب آنهاست كه امروز جهان وامدار ميراث گرانسنگ ستارگان افول كرده از آسمان دانش و خرد است.
عياشي توانست در زمينه‌هاي فقه، حديث، قرآن، كلام، اديان، امامت، رجال، ادعيه، تقيه، اخلاق، جهاد، اعجاز، محبت، بهشت و جهنم، سيره، تاريخ، حقوق، آداب، پوشاك، هيئت، نجوم، طب، عروض و قافيه، زجر، استخاره، صنعت خواب و تفأل، 208 كتاب تأليف نمايد. متأسفانه از آنها، فقط كتاب تفسير او از گزند حوادث در امان و براي آيندگان به يادگار ماند.
برخي از آثار عياشي عبارتند از:
التفسير، الصلوات، الطهارت، مختصر الصلوات، مختصر المختصر، الصوم، مختصر الصوم، الجنائز، مختصر الجنائز، المناسك، مختصر المناسك، العالم و المتعلم، الدعوات، الزكوة، قسم الزكوة، زكوة الفطرة، الاشربه، حد الشارب، الاضاحي، العقيقة، النكاح، الصداق، الطلاق، التقية، الاجوبة المسكتة، سجود القرآن، القول بين القولين، معرفة الناقلين، طب، الرؤيا، النجوم و الفال و القيافة و الزجر، القرعة، الفرقان بين حل المأكول و حرامه، الشفعة، الاستبراء، التجارة، القضايا و آداب الحكام، الحد في الزنا، الحدود في السرقة، حد القاذف، الديات، المعاقل، الملاهي، معاريض الشعر، السبق و الرمي، قسم الغنيمة و الفيئي، الدين و الحمالة و الحوالة، القبالات و المزارعة، الاجارات، الهبة، الزهد، الاحباس، القبلة، الجزية و الخراج، الطاعة، احتجاج المعجزة، الحيض، العمرة، مكة و الحرم، نكاح المماليك، ما يكره من الجمع بينهم، جزافات الخطأ جناية العبيد و الجناية عليهم، جناية العجم، الحدود، الشروط، دية الجنين، العينة، الحث علي النكاح، الاكفاء و الاولياء و الشهادات في النكاح، فداء الاساري و الغلول و ... .
جنيد مي‌گويد: كتاب‌هاي او 208 كتاب است و جمع كننده آنها 27 كتاب را پيدا نكرده است.
كتاب‌هاي عياشي به سرعت در كتابخانه‌هاي مهم وحوزه‌هاي معروف جهان اسلام، در معرض ديد و مطالعة طالبان علم قرار گرفت. كتاب‌هاي وي براي اولين بار، در سال 356 هـ . ق به بغداد راه يافت.
نجاشي مي‌نويسد:
«علي بن محمّد بن عبدالله ابوالحسن قزويني قاضي، چهرة درخشان از علماي ماست و در حديث ثقه است. در سال 356 هـ . ق وارد بغداد شد و قسمتي از كتب عيّاشي را با خود داشت و او نخستين كسي است كه كتب عيّاشي را وارد بغداد نمود و آنها را از ابوجعفر احمد بن عيسي علوي زاهد از عيّاشي روايت مي‌كرد كه او راست كتاب ملح الاخبار كه حسين بن عبيدالله (غضائري) آن را از وي روايت مي‌كند.»[19]
عيّاشي از منظر ديگران
محمّد ابونضر العياشي هو بن مسعود بن عيّاشي.
عدلٌ، صدوقٌ ومن العمي رَجَع طق، صح، منفق، بصير مضطلع. [20]
1. نجاشي (372 ـ 462 هـ . ق).
«محمّد بن مسعود عيّاشي در آغاز جواني پيرو مذهب عامه بود و از محضر بزرگان آنان حديث شنيد. پس از بررسي و تحقيق به مذهب اماميه پيوست و از محضر ستارگاني چون: علي بن الحسن بن فضّال و عبدالله بن محمد بن خالد طيالسي، و شماري از بزرگان كوفه، بغداد و قم كسب دانش نمود.»[21]
2. ابن نديم (متوفا: 377 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود عياشي ... از فقيهان اماميه بود كه در غزارت علم، يگانة دوران خود به شمار مي‌رفت و كتاب‌هايش در نواحي خراسان اهميت بسيار داشت. جنيد بن نعيم معروف به ابواحمد، تصنيفات او را در پايان نامه‌اي كه به ابوالحسن علي بن محمد علوي نوشته، ذكر نموده است.»[22]
3. شيخ طوسي (385 ـ 460 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود بن محمّد بن عيّاشي، سمرقندي مكنّي به ابوالنظر در ميان دانشمندان مشرق (خراسان و ماوراء النهر) از لحاظ علم و فضل و ادب و فهم و بزرگواري از همه علماي زمان خود فزوني داشته است. بيش از دويست تصنيف دارد.[23]»
4. ابن شهر آشوب مازندراني (متوفا: 588 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود عيّاشي اهل سمرقند است. گفته‌اند او از طايفه بني تميم است. او از نظر فضل و خرد، در مشرق زمين يگانه بوده و بيش از 20 جلد كتاب نوشته است، از جمله: كتاب التفسير، العالم و المتعلم، الدعوات، التقيه، الاجوبة المسكته و تجويد القرآن.»[24]
5. علي بن داود حلّي (647 ـ 707 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود بن محمّد بن عياش سَلَمي سمرقندي، معروف به عيّاشي ثقه‌اي راستگو و چهره‌اي درخشان از چهره‌هاي سرشناس اين طايفه (شيعه) و از بزرگان آنها است.»[25]
6. مامقاني (متوفا: 1351 هـ . ق)
«محمد بن مسعود از فقيهان شيعة اماميه و از پر تلاش‌ترين عالمان معاصر و از چشمه‌هاي خروشان علم بوده است، كه آثار وي در خراسان از مقام و شهرت والايي برخوردار بود.»[26]
7. اردبيلي (متوفا 1101 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود بن عياش سلمي سمرقندي، معروف به عياشي از قبيله بني تميمي، شخصيت جليل القدر، واسع الاخبار، بصير به روايت و محل وثوق و اعتماد بود. در ميان ستارگان امامي، چشم بينا و شيخ كبير معروف بود.»[27]
8. مدرس تبريزي (1296 ـ 1373 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود بن محمد بن عياش، عراقي، كوفي، سمرقندي، تميمي مكنّي به ابونضر معروف به عياشي، شيخ، رجل، عالم، فاضل، اديب، مفسّر، محدّث، صدوق و ثقة از اعيان علماي فرقة حقّه و اكابر فقهاي اثني عشرية عهد كليني (ره) ... در علم و فضل و فهم و ادب و تبحر و تنوّع علمي وحيد زمان خود ... . و با اصول روايت بصير، در طب و نجوم و قيافه و رؤيا هر يك از ابواب فقهيه زياده بر دويست كتاب تأليف داده ...». [28]
9. سيد حسن صدر (1272 ـ 1291 هـ . ق)
«عياشي محمّد بن مسعود بزرگي از بزرگان اصحاب ماست كه در كثرت تصانيف و تأليف شهرت به سزايي دارد و از كتابهايي كه در زمينة سيره و تاريخ دارد، كتاب «مكه» و «حرم» و ... مي‌باشد. او در رديف ثقة الاسلام كليني (ره) و علماي قرن سوم هجري نام برده شده است.»[29]
10. محدث قمّي (1294 ـ 1316 هـ . ق)
«او يكي از بزرگان اصحاب ماست كه در نوجواني بصيرت يافت و به مذهب و فقه اماميه رو آورد و از شاگردان علي بن حسين بن علي بن فضّال و جمعي ديگر از مشايخ كوفه، بغداد و قم مي‌باشد. در راه علم و حديث آنچه از پدر ارث برده بود، انفاق نمود ...»[30]
11. آقا بزرگ تهراني (متوفا: 1347)
محمّد بن مسعود بن محمّد عياشي، ملقب به ابونضر سلمي سمرقندي، معروف به عياشي، داراي 200 تأليف است و از اصحاب ما چون: علي بن حسين بن علي بن فضّال ... حديث شنيده است.»[31]
12. علامه طباطبايي (متوفا: 1358)
« ... محمد بن مسعود از علمايي است كه در اواخر قرن سوم مي‌زيسته‌اند. تمامي دانشمنداني كه بعد از وي آمده‌اند، عياشي را به جلالت قدر، علو منزلت و سعه فضل ستوده‌اند.
علماي رجال او را به عنوان ثقه، عين، صدوق و راستگوي در حديث خود شناسانده‌اند ... در انواع رشته‌هاي مختلف علمي هم چون: فقه و حديث و طب و نجوم و قيافه و غيره مهارت يافت ...»[32]
13. استاد مطهري (1298 ـ 1360)
«يكي ديگر از فقهاي به نام و معروف آن زمان كه معاصر با علي بن بابويه قمي است (329 هـ.) بلكه او اندكي تقدم زماني دارد عيّاشي سمرقندي صاحب تفسير معروف است. او مرد جامع بوده است. اگر چه شهرتش به تفسير است، او را از فقهاء شمرده‌اند ...»[33]
تفسير عياشي از منظر علامه طباطبايي (ره)
علامه سيد محمد حسين طباطبايي (ره) در مقدمة تفسير عياشي كه با تحقيق و تصحيح و تعليق حجة الاسلام سيد هاشم رسولي محلاتي در دو جلد به قطع وزيري (جلد اول در 430 صفحه و جلد دوم در 368 صفحه) براي نخستين بار در سال 1380 هـ . ق در چاپخانة علميه قم چاپ و نشر گرديده است، مي‌نويسد:
«يكي از بهترين تفسيرهاي كه از علماي پيشين ما بر جا مانده، كتاب تفسير منسوب به شيخ ما عياشي رحمة الله عليه و آن كتاب ارزشمندي است ...»
در بخش ديگري از اين مقدمه آمده است:
«تا حال كه يازده قرن از نگارش اين تفسير سپري مي‌گردد، احدي از فحول و بزرگان بر اين تفسير خرده نگرفته و همه او را ستوده‌اند.»
شيوه نگارش تفسير
وي در چينش تفسير خويش ابتكاري به خرج داده است كه در كمتر تفسيري ديده مي‌شود كه ذيلاً نحوه ورود و خروج تفسير عياشي را مي‌خوانيم:
ـ نخست: مقدمه اي مبسوطي نوشته است كه اين مقدمه حاوي مطالب ذيل است:
ـ در فضل قرآن 18 حديث.
ـ در باب ترك روايت بر خلاف كتاب 17 حديث.
ـ در باب رواياتي كه در شأن و منزلت قرآن آمده 17 حديث.
ـ در باب تفسير ناسخ و منسوخ، ظاهر و باطن، ‌محكم و متشابه، 11 حديث.
ـ در باب ما عني به الائمه من القرآن 8 حديث.
ـ در باب علم ائمه به تأويل 13 حديث.
ـ در باب تفسير برأي 6 حديث.
ـ در باب نكوهش جدال در قرآن 4 حديث.
مجموع 94 حديث مي‌شود.
ب. جلد اول:
1. در تفسير فاتحة الكتاب، 28 حديث.
2. در تفسير سوره بقره، 535 حديث.
3. در تفسير سوره آل عمران، 185 حديث.
4. در تفسير سورة نساء، 314 حديث.
5. در تفسير سوره مائده، 230 حديث.
6. در تفسير سوره انعام، 147 حديث.
7. در تفسير فضل سوره انعام، 353 حديث.
مجموع 1693 حديث است.

[1] . البلدان، ص 59 - 70.
[2] . برخي منابع رجالي كنية او را «ابو نضر» و «ابو نظر» ذكر كرده‌اند.
[3] . فهرست ابن نديم، مقالة پنجم، ص 361.
[4] . رجال نجاشي، ص 247.
[5] . ريحانة الادب، ج 4، ص 220.
[6] . فوائد رضويه، ص 302 و 621؛ ريحانة الادب، ج 4، ص 220.
[7] . فهرست ابن نديم، ص 361؛ رجال نجاشي، ص 247؛ رجال طوسي، ص 136 و معالم العلما، ص 29.
[8] . فهرست ابن نديم، ص 361؛ نجاشي، ص 247 و جامع الروات، ج 2، ص 192.
[9] . رجال طوسي، ص 459.
[10] . رجوع شود به منابع مذكور در همين رساله كه در عناوين غالباً‌ آمده است.
[11] . بهجة الآمال، ج 6، ص 630؛ ريحانة الادب، ج 4، ص 221 و رجال نجاشي، ص 247.
[12] . مرو رود هم اكنون دو قسمت شده است يكي مرو كبري كه جزو كشور تركمنستان است و ديگري، مرو صغري است كه جزو قلمرو افغانستان، در همسايگي خراسان و شهرستان سرخس واقع شده است.
[13] . رجال نجاشي، ص 247.
[14] . رجال نجاشي، ص 247؛ جامع الرجال، ص 58؛ فوائد رضويه، ص 692؛ رجال كشي، ص 318.
[15] . رجال نجاشي، ص 247.
[16] . مفاخر اسلام، ج 2، ص 323.
[17] . فهرست شيخ، ص 136.
[18] . رجال طوسي، ص 339 ـ 498؛ فهرست شيخ، ص 64؛ تنقيح المقال، ج 1، ص 899.
[19] . مفاخر اسلام، ج 2، ص 329.
[20] . بهجة الآمال، ج 6، ص 630؛ ريحانة. الادب، ج 4، ص 221.
[21] . رجال نجاشي، ص 247.
[22] . فهرست ابن نديم، ص 361.
[23] . مفاخر اسلام، ج 2، ص 312.
[24] . معالم العلماء، ص 99.
[25] . كتاب الرجال، ص 184.
[26] . تنقيح المقال، ج 3، ص 183.
[27] . جامع الروات، ج 2،‌ص 192.
[28] . ريحانة الادب، ج 4، ص 220.
[29] . تأسيس الشيعه، ص 332.
[30] . الكني و الالقاب، ص 449.
[31] . الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 4، ص 295.
[32] . تفسير عياشي، با تصحيح و مقدمه رسول محلاتي، چ 1380.
[33] . آشنايي با علوم اسلامي، ص 78.
سيد حسن احمدي نژاد بلخي - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 10
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :