امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1331
ابن شعبه حراني
تشيع در عصر ابن شعبه حراني
از زمان رحلت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ تا حدود سال 300 هـ . ق. شيعيان وضع ناگوار و موقعيت تأثر آوري داشتند. در دولت بني اميه و بني عباس نيز سعي شد که از نفوذ امامان جلوگيري به عمل آيد و رابطه آن ها با شيعيان قطع شود؛ از اين رو شيعيان در سراسر جهان اسلام به شدت مورد فشار و محدوديت بودند. از اواسط قرن چهارم هجري، شيعيان به ميزان قابل توجهي از محدوديت ها رهايي يافتند؛ زيرا از طرفي، خلفاي فاطمي که شيعه اسماعيلي بودند در مصر دولت نيرومندي تشکيل داده و از سلطه فراگير دولت عباسي کاسته بودند. از طرف ديگر، سيف الدوله حمداني شيعي در شام به قدرت رسيده بود. همچنين غوريان، صفاريان، طاهريان و علويان مازندران پرچم استقلال برداشته بودند و از همه مهم تر، ظهور دولت مقتدر آل بويه بود که از شيعيان به شمار مي آمدند. اين عوامل و زمينه ها موجب شد که شيعيان به بيان عقايد پرداخته و به تشکيل جمعيت ها و تأسيس حوزه هاي علمي و نشر معارف اهل بيت ـ عليهم السلام ـ مبادرت ورزند. [1] و باعث شد علوم شيعي مانند فقه و کلام و حديث شيعي به شدت رشد کند؛ به گونه اي که آثار اين دوره همواره مهمترين منابع حديثي و کلامي شيعي قلمداد شده اند. در اين راستا، شيخ صدوق «من لا يحضره الفقيه» و ثقه الاسلام کليني «الکافي» را تأليف کرد و شيخ مفيد عقل گرايي را در شيعه رواج داد و سيد مرتضي اولين کتاب در اصول فقه «الذريعه» را نگاشت.
تولد و تحصيل حراني
ابن شعبه اهل شهر «حران» بود. حران شهري است بر سر راه موصل، شام و روم. اهالي آن صابئي بوده اند و بسياري از رياضي دانان و پزشکان پيش و پس از اسلام از اين شهر برخاسته اند. به ويژه اکثر مترجمان کتاب هاي حکمي و طبعي در دو دوره «نهضت ترجمه» از اهالي حران بودند. گفته اند حران تعريف «هاران» اسم برادر حضرت ابراهيم است که آن را بنا نهاد. بنا به نقلي، حران اولين شهري است که پس از طوفان نوح ساخته شد. [2] حسن بن علي در چنين محيط و فضاي علمي به دنيا آمد. البته ثبت زمان تاريخ تولدش از قلم تاريخ افتاده است، ولي طبق منابع تاريخي، قبل از سال 381 هـ . ق زنده بوده است. [3] او به خاطر علاقه به احاديث اهل بيت ـ عليهم السلام ـ، به تحصيل در حديث عصمت گمارد همچنين در علم فقه نيز نزد عالمان زمانش شاگردي نمود و در آن تبحر يافت که عالمان بعد، او را فقيهي فاضل خوانده اند. متأسفانه از مکان و کم و کيف تحصيل او در منابع تاريخي سخني به ميان نيامده است.
شخصيت علمي و اخلاقي حراني
حراني، به تصديق بسياري از فرهيختگان، عالمي فاضل و عامل بود و در فقه و حديث مورد توجه عالمان قرار داشت، به ويژه در حديث که دو اثر «تحف العقول» و «التمحيص» بيانگر تبحر او در علم حديث و وثاقتش در نقل حديث است، به طوري که علامه مجلسي روايات او را با اين که سلسله سندش ذکر نشده، مقبول مي داند. [4] و يا شيخ انصاري کتاب گرانمايه «المکاسب» را با روايتي از «تحف درباب معاملات آغاز مي کند که درباره صناعات و تجارات و بيع و وجه حلال و حرام آن ها است. [5]
همچنين با نگاهي به مقدمه «تحف» و روايات مذکور در آن و نيز مناجات و توصيه ها به دست مي آيد که او در اخلاق و حقوق نيز دستي داشته با طرحي نو، مجموعه روايات اخلاقي، حکمي و حقوقي را ارائه نموده است، به طوري که بيش از هزار سال اين کتاب و روايات آن، نقل محافل علمي، منابر وعظ و مجالس اخلاقي بوده است و اين خود نشان از رفعت مقام و جلالت جاه علمي و تقواي اوست.
استاد حراني
حراني از محضر محدثان و فقيهان بزرگ عصر خود بهره برد و در علوم حديث و فقه تبحر يافت، به طوري که همه عالماني که از او ياد کرده اند، وي را فقيه و محدث فاضل شيعه معرفي نموده اند. متأسفانه از تحصيل و استادان وي جز اطلاعات اندکي در دست نيست و فقط در تراجم به ابو علي محمدبن همام، از محدثان و فقيهان بزرگ شيعي اشاره شده که حراني نزد وي شاگردي کرد و از او اجازه روايت دريافت داشت.
ابو علي محمد بن همام کاتب اسکافي
وي از عالمان و محدثان نيمه اول قرن چهارم و از مشايخ بزرگ شيعه در بغداد (متوفاي 332 هـ . ق) است. فقه و حديث را از مفاخر بزرگي چون احمد بن بشر فرا گرفت و جمعي از فقيهان و محدثان مشهور، از جمله ابن قولويه، شيخ صدوق و ابن شعبه حراني را تربيت کرد. از آثار او کتاب «الانوار في تاريخ الأئمه» است. [6]
شاگردان حراني
از تدريس و جلسات درس وي خبر قابل توجهي در دست نيست. به يقين، با آن تبحر و عمق علمي اش در حديث و فقه ـ که بسياري از عالمان بعدي بر آن صحه گذاشته اند ـ بايد مجلس پر رونق وشاگردان ممتازي داشته باشد که تاريخ، شاگران او، غير از شيخ مفيد را از ما پنهان داشته است.
محمد بن محمد بن نعمان عکبرائي بغدادي
(شيخ مفيد ـ متوفاي 412 ـ. ق) وي از فقيهان و متکلمان بزرگ شيعه است که در زمان خود شيعيان را از پراکندگي و اوضاع اسف بار رهايي بخشيد و به اوج عزت رساند. [7] عالمان شيعه و سني به فضل و علم او اعتراف کرده اند. [8] شيخ مفيد در واقع موسس مکتب عقل گرايي در شيعه بود و آن را بسط و گسترش داد. او از حراني روايت نقل کرده و حراني از مشايخ او به شمار مي رود.
جايگاه حراني نزد علما
بسياري از دانشوران از حراني به بزرگي، فضل و علم ياد کرده اند و روايت بدون سند او را در «تحف العقول» پذيرفته اند.
شيخ مفيد؛ شاگرد حراني، ضمن تمجيد از استاد، درباره کتاب تحف العقول مي نويسد:
«تحف العقول کتاب لم يسمح الدهر بمثله.»[9]
شيخ ابراهيم قطيفي ـ از عالمان قرن دهم هجري ـ در کتاب «الوافيه» ضمن نقل روايتي از «التمحيص»، مي نويسد:
«الحديث الاول ما راواه العالم الفاضل العالم الفقيه ابو محمد الحسن بن علي بن شعبه الحراني ...»
شيخ حر عاملي در «الامل الآمل» بعد از ستودن مولف تحف به فاضل محدث، درباره کتابش مي گويد:
حسن کثير الفوائد مشهور. [10]
علامه مجلسي هم درباره تحف مي نويسد:
« ... نظم اين کتاب دلالت بر رفعت شأن مولف دارد و بيشتر در مواعظ واصول معلومه اي است که محتاج سند نيست.»[11]
ميرزا عبدالله افندي اصفهاني در «رياض العلما» درباره حراني مي نويسد:
«عالم، فقيه، محدث»
ميرزا محمد باقر خوانساري نيز در «روضات الجنات» مي نويسد:
«حسن بن علي بن حسين شعبه حراني (يا حلبي) فاضلي است فقيه، متبحر، هوشيار، بلند پايه و آبرومند و کتابش مورد اعتماد اصحاب است.»[12]
تأليفات حراني
از ابن شعبه دو اثر حديثي بر جاي مانده است: «تحف العقول» و «التمحيص»
تحف العقول
اين کتاب به قول مرحوم علي اکبر غفاري؛ مصحح و مترجم آن.
«شامل رشته هايي از مرواريد هاي گزيده حکمت و جنگي از مواعظ و وعده و وعيد و پند آموزي ها و بهترين اندرزها و خطبه ها و زبده سخنان و جوهر ادب است که کام فرزانه را شيرين و نوشنده را سيراب مي سازد.»[13]
حراني در مقدمه تحف درباره انگيزه اش از تأليف اين کتاب مي نويسد:
«ديدم دانشمدان و پيشين شيعه از گفتار ايشان (پيامبر و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ) کتاب هايي پيرامون حلال و حرام و فريضه ها و سنت پرداخته ... ولي به من خبر نرسيده که يکي از دانشمندان شيعه، در اين خصوص (حکمت ها رسا و اندرز هاي شفا بخش حضرات معصومين) تأليفي ساخته يا کتابي پرداخته باشد که من از آن آگاه شده و بدان پشت گرم شوم ... پس به خوشه چيني پرداختم و از اين دست مطالبي گرد آوردم و آن چه از خبرهاي کمياب و معاني نيکوي ناب همجنس و مانند و شبيه و نزديک بدان بود بر آن افزودم.»[14]
براي شناخت اين کتاب و استفاده مطلوب از آن، ويژگي هايش در ذيل بيان مي شود به اميد اين که براي طالبان مفيد باشد:
1. همان طور که مؤلف کتاب گفته، سلسله سند روايات به دليل اختصار، حذف شده است. با اين وصف، چون بيش تر اين روايات آداب و حکم است، خود گواه بر درستي آنهاست.
2. تحف مشتمل بر روايات مربوط به آداب، حکم، پند و اندرزهاي منقول از پيامبر و امامان ـ غير از امام دوازدهم ـ است.
3. روايات آن از منابع معتبر شيعه و سني است و لذا کتاب مورد قبول و تأييد فريقين قرار گرفته است و هيچ کس در آن اختلافي ندارد.
4. روايات بر اساس ترتيب مقامات حجت هاي الاهي تنظيم شده است، يعني از پيامبر شروع شده و در امام حسن عسگري ـ عليهم السلام ـ پايان يافته است.
5. در پايان، آن مناجات قدسي از حضرت موسي و حضرت عيسي ـ عليهم السلام ـ و مواعظي از حضرت مسيح در «انجيل» ذکر شده است که مي تواند باعث توجه مسيحيان و يهوديان به اين کتاب شود.
6. حسن ختام کتاب، سفارشنامه مفضل بن عمر (از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ) به شيعيان است.
التمحيص[15]
اين کتاب شامل رواياتي است که مورد ابتلاي مومن است و مورد اعتماد بزرگاني چون علامه مجلسي در «بحار» و فيض کاشاني در «الوافي، و ديگران بوده است.
با توجه به ناشناخته بودن حراني، طبعا در انتساب آثارش به وي نيز شک و ترديد هايي پديدار شده است.
در اين راستا، دانشوران دو گروه شده اند، گروهي آن را تأليف ابن شعبه حراني و گروه ديگر آن را، تأليف استاد حراني؛ ابو علي محمد بن همام دانسته اند.
مخالفان
علامه مجلسي در «بحار» اين کتاب را به ابو علي محمد بن همام نسبت مي دهد. دليل او، عبارت «حدثنا ابو علي محمد بن همام» در ابتداي روايات منقول در اين کتاب است.»[16]
موافقان
عالمان بسياري، «تمحيص» را به حراني نسبت داده اند. از جمله شيخ ابراهيم قطيفي در «الفرقه الناجيه». لذا شاگرد مجلسي، ميرزا عبدالله افندي در «رياض العلما»، نظر استادش را محل تأمل دانسته و معتقد است قطيفي اقرب به زمان مولف و اعرف از مولف «بحار» و ديگران به شناخت مولف «التمحيص» است. گذشته از اين، اصحاب رجال چون شيخ طوسي و نجاشي که نزديک به عهد ابو علي محمد بن همام بودند، «التمحيص» را از آثار ابو علي نام برده اند و اين خود دليل بر آن است که اين کتاب از آثار محمد بن همام نبوده است و بلکه از آثار ابن شعبه حراني است. [17] شيخ حر عاملي نيز در «الأمل الآمل» اين کتاب را به حراني منسوب مي کند. [18]

[1]. ر.ک: مفاخر اسلام، ج3، ص 240 ـ 239.
[2]. ياقوت الحموي، معجم البلدان، تحقيق فريد عبدالعزيز الجندي (بيروت: دار الکتب العلميه، 1410 هـ .ق)، ج2، ص 271.
[3] . عمر رضا کهاله، معجم المولفين (بيروت، دار احياء التراث العربي)، ج3 و 4، ص 252.
[4]. مرتضي انصاري، المکاسب، (قم: کنگره شيخ انصاري، 1415 هـ . ق) ج1، ص 12 ـ 5.
[5]. همان.
[6]. مفاخر اسلام، ج3، ص 46.
[7]. همان، ص 240.
[8]. ر.ک: همان، ص 253 ـ 242.
[9]. سيد حسن صدر، تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام (بيروت: دار الرائد العربي، 1401 هـ .ق) ص 414.
[10]. الامل الآمل، تحقيق سيد احمد حسيني (قم، دار الکتاب الاسلامي، 1362)، ج2، ص 74.
[11]. بحار الانوار، مقدمه، فصل دوم.
[12]. روضات الجنات (قم: اسماعيليان، بيتا) ج2، ص 290.
[13]. تحف العقول، مقدمه مترجم.
[14]. همان، مقدمه مولف.
[15]. اين کتاب به ضميمه کتاب «المومن» حسين بن سعيد اهوازي درقم توسط انتشارات شبستري چاپ شده است.
[16]. رياض العلما، ترجمه محمد باقر ساعدي (مشهد: انتشارات آستان رضوي، 1366)، ج1، ص 279.
[17]. الامل الآمل، ص 74.
[18]. همان.
محمد اسماعيل نباتيان - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 4، ص 27
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :