امروز:
پنج شنبه 2 شهريور 1396
بازدید :
518
قوم يأجوج و مأجوج از جنس جن بوده اند يابشر؟وايا اينکه زمان ظهور امام عصر(ع) مي آيند صحت دارد؟

از جمله گروها يي  كه در قرآن كريم از آنها ياد شده است، يأجوج و مأجوج مي باشند، از آنجا كه قرآن كريم تمامي داستان ها را بخاطر عبرت آموزي نقل كرده است لذا در اكثر آنها مخصوصاً داستان هايي كه اهميت كمتري نسبت به ساير داستان ها از قبيل داستان حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ دارند، نهايت اختصار گويي رعايت شده و غالباً به ذكر نامي از آنها اكتفا گرديده است. از اين گذر اصل و نسب انان و اين كه در كدام منطقه از جهان بوده اند يا از كدام نژاد و قبيله بوده و عاقبتشان چه شده است در پرده اي از ابهام مانده است. لذا بيشتر مفسران و دانشمندان در صدد يافتن جواب اين سؤالات برآمده و سخناني را گفته اند كه كمتر مي توان به درستي آنها اطمينان پيدا نمود مخصوصاً زماني كه اين نظريه ها زياد بوده و تفاوت هاي چشمگيري نيز با هم داشته باشند.
در مورد يأجوج و مأجوج نظرات گونا گوني ارائه شده است كه به تعدادي از آنهااشاره مي شود.
1. اينان دو قبيله از نوادگان حضرت نوح(ع) بوده اند. بدين گونه كه يافث پسر نوح به سرزمين هاي شرقي مهاجرت نموده و در آنجا سكني گزيد و صاحب پنج پسر شد كه يكي از آنها اشار نام داشته و فرزندان او به يأجوج و مأجوج خوانده مي شوند[1].
2. حديثي از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده است كه يأجوج و مأجوج دو قبيله بوده اند كه از حيث شكل ظاهري و جسماني بسيار بزرگ بوده و با انسان هاي كنوني تفاوت فاحشي داشته اند اما از آنجائي كه حديث مزبور داراي سند معتبر و متن متقني نمي باشد، لذا قابل اعتماد نيست[2]. جالب اين است كه فخر رازي مي گويد، عده اي گفته اند يأجوج و مأجوج در نهايت كوچكي جثه بوده اند[3].
3. روايت ديگري هم آورده شده است كه اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: كه يأجوج و مأجوج از جنس بشر نبوده اند[4] اما فخر رازي باز هم آورده است كه آنان از جنس بشر بوده اند. همچنين ابن كثير مي گويد: يأجوج و مأجوج از ميان كوه هاي مشرق بر بلاد تركان حمله آورده و فساد كرده زراعت ها و چارپايان و انسان ها را نابود گردانيده اند[5].
4. علامه طباطبايي در تفسير شريف الميزان با استناد به برخي شواهد تاريخي و گفته هايي از تورات مي فرمايد: از اين نقل قولها چنين استفاده مي شود كه آنها امت يا امت هايي عظيم (و پرجمعيت) بوده كه در قسمت هاي بالاي شمال آسياي آن زمان، مي زيسته اند و مردماني جنگجو و معروف به غارت گري بوده اند. از سويي تاريخ هم گواهي مي دهد كه اين مناطق موطن امتي بزرگ و وحشي بوده كه جمعيتشان رو به فزوني مي نهاد و به كشورهاي همجوار چون چين حمله برده و به ساير نقاط مهاجرت كرده اند[6].
سپس علامه بزرگوار از مولانا ابوالكلام آزاد نقل مي كند كه بحث از تحولات لغات اين را مي رساند كه يأجوج مأجوج همان مغول بوده است، اين دو كلمه از زبان چيني منگوك و منچوك درقرآن به زبان عربي بيان شده و يأجوج و مأجوج خوانده مي شوند. در ترجمه هايي كه به زبان يوناني براي اين دو كلمه نقل كرده اند گوگ و ماگوگ مي شود که شباهت كاملي بين ماگوك يوناني و منگوك چيني وجود دارد. معلوم مي شود كه اين دو كلمه همان لغات چيني هستند.
هم چنانكه منغول و مغول نيز از آن مشتق گرديده است. كه اينان به طرف چين سرازير شده و از طريق قفقاز[7] به ارمنستان و ايران و ديگر نواحي هجوم مي آورند[8].
در تفسير نمونه آمده است كه در تورات در كتاب حزقيل فصل 38 و 39 و نيز كتاب رؤياي يوحنا فصل بيستم از آنها به عنوان گوگ و ماگوگ ياد شده است كه معرّب آن يأجوج و مأجوج مي باشد[9].
در نهايت مي توان از مجموع سخنان نتيجه گرفت كه اينان از جنيان نبودند. امادرمورد خروج آن دو در آخر الزمان وظهور حضرت مهدی(عج)دليل استواری وجود ندارد..
برخي به ذيل آيه 100 سوره كهف در مورد خروج اين دو استدلال کرده اند كه فرموده است: پس زماني كه بيايد وعده پروردگار من آن را در هم مي كوبد و وعده پروردگارم حق است. صاحب تفسير قمي حديثي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل كرده كه مي فرمايد: قبل از روز قيامت در آخر الزمان سد ذوالقرنين منهدم مي شود و يأجوج و مأجوج خروج مي كنند و مردم را مي خورند[10] (وقتل عام مي كنند).
غير از اين مورد نظرات ديگري درباره اين آيه شريفه ارائه شده است كه به بحث ما مربوط مي گردد از جمله:
الف: مراد از وعده الهي باز شدن راه يأجوج و مأجوج مي باشد چرا كه موقعي كه ذوالقرنين ساختن سد را تمام نمود گفت: اين از رحمت پروردگار من است و زماني كه وعده او برسد آن را درهم مي كوبد و راه باز مي شود.
ب: مراد از وعده الهي روز قيامت است[11].
اما نمي توان نظر اول را درست دانست چرا كه ظاهر آيه شريفه اين است كه وعده الهي متاخر از فتح يأجوج و مأجوج است و از طرفي آيات بعدي نظر دوم را تقويت مي كند كه از قيامت و نشانه هاي آن صحبت مي كند بنابراين اين احتمالات قابل اثبات نيستند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1- كتاب تاريخ عصر ظهور نويسنده:سيد محمد صدر.
2- تفسير الميزان نويسنده:علامه طباطبايي جلد 12 و 13.

پي نوشت ها:
[1] . آلوسي بغدادي، تفسير روح المعاني، بيروت، داراحياي التراث، چهارم، 1405ق،  ج 16، ص 38.
[2] . قرطبي، الجامع لاحكام القرآن، بيروت، داراحياء التراث، 1405ق، ج 11، ص 56.
[3] . فخر رازي، التفسير الكبير، بيروت، داراحياء التراث، سوم، بي تا، ج 21، ص 170.
[4] . الحويزي، تفسير نورالثقلين، قم، اسماعيليان، 1370، ج 3، ص 307، ح 228.
[5] . سعيد حوي، الاساس في التفسير، مصر، دارالسلام، 1412ق، ج 6، ص 3226.
[6] . محمد حسین طباطبائي، تفسير الميزان، ترجمه موسوي همداني، قم، دفتر انشارات اسلامي، ج 13، ص 525.
[7] . همان منطقه اي است كه سد معروف به سد ذوالقرنين آنجاست.
[8] . طباطبايي، پيشين، ص 541.
[9] . ناصر مکارم شیرازی، تفسير نمونه، قم، دارالكتب الاسلاميه، ج 12، ص 551.
[10] . علی بن ابراهیم قمی، تفسير قمي، قم، دارالكتاب، 1267، ج 2، ص 222.
[11] . همان، ج 2، ص 76.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :