امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
1306
فتال نيشابوري
ولادت
شيخ بزرگوار، شهيد سعيد، ابو علي، محمد بن حسن بن علي بن احمد بن علي واعظ مبارز، محدث و حافظ احاديث بسيار بوده است. [1]
وي در نيشابور به دنيا آمده و داراي عمر طولاني بوده است؛ اما تاريخ ولادت او معلوم نيست.
نام پدر او حسن و از استادان فتال بوده است. ريشه اين اختلاف از اين جهت است که گاهي او را به پدرش و گاهي به جدش، احمد و گاهي به پدر پدر بزرگش نسبت داده اند، که همگي از بزرگان علم و ادب بوده اند. و البته اين جور نسبت، امري شايع بود. مثل سيد بن طاووس و ابن شهرآشوب، که منسوب به پدر بزرگ خود هستند. بعضي گمان کرده اند که محمد بن حسن و محمد بن احمد يا محمد بن علي چند نفرند. [2]
از جمله القاب نيشابوري، ابن الفارسي و فتال و کنيه او ابوعلي و ابوجعفر است.
از لقب «ابن الفارسي» معلوم مي شود که او از نژاد ايراني است. فتال يکي از اسم هاي بلبل است و علت ملقب شدن او به فتال به خاطر خوش صوتي و لطافت زباني است که در منبر داشته و از نطق بالايي برخوردار بوده است. [3]
تخصص
فتال نيشابوري در امر خطابه و وعظ و منبر سرآمد بوده و خطابه از جمله تخصص هاي او به شمار مي آيد، ضمن اين که در خيلي از کتاب ها از او به عنوان متکلمي بزرگ و فقيه نام برده شده است. [4] از خيلي از کتاب هاي تحقيق و چيزي مهم به دست نيامده.
تحصيلات
همان طور که گفته شد، متأسفانه کمتر در اين موارد بحث شده است. اما آن چه مسلم است، وي در محضر بزرگان شرکت مي کرده و از تحصيلات عاليه اي برخوردار بوده و حتي خود محضر درس داشته و شاگرداني تربيت کرده است. وي از دوران کودکي در محضر پدرش درس مي خوانده و از برخي کتابها استفاده مي شود که فقيه بوده است؛ پس حتما به درجه اجتهاد رسيده و در بحث کلامي هم انساني خبره بوده است.
استادان
از جمله استادان شيخ فتال نيشابوري که در کتاب هاي تراجم نامشان آمده عبارتند از:
1. شيخ حسن بن علي بن احمد،
2. شيخ طوسي.
3. سيد مرتضي.
مشايخ
1. سيد مرتضي؛[5]
2. شيخ طوسي.
3. شيخ حسن بن علي.
4. عبدالجبار بن عبدالله.
شاگردان
1. علي بن الحسن بن عبدالله النيشابوري،
2. محمد بن علي بن شهر آشوب ساروي مازندراني. [6]
تأليفات
فتال نيشابوري صاحب دو کتاب به نام «روضه الواعظين و تبصره المتعظين» و کتاب «التنوير في معاني التفسير» است. روضه الواعظين يکي از کتابهاي معروف شيعه است و مؤلف، آن را در ايام جواني به رشته تحرير درآورده است. فتال مي گويد:
در ايام جواني مجالس وعظ و موعظه زياد برايم اتفاق مي افتاد که مردم در آن مجالس از من، از اصول و فروع دين سوال مي کردند و من جواب مي دادم، از من موعظه طلب مي کردند و از آداب سوال مي نمودند و من براي جوابگويي، به کتابهاي اصحاب مراجع مي کردم. کتابي جامع که مشتمل بر اين مطالب باشد نيافتم پس به کتابهاي مختلف رجوع کردم و مطالب زيادي را برداشت نمودم. به فکرم رسيد همه اين ها را جمع کنم که مشتمل باشد بر بعض کلمات خداوند و اخبار ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ را ذکر کردم و نام کتاب را روضه الواعظين و تبصره المتعظين ناميدم که در جمع آوري آن خيلي زحمت کشيدم و خيلي هم خسته شدم.
اسناد احاديث را حذف کردم؛ زيرا احاديث مشهور است، لذا نيازي نديدم که سند ها را ذکر کنم.
اين کتاب مکرر در ايران چاپ شده و از منابع علامه مجلسي در تأليف «بحارالانوار» است که علامت اختصاري آن «روضه» است. در اين کتاب 96 مجلس و در بعضي چاپ ها 105 مجلس آمده است. سه مجلس اول درباره ماهيت عقل و فضل آن و معرفت خداوند است، چند مجلس درباره نبوت و معجزات پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ و مجلس 7 تا 11 درباره حضرت امير المومنين ـ عليه السلام ـ است. مجلس دوازدهم درباره شرح حال حضرت ابوطالب ـ عليه السلام ـ و همسرش فاطمه بنت اسد ـ عليها السلام ـ است. مجالس سيزده و چهارده شرح حال حضرت زهرا ـ عليها السلام ـ است، در مجلس 17 تا 31 شرح حال و فضائل اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ ذکر شده و در بقيه مجالس به امور اخلاقي و فروعات دين پرداخته شده است.
همه منابعي که در تأليف روضه الواعظين از آن ها استفاده شده در اين کتاب از آن ها نام برده شده، با اين که چنين کاري معمول نبوده است. مصادر مهم مورد استفاده در تأليف اين کتاب عبارتند از: کافي مرحوم کليني، امالي شيخ طوسي، امالي و خصال شيخ صدوق، کتاب الاقتصاد شيخ طوسي و امالي و ارشاد مرحوم مفيد. [7]
ويژگي هاي اخلاقي
از جمله ويژگي هاي اخلاقي فتال نيشابوري مي توان به ساده زيستي، تواضع و صميميت او با مردم اشاره کرد؛ به طوري که مردم خيلي او را دوست داشتند و مورد اعتماد آن ها بود، با مردم خيلي ساده نشست و برخاست مي کرد و به مشکلات آنان در حد توان رسيدگي مي نمود من جمله در امور ديني مردم فعال بود و تلاش فوق العاده اي از خود نشان مي داد. وي از زندگي ساده اي برخوردار بود و مورد قبول مردم واقع شد. مواعظ او براي مردم از کلام خدا و از گفتار و احاديث ائمه معصوم ـ عليهم السلام ـ اقتباس مي شد.
عالم ميدان علم و عمل بود، کان خطيباً واعظاً باقواله و افعاله. [8]
از ديدگاه عالمان
عالمان بزرگ درباره شيخ فتال نيشابوري گفته اند: متکلم جليل القدر، واعظ فقيه، زاهد و پرهيزکاري است که از تواضع بالايي برخوردار بود و مورد وثوق همه علما است و از بزرگان علماي شيعه و عالمان شهيد به شمار مي آيد. [9]
اوضاع سياسي، اجتماعي قرن 5 و 6
چهره واقعي بني عباس که ابتدا با شعار حمايت از اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و مخصوصاً امام رضا ـ عليه السلام ـ به قدرت دست يافته بودند آشکار شد و آنان دست به کشتار بزرگان شيعيان علي ـ عليه السلام ـ و سادات،؛ اعم از زيديه و سادات حسني و اسماعيليه و واقفيه و اثني عشريه زدند. بعد از آن هرگاه قبائلي چون آل بويه و نظائر ايشان به قدرت مي رسيدند وضع شيعيان بهتر مي شد و اجتماعاتي تشکيل مي شد و حتي در مقابل حکومت موضع مي گرفتند و قيام هايي از نايحه علويان و فاطميان و خاندان هاي ايراني رخ مي داد. عباسيان براي نجات خود ترکان را تقويت کردند و نخست غزنويان و سپس سلجوقيان را ترجيح دادند. در دوره سلجوقيان، دو مذهب حنفي، که مذهب پادشاهان و مذهب شافعي، که مذهب خاندان نظام الملک طوسي بود، بر ديگر مذاهب ايراني چيره بود. آنان هم نسبت به هم تعصب داشتند و خشونت درباره عالمان مذاهب بسيار بالا بود و اين دوره دوره عجيبي به شمار مي رفت، زيرا تعصبات فراواني بين مذاهب بوده است. عالماني هم بودند که در دفاع از شيعه، کتاب و مطلب مي نوشتند، از جمله کتاب «النقض» به قلم عبد الجليل قزويني که در پاسخ کتاب «بعض فضايح الروافض» نوشته شده و همچنين کتاب روضه الواعظين فتال نيشابوري[10] در اين دوره حملات فراواني بر عليه شيعه نه تنها در ايران بلکه در بسياري از ممالک شيعه نشين خصوصاً در کشور عراق و خراسان جريان داشت. دانشوارن بزرگوار هم به هر نحو؛ اعم از مباحثه، مقالات و سخنراني ها به مبارزه برخاسته ولي چون در حکومت پايگاهي نداشتند در تنگنا قرار گرفته و عده فراواني از آن ها به خاطر دفاع از تشيع علوي به شهادت رسيدند. از جمله همين شهدا، مرحوم شيخ فتال است که در نيشابور، در جلسات کوچک با مردم و مخصوصاً در سخنراني ها، در مقابل دشمنان مذهب شيعه ايستادگي فراوان کرد و حتي در کتاب تفسير خود و کتاب روضه الواعظين به دفاع از شيعه برخاست و در نهايت در همين راه به شهادت رسيد.
نحوه شهادت
درباره شهادت شيخ فتال و سبب شهادت او چيزي ذکر نشده است؛ اما روشن است که قاتل او ابوالمحاسن عبدالرزاق شهاب الاسلام رئيس نيشابور است. عبدالرزاق که پسر برادر خواجه نظام الملک طوسي و يا برادر اوست، در ايام جواني از دوستان ائمه و عالمان و روحانيت بود و به تحقيق در احکام شرع و احاديث نبوي مشغول بوده و جواب اشکالاتي را که درباره دين مي شد پاسخ مي داده است. وي صاحب محراب و محضر درس و مورد اعتماد بوده تا اين که سلطان سنجر سلجوقي او را از محراب و مدرسه به وزارت مي کشاند و او را وزير خود قرار مي دهد و امور شهر را به دست او مي سپارد. وي که انساني متواضع و متدين بود کم کم در، دربار حکومت تبديل به انساني فاسد و داراي صفات زشت چون: بخل و شرب خمر مي شود؛ تا جايي که خود سلطان سنجر سلجوقي، در مرو، به وزير، معين الدين ابي نصر احمد کاشي مي گويد، تمام صفات پست را در او مي بينم و اين همه بدي از چنين شخصي که از اصحاب درس و تقوا و علم است سزاوار نيست؛ اما نکته مهم اين است که عبدالرزاق از سال 513 تا 515 حاکم و رئيس نيشابور بود، در حالي که فتال در سال 508 به شهادت رسيده پس در زمان رياست عبدالرزاق نبوده است؛ الا اين که گفته شود: عبدالرزاق در زماني که صاحب محراب و درس بوده فتوا به قتل او داده است و اين قبل از ايام وزارت اوست.
اما در بعض عبارات آمده است: قتله و هو رئيس النيشابور. [11] سبب قتل او معلوم نيست، در برخي از کتاب هاي تاريخي گفته شده که شيعه بودن او سبب قتل و شهات او بوده، ظاهراً تبليغ تشيع و پافشاري بر آن موجب شهادت او شده است.[12]
پيکرش در قبرستاني به نام «خيرق» در نيشابور مدفون است. [13] گفته شده، نام قبرستان «حيره» است و قبر فتال در جلوي آن گورستان واقع شده است. گورستان حيره در شمال تلاجرد عليا و در جنوب گورستان سرد ميدان قرار داشته که نام آوران و بزرگ مرداني در آن جا به خاک سپرده شده اند، که برخي از آنان عبارتند از: سعيد بن سلام، ابو عثمان المغزي، عبدالله فرزند منازل، امام اسحاق فرزند حنظل. [14] ظاهرا از اين گورستان هيچ اثري نيست.

[1]. سفينه البحار، ج7، ص 23.
[2]. الذريعه، ج11، ص 305، چاپ اسماعيليان، قم، سال 1408 هـ . ق؛ اعيان الشيعه، ج8، ص 391؛ معالم العلماء، ص 116.
[3]. همان، رياض العلما، ج5، ص 75، چاپ خيام، قم، 1401 هـ . ق؛ ريحانه الادب، ج4، ص 291، چاپ خانه شفق تبريز.
[4]. تمام منابع قبلي.
[5]. از سيد مرتضي به واسطه پدرش روايت نقل مي کند.
[6]. دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج4، ص 90، مقدمه کتاب روضه الواعظين.
[7]. مقدمه روضه الواعظين.
[8]. شهداء الفضيله، علامه عبدالحسين اميني، ص 38، چاپ 1320 هـ . ق.
[9]. الذريعه، ج4، ص 297، ريحانه الادب، ج4، ص 291؛ اعيان الشيعه، ج6، ص 292.
[10]. تاريخ سلسله سلجوقي، ترجمه آقاي محمد حسين جليل، ص 16، تاريخ بيهقي، ص 232، چاپ 1356 هـ . ش، مشهد، دکتر علي اکبر فياضي.
[11]. فوائد الرضويه، ص 469؛ روضات الجنات، ج6، ص 259؛ معالم العلماء، ص 116، منشورات مطبعه الحيدريه، نجف 1380 هـ . ق.
[12]. مستدرکات اعيان الشيعه، ج2، ص 246؛ فوائد الرضويه، ص 469، چاپ مرکزي تهران؛ رياض العلماء، ج5، ص 75، چاپ خيام، قم، 1401 هـ . ق.
[13]. مقدمه روضه الواعظين.
[14]. نيشابور شهر فيروزه، ص 264، انتشارات رامينه، چاپ مهشيد، سال 1357 هـ . ش.
سيد حسن سيدي - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 5، ص 55
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :