امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1559
ابوالفتح کراجکي
ديباچه
قاضي ابوالفتح محمد بن علي بن عثمان بن علي کراجکي، ثقه اي جليل القدر، فقيهي سترگ و محدثي چيره دست است.
در مورد علت نامگذاري او به «کراجکي» و نحوه تلفظ اين اسم در بين تاريخ نگاران چند ايده وجود دارد:
1. برخي مانند: صاحب رياض العلما و محدث قمي، در کتاب «الکني و الالقاب»، کراجک را ـ به فتح کاف و ضم جيم ـ روستايي واقع در دروازه واسط، در مرکز شرقي عراق، سر راه بغداد ـ بصره دانسته اند.
2. ابن حجر عسقلاني، کراجک را بر گرفته از کلمه «کراجک» ـ به فتح کاف و جيم ـ مي داند؛ که به معناي يک نوع کار بدني است.
3. يافعي، لقب «الخيمي» را نيز به القاب کراجکي اضافه نموده و در توضيح آن مي گويد: الخيمي منسوب به «خيم»[1] است.
در مورد اين که چرا او را قاضي خطاب کرده اند خبر دقيقي در دست نيست؛ زيرا تا کنون هيچ شهري شناخته نشده که منصب قضاوت يا حکومت آن بر عهده شخصيت مورد نظر ما بوده باشد؛ فقط احتمال مي رود که منصب قضا، از سوي فرمانروايان طرابلس به او نسبت داده شده باشد.
ولادت
تاريخ ولادت کراجکي به طور دقيق روشن نيست و در کتاب هاي تراجم نيز مطلبي در اين باره ديده نمي شود؛ اما به طور احتمالي ـ با توجه به اين که وي در سال (399 هـ . ق)، از ابوالحسن علي بن احمد لغوي، معروف به «رکاز» روايت کرده و معمولاً اين کار در سنين 25 سالگي امکان پذير است، مي توان حدس زد که سال ولادت او (374 هـ . ق) بوده و حدود 75 سال عمر نموده است.
عشق به فراگيري
کراجکي عشق روز افزوني به تحصيل دانش داشت و در دوران زندگي اش، پيوسته براي آموختن تازها به سرزمين هاي مختلف اسلامي و غير اسلامي سفر نمود. در اين سفر ها علاوه بر تحصيل، آثار گرانسنگي را نيز براي برخي اشخاص مانند: اميران، صاحب منصبان و عالمان به رشته تحرير در آورده است. از تأليفات متعدد و متنوع اين عالم فرزانه در زمينه هاي: فقه، اصول، حساب، رياضيات، فلک، ادب، حديث، فلسفه، کلام، نحو، اخلاق، تاريخ، رجال، تفسير و ... به روشني مي توان دريافت، که وي به معارف و دانش هاي موجود در عصرش، توجه خاصي داشته است. به دليل تلاش کراجکي در فراگيري دانش هاي مختلف، تاريخ نگاران او را به اوصافي چون: نحوي، لغوي، منجم، طبيب، متکلم، محدث، فقيه، و متفنن توصيف نموده اند.
اسامي سرزمين هايي که کراجکي بدانجا سفر کرده بدين شرح است:
1. دمشق؛
2. طرابلس؛
3. بغداد، (399 هـ . ق) ؛
4. ميافارقين، (399 هـ . ق) ؛
5. قاهره، (407 و 426 هـ . ق) ؛
6. صيدا ـ لبنان، (411 هـ . ق) ؛
7. مکه، (413 هـ . ق) ؛
8. رمله، (410 ـ 416 هـ . ق) ؛
9. صور ـ لبنان، (416 هـ . ق) ؛
10. ببليس، (418 هـ . ق) ؛
11. مصر، (436 هـ . ق) ؛
12. حلب (436 هـ . ق) ؛
13. طبريه ـ فلسطين، (436 هـ . ق) ؛
مشايخ
يکي از دانش هايي که کراجکي بدان پرداخته، علم حديث است. وي از بزرگان اين رشته در شهر هاي مختلف بهره برده و به نقل حديث مبادرت ورزيده است. اسامي تعدادي از مشايخ وي در اين دانش عبارتند از:
1. احمد بن حمزه الشريف ابو منصور حسيني عريضي،
2. احمد بن محمد بن احمد هاليني هروي (410 هـ . ق)،
3. اسد بن ابراهيم بن کليب قاضي ابوالحسن سلمي خراساني، بغداد، (410 هـ . ق)،
4. عبدالله بن عثمان بن حماس ابو محمد،
5. ابوالعباس بن نوح بن محمد حنبلي، (411 هـ . ق)،
6. علي بن محمد ابوالحسن بساط بغدادي، (410 هـ . ق)،
7. ابوالحسن بن موسي بن جعفر حسيني، قاهره (407 هـ . ق)،
8. محمد بن علي بن محمد صخر قاضي ابوالحسن ازدي، مصر (426 هـ . ق)،
9. محمد بن احمد بن شاذان قمي، مکه، (412 هـ . ق)،
10. علي بن احمد، ابوالحسن لغوي، معروف به ابن رکاز، ميافارقين (399 هـ . ق)،
11. سيد مرتضي انصاري، بغداد (436 هـ . ق) [2]،
12. شيخ ابوالعباس، احمد بن اسماعيل بن عثمان، حلب (436 هـ . ق)،
آثار
کراجکي آثار گوناگوني در رشته اي مختلف علوم اسلامي به يادگار گذاشته است. برخي از اين آثار در مستدرک الوسايل» و «روضات الجنات» خوانساري و پاره اي از آن ها در «کنز الفوائد» ذکر گرديده اند و ما برخي از اين آثار را آورده ايم:
1. الابانه عن المماثله في الاستدلال لاثبات النبوه و الامامه:
2. الاخبار في الاحاد؛
3. الاختيار من الاخبار؛
4. ادکار[3] الاخوان بوجوب (حق) حقوق الايمان؛
5. الاستطراف فيما ورد في الفقه من الانصاف؛
6. الاستنصار في النص علي الائمه الاطهار ـ عليهم السلام ـ
7. الاصول الي مذهب آل الرسول ـ عليهم السلام ـ
8. الاعلام بحقيقه ايمان اسلام امير المومنين ـ عليه السلام ـ (و ولده الکرام) ؛
9. الاغلاط فيما يرويه الجمهور؛
10. الاقناع عند تعذر الاجماع؛
11. انتفاع المومنين بما في ايدي السلاطين؛
12. الانتقام ممن عذر بامير المومنين ـ عليه السلام ـ ؛
13. الايضاح بين طريقي الزيديه و الاماميه؛[4]
14. ايضاح السبيل الي علم اوقات الليل؛
15. ايضاح المماثله؛ که «الابانه عن المماثله»
16. الايضاح عن احکام النکاح؛
17. الباهر في الاخبار؛
18. بر الوالدين؛
19. البرهان علي صحه طول عمر الامام صاحب الزمان ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ ؛
20. البستان في الفقه يا المشجر؛
21. البيان عن اعتقاد اهل الايمان؛
22. التأديب؛
23. التحفه في الخواتيم؛
24. التذکر باصول الفقه يا مختصر التذکره؛
25. تسليه الرؤساء؛
26. الناصريه في الليل و الجمعه؛
27. التعجب في الامامه من اغلاط العامه؛[5]
28. التعريف بوجوب حق الوالدين؛[6]
29. التفضيل؛
30. تفضيل الانبياء علي الملائکه؛
31. التلقين لاولاد المومنين؛
32. رساله التنبيه علي اغلاط ابي الحسين البصري؛
33. التنبيه علي حقيقه البلاغه؛
34. تهذيب؛
35. التهذيب متصل بالتلقين يا تهذيب المسترشدين؛
36. الجدول في طبقات الارث يا مختصر طبقات الوراث؛
37. الجدول المدهش يا المدهش؛
38. الجليس؛
39. جواب رساله الاخوان (الاخوين) ؛
40. جواب الرساله الحازميه؛
از منظر دانشوران
1. شيخ منتجب الدين بن بابويه؛
شيخ عالم ثقه ابوالفتح محمد بن علي کراجکي، فقيه اصحاب، که نزد سيد مرتضي و شيخ طوسي روايت قرائت نموده است و صاحب تصانيف نيز هست که از جمله آن ها مي توان به کتاب «التعجب» و کتاب «النوادر» اشاره کرد و اخبار ما از او، به واسطه پدرم، از پدرش نقل شده است. [7]
13. شيخ حر عاملي؛
عالم، فاضل، متکلم، فقيه، محدث، ثقه جليل القدر.
عاملي در ادامه، پس از ذکر تعدادي از کتاب هاي کراجکي، آن چه را که ابن بابويه و ابن شهر آشوب در مورد کراجکي گفته اند آورده و سپس مي گويد: کتاب الفهرست متعلق به کراجکي است، سيد بن طاووس هم همين مطلب را در آخر کتاب «الورع الواقيه» تأييد کرده است. [8]
مجلسي:
اما کراجکي، او از عالمان و متکلمان بزرگ است و جميع ارباب اجازات به او مستند مي شوند. کتاب «کنز الوائد؛ او از کتاب هاي مشهوري است که همه کساني که بعد از او آمده اند از آن بهره برده اند و بقيه کتابهايش نيز در نهايت متانت هستند. [9]
فقيهان طرابلس که شيخ اجل سعيد، ابوالفتح کراجکي، مقيم رمله البيضاء نيز از آنان است ـ از عالمان و فقيهان بزرگ ما هستند؛ بلکه از رؤساي آنهاست. [10]
شهيد اول:
شهيد اول در بسياري از کتاب هايش از کراجکي به علامه تعبير مي کند؛ با اين که از علامه حلي به فاضل تعبير مي نمايد. [11]
وفات
تاريخ نگاران در مورد زمان دقيق وفات کراجکي اختلاف نظر دارند و اکثر مورخين زمان فوت وي را قرن پنجم هجري ذکر کرده اند و بر اين نظر اتفاق دارند.

[1]. محلي است در مصر که کراجکي در آن جا ساکن بوده و يا بدانجا رفت و آمد داشته است. بعضي اين مکان را از شهر هاي شام مي دانند.
[2]. به نقل از شيخ آقا بزرگ تهراني.
[3]. در برخي از منابع، «اذکار» آورده شده است.
[4]. در بعضي از منابع با نام «الايضاح بين السنه و الاماميه» آورده شده است.
[5]. در شماره 9.
[6]. در شماره 20 آورده شد.
[7]. الفهرست، ص 100، رقم 355.
[8]. أمل الآمال، ج2، ص 278 و 288، رقم 857.
[9]. بحار الانوار، ج1، ص 35.
[10]. بحار الانوار، ج1، ص 35.
[11]. الکني و الالقاب، ج3، ص 94.
نزار منصوري - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 5، ص 44
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :