امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
612
چرا ائمه ديگر مانند امام اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ و امام حسين ـ عليه السّلام ـ با حكام زمان خويش قاطع برخورد نكردند؟

ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ همگي با توجه به شرايط و اوضاع سياسي و فرهنگي زمان خويش با حُكّام برخورد مي‎كردند كه گاهي‌ شرايط ايجاب مي‎كرد بعضي از اين برخوردها قاطع باشد و حتي تبديل به جنگ و خونريزي بشود و در بعضي از زمان‎ها با توجه به اوضاع آن زمان در حد نصيحت و ارشاد و تذكر باشد كه مطالعه در سيره ائمه همة اين برخوردها را نشان مي‎دهد.
ابتدا بايد اين نكته را متذكر شد كه: حضرت علي ـ عليه السّلام ـ بيست و پنج سال خانه‎نشين شد و هيچ برخورد جدي با حكام زمان خويش نداشت و حتي در مواردي با خلفاي زمان خويش در حد تأمين مصالح عالي جامعة اسلامي همكاري مي‎كرده است. مانند ارائة مشاوره به خليفة دوم هنگام فتح ايران و نيز قضاوت‎هاي ايشان در زمان خليفة دوم و ميانجي‎گري ميان شورشيان و عثمان در زمان محاصرة خانه عثمان توسط شورشيان. آن حضرت تنها در زمان حكومت خويش با عهدشكنان و كساني كه بر او خروج كرده بودند، برخورد قاطع نظامي داشتند.
در سيره امام حسين ـ عليه السّلام ـ نيز اين رويه جاري بود. آن حضرت تا سال 60 هجري كه معاويه از دنيا رفت، برخورد نظامي داشتند. زماني كه شيعيان بعد از شهادت امام حسن ـ عليه السّلام ـ آن حضرت را دعوت به قيام كردند، ايشان تا مرگ معاويه آنان را به صبر و انتظار دعوت نمود. امام حسين(ع) زماني برخورد خود را شروع كرد كه معاويه مرده بود و اوضاع و احوال مناسبي براي قيام پيش آمده بود پس از واقعة كربلا زمينة قيامي مثل قيام  امام حسين(ع) نبود، لذا ائمة اطهار بيشتر به تربيت و پرورش نيروهاي مكتبي پرداختند، و پايه‎هاي فقهي و اعتقادي جامعة شيعه را پي‎ريزي كردند. و در مكتب ائمه اطهار فقيهان و متكلمان و صاحبان علوم و فنون مختلف تربيت شدند.
براي روشن شدن عملكرد ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ و برخورد ايشان با حكام، بايد مراحلي را كه امامان در برخورد با حوادث زمان خود داشتند شناخت، ما با رعايت اختصار اين مراحل را بيان مي‎كنيم.
مرحله اول: مي‎توان اين مرحله را مرحلة مواجهه با انحراف حكام و يا رويارويي با مصيبت  نامگذاري نمود. سقيفه و روح قبيله‎گري حاكم بر آن و منطق پوچ و بي‎اساس آن، امام برحق را از خلافت دور نگاه داشت.
سرانجام عمل ائمه اين بوده است كه بين سلطة حاكم و منصب خلفاي مكتبي،‌فرق گذاشتند. و بالاخره انحراف حكام را از مكتب الهي اسلام جدا نمودند. بدين ترتيب،‌ امت كه مي‎توان بين دو نوع خط‎مشي، يعني خط‎مشي حكام منحرفي كه حكومت و خلافت را غصب كردند،‌ و خط‎مشي امامان برحق كه مجسّمة عدل و انصاف بودند، تفاوت قايل شده و پرداختن به دستاوردهاي اين مرحله از وظايف چهار امام اول بوده است.
مرحلة دوم: اين مرحله، مرحله‎اي است، كه ائمه با انحراف علما و مكاتب فقهي منحرف روبرو گشتند. و با مشخص نمودن نشانه‎هاي اسلام راستين و معرفي اهل آن به مقابله با انحراف پرداختند. پس از آن‎كه ائمه اطهار در مرحلة اول وظيفه مقابله با انحراف را به انجام رساندند، مرحلة جديدی از عمل با كوشش امام باقر ـ عليه السّلام ـ و امام صادق ـ عليه السّلام ـ و امام كاظم ـ عليه السّلام ـ آغاز گشت و تلاش آن‎ها حول محور ترسيم كردن مشخصات خاص شيعه، بطور مفصل آغاز شد.[1] هدف اصلي مرحلة دوم، هر چه بيشتر آشكار نمودن احكام تشيع و مقررات آن و وسعت بخشيدن معارف آن بود.
مرحلة سوم: اين مرحله: مرحلة‌ گسترش فعاليت‎هاي سياسي و گسترده نمودن پايگاه‎هاي مردمي و رشد علمي آن‎ها در ضمن خط انقلابي مكتب و فرستادن نمايندگان در جهان اسلام و نضيح بخشيدن به خطوط افراد خاص امت بود.
از اين پس پايان يافتن و به نتيجه رسيدن اهداف مرحلة دوم، مرحلة جديد آغاز شد. كه آغازگر آن امام رضا ـ عليه السّلام ـ بود. بطوريكه در افزون مرحلة كميت شيعه و پايگاه‎هاي مردمي در سطحي قرار گرفت كه، نزديك بود زمام حكومتي و جو سياسي را بدست گيرد. تا جايي كه خطر جدي براي حكام شد. و هواداران مكتب امام علي ـ عليه السّلام ـ در جهان اسلام افزايش يافتند و ائمه اطهار در اين مرحله در دو جهت تلاش مي‎كردند:       1. تلاش در جهت برنامه‎ريزي فكري و آگاهي عقيدتي و فرهنگ مكتبي. 2. تلاش در جهت بيدارسازي و به حركت درآوردن روحية انقلابي امت.[2]
مرحلة چهارم: در اين مرحله شاهد توجه اهل بيت در زمينة سرپرستي پايگاه مردمي و حمايت از موجوديت تربيت آن‎ها به عنوان پيشگامان مؤمن، و طليعه‎داراني با ايمان در مقابل تلاش‎هاي حكومت ظالمانه، و در جهت عزل امام و رهبري و از صحنة سياسي و اجتماعي و مراقبت و رسيدگي به تمامي تحركات و فعاليت‎هاي ايشان، و همچنين سخت‎گيري‎هايي كينه‎توزانه، و بيش از حد در مبارزه با امامان اين مرحله، كه امام تقي ـ عليه السّلام ـ  و امام نقي ـ عليه السّلام ـ و امام حسن عسگري ـ عليه السّلام ـ بوده است،‌ و اين سخت‎گيري‎ها يكي از دلايل اصلي حادثة غيبت حضرت صاحب‎الزمان‎(عج) مي‎باشد.[3]
مرحلة پنجم: آن هم مرحلة ظهور قائم آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ است، كه زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد و بساط ظلم و جور را برخواهد چيد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. امامان شيعه و جنبش‎هاي مكتبي، نويسنده:محمدتقي مدرسي.
2. نقش امامان معصوم در حيات اسلامي، نويسنده:‌عادل اديب.
3. زندگي پيشوايان ما، نويسنده:عادل اديب.
4. حيات فكري و سياسي امامان شيعه، نويسنده:رسول جعفريان.

پي نوشت ها:
[1] . اديب، عادل، نقش امامان معصوم در حيات اسلام، چ دفتر نشر اسلامي، از ص 65 تا 68 با تلخيص.
[2] . همان، ص65-68 با تلخيص.
[3] . همان، ص80 تا 90.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :