امروز:
چهار شنبه 26 مهر 1396
بازدید :
1742
ابن زهره
اسم شريفش: حمزه بن علي بن زهره، کنيه اش ابوالمکارم و معروف به سيد ابوالمکارم ابن زهره است. مي توان گفت اين سيد بزرگوار و عظيم الشأن از بزرگان شيعه و از عالم ترين و معروف ترين عالمان خاندان ابن زهره است. وي فقيه، اصولي، متکلم، نحوي و از ثقات و نقيب سادات حلب و معروف ترين فرد اين خاندان بوده است؛ تا آن جا که هر گاه «ابن زهره» بدون قرينه اي به کار رود مقصود اوست و کنيه ابن زهره انصراف به ايشان دارد. عالمان و دانشمندن بزرگ و تراجم نويسان، همه از ابن زهره به نيکي ياد کرده اند سخن چند تن از ايشان را به عنوان نمونه مي آورديم: ابن شهر آشوب (488 ـ 585) آورده است:
حمزه بن علي بن زهره الحسيني الحلبي، صاحب کتاب «قبس الانوار في نصره العتره الاخيار» و «غنيه النوزع» فرد نيکويي است. [1]
علامه حلي:
حمزه بن علي بن زهره الحسيني الحلبي؛ سيد سعيد صفي الدين معد مي گويد: کتاب قبس الانوار في نصره العتره الاطهار و کتاب غيبه النزوع از اوست. [2]
زبيدي صاحب «تاج العروس»:
الشريف ابوالمکارم حمزه بن علي معروف به شريف الطاهر از فرزندان علي است.
و ابن عديم در «تاريخ حلب» مي گويد:
او فقيه و اصولي دقيق و اصحاب نظر از علماي اماميه مي باشد. [3]
در تفسير اعلام النبلا» آورده است:
شريف حمزه بن زهره الاسحاقي الحسني، ابوالمکارم سيد بزرگوار و گرانقدر و بزرگ مرتبه، دانشمند کامل و برجسته و مجتهد و صاحب تصنيفات نيکو، چندين کتاب تأليف کرده است. [4] شيخ حر عاملي درباره اش چنين آورده است:
او شخصي فاضل و عالمي بزرگ مرتبه، مورد اعتماد است و تصنيفات زيادي دارد.[5]
ديگر بزرگان همچون قاضي نورالله مرعشي در «مجالس المومنين»،[6] مرحوم علامه مجلسي،[7] خوانساري،[8] محدث نوري،[9] مرحوم محدث قمي،[10] مدرس تبريزي،[11] و ديگر تذکره نويسان، همگي ابن زهره را: عاملي سترگ و از فقيهان نامور و کتابهايش را معتبر و مشهور دانسته اند. مخصوصاً کتاب گران سنگ او «غنيه النزوع» را ستوده اند.
تشيع در حلب
گرايش به تشيع در شهر حلب به قبل از حکومت حمدانيان (293 ـ 392) باز مي گردد و لکن در عهد اين سلسله گسترش بيشتري داشته است. شيعه در اين زمان قدرتمند شد و گسترش يافت. علت اين گسترش و اقتدار، شيعي بودن دولت حمداني و افتخار حاکمان دولت حمداني به شيعه بودن است. حاکمان اين سلسله، اديبان، شاعران، دانشمندان و حديث شناسان شيعه را گرامي مي داشتند و آناني را که شيعه بودند خود را پنهان نمي کردند؛ بيشتر تکريم نموده و بزرگ مي داشتند.[12]
آل زهره در حلب
اقامت آل زهره در شهر حلب بدين جهت بود که يکي از فرزندان يا نوادگان اسحاق، فرزند امام صادق ـ عليه السلام ـ جد اعلاي ابن زهره، از مدينه کوچ کرده و در دهکده «حران»[13] واقع در حومه حلب رحل اقامت افکند. [14] نياي دوم زهره، ابو ابراهيم محمد بن احمد بن محمد بن حسين حراني حجازي، مردي دانشمند و شاعر و معاصر و ممدوح ابوالعلاي معري (متوفاي 449 هـ . ق) بود. وي در حران توانگر و نيرومند گرديد و به حلب کوچ کرد. گفته اند: وي نخستين فرد اين خاندان است که وارد حلب شده و تشيع را با خود به حلب ـ که مردمش حنفي مذهب بودند ـ برده است. [15]
سخاوي، وي را نخستين کسي مي داند که در زمان سيف الدوله حمداني (356 ـ 303) نقابت (رياست) علويان حلب را بر عهده گرفت. اين مقام را در آن روزگار، علويان بر عهده داشته اند. البته اين سمت به شريف ترين فرزندان امير المومنين ـ عليه السلام ـ تعلق مي گرفت. اين مقام تا اواخر قرن دهم به عهده اين خاندان بوده و از روز شروع اين مسؤوليت، اساس اين خاندان بلند پايه پي ريزي گرديده است. از آن به بعد پيوسته منصب رياست علمي و ديني شيعه در آن سامان به افراد نامي اين دودمان اختصاص يافته و آنان همواره مورد احترام و تجليل عامه مردم بوده اند. [16]
خاندان ابن زهره
پيش از طلوع ابوالمکارم، اين دودمان اصيل به خاطر نام «اسحاق موتمن همسر سيده نفيسه نوه امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ و عمه حضرت عبدالعظيم حسني» که نام جد اعلاي آن ها بوده است؛ اسحاقيين خوانده مي شدند، ولي بعد ها ابوالمکارم و پدرش «علي» و ساير دانشمندان اين طايفه به خاطر نام زهره ـ جد آن ها ـ بني زهره ناميده شدند. از نوشته هاي دانشمندان و تاريخ نگاران شيعه و سني استفاده مي شود: از روزي که اين دودمان عظيم الشأن، حلب را به عنوان وطن انتخاب کردند؛ همواره شعاع علم، فضل و ديانت آنان بر مردم شيعه حلب و ساير آن نواحي تابيده است و همه از نعمت وجود آن ها برخوردار بوده اند. علاوه بر آن دانشمندان بزرگ و فقيهان نامي و نوابغ عاليقدري از ميان آن ها برخاسته اند و آثار علمي گران بهايي در تمام رشته هاي علوم اسلامي به يادگار گذارده اند. [17] ابوالمحاسن زهره بن علي، جد ابوالمکارم، از عالمان بزرگ حلب و از شاگردان ابن قولويه به حساب مي آيد. بعضي نقل کرده اند که وي از صدوق نيز روايت نقل کرده است. علي بن زهره (پدر ابوالمکارم) از بزرگان علماي حلب به شمار مي آمده و از پدر خود، زهره الحلبي روايت نقل مي کند و ابوالمکارم از او آموخته است.
حتي پس از درگذشت ابن زهره در فاصله سال هاي (585 ـ 511) اين امر ادامه داشته است و با اين که سختي ها و ظلم هاي فراواني بر اين شهر و شيعيان اين خاندان تحميل شد؛ لکن در طول تاريخ، در تربيت نوابغ علم و قهرمان فقه، موفق بوده اند. شاهد بر اين مدعا استجازه گروهي از بزرگان خاندان ابن زهره از علامه و فقيه آن زمان، حسن بن يوسف بن مطهر حلي (648 ـ 726) مشهور به علامه حلي است. [18]
نسب خانوادگي
تمام نسب شناسان بر اين باورند که نسب ابن زهره (ابوالمکارم) به امام صادق ـ عليه السلام ـ منتهي مي شود؛ اما در تعداد واسطه ها اختلاف کرده اند و هر کدام سلسله اجداد اين عالم بزرگوار را بنا بر اعتقاد خود ذکر کرده اند و براي اثبات آن، نسب را برشمرده اند تا آن که منتهي به امام ـ عليه السلام ـ شده است. ميرزا عبدالله افندي تبريزي، نسب ايشان چنين آورده است:
السيد عزالدين ابوالمکارم حمزه بن علي بن أبي المحاسن زهره بن أبي علي الحسن بن أبي المحاسن زهره بن أبي المواهب علي بن أبي سالم محمد بن ابراهيم محمد النقيب بن علي، بن أبي علي احمد بن أبي جعفر محمد بن دبي عبدالله الحسين بن أبي ابراهيم اسحاق الموتمن بن أبي عبدالله جعفر بن محمد الصادق ـ عليه السلام ـ الحسيني الحلبي. [19]
وي مي افزايد:
آن چه که ما ذکر کرديم، نسب موجود در کتب معتبره است؛ اما در آخر کتاب غنيه نسبي ذکر شده است که با واسطه کمتري به امام ـ عليه السلام ـ مي رسد. و مرحوم شيخ آغا بزرگ طهراني هم همين نسب را آورده است. [20]
صاحب روضات الجنات مي نويسد:
نسب سيد بن زهره حلبي با دوازده و اسطه به امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ مي رسد که همگي از سادات بزرگوار هستند. [21]
سيد محسن امين رحمه الله از کتاب «سير اعلام النبلا» چنين نقل مي کند که: سنگ قبري که در جمادي الاولي سال (1297 هـ . ق) از مزار ابن زهره کشف شد؛ با خط زيبايي بر آن نگاشته شده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
اين مرقد بزرگ يگانه، رکن الدين أبي المکارم حمزه بن علي بن زهره بن علي بن محمد بن أحمد بن محمد بن الحسين بن اسحاق بن جعفر الصادق صلوات الله عليه و علي آبائه و ابنائه الائمه الطاهرين است و وفات آن بزرگوار در ماه رجب سال (585 هـ . ق) بوده است. [22]
بنابر اين نسب ابوالمکارم ابن زهره را با 9 واسطه به امام صادق ـ عليه السلام ـ مي رسد.
استادان
بسيار طبيعي است که شخصيتي همانند ابن زهره، که در خانواده علم و فضل به دنيا آمده و رشد کرده؛ در نزد بزرگان اين خاندان آموزش ببيند و درجات کمال برسد. استاداني که ابن زهره در خدمت آنان تلمذ کرده است، تا آن جا که بدان خبر يافتيم عبارتند از:
1. علي بن زهره الحلبي، پدر ابن زهره.
2. السيد ابوالمحاسن زهره الحلبي، جد ابن زهره.
3. أبو منصور محمد بن الحسن بن منصور نقاش موصلي.
وي از شاگردان أبو علي (پسر شيخ الطائفه) است. ابن زهره با يک واسطه از ابو علي، پسر شيخ طوسي، اجازه روايت يافت. و نيز النهايه شيخ طوسي را بر حاجب حلبي خواند.
4. ابوعبدالله حسين بن طاهر بن حسين، که از شيخ ابو الفتوح نقل روايت کرده است.
شاگردان
1. عبدالله بن علي بن زهره، برادر ابن زهره.
2. سيد محي الدين محمد بن عبدالله، برادر زاده اش.
3. شيخ محمد بن جعفر مشهدي، صاحب کتاب مشهور «المزار».
4. شيخ محمد بن جعفر مشهدي، صاحب کتاب «المزار»
5. شيخ معين الدين سالم بن بدران مصري مازني.
6. محمد بن ادريس الحلي، مولف کتاب «السرائر»
7. عز الدين ابوالحرث محمد بن حسن بغدادي وي از ابن زهره اجازه روايت دريافت نموده است.
آثار
يکي از بهترين نشانه هاي بيانگر شخصيت، بالندگي فکر و وسعت اطلاعات هر شخصي آثاري است که از او به جاي مي ماند. ابوالمکارم آثار ارزشمند و جاودانه اي از خود به جاي نهاده که با گذشت قرن ها از ياد نرفته و تازگي و طراوت خود را از دست نداده است و کتاب هايش جزء مصادري است که از زمان تأليف تاکنون، مورد مراجعه فقيهان بوده است. کتاب گران قدر «غينه النزوع» مدت ها به عنوان کتاب درسي در حوزه هاي علميه تدريس مي شده و مورد استفاده قرار مي گرفته، تا آن جا که محقق طوسي اين کتاب را نزد معين الدين مازني مصري قرائت کرده است. [23]
نزديک به 20 کتاب، رساله و نامه به ابن زهره نسبت داده شده است. تنوع موضوعات اين آثار نشان دهنده وسعت دامنه دانش اوست. علاوه بر کتاب غنيه النزوع، آثار ديگري از ابن زهره به جاي مانده است که عبارتند از:
1. الاعتراض علي الکلام الوارد من حمص؛[24]
2. الجواب عما ذکره مطران؛[25]
اين کتاب جواب اشکالاتي است که ابن زهره به رئيس کاهنان داده است.
3. الجواب عن الکلام الوارد من ناحيه الجبل؛ جواب از کلامي است که از ناحيه جبل عامل آورده اند.
4. جواب المسائل الوارده من بغداد؛ جواب مسائلي است که از بغداد آمده است.
5. قبس الانوار في نصره العتره الاخيار؛
بعضي از مخالفين معاصر علامه حلي بر اين کتاب رديه اي به نام «المقتبس» نوشته اند و يکي از عالمان شيعه، به نام شيخ علي بن هلال بن فضل،ردي بر اين مخالفان نوشته است. با نام «الانوار الجالبه لظلام الغلس من تلبيس صاحب المقتبس».
6. جواب الکتاب الوارد من حمص؛ جواب نامه اي است که از شهر حمص آمده است.
7. مسائل في الرد علي المنجمين؛ مسائلي در رد نظريه ستاره شناسان که به بيست و يک مسئله مي رسد.
8. نوشته اي در بررسي مسئله تفکر و تعقل و اين که آيا اين مسأله به تنهايي در تحصيل معارف عقليه کفايت مي کند؟
9. بررسي اين مسئله که رويت ظاهري حق تعالي براي انسان امکان ندارد.
10. بررسي اين که خداوند متعال جبار وحي است.
11. مسأله نيت وضو هنگام مضمضه و استنشاق؛
12. بررسي و رد نظريه کساني که گمان کرده اند تفکر به تنهايي در شناخت خداوند متعال کافي نيست.
13. مسأله تحريم فقاع (آبجو) ؛
14. بررسي و رد نظريه کساني که اعتقاد دارند که حسن و قبح فقط شنيدني است نه عقلي.
15. بررسي و رد قائلان به اين که در دين اسلام قياس قابل قبول است.
16. النکت؛ (در عمل نحو)
17. بررسي مسأله جواز نکاح متعه؛
18. نقض اشکالات فلاسفه؛
19. غنيه النزوع الي علمي الاصول و الفروع.
با اين که مرحوم ابن زهره داراي تأليفات زيادي است؛ اما با کمال تأسف تنها «غنيه النزوع الي علمي الاصول و الفروع» وي در دست است و کتاب هاي ديگر اين دانشمند بزرگ در دسترس نيست. اين کتاب گران بها و ارزشمند در سال هاي اخير با نظارت و اشراف استاد عالي قدر حضرت آيه الله حاج شيخ جعفر سبحاني (دام عزه) همراه با مقدمه[26] ايشان و تحقيقات مفيد محقق گرامي، حجه الاسلام و المسلمين بهادري چاپ شده است.
غنيه النزوع
کتاب (غنيه النزوع الي علمي الاصول و الفروع) کتابي است جامع و ارزشمند که پس از قرن ها هنوز مباحث آن تازگي دارد و طراوت خود را از دست نداده است، به همين علت سزاوار است نکاتي را در مورد آن يادآور شويم؛ تا تذکري باشد براي استفاده بردن از اين گوهر گران بها که به فراموشي سپرده شده است. اين کتاب در 3 موضوع بحث مي کند. 1. اصول دين (مهم ترين مسائل کلامي) 2. اصول فقه (مشتمل بر قواعد اصوليه که احکام شرعيه از آن استنباط مي شود. 3. فروع و احکام شرعيه (مشتمل بر يک دوره فقه استدلالي مختصر، که در آن، به کتاب و سنت نبوي و احاديث اهل بيت ـ عليهم السلام ـ استدلال شده است).
ابن زهره در اين کتاب يک دوره فقه استدلالي را به طور مختصر بحث کرده است که داراي امتيازات ويژه اي است از آن جمله:
1. در استدلال ها از آيات قرآن کريم استفاده نموده و تقريبا به دويست و پنجاه آيه از قرآن شريف در موارد مختلف استدلال کرده است.
2. اعتماد در استدلال بر احاديث نبوي ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ به صورت دليل بر مطلوب يا احتجاج بر مخالف. در بحث اصول فقه هم بحث مفيدي در مسأله قياس، انجام داده و بررسي دلايل قائلين به قياس و مخالفان آن ها را به طور کامل آورده است.
3. ابن زهره با تسلط کامل و گسترده اي که بر فقه اهل سنت و فقه شيعه داشته، توانسته است کتاب فقهي جامعي تدوين کند. خلأ موجود در آن زمان را پر نمايد.
در بين دانش هاي اسلامي بحث فقه اکبر (اصول دين و مسائل کلامي از توحيد تا معاد) از اهميت خاصي برخوردار است که در اين کتاب مطرح شده است. در بين مباحث کلامي اي که در اين کتاب شريف آمده، شايد بتوان گفت يکي از شيرين ترين بحث ها که نسبتاً به تفصيل هم آورده شده، بحث امامت است. در اين بحث مطالب و مباحث ارزشمندي، همراه با استدلال به آيات شريفه قرآن و احاديث نبوي در مورد ولايت امير المومنين ـ عليه السلام ـ و رد کساني که بر ايشان مقدم شده اند آمده که بسيار حائز اهميت بوده و شايسته است که با دقت مورد مطالعه قرار گيرد تا بهره لازم از آن به دست آيد.
بحران در حلب
ابن کثير شامي نقل مي کند:
هنگامي که صلاح الدين ايوبي از تسلط بر مصر فراغت يافت و از اوضاع آن جا اطمينان حاصل کرد، تصميم گرفت بر شهر هاي شام هم مسلط شود. وي به سوي حلب حرکت کرد و بر کوه جوشن تسلط يافت. در آن روزگار «ابن الملک نورالدين» بر حلب حکومت داشت. پس همه ي اهل حلب در ميدان باب العراق جمع شدند و ابن الملک با مهرباني با آنان سخن گفت و حتي در برابر آنان گريه کرد و آنان را تشويق به جنگ با صلاح الدين ايوبي نمود همگان اجابت کردند و لکن شيعيان که مدت ها تحت ستم بودند براي اين که از شهر دفاع کنند و در مقابل نيروهاي مهاجم ايستادگي نمايند، پنج شرط قرار دادند که در حقيقت با انجام اين شرايط شيعيان حلب يک نحوه استقلال و رسميت ـ پس از سال هايي که تحت فشار و اذيت بودند ـ پيدا مي کردند، و به يک پيروزي بزرگ مي رسيدند.
پيش شرط شيعيان
پيش شرط شيعيان عبارت بود از:
1. اذان بايد با همان روش قبلي ـ يعني همراه با «حي علي خير العمل» ـ گفته شود.
2. هنگام تشييع جنازه، اسامي دوازده امام ـ عليهم السلام ـ در جلوي جنازه گفته شود.
3. در نماز ميت پنج تکبير گفته شود، (طبق نظر شيعيان)
4. قسمت شرقي مسجد جامع حلب براي شيعيان باشد و به آنان اختصاص داده شود.
5. صيغه هاي عقد نکاح شيعيان را ابوالمکارم حمزه بن زهره الحسيني جاري کند.
تمام اين شروط پذيرفته شد و حاکم حلب قبول کرد که آن ها را اجرا کند. [27] و در حقيقت شيعيان مي توانستند سنت ها و احکامي را که مجبور به ترک آن شده بودند، دوباره انجام دهند و بر طبق مذهب خود عمل کند و اين خود يک پيروزي بزرگ براي آنان به شمار مي آمد.
مزار ابن زهره
کوه جوشن، در غرب حلب و مشرف بر اين شهر است. در پايين آن مقابر و مشاهد شيعه بنا شده است و شاعران حلب درباره آن سروده هاي زيادي آورده اند. اين کوه حاوي معدن مس بوده و از آن برداشت نيز مي شده است.
نقل شده است:
زماني که اسيران کربلا را از آن منطقه عبور مي دادند ـ ظاهرا در برگشت از شام به طرف مدينه منوره ـ فرزند امام حسين ـ عليه السلام ـ در اين مکان سقط شد.
در آن وضعيت سخت، براي مادر بچه سقط شده، از کارگراني که در اين کوه مشغول استخراج مس بودند درخواست نان و آب کردند و آنان در مقابل درخواست ايشان و کمک کردن به اسيران زبان به طعن گشودند.
در اين حال همسر امام حسين ـ عليه السلام ـ بر آنان نفرين نمود. در اثر نفرين اين بانوي مکرمه از آن زمان تا به حال، هر کس در اين معدن مشغول به کار شده سودي نبرده و هم اکنون اين معدن به صورت تعطيل درآمده است.
از آن زمان در اين منطقه مکاني است که معروف به «مشهدالسقط» است و «مشهد الدکه» نيز ناميده مي شود. اين سقط را محسن بن الحسين ـ عليه السلام ـ ناميده اند.
در ضمن مرقد عالم جليل القدر ابن شهر آشوب مازندراني در همين مکان قرار دارد.
وفات
أبوالمکارم ابن زهره در رمضان سال (511 هـ . ق) به دنيا آمد و در ماه رجب سال (585 هـ . ق) به جهان باقي شتافت. خدايش رحمت کند و در فردوس برين در کنار اجداد طاهرينش جاي دهد. هم اکنون قبر سيد شريف ابوالمکارم ابن زهره، در کوه جوشن قرار دارد و زيارتگاه عاشقان و زائران او است. [28]

[1]. معالم العماء، ابن شهر آشوب، ص 46 و 303.
[2]. ايضاح الاشتباه، علامه حلي، ص 168 و 169.
[3]. تاج العروس، ماده زهر، ج3، ص 249.
[4]. اعلام النبلاء، اعيا نالشيعه سدي محسن امين، ج6، ص 249.
[5]. أمل الآمل، ج2، ص 105، رقم 293.
[6]. مجالس المومنين، مرعشي، ج1، ص 508.
[7]. بحار الانوار، ج1، ص 21 و 40.
[8]. روضات الجنات، ج2، 375، رقم 235.
[9]. مستدرک، الخاتمه، ج3، ص الفائده الثالثه، ص 475.
[10]. الکني و الالقاب، ج1، ص 294.
[11]. ريحانه الأدب، ج7، ص 550.
[12]. غنيه النزوع، ج1، ص 6.
[13]. حران: روستايي از حلب بوده. مراصد، ج1، ص 389. البته حران مورد بحث غير از حران (شهر معروف) است که در بين رها و رقه واقع بوده است.
[14]. مفاخر اسلام، ج3، ص 482.
[15]. دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج2، ص 15، به نقل از اعلام النبلاء، ج5، ص 373.
[16]. مفاخر السلام، ج3، ص 482.
[17]. مفاخر اسلام، ج3، ص 3 و 482، علي دواني.
[18]. بحار الانوار، ج104، ص 61 و 62، مرحوم مجلسي متن اجازه را همراه با مضامين عاليه آورده است.
[19]. الرياض، ج2، ص 202، افندي تبريزي.
[20]. طبقات اعلام الشيعه، طهراني، ص 87.
[21]. روضات الجنات، ج2، ص 374.
[22]. اعيان الشيعه، سيد محسن امين، ج6، ص 249.
[23]. غنيه النوزع، المقدمه، ص 23.
[24]. حمص: با کسره «حاء» و سکون «ميم»، اسم شهر معروف و قديمي اي است که ما بين دمشق و حلب قرار دارد. (معجم البلدان، ج2، ص 302؛ الذريعه، ج5، ص 185).
[25]. مطران: با فتح «ميم» و سکون «طا» اسم رئيس کاهنان است و رتبه او بالاتر از أسقف است المنجد ماده «مطر».
[26]. در اين نوشتار، از مقدمه کتاب گفته شده بسيار استفاده برديم و کمال تشکر و امتنان را از استاد ارجمند اعلام مي داريم.
[27]. البدايه و النهايه، ج12، ص 355، حوادث سال 570.، مجالس المومنين، ج1، ص 63.
[28]. معجم البلدان، ج2، ص 186.
غلامحسين خدادادي - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 4، ص 43
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :