امروز:
پنج شنبه 27 مهر 1396
بازدید :
1297
ابن ادريس حلي
خاندان
محمد بن احمد بن ادريس بن حسين بن قاسم بن عيسي حلّي عجلي[1] ملقب به فخرالدين و كنيه‌اش ابوعبدالله است. او در سال 543 هـ . ق. چشم به جهان گشود.
نسبش از طرف مادر، به سه واسطه به شيخ طوسي (ره) مي‌رسد. [2] مادر ابن ادريس، دختر شيخ طوسي است و خاله‌اش، همسر شيخ مسعود ورام است كه جدّ مادري سيد علي بن طاووس و سيد احمد بن طاووس است. [3]
حلّه
شهر حلّه به دست سيف الدوله، امير خاندان بني مزيد بنيانگذاري شده است.
اين شهر در تقسيمات كشوري عراق، با جمعيتي بيش از 400000 نفر، مركز استان بابل است. اين استان از شمال به استان بغداد و از جنوب به استان قادسيه از شرق به استان واسط و از غرب به استان كربلا متصل است. [4]
حوزة علميه حلّه
حوزة علميّة حله بعد از سقوط بغداد به دست هولاكوخان تاتار، شكل گرفت. حوزة علمية بغداد قبل از اشغال بغداد توسط مغول‌ها، فعال‌ترين حوزة علمية شيعه در آن عصر بود.
زماني كه بغداد سقوط كرد، مردم حلّه دسته دسته به استقبال سپاه ايشان رفتند و امان خواستند. هولاكوخان به آنها امان داد. بدين صورت، حلّه از حمله مغولها، در امان ماند. طلاب، استادان و فقيهان حوزة علمية بغداد اين فرصت را غنيمت شمردند و به حلّه رفتند و نشاط و تحرك علمي را از بغداد به حلّه منتقل نمودند.
مدرسة فقه حلّه استمرار يافت. در حلّه، فقيهان بزرگي ظهور كردند كه تأثير عظيمي بر دگرگوني و تحوّل اسلوب‌هاي فقه و اصول اماميه و نوگرايي در نظام عملي اجتهاد و تنظيم ابواب فقه داشتند. [5]
ادوار فقه تا زمان ابن ادريس
1. عصر تفسير و تبيين:
اين دوره از بعثت حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ شروع و تا غيبت كبري امام زمان ـ عليه السلام ـ در سال 329 هـ . ق. ادامه داشت. شيعيان در اين زمان، ‌نياز به اجتهاد نداشتند و به عقيدة آنان قول، فعل، تقرير ائمه ـ عليهم السّلام ـ به منزله قول، فعل و تقرير پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود و در حجيت آن هيچ گونه ترديدي وجود نداشت. در اين دوره اجتهاد به صورت گسترده وجود نداشت.
فقهاي دورة اول:
علي بن ابي رافع وي در ولاء (مولي) پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و از فقهاي شيعه و از خواص امام علي ـ عليه السلام ـ بود.
سعيد بن مسيب (94 هـ . ق) يكي از فقهاي هفتگانه بود.
قاسم بن محمد بن ابي بكر (101 ـ 102 و يا 108 هـ . ق) از فقهاي مدينه بود.
ابوخالد كابلي: از ثقات علي بن الحسين ـ عليه السلام ـ و از ياران آن حضرت بود.
زرارة بن اعين شيباني (150 هـ . ق) اهل كوفه بود.
محمد بن مسلم بن رباح.
ابوبصير اسدي.
جميل بن درّاج.
عبدالله بن بُكير ابن اعين.
يونس بن عبدالرّحمن.
صفوان بن يحيي بَجَلي كوفي.
محمد بن اَبي عُمير.
كه همه فقهاي مزبور داراي آثار فقهي هستند.
2. عصر محدثان
از حدود غيبت كبري (اواسط نيمه قرن چهارم) تا نيمه اول قرن پنجم را شامل مي‌شود و اينها در «قم» و «ري» زندگي مي‌كردند و حكومت شيعي آل بويه در اين زمان شكل گرفت و رو به رشد داشت. و در اين دوره كتاب‌هاي حديثي شيعه تأليف گرديد.
فقهاي اين عصر:
علي بن ابراهيم قمي: ‌صاحب تفسير و استاد شيخ كليني،‌ تصنيفات او: قرب الاسناد‌، الشرايع، كتاب الحيض، تاريخ وفات او معلوم نيست ولي در سال 307 هـ . ق. زنده بوده است.
محمد بن يعقوب بن اسحاق كليني رازي (329 هـ . ق.) معاصر علي بن حسين بابويه پدر صدوق، صاحب كتاب الكافي.
3. عصر آغاز اجتهاد
حدود آغاز غيبت كبري به وسيله «ابن عقيل عماني» و «ابن جنيد اسكافي» (381 هـ . ق) آغاز و نزديك يك قرن و نيم دوام داشت و در زمان شيخ مفيد و سيد مرتضي رونق گرفت و در اين دوره علم فقه به صورت اجتهادي در آمد و به وسيله علم اصول گسترش پيدا كرد و براي اولين بار به دست علماي شيعه اماميه، مسائل فقهي از نصوص استخراج و تحقيق و تنقيح شد و فروع آن استنباط گرديد و اين دوره به دورة اجتهاد ناميده مي‌شود.
امتيازات اين دوره عبارتند از: اولين بار در فقه شيعه اثر رأي و اجتهاد به خوبي محسوس و فقه شيعه از صورت نقل متون نصوص به صورت فني درآمد.
در اين دوره علم اصول شيعه به طور مستقل نوشته شد. مانند كتاب الذريعه الي اصول الشريعه، تأليف سيد مرتضي (463 هـ . ق).
در اين دوره مسائل فقهي به صورت تطبيقي باب باب جمع آوري شد.
در اين دوره، فقهاي بزرگي مانند ابن ابي عقيل، ابن جنيد، شيخ مفيد و سيد مرتضي پا به عرصه علم و فقاهت نهادند كه آثارشان هنوز مي‌درخشد.
4. عصر كمال و اطلاق اجتهاد:
اين دوره امتداد دورة قبل است. امتيازات اين دوره: اجتهاد به كمال خود رسيد.
در اين دوره آراي شيعه در كنار آراي اهل سنت قرار گرفت و جلسات منازعه بين دانشمندان شيعه و اهل سنت تشكيل شد. كتاب خلاف تأليف شيخ طوسي در همين زمينه تأليف شد. در اين دورة شيعه تمسك به اجماع را پذيرفت.
5. عصر تقليد:
حدود يك قرن علما غالباً در احكام اسلام نظري از خود ابراز نمي‌كردند و اين به چند دليل بود:
الف. به علت درك عظمت علمي شيخ طوسي و اعتماد به آراي وي بوده است.
ب. شايد به علت احساس عجز در مقابل استحكام مباني شيخ طوسي و قوت استنباط وي.
ج. به علت تلقي اهانت به مقام شيخ بوده است.
در اين دوره كتاب فقهي و اصولي مهمي تأليف نشده است و اين دوره دورة ركود علمي فقه شيعه بود. [6]
شجاعت علمي ابن ادريس در شكستن سنت تقليد از آراي شيخ طوسي، تحرك بخشيدن به فقه اماميه و خارج كردن آن از ركود و جمود و تشويق ابتكار و انديشه آزاد، بيانگر جلالت قدر اوست. تا صد سال پس از درگذشت شيخ طوسي، همه مسند نشينان فقاهت شيعه خوشه چينان آراي شيخ و در حقيقت، فقط منعكس كنندگان نظرات او بودند؛ تا جايي كه مي‌توان گفت: باب اجتهاد تا حدودي مسدود شده بود. در چنين وضعي، ابن ادريس پاي از دائرة تقليد بيرون نهاد و به احياي اجتهاد و اظهارنظر پرداخت. وي گاه در نقد آراي شيخ طوسي بسيار سرسختي به خرج ‌داد و شيخ را به صورت مستقيم و غير مستقيم به تبعيت و پيروي از امام شافعي متهم كرد و گاه لحنش بسيار تند مي‌شد، امّا به هر حال احترام به شيخ را فرو نمي‌نهاد و با عبارتي چون «الشيخ السعيد الصدوق ...» از او ياد مي‌كرد.»[7]
امتيازات اين دوره
الف. در اين دوره، اجتهاد كه از كالبد جامعه دانشمندان شيعه رخت بربسته بود، بار ديگر بازگشت و به تدريج تكامل يافت.
ب. در اين دوره نظم بيشتري براي كتاب‌هاي فقهي به وجود آمد.
ج. در اين دوره به دليل ميدان گستردة فعاليت علمي، دانشمندان بزرگ و پرتلاشي ظاهر شدند كه ميزان كار برخي از آنان واقعاً فوق العاده و تحسين انگيز است.
د. تحقيقات فقهي در اين عصر دقيق‌تر و عميق‌تر و پردامنه‌تر شد. [8]
6. عصر نهضت مجدد مجتهدان:
تحمل وضع موجود در دورة قبل براي برخي از علماء كه داراي نيروي قوي استنباط و انديشه عميق فقهي بودند، قابل تحمل نبود.
ابن ارديس حلي پيشتاز جريان احياي مجدد اجتهاد و محو آثار تقليد بود. كتاب سرائر او كه يكي از مهمترين منابع فقهي شيعه است، بهترين نمودار اين پديده است. [9]
استادان
ابن ادريس نزد فقيهان و دانشمندان بزرگ اسلامي به تحصيل پرداخت و به درجة بالايي از فقاهت و كمال رسيد. استادان او عبارتند از:
1. ابوالمكارم حمزة بن علي بن زهرة‌حسيني، ‌معروف به سيد ابوالمكارم ابن زُهره (متوفا: 585 هـ . ق.) از فقيهان و متكلمان مشهور قرن ششم است كه نسبش با 8 واسطه به امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ مي‌رسد. او يكي از بزرگترين دانشمندان شهر تاريخي و شيعه نشين حلب است. [10]
2. محمد بن علي بن شهر آشوب مازندراني (متوفا: 588 هـ . ق) از بزرگترين دانشمندان شيعه در نيمة دوم سدة ششم هجري است. معروف‌ترين اثر او «مناقب آل ابيطالب» مي‌باشد. آرامگاه وي در شهر حلب زيارتگاه مردم است. [11]
3. عبدالله بن جعفر دوريستي:‌ از شاگردان شيخ مفيد، سيد مرتضي و سيد رضي است و از آنها نقل روايت مي‌كند. ابن ادريس و شاذان بن جبرئيل از وي نقل روايت مي‌كنند. كفايه در عبادات، يوم و ليله و كتاب اعتقادات از آثار اوست.[12]
4. شيخ ابوعلي طوسي فرزند شيخ طوسي و از فقيهان قرن پنجم و ششم هجري است. وي علاوه بر فقه، در علم رجال و شناخت اخبار و راويان حديث نيز مهارت داشت. شرح النهايه، الامالي، المرشد الي سبيل المتعبد از آثار اوست. [13]
5. عماد الدين محمد بن القاسم طبري از شيخ ابوعلي بن شيخ الطائفه و قطب راوندي روايت مي‌كند. بشارة المصطفي لشيعة المرتضي اثر او است. [14]
6. حسين بن هبة الله بن رطبه سوراوي از ابن ادريس روايت مي‌كند. [15]
7. شيخ عربي بن مسافر عبادي حلي. [16]
8. شيخ الياس بن ابراهيم حائري از شيخ ابوعلي طوسي نقل روايت مي‌كند. [17]
9. راشد بن ابراهيم بحراني. [18]
10. سيد عزالدين شرفشاه بن محمد افطسي. [19]
11. ابوالحسن علي بن ابراهيم علوي. [20]
12. سيد نظام الشرف ابن عريضي. [21]
شاگردان و راويان
1. نجيب الدين محمد بن نما (متوفا: 645 هـ . ق) از فرزانگان و دانشوران نامي شهر حله است. او مدرسه‌اي كنار مقام منسوب به صاحب الزمان ـ عليه السلام ـ در حله تأسيس كرد. وي در محلّه جباويين حله مدفون گرديد. شيعيان آن ديار به زيارت بارگاهش مي‌روند. [22]
ابن نما در 80 سالگي بدرود حيات گفت. كتاب «مثير الاحزان» و «شرح الثار في احوال المختار» راجع به انتقام از كشندگان حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ از تأليفات اوست. [23]
2. سيد فخار موسوي (متوفا: 630 هـ . ق) از فقيهان شهر تاريخي حله است. او وارث اندوخته‌هاي علمي ابن ادريس است. [24]
كتاب معروف او، «الحجة الذاهب الي تكفير ابي طالب» دربارة ايمان ابي طالب، پدر اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ است.
3. محيي الدين محمد بن عبدالله بن علي بن زهره.
4. علي بن يحيي خياط.
5. احمد ابن مسعود اسدي.
6. علي بن ابراهيم علوي عريضي.
7. شيخ جعفر بن نما.
8. حسن بن يحيي بن سعيد حلّي. [25]
وي پدر محقق ابوالقاسم جعفر است و پسر عموي محقق حلّي و نوة دختري ابن ادريس حلّي مي‌باشد و محقق حلي از او روايت مي‌كند. [26]
وي از پرهيزكارترين و زاهدترين علماي زمان خود بود. او از مشايخ روايتي علّامة حلي است. و ازمحقق حلي،‌سيد محي الدين محمد بن عبدالله بن زهره و نجيب الدين محمد بن نما روايت مي‌كند. [27]
آثار
1. السرائر الحاوي فتحرير الفتاوي
اين كتاب مهم‌ترين كتاب ابن ادريس است كه ارزش واعتبار آن پس از قرن‌ها، هنوز به قوت خود باقي است سرائر افزون بر ارزش فقهي آن، ارزش حديثي قابل توجهي دارد؛ زيرا آخرين باب آن (باب النوادر) شامل گزيده‌اي از كتاب‌هاي مَشيخه و رُوات است.
ابن ادريس بين سال‌هاي 587 ـ 588 هـ . ق مشغول تأليف اين كتاب بوده است.[28]
امتيازات كتاب سرائر عبارتند از:
الف) اشتمال بر ابواب فقه.
ب) ابداع و ابتكار در دسته‌بندي مباحث و ترتيب آنها.
ج) دور بودن از ايجاز مُخلّ و اطناب مُملّ.
د) شيوة نگارش جالب و روان. [29]
يكي از عواملي كه باعث شد ابن ادريس اين كتاب را به رشتة تحرير درآورد، شكستن جو تقليدي بود كه از زمان شيخ طوسي به وجود آمده بود. عظمت علمي شيخ طوسي سبب شد حوزة علمية شيعه يك قرن به تقليد از آراي شيخ طوسي بپردازد. در چنين شرايطي، ابن ادريس به نقد فتواهاي شيخ طوسي پرداخت و به نوآوري در فقه همت گماشت.
2. «مختصر التبيان من تفسير القرآن و النكت المستخرجة من كتاب التبيان»: اين كتاب را در سال 582 هـ . ق. نوشته و نسخه‌هاي زيادي از آن موجود است اين كتاب در سال 1409 هـ . ق از سوي كتابخانة آيت الله مرعشي نجفي، در دو جلد چاپ و منتشر شد. و شامل تفسير قرآن از سورة بقره تا سورة زلزال است.[30]
3. التعليقات علي التبيان: اين كتاب حاشيه بر «تبيان» شيخ طوسي است.
4. رساله‌اي در معني ناصب: ‌خطي است.
5. مناسك: خطي است.
6. رساله‌اي در تكليف: خطي است.
7. رساله‌اي در مضايقه و مواسعه در فقه: خطي است.
8. اجوبة المسائل:[31] خطي است.
شيوة طرح مباحث فقهي
1. وي در كتاب سرائر، ضمن مطرح كردن مباحث فقهي، نظر اجتهادي خود و ديگران را مطرح و به نظرات مجتهدان ديگر مذاهب اسلامي نيز اشاره مي‌كند و مورد بررسي قرار مي‌دهد.
2. ابن ادريس مسئله‌اي را كه مطرح مي‌كند، ‌ابعاد مختلف آن را به گونه‌اي كامل مورد بررسي قرار مي‌دهد و براي اثبات نظرية خود، به ادلة اجتهادي مانند كتاب، سنت متواتر، اجماع و ادلة فقاهتي مانند اصول عملي و قاعده احتياط، ‌تمسك مي‌كند.
3. ابن ادريس سعي مي‌كند مسائل را مختصر و به طور دسته بندي و گويا مطرح كند.
4. روش ابن ادريس در تنظيم برخي عناوين فقه اجتهادي همانند روش عالمان ماقبل خود بوده است. [32]
پيروان مكتب فقهيِ ابن ادريس
فقيهاني كه از روش فقهي ابن ادريس پيروي مي‌كردند، عبارتند از:
1. ابوالقاسم جعفر بن حسن، معروف به محقق حلي.
2. يحيي بن سعيد هذلي (متوفا: 690 هـ . ق).
3. ابومنصور جمال الدين حسن بن سعيد بن سديد الدين يوسف بن علي بن طالب حلّي. (متوفا: 726 هـ . ق)
4. جمامل الدين مقداد بن عبدالله سيوري (متوفا: 726 هـ . ق)
5. زين الدين جباعي عاملي، (معروف به شهيد ثاني) (متوفا: 966 هـ . ق).
6. ابومنصور جمال الدين حسن بن زين الدين، ‌فرزند شهيد ثاني (متوفا: 1011 هـ . ق)
7. شيخ بهايي (متوفا: 1031 هـ . ق)
8. علامه عبدالله بن محمد بُشروي خراساني، معروف به فاضل توني (متوفا: 1071 هـ . ق)
9. علامه سيد جمال الدين، فرزند سيد حسين خوانساري (متوفا: 1125 هـ . ق).[33]
از نگاه ديگران
اظهار نظرهاي مختلفي دربارة ابن ادريس وجود دارد؛ عده‌اي وي را به خاطر نپذيرفتن خبر واحد و مخالفت با آراي شيخ طوسي، مورد سرزنش قرار داده‌اند و عده‌اي ديگراو را به خاطر اين شهامت كه اجتهاد را دوباره احيا كرد، مورد ستايش قرار داده‌اند، در ذيل، چند نمونه از سخنان بزرگان را متذكر مي‌شويم:
قاضي نور الله شوشتري:
«در اشتغال فهم و بلند پروازي، از فخر الدين رازي پيش و درعلم فقه و نكته طرازي (پردازي) از محمد بن ادريس شافعي در پيش است. كتاب سرائر كه از جمله مصنفات شريفه اوست، در دقت فهم و كثرت او، دليلي ظاهر و برهاني باهر است و او را بر تصانيف شيخ اجل ابوجعفر طوسي، ابحاث بسيار است و در اكثر مسايل فقهي او را خلافي يا اعتراضي و يا استدراكي هست.»[34]
محدث نوري:
«ابوعبدالله محمد بن احمد بن ادريس عجلي حلّي عالم بزرگوار و معروفي است كه بزرگان فقها در اجازه‌هاي خود به عظمت مقام علمي، فهم و دقت او اعتراف كرده‌اند و او را ستوده‌اند.»[35]
شيخ يوسف بحراني:
«شيخ فقيه و اصولي خالص و مجتهدي صرف و او اولين فردي بود كه باب طعن[36] بر شيخ طوسي را گشود. [37]
آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر:
«در نگاهي گذرا اين مقارنه و تطبيق دست يازيده و يادآوري كرده‌اند كه سرائر ابن ادريس در بكارگيري قواعد اصولي و تكيه بر مباني استنباط و نيز بهره‌گيري قواعد اصول و تكيه بر مباني استنباط و نيز بهره گيري از استدلال و توسّع در احتجاج، بر مبسوط شيخ الطائفه برتري دارد.»[38]
شهيد مرتضي مطهري:
«ابن ادريس حلي از فحول علماي شيعه است ... و به حريت فكر معروف است. صولت و هيبت جدّش، شيخ طوسي را شكست و به علما و فقهاء تا حد اهانت، انتقاد مي‌كرد.»[39]
شهيد مرتضي مطهري شجاعت ابن ادريس در نقد آراي شيخ طوسي را مي‌ستايد و مي‌فرمايد:
«ابن ادريس با اين عمل خود اولاً ثابت كرد كه از ضميري آگاه برخوردار است و نياز عصر خويش را درك مي‌كند. ثانياً ثابت كرد كه از موهبت شجاعت عقلي و ادبي بهره‌مند است او از كساني نيست كه فقط نياز را احساس كند، ولي جرأت اقدام را نداشته باشد. با جرأت و جسارتي كم نظير اين گام خطير را برمي‌دارد.»[40]
نويسندة تذكرة العلماء:
«اين بزرگوار در بيست و پنج سالگي به درجه اجتهاد رسيد و صحيفة كامله سجاديه را روايت مي‌كند.»[41]
ابن فوطي، دانشمند مشهور سني در كتاب «تلخيص مجمع الاداب في معجم الالقاب» از ابن ادريس اين گونه ياد مي‌كند:
«فخر الدين ابو عبدالله محمد بن ادريس بن محمد عجلي حلّي، فقيه شيعه از فضلاء و فقهاي شيعه و دانايان اصول شريعت است.»[42]
ابن حجر عسقلاني، عالم شهير سنّي در كتاب «تاريخ اسلام» خود اين گونه از ابن ادريس ياد مي‌كند:
«محمد بن ادريس عجلي حلّي فقيه شيعه و دانشمند بزرگ آنان است. او راست تصانيفي در فقه اماميه، شيعه در زمان وي دانشمندي چون او را نداشتند.»[43]
عبدالرحمن صفدي، دانشمند سنّي در كتاب «الوافي بالوفيات» مي‌گويد:
«وي را در فقه عديم النظير دانسته.»[44]
وفات
ابن ادريس در سال 598 هـ . ق در شهر حله به جهان باقي شتافت. مرقدش در حله، در سال 1381 هـ . ق تعمير و تجديد بنا شد. اكنون آرامگاهش زيارتگاه شيعيان آن ديار است. قبرش در جنوب باغچه جبل، از مكان‌هاي مقدس است. حاج حسن مرجان، اين آرامگاه را تعمير كرده است. در اطراف آن، مسجد و ساختمان بزرگ ساخته شده است. در داخل اين ساختمان، آيت الله العظمي حكيم كتابخانه‌اي تأسيس كرده است. كتابخانه‌اي نيز به نام ابن ادريس در همين ساختمان موجود است. حسينيه‌اي نيز به نام ابن ادريس در شهر حله وجود دارد. [45]
ابن ادريس روز جمعه هجدهم شوال سال 598 هـ . ق. در 55 سالگي از دنيا رفت.[46]

[1] . نسبت ابن ادريس به عجل بن لجيم حيّ بن بكر بن وائل بن ربيعه مي‌رسد. مجالس المؤمنين، ج 1، ص 569.
[2] . معارف و معاريف، مصطفي حسيني دشتي، ج 1.
[3] . فوائد الرضويه في احوال علماء المذهب الجعفريه، شيخ عباس قمي، ص 385.
[4] . سيماي حله، محمد حسن اماني، ص 14.
[5] . تاريخ فقه شيعه، محمد مهدي الآصفي، ترجمة عبدالرضا محمد حسين زاده، ص 93 ـ 94.
[6] . تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 113 ـ 222.
[7] . دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 2، ص 719.
[8] . تاريخ فقه و فقهاء، ابوالقاسم گرجي، ص 113 ـ 222.
[9] . تاريخ فقه و فقهاء، ابوالقاسم گرجي، ص 113 ـ 222.
[10] . مفاخر اسلام، علي دواني، ج 3، ص 418 و سيماي حله، ص 26.
[11] . تاريخ فقه و فقهاء، ابوالقاسم گرجي.
[12] . الكني و الالقاب، ج 2، ص 233.
[13] . علماي بزرگ شيعه از كليني تا خميني، ص 30.
[14] . الكني و الالقاب، ج 2، ص 442
[15] . فوائد الرضويه، ص 125؛ طبقات اعلام الشيعه، ج 2، ص 125.
[16] . الامل الآمل، ج 2، ص 169؛ فوائد الرضويه، ص 262.
[17] . فوائد الرضويه، ص 54.
[18] . دائرة المعارف بزرگ اسلامي،‌ج 2، ص 719.
[19] . همان.
[20] . همان
[21] . همان.
[22] . سيماي حله، ص 99.
[23] . مفاخر اسلام، ج 4، ص 55؛ فوائد الرضويه، ص 81.
[24] . سيماي حله، ص 79؛ مفاخر اسلام، ج 4، ص 40.
[25] . ادوار اجتهاد، ص 285؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 2، ص 719؛ تاريخ فقه و فقهاء، ص 222.
[26] . فوائد الرضويه، ص 125.
[27] . طبقات مفسران شيعه، ج 2، ص 234.
[28] . دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 2، ص 720.
[29] . ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي، محمد ابراهيم جناتي،‌ص 284.
[30] . طبقات مفسران شيعه، عقيقي بخشايشي، ج 2، ص 185.
[31] . الامل الآمل، ج 2،‌ص 244.
[32] . ادوار اجتهاد، ص 274 ـ 275.
[33] . ادوار اجتهاد، ص 278 ـ 281.
[34] . مجالس المؤمنين، قاضي نور الله شوشتري،‌ص 569.
[35] . فقهاي نامدار شيعه، عبدالرحيم عقيقي بخشايشي، ص 109.
[36] . منظور از طعن، عبارت است از انتقاد سخت و تندي كه ابن ادريس نسبت به شيخ طوسي بيان داشته است.
[37] . لؤلؤة البحرين في الاجازات و تراجم رجال الحديث، شيخ يوسف بحراني، ص 276.
[38] . آينة پژوهش، سال اول، شمارة 4، ص 24.
[39] . آشنايي با علوم اسلامي، مرتضي مطهري، ج 3، ص 85.
[40] . آينة پژوهش، سال اول، شمارة 4، ص 24.
[41] . تذكرة العلماء، محمد بن سليمان، ص 227.
[42] . مفاخر اسلام، ج 4، ص 19.
[43] . همان، ص 19.
[44] . دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 2، ص 719.
[45] . امل الآمل، ج 2، ص 243؛ مراقد المعارف، ج 1، ص 52؛ تاريخ الحله، ج 2، ‌ص 55؛ كتاب السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ص 30.
[46] . نامه دانشوران، ج 1،‌ص 246؛ ريحانة‌ الادب،‌ ص 378.
مسيب كياني - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 28
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :