امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
637
ائمه اطهار در مورد قيام هاي شيعي چه موضعي داشته اند؟

ائمه اطهار ـ عليه السّلام ـ هر يك با توجه به وضع جامعه و چگونگي محيط خويش، نقش ويژه اي را كه بر عهده آنها بود ايفا كردند، همة امامان معصوم از جهت علم و تقوا، عبادت، شجاعت و از خودگذشتگي، جهاد و اجتهاد و ديگر صفات حميده يكسان و هم جهت هستند، اما اين شرايط اجتماعي و تاريخي هر دوره است كه به هر يك از آنان، امكان بروز يك يا چند صفت از صفات فوق را داده و حضرتشان را مظهر و نمونه آن كرده است.[1] و اينگونه نبوده است كه مثلاً امام حسين ـ عليه السّلام ـ دست به قيام بزند و ساير ائمه صرفاً به كار فرهنگي و ديني مشغول باشند، بلكه امامان شيعه مدّت درازي از عمر پر بركت خود را تحت نظر حكام جور و در زندان سپري مي كردند و در نهايت هيچ يك از آنان به مرگ طبيعي از دنيا نرفتند. شهادت ائمه بدست خلفا بيانگر وجود ارتباط منظم عاطفي، سياسي و اعتقادي آن معصومين با رهبري قيام هاي علوي است.
اما با بررسي زندگي ائمه پي مي بريم كه عمق حركت و گستره عمل ائمه فراتر از امور فرهنگي و علمي بوده است و هميشه در فرصت مناسب بر حكام جور مي تاختند و در هدايت احساسات مذهبي و انقلابي علويان در مسير حركت كلّي خويش مي كوشيدند.
آن بزرگواران هيچگاه با قيام عليه حكام جور مخالف نبودند، بلكه موقعيّت مناسب و شرايط لازم براي انجام و موفقيّت قيام و تأمين امكانات براي ادامه و استمرار آن در صورت پيروزي را شرط اوليّه و اساسي هر حركتي مي‌دانستند.[2]
ارتباط دقيق و تشكيلاتي قيام كنندگان با ائمه ـ عليه السّلام ـ به عنوان پيروان و شيعيان آن بزرگواران به هيچ وجه، قابل ترديد و انكار نيست و حتي در مواردي ائمه فرد قيام كننده را به «جديت و دقت در كار» دعوت كرده، براي او دلسوزي و دعا مي كردند.[3] به عنوان مثال امام صادق ـ عليه السّلام ـ درباره زيد چنين مي فرمايند: «خدا او را رحمت كند، مرد مؤمن و عارف و عالم و راستگويي بود، كه اگر پيروز مي شد وفا مي كرد و اگر زمام امور را بدست مي گرفت؛ مي دانست آن را بدست چه كسي بسپارد.» مسلم است كه حضرت به قيام زيد به عنوان «قيامي بر ضد ستمگري» مي نگريستند، چنانكه شخصيت اخلاقي زيد را نيز تأئيد مي فرمودند و حاضر نبودند كسي به ايشان جسارت كند.[4]
و هنگام شروع يا پس از هر قيام علوي نخستين فردي كه از سوي دستگاه خلافت مورد پرسش و بازخواست قرار مي گرفت، امام معصوم ـ عليه السّلام ـ بود. وقتي حسين بن علي قيام كرد (قيام فخ 169 هجري) نيروهاي خليفه قيام را به شدت سركوب كردند و با شكست و شهادت حسين بن علي و اكثر يارانش جنگ پايان يافت، وقتي كه سرهاي آنها را نزد موسي بن عيسي آوردند، امام موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ حضور داشت. موسي بن عيسي به امام گفت:
اين سر حسين بن علي است؟ امام پاسخ داد: «آري انا لله و انا اليه راجعون؛ به خدا سوگند او در حالي كه مسلمان صالحي و به عبادت پروردگارش قيام مي كرد و امر به معروف و نهي از منكر مي نمود عمر خود را به پايان برد؛ او در خانواده خود مانند نداشت.[5]
در يك جمع بندي كلّي مي توان گفت قيام هايي كه هدف قيام كنندگان امر به معروف و نهي از منكر و اصلاح اوضاع اجتماعي جامعه و اداي تكليف و رسالت ديني بوده است. ائمه قيام كنندگان و شخصيت آنها را تأئيد كرده اند و در اصلاح حركت و اهدافشان كوشيده اند، و چون خود رأس تشكيلات سياسي و اجتماعي شيعيان و تحت سخت ترين كنترل و فشار قرار داشتند، به منظور حفظ اهداف دراز مدّت، از شركت مستقيم در حركت هاي سريع و كوتاه خودداري كرده اند.[6]
و در پايان به ذكر برخي از قيام هاي شيعي مي پردازيم كه اين قيام ها و رهبران آنها از حيث نيّت، اخلاص و هدف با هم تفاوت داشتند و موضع و نظر ائمه نيز به تناسب قيام و اهدافشان و نتيجه و محيط فرهنگي كه آن قيام در آن شكل گرفته متفاوت بوده است، اين قيام ها عبارتند از:
1. قيام حجر بن عدي.
2. قيام توابين به رهبري سليمان صرد خزاعي.
3. قيام زيد بن علي.
4. قيام فخ.
5. قيام ابراهيم بن عبدالله و...

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. قيام هاي شيعه در تاريخ اسلام، نويسنده:صادق آئينه وند
2. قيام توابين، نويسنده:دكتر ابراهيم بيضون
3.  تشيع در مسير تاريخ،نويسنده: سيد حسين جعفري
4. كتاب تاريخ تحليلي اسلام، نويسنده:سيد جعفر شهيدي

پي نوشت ها:
[1] . كاظمي، محمد، قيام هاي شيعه در عصر عباسي، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، چاپ اول، 1380، ص 214.
[2] . كاظمي، محمد، پيشين، ص 240.
[3] . همان، ص 241.
[4] . جعفريان، رسول، حيات فكري و سياسي امامان شيعه، قم، انتشارات انصاريان، چاپ ششم، 1381، ص 364.
[5] . همان، ص 390.
[6] . كاظمي، محمد، پيشين، ص243.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :