امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1325
شيخ ابوالقاسم جعفر بن حسن (محقق حلي)
شيخ ابوالقاسم جعفر بن حسن بن يحيي بن سعيد حلي، معروف به «محقق» صاحب كتابهاي بسيار در فقه، از آن جمله شرايع، معارج، معتبر، المختصر النافع و غيره است محقق حلي با يك واسطه شاگرد ابن زهره و ابن ادريس حلي سابق الذكر است درالكني و الالقاب ذيل احوال ابن نما مي نويسد: «محقق كركي در وصف حلي گفته است اعلم اساتيد محقق در فقه اهل بيت (ع) محمد بن نماي حلي و اجل اساتيد او ابن ادريس حلي است».
ظاهرا مقصود كركي اين است كه اجل اساتيد ابن نما ابن ادريس است، زيرا ابن ادريس در 598 درگذشته است و محقق در 676 درگذشته است قطعا محقق حوزه درس ابن ادريس را درك نكرده است و در ريحانة الادب مي نويسد:.
«محقق حلي، شاگرد جد و پدر خويش، و سيد فخار بن معد موسوي و ابن زهره بوده است اين اشتباه است» زيرا محقق ابن زهره را كه در 585 درگذشته است درك نكرده است، بعيد نيست كه پدر محقق شاگرد ابن زهره بوده است.
او استاد علامه حلي است كه شرح حال او بعدا خواهد آمد در فقه كسي را بر او مقدم نمي شمارند در اصطلاح فقها، هر گاه «محقق» به طور مطلق گفته شود، مقصود همين شخص بزرگوار است فيلسوف و رياضي دان بزرگ، خواجه نصير الدين طوسي با او درحله ملاقات كرده است و در جلسه درس فقهش حضور يافته است كتابهاي محقق مخصوصا كتاب شرايع در ميان طلا ب يك كتاب درسي بوده و هست و فقها زيادي كتب محقق را شرح كرده يا حاشيه بر آن نوشته اند[1].
ولادت و تحصيلات او:
شيخ نجم الدين جعفر بن الحسن بن يحيي بن سعيد هذلي حلي، يكي ازبزرگترين و نامورترين فقيهان عصر خويش، و داراي عظمت و اعتبار خاص در ميان مجتهدان مي باشد، به حدي كه وقتي كلمه «محقق» را بدون قرينه و نشانه اي در ميان فقها ذكر مي كنند، شخصيت تحقيقي و علمي او مورد نظر است.
او در سال 602 هجري در شهر تاريخي حله قدم به عرصه وجود گذارد و ازهمان سنين كودكي به تحصيل مقدمات علوم متداول عصر خويش پرداخت ادبيات عرب را كه زبان مادريش بود به خوبي فرا گرفت هيات و رياضيات و منطق و كلام رابه مقدار لازم تحصيل نمود و در تمام اين رشته ها با توجه به هوش سرشار خود تبحركامل يافت آنگاه فقه و اصول را پيش پدر دانشمندش حسن بن يحيي و از محضرفقهاي مشهور حله مانند ابن نما و سيد فخار موسوي، شاگردان فقيه نامي ابن ادريس حلي تكميل نمود سپس به تدريس علوم و فنون اندوخته اش همت گماشت او درسايه قريحه سرشار و فكر مواج و وسعت نظري كه داشت، به تحكيم مباني فقه شيعه و اساس مكتب اجتهاد پرداخت او با حسن تقرير و دقت نظر و تعمق كم نظير، درس مي گفت و دانشجويان رشته هاي مختلف مي توانستند از محضر او استفاده كنند اوفقه را بر پايه استدلال محكم بنا نهاد و در تحقيقات خود به آرا ديگران نيز توجه داشت و در توسعه ابعاد آن كوشش مي كرد او در علم و فضل و جلالت قدر و تحقيق نمونه بود و در اوايل جواني اشعاري چند سروده است، ولي به سفارش پدرش آن رشته را دنبال نكرد.
استاد چهارصد مجتهد نامدار:
علامه حلي در اجازه نامه اي كه به خاندان زهره داده، درباره او نوشته است: «كان هذا الشيخ افضل اهل عصره في الفقه» (اين بزرگ فقيه ترين مردم روزگار خويش بوده است).
علامه نوري او را اين چنين مي ستايد:.
«كشف كننده حقايق شريعت با ظريف ترين نكته هايي كه تا كنون هيچ انس وجني با آنها انس و آشنايي نداشته است او رئيس علما و فقيه حكما، آفتاب درخشان فضلا، ماه چهارده شبه (بدر) عرفا و نام و دانش او بازگو كننده قصه جزيره خضرا و وارث علوم پيشوايان معصوم (ع) و حجتهاي حق بر جهانيان مي باشد او برافرازنده پرچم تحقيق بر جهانيان مي باشد، خداوند متعال اشعه رحمت آشكار و پنهان خود را نثار قبر او كند و در بهشت جايگاه شايسته و مكان عالي به او عنايت فرمايد»[2].
صاحب تاسيس الشيعه مي افزايد:
«انگشت قلم، عاجز از بازشماري اوصاف اوست او كتاب شرايع الاسلام داردكه به مثابه قرآن فقه است كتاب معروف النافع، المعتبر، و ديگر المعارج در اصول فقه دارد و در علم كلام، رسالات و تاليفاتي دارد كه در فهرست كتابهاي مفصل آمده است و از مجلس عالي درس او بيش از 400 مجتهد آگاه كه شرح حال آنان در علم رجال آمده است فارغ التحصيل گرديده اند و چنين موفقيتي تا كنون بر احدي نصيب نگرديده است وفات او در حله در ماه ربيع الاخر سال 696 رخ داده است و بر قبرشريف او در حله قبه بلندي قرار دارد كه هم اكنون مورد تبرك و زيارت علاقمندان قرار مي گيرد»[3].
ابن داود تقي الدين حسن بن علي بن داود حلي شاگرد مجاز و دست پرورده او در الرجال ص 83 درباره او مي نويسد:.
«المحقق الموفق الامام العلامه و احد عصره» (يكتاي عصر خويش و گوياترين اهل زمان و منطقي ترين آنان، فردي كه حضور ذهن سريع داشت) [4].
دستخط مبارك محقق حلي بر روي نسخه اي از النهاية شيخ طوسي (ره).
از اشعار او:
يا راقدا و المنايا غير راقدة
و غافلا و سهام الدهر ترميه.
بما اغترارك و الايام مرصدة.
والدهر قد ملا الاسماع واعيه
اما ارتك الليالي قبح دخلتها.
و غدرها بالذي كانت تصافيه
رفقا بنفسك يا مغرور ان لها.
يوما تشيب النواصي من دواهيه[5] اساتيد او:.
1. پدرش شمس الدين حسن حلي.
2. ابن زهره.
3. ابوحامد نجم الاسلام محمد حلبي.
4. ابن نما، محمد بن جعفر حلي.
5. شيخ الشرف شمس الدين ابوعلي فخار بن معد موسوي.
6. سيد مجد الدين علي بن حسن عريضي.
7. تاج الدين حسن بن علي بن دربي.
شاگردان او:
تعداد شاگردان او در مقاطع مختلف زندگي خويش بيش از 400 نفر بوده است از جمله مي توان:.
1. علامه حلي خواهر زاده اش.
2. ابن داود حلي.
3. ابن ربيب آدمي.
4. سيد غياث الدين عبدالكريم بن احمد بن طاوس.
5. سيد جلال الدين مجد بن علي بن طاوس.
6. جلال الدين مجد بن الشيخ الامام ملك الادبا.
7. شيخ صفي الدين عبدالعزيز بن سراياي حلي.
8. عزالدين حسن ابي طالب يوسفي (صاحب كشف الرموز في شرح النافع).
9. جمال الدين ابوجعفر محمد بن علي كاشي.
10. مختصر الدين محمد حلي پسر علامه حلي.
11. رضي الدين علي بن يوسف حلي برادر علامه حلي.
12. شيخ جلال الدين محمد بن شمس الدين محمد كوفي و بسياري ديگر.
تاليفات او:
آثار قلمي و فكري محقق بسيار عميق و انشا او بسيار روان مي باشد و كتابهاي متعددي از او انتشار يافته است كه صاحب ريحانة الادب چهارده جلد از آنها را به اين ترتيب نام مي برد كه برخي از آنها هنوز هم از كتابهاي درسي حوزه هاي علميه به شمار مي آيند:.
1. استحباب التياسر لا هل العراق.
2. تلخيص الفهرست كه ملخص فهرست شيخ طوسي است.
3. شرائع الاسلام في مسائل الحلال و الحرام.
4. شرح نكت النهايه (در فقه اماميه).
5. الكهنه در منطق.
6. مختصر المراسم، تلخيص «مراسم» سلا ر.
7. المسائل الغريه.
8. المسائل المصريه.
9. المسلك في اصول الدين.
10. معارج الاحكام در اصول فقه.
11. المعتبر في شرح المختصر.
12. النافع في مختصر الشرائع.
13. نكت النهايه.
14. نهج الاصول الي علم الاصول.
شرح اجمالي برخي از كتابهاي او چنين است:.
1. شرائع الاسلام: يكي از تاليفات وي كتاب مشهور شرائع الاسلام است كه ازنظر لفظ و معني، يكي از بهترين كتابهاي فقه شيعه است معروف است كه داراي 15هزار مساله فقهي است و از سوي فقها و مجتهدين عاليقدر مورد توجه خاص قرارگرفته است و شروح و تعليقه ها و توضيحات متعددي بر آن نگاشته اند كه كتاب جواهر در 43 جلد بزرگ نمونه اي از آن است و به برخي از زبانهاي زنده جهان (فارسي روسي فرانسوي آلماني اردو) نيز ترجمه گرديده است و در دانشكده هاو مراكز قضايي مورد استفاده مي باشد.
2. المختصر النافع: يكي ديگر از آثار فقهي او اين كتاب مفيد و گزيده شده ازشرائع مي باشد اين كتاب به علت اختصار و فراگيرندگي آن مورد توجه محافل علمي و تحصيلي قرار گرفته است و كتاب «رياض» از سيد علي طباطبايي اصفهاني (1161/1231)، شرح آن مي باشد و استاد محمد تقي دانش پژوه در پيشگفتار ترجمه خويش بيش از 40 شرح را بر آن كتاب نام برده اند و كه با تصويب دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه، از طرف وزارت مصر در قاهره در 5000 نسخه چاپ و در اختيار دانشجويان رشته فقه اهل سنت دانشگاه الازهر قرار داده شده است و محتويات آن مورد اعجاب و توجه دانشجويان و فضلاي آن خطه واقع گرديده است.
3. المعتبر: يكي ديگر از كتابهاي فقهي محقق، معتبر در شرح مختصر است وكتاب «نكت النهايه» در دو جلد و در پاسخ مسائلي كه در نجف از او پرسيده اند، كتاب «المسلك في اصول الدين» در كلام، كتاب الكهنه در منطق، كتاب المعارج در اصول فقه مي باشد.
محقق و خواجه نصير الدين طوسي:
از زماني كه محقق در حله حوزه گرمي داشت و شاگردان متعددي درمحضرش به كسب فيض اشتغال داشتند، بين النهرين و شهر بغداد توسط هلاكو خان مغول به سال 656 فتح شد بعد از فتح بغداد، حكيم معروف خواجه نصير الدين طوسي كه به عزم سياحت به حله كه آن روز حوزه شيعه بود وارد شد، به مجلس درس محقق درآمد محقق خواست به احترام خواجه درس را ترك گويد، ولي خواجه اصرار مي ورزند كه او درس را ادامه دهد در اثنا درس رشته سخن به اينجا كشيده شد كه براي مردم عراق مستحب است به هنگام نماز گزاردن كمي به جانب دست چپ قبله متمايل شوند و خواجه به سخن او ايراد گرفت و گفت: «مستحب بودن ميل به دست چپ (تياسر) معني ندارد چون اگر تمايل و انحراف از قبله باشد، حرام است معني ندارد» محقق در پاسخ گفت: «هيچكدام نيست بلكه مقصود از تياسر و تمايل به دست چپ از خود قبله به طرف قبله است» و با اين توجيه خواجه قانع شد سپس محقق در اين زمينه كتابي نوشت و براي خواجه فرستاد و مورد تحسين او قرار گرفت» [6].
گفتار مرحوم افندي در اين مورد:
صاحب رياض العلما در شرح حال محقق، اين برخورد را اين چنين توجيه مي كند:.
«شايد قبله هاي مساجد بغداد از آغاز انحراف داشته است و پيشوايان معصوم (ع) به علت حكومتهاي ظلم نتوانسته اند به صورت صريح به اين امر تصريح كنند به اين ترتيب با كنايه مردم را ارشاد نموده اند.
ولي اين توجيه با توجه به نوع آزاديهايي كه در مسائل علمي وجود داشته است، تطابق نمي كند و قبله خود يكي از موضوعات علمي است كه با ارائه صحيح راههاي علمي آن قابل حل است و نياز به تقيه ندارد»[7].
اين سخن صاحب رياض عاري از واقعيت مي باشد قبله يكي از مواردحساسي است كه اگر از راه منطقي و عقلاني قدم برداشته شود، شايد موجب خونريزيها شود.
رحلت:
محقق عاليقدر به سال 676 در روز پنجشنبه در سن هفتاد و چهار سالگي بعداز يك عمر پربركت كه در تاليف و تصنيف و تربيت شاگردان فاضل صرف نمود، به جهان باقي شتافت و در حله به خاك سپرده شد در علت مرگ او گويند او از اشكوب بالاي خانه اش به زمين افتاده و در دم درگذشته است آرامگاهش هنوز هم زيارتگاه شيعيان مي باشد، و مرحوم سيد حسين بروجردي صاحب نخبة المقال در ماده تاريخ ‌او سروده است:
ثم ابوالقاسم نجم الدين
ابن الحسين بن نجيب الدين.
هو المحقق الجليل المعتمد.
مولده «بتر» و عمره «نكد»[8]
(بتر 602، نكد 74).
برخي گفته اند: «زبدة المحققين رحمه اللّه» (676) ماده تاريخ اوست كه به قاعده حساب اعداد، حرف «ة» آخر كلمه «زبدة» به ملاحظه صورت خط عدد 5 حساب مي نمايند[9].

[1] . آشنايي با علوم اسلامي، ص 299.
[2] . تاسيس الشيعه لعلوم الاسلام، ص 305.
[3] . همان مدرك، ص 306.
[4] . مجله مكتب اسلام، سال سوم، شماره اول، ص 64 65، مقاله آقاي دواني.
[5] . ترجمه: «اي خواب آلوده در حالي كه مرگ و ميرها خوابي ندارد و اي غافلي كه تيرهاي روزگار هميشه او را هدف گرفته اند، فريب و مغرور بودن تو از چيست ؟
در صورتي كه روزگار مراقب توست و نداي آن گوشها را پر كرده است به خودت دلسوزي و مهر داشته باش، از آن رو محبت داشته باش كه پيشانيها ازشدت آلام پير مي گردد» ريحانة الادب، ج 5، ص 234.
[6] . رياض العلما، ج 1، ص 104.
[7] . همان مدرك.
[8] . ريحانة الادب، ج 5، ص 236.
[9] . ريحانة الادب، ج 5، ص 235.
عقيقي بخشايشي - تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، ص 124
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :