امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1242
علي بن عيسي اِربِلي
شيداي اهل بيت
اربلي در اوايل قرن هفتم هجري در شهر اربل[1] به دنيا آمد. او بعد از اتمام تحصيلات و کسب علوم رايج عصر خويش در نزد اساتيد فن و نخبگان آن دوران به ترويج فرهنگ اسلام پرداخت. وي در فن نگارش و شعر و ادب، مورد توجه عالمان دانش دوست و حاکمان عالم پرور قرار گرفت. در دوران جواني و اواخر خلافت حکمرانان بني عباس در زادگاه خويش به فن کتابت و نويسندگي اشتغال داشت و بعد از آن که هلاکوخان مغول بر شهر هاي اسلامي، از جمله بغداد استيلا يافت و حکومت بغداد به دست خاندان با کفايت و دانش دوست جويني افتاد، علي بن عيسي اربلي نيز به آنان پيوست و تا اواخر عمر در «ديوان انشاء» (اداره اسناد رسمي و مکاتبات دولتي) با آنان به ويژه عطاء الملک جويني معروف به علاء الدين همکاري نزديک داشت.
اربلي در دوران زندگي خويش با دانشمندان بزرگ اسلامي همچون خواجه نصير الدين طوسي، سيد رضي الدين علي بن موسي بن طاووس، يوسف بن مطهر حلي (پدر علامه حلي) و حسن بن يوسف بن مطهر حلي (علامه حلي) معاصر و مرتبط بود. وي همچنين مورد توجه مردان سياست و وزارت در عصر خود از جمله ابن علقمي[2] وزير دانش دوست و شيعه اواخر حکومت عباسيان، عطاملک جويني و برادرش شمس الدين بوده است.
از متون تاريخي بر مي آيد که پدر وي امير فخر الدين ابوالفتح اربلي مدتي حکومت اربل را عهده دار بوده است. اربلي در علوم مختلف اسلامي همچون حديث، تاريخ، رجال، فقه و عقايد صاحب نظر و از نظريه پردازان سياست آن روز بوده و فکر و تدبير و انشاء و قلم وي در اتخاذ تصميم هاي سياستمداران عصر تأثير فراوان داشته است.
اساتيد و مشايخ
علي بن عيسي اربلي در طول زندگي خويش از دانشمندان برجسته اسلامي اعم از شيعه و سني بهره هاي فراوان برده است که برخي از آنان عبارتند از:
1. رضي الدين سيد علي بن طاووس
2. سيد جلال الدين علي بن عبدالحميد بن فخار موسوي
3. تاج الدين ابوطالب علي بن انجب
4. حافظ ابو عبدالله محمد گنجي شافعي
5. کمال الدين ابوالحسن علي بن وضاح
6. شيخ رشيد الدين ابوعبدالله محمد بن ابي القاسم.
شاگردان و راويان
علي بن عيسي اربلي، افزون بر تأليفات ارزشمند و خدمات شايان توجه فرهنگي و اجتماعي براي جوامع اسلامي، اندوخته هاي علمي و پژوهش هاي خود را ـ که محصول سال ها انديشه و تفکر و زحمات شبانه روزي وي بود ـ بر عده اي از انسان هاي مستعد و انديشمند عرضه نمود، برخي از آنان عبارتند از:
1. مجد الدين ابوالفضل بن يحيي بن علي طيبي.
2. جمال الدين حسن بن يوسف بن مطهر حلي.
3. شيخ رضي الدين علي بن يوسف بن مطهر.
4. سيد شمس الدين محمد بن فضل علوي حسني.
5. شيخ تقي الدين بن ابراهيم بن محمد بن سالم.
6. تاج الدين محمد بن علي اربلي.
7. عماد الدين عبدالله بن محمد مکي،
8. شرف الدين احمد بن عثمان نصيبي،
9. شرف الدين احمد بن تاج الدين محمد.
10. عزالدين ابو علي حسن بن ابي الهيجاء اربلي.
11. تاج الدين ابوالفتح بن حسين بن ابي بکر اربلي.
12. امين الدين عبدالرحمن بن علي بن ابي الحسن جزري.
13. حسن بن اسحاق بن ابراهيم بن عباس موصلي.
14. محمود بن علي بن ابي القاسم.
15. عبدالرزاق بن الفوطي.
16. شيخ عيسي بن محمد بن علي.
تأليفات
علامه اربلي ذخيره هاي علمي و نتيجه تفکرات و تلاش هاي فرهنگي خود را در قالب کتاب هاي مفيد و مشتاقان علم، فرهنگ، ادب، حديث و تاريخ عرضه کرده که متأسفانه تعداد محدودي از آثار وي به دست ما رسيده است و آنان عبارتند:
1. المقامات.
2. رساله الطيف يا طيف الانشاء.
3. ديوان اشعار.
4. کشف الغمه في معرفه الائمه.
رساله ها و مقاله هاي ديگري نيز از وي به جاي مانده که در اثر حوادث مختلف از دسترس جويندگان علم و فرهنگ به دور مانده است.
نگاني به کشف الغمه في معرفه الائمه
کتاب کشف الغمه چنان که از نامش پيداست در موضوع آشنايي با زندگي و شخصيت پيشوايان معصوم ـ عليهم السلام ـ نگارش يافته و در حقيقت يک دوره امام شناسي و مجموعه اي مستند و متقن در فضائل و مناقب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و يکي از مهمترين منابع شيعي در اين موضوع است.
متفکر نامدار شيعه، علي بن عيسي اربلي در اين کتاب با قلمي شيوا و عباراتي سهل و آسان به تشريح اعتقادات و انديشه هاي کلامي شيعه مي پردازد. او با طرح مسائلي همچون ضرورت امامت، تبيين جايگاه آن در جامعه اسلامي، نکته هاي مهم تاريخي، فضائل و مناقب، علت شهادت هر يک از ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ، فرزندان، سخنان آن بزرگان و ناگفته هاي بسياري را براي مخاطبان موافق و مخالف خود روشن مي سازد.
نداي تقريب
از مهمترين شيوه هاي اربلي در تنظيم و ترتيب «کشف الغمه»، احترام به آرا و افکار اهل تسنن و تقديم منابع آنان ـ در استنادات فضائل و مناقب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ـ بر روايات شيعي است و اين جهت در پذيرش کتاب و محتواي آن براي اهل سنت داراي اهميت ويژه اي است. علامه شعراني در اين مورد مي گويد: «کتاب کشف الغمه چون اخبار عامه و خاصه است در مناقب ائمه اثنا عشر ـ عليهم السلام ـ و عبارات آن در غايت فصاحت و مشتمل بر اشعار نيکو (است)؛ و از آن چه بر طبع گران آيد و ذوق سليم را ناگوار باشد و از اخبار بي اسناد و از توهين و سب نسبت به علماي عامه و لعن و طعن آنان خالي است و بسيار از آن ها به تبجيل و تکريم نام مي برد مثلا صديقي الفاضل فلان الحنبلي و يگانه روزگار در فضل و علم ابو عثمان جاحظ ...».
سخني با علماي اهل سنت
اربلي هنگامي که براي تنظيم و تکميل «کشف الغمه» به منابع اهل سنت مراجعه مي کند، به غير از مناقب و فضائل حضرت علي ـ عليه السلام ـ و امام حسن و امام حسين ـ عليهما السلام ـ، در مورد ساير ائمه ـ عليهم السلام ـ با کمبود مطلب مواجه مي شود. او متوجه مي گردد که آگاهان آنان نيز در اين مورد سهل انگاري کرده اند به اين جهت با ابراز شگفتي و اظهار تأسف از اين همه بي مهري نسبت به ائمه هدي ـ عليهم السلام ـ مي گويد:
«چگونه از منظر دانشمندان اهل سنت نام، ياد، شرح حال، سخنان و حسب و نسب آن گراميان پوشيده مانده است؟! در حالي (که) آنان در طول تاريخ تلاش مي کرده اند اسامي و سخنان ناقلين اخبار و اشعار و امثال را در کتاب هاي مفصل خود بگنجانند حتي نام و گفتار و حرکات مجانين، آوازه خوان ها، لطيفه گويان، افسانه پردازان، بذله گويان و ساير صنف هاي عرب در متن تأليفات و تواريخ قيد شده است؛ تا آن جا که از افرادي که فقط يک بيت شعر و يا يک ضرب المثل گفته (اند)؛ به توضيح و تفصيل سخن رانده اند و در مورد آشنايي با ابعاد و نسبت اصوات آوازه خوانان و مغنيان به بحث نشسته اند؛ اما بسي شگفتي و تأسف است که مؤلفين و قلم پردازاني که به آن همه حرص و ولع اين حوادث و نکات غير مهم را ثبت کرده اند در مورد طايفه اي از عرب که جد آنان رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ، پدرشان وصي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ مادر آنان فاطمه ـ عليها السلام ـ و مادر بزرگشان خديجه ـ عليها السلام ـ و دايي هاي آنان طيب، طاهر و قاسم و عمويشان جعفر طيار است و قرآن به پاکي و طهارت آنان شهادت داده و رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ بر دوستي و مودت آنان تشويق و امر کرده است، هيچ سخني قابل عرضه به ميان نمي آورند.
من به چشم خود مشاهده کردم که در زمان ما قضات و مدرسين آنان زيارت امام موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ را نمي پسنديدند و براي ما جايز نمي شمردند و هرگاه ما همراه آنان بوديم و در سر راه به زيارت آن حضرت مشرف مي شديم آنان در بيرون توقف کرده و بعد با ما مراجعه مي کردند. اين در حالي بود که خود آنان به زيارت قبول صوفيه و برخي قبور ناشناخته مي رفتند. ما به خداوند متعال از هواهاي نفساني پناه مي بريم.»[3]
اربلي از منظر دانشمندان
1. شيخ حر عاملي:
علي بن عيسي اربلي دانشمندي فاضل و حديث نگاري مورد اعتماد، شاعري اديب و نوسنده اي متعهد و داراي فضائل اخلاقي و خصلت هاي پسنديده است. از تأليفات وي مي توان به کتاب پرارج «کشف الغمه في معرفه الائمه» اشاره کرد که در موضوع خود کامل و نيکو نگاشته شده است. وي اين کتاب را در شب 21 ماه رمضان، شب قدر، در سال (687) به پايان برده است. اربلي بيشتر اشعار خود را به مدح و ستايش اهل بيت و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ اختصاص داده است. [4]
3. علامه اميني صاحب الغدير:
اربلي يکي از دانشمندان و نابغ کم نظير جهان اسلام است که با داشتن دانش سرشار و معلومات چشم گيرش در قرن هفتم هجري درخشيد، او در زمره بزرگترين علماي علم ادب پيش از خود قرار دارد با اين حال او يکي از سياست پردازان عصر درخشان خود بود چنان که حقيقت فقه و حديث نيز توسط وي آشکار گرديد و سنگرهاي مذهب (به) وسيله او حمايت شد و کتاب ارزنده اش «کشف الغمه» بهترين اثري است که درباره تاريخ پيشوايان دين، نشان دادن فضائل آنان و دفاع از حريم شان و دعوت به سوي آنان نوشته شده است. اين کتاب دليل قاطع بر دانش زياد، مهارت در حديث، ثبات در مذهب، نبوغ در ادب و مهارت در شعر اين دانشمند تواناست. [5]
انديشه هاي ناب
اربلي به عنوان انديشمند اسلامي داراي تفکرات و انديشه هاي ارزشمندي بود. وي به خاطر برخورداري از افکاري والا در ميان دانشمندان اسلامي از مقام و منزلت ويژه اي برخوردار است. در اين جا به برخي از انديشه هاي وي اشاره مي کنيم:
شيداي اهل بيت
اربلي در فرصت هاي مناسب در کتاب کشف الغمه گاهي با نظم و زماني با عبارت هاي شيوا، عشق و علاقه خود را به اهل بيت عصمت ـ عليهم السلام ـ ابراز مي دارد. او در ضمن شرح حال امام حسين ـ عليه السلام ـ مي نويسد:
سوگوار امام حسين ـ عليه السلام ـ
علي بن عيسي در موارد متعددي حزن و اندوه خود را از حوادث غم بار کربلا اظهار مي دارد و حتي گاهي تحمل خود را از شنيدن و نقل مصيبت هاي حضرت اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ از دست مي دهد. او مي گويد:
گاهي شنيدن اين اوضاع و احوال شديداً دل مرا به درد مي آورد و نمي توانم اين مصائب را آن چنان که رخ داده بنگارم. من سالهاست که در روز عاشورا و در مجالس عزاداري برخي از اين مصائب و روضه ها را نمي توانم گوش کرده و تحمل نمايم و از شدت ناراحتي بر آن چه که بر آن حضرت و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ وي گذشته است، گاهي مشرف به هلاکت مي شوم و تا آن جا که مي توانم بر آن حضرت و اهل بيتش گريه مي کنم و بر قاتلان و دشمنانشان لعن و نفرين مي فرستم. اما حزن و اندوه من با اين ها تسکين نمي يابد و در مصيبت آن جناب نمي توانم آرامش حقيقي خود را بازيابم.»[6]
سياستمدار متدين
اربلي بعد از واقعه موصل و تصرف اين شهر توسل مغول، به بغداد هجرت کرد و با خاندان جويني همکاري نزديک داشت؛ و با استفاده از قدرت سياسي و اقتصادي، در ترويج دين مبين اسلام و تعظيم عالمان دين و نشر ادب و فضائل و ترميم خرابي هاي مغول از هيچ کوششي فروگذاري نکرد. وي با علاء الدين جويني[7] حاکم خير و دانش دوست بغداد پيوندي عميق داشت تا آن جا که وقتي علاء الدين جويني معروف به عطا ملک ـ مورد غضب اباقاخان مغول قرار گرفت و توسط او به همدان احضار شد، علي بن عيسي نيز در کنار علاء الدين به عنوان اسير در زنجير گرفتار بود،آنان هنوز در گردنه اسدآباد بودند که اباقاخان در سال 680 هـ ق، در گذشت و آن ها آزاد شدند. او همچنان با خاندان جويني همراهي مي کرد تا اين که شمس الدين جويني توسط ارغون شاه، مقتول و عطاملک نيز در گذشت و علي بن عيسي از صحنه سياست کنار رفت.
رحلت
علي بن عيسي اربلي بعد از سال ها تلاش و کوشش در راه ترويج دين و مذهب تشيع و اعتلاي پرچم پرافتخار اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در سال (693 هـ . ق) دار فاني را وداع گفت.
پيکر شريف او در شهر بغداد و در خانه مسکوني اش به خاک سپرده شد. مزار اين عالم وارسته قرن هاست که زيارتگاه شيفتگان آل محمد ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ است. محدث قمي مي نويسد:
«قبر جناب علي بن عيسي در بغداد، در وسط عمارت کارپرداز خانه دولت ايران واقع است و من به سر مزار او رفته ام و براي روح پرفتوحش فاتحه خوانده ام.
قدس الله تربته و اعلي في الجنات رتبته. [8]

[1]. اربل يکي از شهر هاي شمالي عراق در نزديک موصل و منطقه اي کرد نشين است و امروزه اربيل گفته مي شود و مرکز استاني به همين عنوان است.
[2]. ابوطالب مؤيد الدين محمد بن علقمي آخرين وزير دولت بني عباس بود. وي 14 سال در سمت وزارت به جامعه اسلامي به ويژه شيعيان خدمات شايان نمود. او سياستمداري شيعي مذهب، عدالت پرور، فرهنگ دوست، اهل تحقيق و تفکر، خوشنويس و مروج علم و مکتب بود. وي در سال 657 ـ يک سال بعد از فتح بغداد توسط هلاکوخان مغول ـ در همان شهر درگذشت.
[3]. کشف الغمه، ج1، ص 5.
[4]. أمل الآمل، ج2، ص 194.
[5]. همان، ص 446.
[6]. همان،ج2، ص 64.
[7]. عطا ملک جويني، ملقب به علاء الدين صاحب ديوان (623 ـ 681) از رجال و مورخان معروف اوائل دوره مغول است. وي در سال 654 توسط امير ارغون به هلاکو معرفي و نزد او تقرب يافت. پس از فوت هلاکو وي و برادرش شمس الدين (صاحب ديوان)، سبب رونق دولت اباقاخان مغول بودند و عطاملک حکومت بغداد و عراق را اداره مي کرد. او مولف تاريخ جهان گشاي جويني است. انشاء اين کتاب، بليغ و از لحاظ اطلاعات تاريخي نفيس و کم نظير است. وي حاکمي نيکوکار بود که با آوردن آب فرات به کوفه در عمران و آباداني سرزمين نجف سهم بسزايي داشت. آنان در ترويج دين، احياي ارزش هاي اسلامي و احترام به علما سعي بليغ داشتند.
[8]. فوائد الرضويه، ص 317.
عبدالكريم پاك نيا - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 5، ص 62
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :