امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
587
در من نوعي شك نسبت به وجود ائمه در گذشته و داستانهايي كه از آنها به ما رسيده به وجود آمده است. چگونه داستانها و احاديث ائمه به ما رسيده است.

شك در وجود انسان مقدمه رسيدن به علم است. خداوند عقل را در وجود انسانها قرار داده است و با داشتن عقل براي انسان در برخي از موضوعات نوعي شك پيدا مي شود. اين شك با مطالعه و تفكر و سؤال از ديگران برطرف مي شود. اما بايد مواظب بود كه در شك كردن راه افراط و زياده روي را پيش نگيريم.
دلائل عقلي و نقلي، وجود و ضرورت وجود ائمه را اثبات مي كنند. در اين رابطه علامه طباطبائي مي نويسد: «همان طور كه خداي مهربان احتياجات همه آفريده هاي خود را رفع كرده و وسائل پيشرفت آنها را در اختيارشان گذاشته، بايد نيازي را كه انسان به اعتقاد صحيح و اخلاق پسنديده و كارهاي نيكو دارد  با فرستادن پيغمبران و رسانيدن پيغامهاي خود برطرف نمايد. به همين دليل خداوند پس از رحلت پيغمبر براي نگهباني دين و هدايتِ مردم بايد امام و پيشوائي تعيين نمايد ... از طرفي از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به طرق مختلف روايت شده است كه امت اسلام پس از آن حضرت، امامان و پيشواياني دارند كه جانشينان وي مي باشند. در روايت معروفي كه از شيعه و سني نقل كرده اند آن حضرت مي فرمايد: «امامان دوازده نفر مي باشند و همه از قريشند ...».[1]
تواتر يكي از علائم حقيقت است، تواتر يعني مطلبي توسط افراد مختلف در كتابهاي مختلف نقل شود، در اين صورت شكي براي كسي باقي نمي ماند كه اين مطلب حقيقت دارد. به عنوان نمونه خيلي از ماها به مكه نرفته ايم و آنجا را از نزديك نديده ايم. اما در مورد مكه و خانه خدا آنقدر مطلب از اين و آن شنيده ايم كه شكي براي ما باقي نمانده است كه حتماً چنين جايي با چنين ويژگي هايي وجود دارد. در رابطه با وجود ائمه اطهار و احاديث و داستانهايي كه از ايشان به ما رسيده عيناً چنين مطلبي صادق است. در زمان ائمه افرادي بوده اند كه سخنان و داستانها و وقايعي كه در مورد ايشان بوده است را مي نوشتند و اين مطالب از طريق مختلف و راويان زيادي به ما رسيده اند. به عنوان نمونه بعضاً يك حديث را پنچاه نفر از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت كرده اند. و اين حديث در چند كتاب مختلف وجود دارد. و آيا با اين حال براي آن عالمي كه در حال بررسي احاديث و داستانهاي ايشان است شكي باقي مي ماند؟ و بايد اين نكته را مد نظر داشت كه احاديث و داستانها و چيزهاي ديگر ... را عموماً علماي دين شناس و آگاه و با تقوا براي ما نقل كرده اند.
گاهي اوقات ما به نويسنده اعتماد داريم و او را امين مي دانيم و مي دانيم كه او با تحقيق و بررسي اين مطالب را نوشته است شايد شما بگوئيد از كجا معلوم كه همين كتاب، فقط اسم فلان عالم را به عنوان نويسنده داشته باشد. اما در واقع كس ديگري آن را نوشته باشد؟ جواب مي گوييم چنين چيزي تقريباً غيرممكن است. چرا كه علماي ديگر و كتاب شناسان به راحتي مي توانند، تشخيص دهند كه آيا اين كتاب را مثلاً شيخ طوسي يا شيخ مفيد نوشته است يا خير؟ يعني اين قدر هم بي نظمي و كج فهمي وجود ندارد كه اهل فن نتوانند تشخيص دهند اين كتاب، جعلي است يا خير؟ بنابراين كارشناسان امور از پيشامد چنين چيزهايي جلوگيري مي كنند. علاوه بر اين كه با كمك علومي چون رجال و درايه و ... اين امر حتي در مورد يك روايت هم ميسر شده است چه برسد به يك كتاب. درست است كه خوش باوري زياد مورد قبول هيچ عقل سليمي نيست. هم چنان كه «عبدالحسين زرين كوب» مي نويسد: افراط در خوش باوري ممكن است، فرد را به نقل و قبول افسانه هايي وا دارد كه با علم و عقل منافات داشته باشد.[2] از طرفي دير باوري به يك نقل قول نسبتاً معتبر يا كتابي كه مورد تأييد است، هم مورد پذيرش نيست. «شهيد مطهري» (ره) در اين رابطه كه چه قدر به تاريخ هاي مكتوب و آثار تاريخي مي شود اعتماد كرد مي نويسد: «در اين رابطه نظريه هايي افراطي و تفريطي وجود دارد. براي بعضي كه كاملاً «ملا لغتي» هستند، همين قدر كه كتابي را پيدا كنند كه مثلاً 700 سال پيش نوشته شده يا در فلان جا چاپ شده اين ديگر برايشان وحي منزل است و يك عده اساساً به كلي تاريخ را بي ارزش مي دانند.»[3]پس افراط و تفريط در مسائل تاريخي مقبول نيست. ايشان مي نويسد: «بعضي  وقايع است كه اساساً در يك حدش دروغ بردار نيست قضايايي كه در سطح عموم واقع مي شود. اصلاً امكان تحريف آنها وجود ندارد، يعني قضيه به صورت تواتر نقل مي شود كه ديگر اصلاً قابل اين كه اغراض (دروغ) در آن دخالت كرده باشد نيست. شما در همين تاريخهاي اسلامي مي بينيد ... مسائل مشترك زياد وجود دارد. حتي مسائلي كه به نفع يك فرقه معين است، در عين حال در كتابهاي هر دو فرقه نوشته شده يعني در اينجا اغراض (دروغ) نتوانسته است دخالت كند. ما الان چقدر وقايع داريم كه به نفع تشيع است و در كتب اهل تسنن هست؟»[4]
همان گونه كه اشاره شد، كتاب هاي علمايي كه در قرون گذشته نوشته شده است. توسط علماي ديگر مورد بررسي و نقد قرار گرفته اند كه آيا اعتبار دارند يا خير و عموماً احاديث، داستانها و مطالب تاريخي كه در مورد ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ وجود دارد در اين كتابها يافت مي شود به عنوان نمونه ما به چند كتاب اشاره مي كنيم.
1. مناقب ابن شهر آشوب: «در بين حدود يكصد كتاب مناقب، كتاب ابن شهر آشوب را مي توان يكي از كتب برتر دانست ... اين كتاب در حدي اعتبار قرار دارد كه علماي شيعه و سني به آن اعتماد كرده و روايات آن را بدون هيچ تشويش خاطري نقل مي كنند.[5]
2. امالي شيخ طوسي: «ايشان با دقت تمام سلسله سند روايات را ذكر كرده است ...»[6]
3. امالي شيخ مفيد: «كتابهاي شيخ مفيد از معتبر ترين منابع روايي شيعه به شمار مي آيد و در طول هزاران سال پيوسته مورد توجه و عنايت علما و فقهاي شيعه بوده است.  علامه مجلسي صاحب بحارالانوار مي نويسد: ما به نسخه هاي بسيار قديمي از اين كتاب دست يافته ايم كه دلائل و قرائني بر صحت و اعتبار آن وجود دارد».[7]
4. ارشاد شيخ مفيد: «كتاب ارشاد از معتبر ترين منابع روايي شيعه درباره زندگاني ائمه به شمار مي آيد و بسياري از منابع مهم شيعه كه به زندگاني ائمه پرداخته اند، اين كتاب را مستند خود قرار داده اند ...»[8]
5. تهذيب احكام شيخ طوسي: «آقا بزرگ تهراني در «الذريعه» آورده است كه «اين كتاب يك از كتابهاي چهارگانه و يكي از مجموعه هاي روايي قديمي و معتبر شيعه از زمان نگارش تا زمان حاضر است. جزء اوّل از نسخه اصل آن كه به خط مؤلف آن است در اين زمان نيز موجود است»[9]
نتيجه گيري: احاديث، داستانها و مطالب گوناگوني كه در مورد ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ و پيشوايان ديني به ما رسيده است عموماً توسط علماي بزرگ و امين مورد بررسي و نقد قرار گرفته اند و اگر مطالب به دروغ وارد اين كتابها شده باشد، توسط ايشان معين شده است. و شك زياد در اين رابطه خروج از حد اعتدال است و اين مشكل را بايد با مطالعه زياد و اطمينان به ديگران حل كرد، همان گونه كه شخصي براي آگاه شدن از خبري از افراد راستگو مي پرسد و اطمينان به حرف آنها دارد، در مسائل تاريخ و سيرة ائمه نيز بايد به همان شيوه به افراد راستگو اطمينان داشته تا مشكل حل شود.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. آموزش دين، علامه طباطبائي.
2. تاريخ تشيع، غلامحسن محرمي.

پي نوشت ها:
[1] . طباطبائي، محمد حسين، آموزش دين، جمع آوري سيد مهدي آيت اللهي، قم، نشر جهان آرا، 1356، ص 110.
[2] . زرين كوب، عبدالحسين، تاريخ در ترازو، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ چهاردهم، 1375، ص115.
[3] . مطهري، مرتضي، فلسفه تاريخ، تهران، انتشارات صدرا، چاپ دهم، 1378، ج1، ص13.
[4] . همان، ص 129-127.
[5] . CD جامع الاحاديث، نسخه 2، مركز تحقيقات علوم كامپيوتري ذيل عنوان مؤلف.
[6] . همان، ذيل عنوان امالي شيخ طوس.
[7] . همان، ذيل عنوان امالي شيخ مفيد.
[8] . همان، ذيل عنوان ارشاد.
[9] . همان ، ذيل عنوان تهذيب الاحكام.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :