امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1102
ابن داوود حلّي[1]
ابو محمّد حسن بن علي، ملقّب به تقي الدين، معروف به ابن داوود ـ چنان كه در كتاب رجالش گفته است ـ پنجم جمادي الآخر 647 هـ . ق ولادت يافت. [2] در كتابهاي تراجم به محل ولادتش، اشاره نشده؛ اما از آن جا كه نزد دانشمندان نام آور حلّه دانش آموخته، احتمالا بيشتر عمرش را در اين شهر گذرانده و در همين شهر نشو و نما كرده است. نيز به قرينة اين كه ابن داوود، استادش ابن طاووس را «بغدادي التحصيل» خوانده و از سوي ديگر، گفته كه: تا هنگام مرگ قرين او بوده، روشن مي‌شود كه گويا مدتي نيز در بغداد اقامت داشته است. همچنين بر اساس بيتي از ارجوزة «عقد الجواهر»، او در ذيقعده 700 هـ . ق در كاظمين بوده و نيز در ارجوزة «منهج التقويم»، از نعمت مجاورت و زندگي در نجف ياد كرده است. [3]
استادان
در کتب معروف رجال به چهار تن از استادان ابن داود اشاره شده است. خود وي در كتاب رجالش، نام سه تن از استادان خويش را ذكر كرده و شرح حال مختصري از آنها را آورده است؛ اما در مورد فرد ديگر، تنها در آغاز كتابش اشاره كرده كه: وي طريق روايتي اوست. اين استادان عبارتنداز:
1. ابو القاسم نجم‌ (نجيب) الدين جعفر بن حسن بن يحيي بن سعيد حلّي، مشهور به «محقّق حلّي»[4]؛ وي به 602 هـ . ق ولادت و ربيع الآخر 676 هـ . ق[5] وفات يافت.
علاوه بر ابن داوود، شاگردان بزرگ ديگري از محضر او دانش اندوخته‌اند كه از آن جمله‌اند: علّامة حلّي، عبد الكريم بن طاووس، محمّد بن طاووس، جلال محمّد كوفي (استاد شهيد)، عزّ الدين حسن بن يوسف آبي (صاحب كشف الرموز).
ابن داوود، از اين استادش به بزرگي ياد كرده است؛ با القابي چون: «محقّق، مدقّق، امام علّامه، يگانة عصر، خوش بيان‌ترين اهل زمان، بهترين عالمان در اقامة‌دليل و سريع‌ترين آنان در آوردن برهان». گويا ابن داوود، از محقّق حلّي بهره‌اي وافرتر برده است؛ چنان كه مي‌گويد: «از كودكي، استاد و مربي من بود و احسان و التفات زيادي به من داشت»؛ «محقّق حلّي، در نقل همة مصنفات و روايت‌هايش، به من اجازه داده است.»[6]
اين گفتار نشان مي‌دهد كه وي نزد محقّق حلّي، ارج و قربي ويژه داشته و مورد اعتماد فراوان او بوده است.
2. سيّد جمال الدين ابو الفضائل احمد بن موسي بن طاووس، (متوفّاي 673 هـ . ق) ؛ در «اعيان الشيعه» آمده است كه‌ وي در حلّه وفات يافته و دفن گرديده و مرقدش مشهور و زيارتگاه است. [7] سيّد جمال الدين، برادر رضي الدين بن طاووس (صاحب كرامات معروف) است. در كتب فقهي و رجالي هر كجا از سيّد بن طاووس نام برده شود، مراد احمد بن طاووس است. [8]
3. سيّد عبد الكريم بن موسي بن طاووس، (648 ـ 693 هـ . ق) ؛ ابن داوود از وي چنين نام برده است: «سرور ما، پيشواي معظم، غياث الدين، فقيه، نحوي، عروضي، نسّابه و زاهد». سيّد عبد الكريم در كربلا متولد شد، در حلّه نشو و نما، و در بغداد تحصيل كرد و در كاظمين درگذشت.
4. مفيد الدين محمّد بن جهيم (جهم) الاسدي. ولادت و وفات او معلوم نيست؛ لكن وي از علماي قرن هفتم حلّه بوده است. به كساني چون: علّامة حلّي و ابن داوود، اجازه روايت داده است و ابن داوود در مقدمه كتاب رجالش، وي را يكي از طرق نقل روايت خود معرفي كرده است.
گذشته از موارد مذكور، علّامة اميني كساني چون: خواجه نصير الدين طوسي (متوفّاي 673)، يوسف بن مطهر (پدر علّامة حلّي) و يحيي بن سعيد (پسر عموي محقّق حلّي) را نيز از مشايخ ابن داوود بر شمرده است. [9]
شاگردان
در كتب رجال، تنها به سه نفر از شاگردان ابن داوود اشاره شده است؛ به اعتقاد برخي، آنان شاگردان روايتي وي بوده‌اند، كه عبارتند از:
1. رضي الدين ابو الحسن علي بن احمد بن يحيي بن مزيد حلّي. وي به سال (757 هـ . ق) [10] رحلت كرد و در نجف دفن شد. او از استادان شهيد اول و از شاگردان علّامه است. شهيد از وي با القابي چون: «شيخ، پيشوا، پادشاه ادبا و علما ...»ياد كرده است. [11] ابن مزيدي، علاوه بر علّامه و ابن داوود، از پدرش نيز روايت كرده است. [12]
2. شيخ زين الدين علي بن طراد مطار آبادي. وي سال (762 هـ . ق) در حلّه وفات يافت. [13] شهيد اول از وي نيز روايت كرده و در اجازه‌اش، زين الدين مطار آبادي را چنين توصيف نموده است:
«امام، فقيه، محقّق و دانشمند مدقق.»[14]
3. سيّد تاج الدين محمّد بن قاسم بن حسين علوي حسني ديباجي حلّي، معروف به «ابن معيه». شهيد وي را «اعجوبة زمان در همة فضائل» توصيف مي‌كند و در كتاب «مجموعه» كه به خط جدّ شيخ بهايي محمّد بن علي جبعي است، آمده است: سيّد تاج الدين در سال 776 هـ . ق در حلّه درگذشت و پيكرش به نجف اشرف انتقال يافت. [15] به گفته آقا بزرگ تهراني: سيد تاج الدين، از شاگردان علامه و خود، استاد سيد احمد بن حسين، مؤلف «عمدة الطالب» است. [16] همچنين شيخ آقا بزرگ تهراني گفته است: شصت و اندي شيخ داشته است. [17]
آثار وي عبارتند از: « معرفه الرجال»، «نهايه الطالب في نسب آل ابيطالب» و«الفلك المشحون.»
تأليفات
ابن داوود، در كتاب رجالش، آثار خود را اين گونه بر شمرده است:
1. در رجال: كتاب «الرجال».
2. در فقه:« تحصيل المنافع»، «التحفه السعديه»، «المقتصر من المختصر»، «الكافي»، «النكت»، «الرائع»، «خلاف المذاهب الخمسه»، «تكمله المعتبر» (نا تمام)، «الجوهرة في نظم التبصره» (اين كتاب همان «تبصرة» علاّمة حلّي است كه ابن داوود آن را به نظم در آورده است)، «لمعه» (در احكام فقه و منظوم)، «الرائض في الفرائض» (منظوم)، «عقد الجواهر في الاشياء و النظائر» (منظوم)، «اللؤلؤه» (منظوم و ناتمام) و، «عدة الناسك في قضاء‌المناسك» (منظوم).
3. در اصول دين: «الدّر الثمين في اصول الدين» (منظوم)، «الخريده العذراء في العقيدة الغراء» (منظوم) و «الدرج».
4. . در منطق: «حلّ الإشكال في عقد الأشكال» و «البغيه».
5. در ادبيات عرب: «الإكليل التاجي في العروض»، «قرة عين الخليل في شرح النطم الجليل»، «شرح قصيدة صدر الدين الساوي»، «مختصر الإيضاح»، «حروف المعجم» و «مختصر اسرار العربيه».
از آثار مذكور، برخي به جاي مانده كه بعضي به چاپ رسيده و بعضي ديگر خطي است.
آثار چاپي
1. الرجال: اين كتاب يك بار در سال 1383 هـ . ق به كوشش سيّد جلال الدين محدّث ارموي در تهران و بار ديگر در سال 1392 هـ . ق به كوشش سيّد محمّد صادق بحر العلوم در نجف به چاپ رسيده است.
2. ارجوزة في الكلام: منظومه‌اي است زيبا در 145 بيت، با الفاظي موجز دربارة‌عقايد كلامي شيعه.
3. عقد الجواهر في الاشباه و النظائر: در نسخة چاپي، «جواهر الكلام في الاشباه و النظائر» ناميده شده است. اين ارجوزه با 1309 بيت در 10 ذي قعدة 700 هـ . ق در كاظمين سروده شده است.
4. المنهج القويم في تسليم التقديم: ارجوزه‌اي است با 201 بيت، مشتمل بر داستاني از مباحثه‌هاي مربوط به «شايسته‌ترين خليفه پس از پيامبر»، كه در مجلسي از مجالس علماي مذاهب مختلف در شهر بغداد انجام گرفته است. ابياتي از اين ارجوزه خواهد آمد.
آثار خطي
1. التحفة السعديه: نسخه‌اي از آن، در كتابخانة موزه بغداد وجود دارد.
2. تحصيل المنافع: نسخه‌اي از آن، در كتابخانه سيّد محمّد علي روضاتي در اصفهان است.
3. الجوهرة في نظم التبصره: دو نسخه از آن در كتابخانة آيت الله مرعشي موجود است.
4. المقتصر من المختصر: نسخه‌اي از آن در كتابخانة مجلس موجود است.
همچنين به گفتة افندي؛ سيّد حسين مجتهد عاملي، رساله‌اي مشتمل بر رواياتي از ائمه به ابن داوود نسبت داده و از آن در كتابش (دفع المناواة عن التفضيل و المساواة) نقل كرده است». [18]
جامعيت علمي و تخصّص ابن داوود
آنچه از آثار ابن داوود و اقوال علما به روشني به دست مي‌آيد، اين نكته است كه: او در علوم مختلف، جامعيت داشته و دست كم در چهار حوزة فقه، كلام، رجال و ادبيات متبحر بوده است. با اين حال، تخصص وي در رجال و ادبيات، نظر علما را بيشتر به خود جلب كرده است.
تبّحر وي در شعر چنان است كه حتّي برخي از آثار كلامي و فقهي خود را به صورت شعر تأليف كرده است؛ از جمله كتاب «تبصره» علّامة حلّي. اين امر، شايد پيش از آن كه بيانگر جامعيت او باشد، از قدرت و تسلط ادبي او حكايت مي‌كند. لذا علما، او را «سلطان ادبا و بلغا» دانسته‌اند.
علّامة اميني در آغاز جلد ششم الغدير، با ارائه شرح حالي كوتاه از ابن داوود، او را در شمار «شعراي غدير در قرن هشتم» آورده و پاره‌اي از اشعارش را ذكر كرده است؛ كه ابياتي از آن را مي‌آوريم:
و قد جرت لي قصة غريبه
قد نتجت قضية عجيبه
فاعتبروا فيها ففيها معتبر
يغني عن الاغراق في قوس النظر
حضرت في بغداد دار علم
فيها جبال نظر و فهم
رجال ابن داوود
شهرت ويژة ابن داوود، بيش از همه، مرهون كتاب «رجال» اوست. وي آن را با استفاده از راهنمايي‌ها و تحقيقات استادش، احمد بن طاووس به رشتة تحرير در آورد و همين، بر ارزش كتاب مي‌افزايد؛ چرا كه وي در زمان خود از تبحر و تخصص ويژه‌اي در علم رجال برخوردار بوده است.
الف) ويژگي‌ها
1. تا پيش از ابن داوود، نام شخصيت‌ها، بدون ترتيب الفبا ذكر مي‌شد و يا اگر به ترتيب الفبايي بود؛ تنها در حرف اول اسامي بود، كه اين، مشكلاتي را در يافتن نام شخصيت پديد مي‌آورد. ابن داوود، با وقوف به اين مسأله، كتاب رجالش را به ترتيب حروف الفبا در حرف اول، دوم و ... ، تنظيم كرد و حتي اين ترتيب را در نام پدر و جد راوي نيز مراعات كرد. اين عمل، چنان در نظر رجاليون بعد از او، پسنديده آمد كه از آن پس، آن‌ها نيز شيوة ابن داوود را در ترتيب نام‌ها دنبال كردند.
2. رجال وي در حقيقت گزيده‌اي است از كتاب‌هاي كشّي، نجاشي، شيخ طوسي، برقي، علي بن احمد عقيقي، ابن عقده، فضل بن شاذان، ابن عبدون، غضائري، محمّد بن بابويه و ابن فضل. البته وي اقوال آن‌ها را با حسن ترتيب و زيادت تهذيب، ذكر كرده و براي هر كدام رمزي نهاده است و از متأخرين از شيخ، جز افراد معدودي، نامي نبرده است. همچنين وي، جهت اختصار، نام امامان را نيز با رمز مشخص كرده است.
3. ابن داوود كتاب رجالش را در دو جزء‌تنظيم كرده است؛ جزء اول كه به شخصيتهاي «موثق» و «مهمل» اختصاص يافته و جزء دوم كه در آن، «مجهولين» و«مجروحين»[19] نام برده شده‌اند.
ابن داوود، در آخر قسم اول، افرادي را كه نجاشي با عنوان «ثقه ثقه» آورده و 34 نفر هستند، جداگانه ذكر كرده است. در ادامه، نام پنج نفر ديگر را كه توصيف به «ثقه ثقه» شده‌اند، آورده كه غضائري هم به آن‌ها اشاره كرده است. آن گاه پنج فصل آورده كه مطالب آن، بسيار مورد نياز محقّقان قرار مي‌گيرد.
در پايان قسم دوم نيز 17 فصل ـ كه براي محقّقان مفيد است‌ ـ آورده و بعد، نه تنبيه پر فايده ذكر كرده است.
ب) تفاوت رجال ابن داوود با رجال علّامه حلّي
ابن داوود و علّامة حلّي، هر دو شاگرد احمد بن طاووس بوده‌اند؛ از اين رو، در آثارشان مشابهت‌هايي ديده مي‌شود؛ به طوري كه ممكن است گفته شود يكي، از ديگري اقتباس كرده است. با وجود اين، تفاوت‌هاي اين دو كتاب از اين قرار است:
1. رجال علّامه نيز همانند رجال ابن داوود، به دو قسم ترتيب يافته است؛ لكن علّامه اسامي كساني را در قسم اول آورده، كه به روايتشان عمل شده و ممدوح دانسته شده‌اند و در قسم دوم، كساني را ذكر كرده كه به روايتشان عمل نشده و جرح شده‌اند. بر خلاف علّامه، ابن داوود در قسم اول، كساني را كه كم‌ترين مدح درباره‌شان آمده، ذكر كرده است؛ گر چه به خبر آنان عمل نشده و بسيار مذمّت شده باشند و در قسم دوم هم كساني را كه كم‌ترين ذمّ در موردشان آمده، ذكر كرده است؛ اگر چه اوثق ثقات بوده باشند.
2. معمولا برخي راويان، مورد اختلاف علماي رجال قرار مي‌گيرند: عده‌اي، آن‌ها را قابل اعتماد مي‌دانند و عده‌اي مورد اعتماد نمي‌دانند.
يكي از تفاوت‌هاي «رجال» ابن داوود با «رجال» علّامه حلّي، مربوط به اين گونه راويان است. علّامه، چنين افرادي را در هر دو قسم نياورده است؛ بلكه يا جانب مدح را ترجيح داده و در قسم اول آورده و يا جانب ذمّ را ترجيح داده و يا متوقف شده، كه در اين صورت، او را در قسم دوم ذكر كرده است. اما ابن داوود، اين راويان را، يك بار به اعتبار مدح، در قسم اوّل، و بار ديگر به اعتبار ذمّ، در قسم دوم ذكر كرده است.
3. علّامه هنگامي كه مطلبي را از كتاب‌هاي كشّي، نجاشي، شيخ و غضائري دريافت مي‌كند، نام مستند را ذكر نمي‌كند؛ بلكه عين عبارت آن‌ها را مي‌آورد؛ اما اگر از كتاب «غيبه» شيخ يا «رجال» ابن عقده يا «رجال» عقيقي مطلبي را مي‌آورد، مستند را صراحتا بيان مي‌كند. بر خلاف علّامه، ابن داوود بر خود لازم دانسته از هر كسي كه مطلبي نقل مي‌كند، نامش را بياورد، بر خلاف علّامه ابن داوود بر خود لازم دانسته، نام هر كسي را كه از او مطلبي نقل كرده بياورد، مگر موردي كه امر بر او مشتبه بوده و يقين به مستند نداشته كه در اين صورت، هيچ رمزي نياورده است.
4. علّامه تنها راويان ممدوح را در قسم اوّل آورده است؛ ولي ابن داوود‌ «مهملين» را هم در قسم اوّل ذكر كرده است. [20]
ج) ميزان اعتبار
«رجال» ابن داوود جزو چهار كتاب اصلي رجال متأخر محسوب مي‌شود؛ سه كتاب ديگر عبارتند از: «فهرست» شيخ منتجب الدين، «معالم العلماء» و «خلاصه الاقوال في علم الرجال». از اين چهار كتاب، به عنوان «مصادر ثانويه علم رجال» نام برده‌اند كه نشانة اهميت و جايگاه اين آثار نزد علماي رجال است.
دربارة ميزان اعتبار رجال ابن داوود، نكاتي در كلمات رجال شناسان ديده مي‌شود كه در اين جا به اجمال، بيان مي‌كنيم.
به دليل وجود برخي اشتباهات در رجال ابن داوود، عده‌اي از علماي رجال اين اثر را زير سؤال برده‌اند؛ هر چند مؤلفش را نيز بسيار ستوده‌اند. از اين رو، دربارة منشأ اشتباهات و ميزان اعتبار اين كتاب، سخنان متضادي ديده مي‌شود.
البته در اين كه اشتباهاتي رخ داده، تقريبا اتفاق نظر وجود دارد؛ لكن برخي، اين اشتباهات را توجيه كرده و ناچيز شمرده‌اند و وقوع اين مقدار خطا را، طبيعي دانسته‌اند؛ همچنان كه ساير كتب رجال نيز مصون از چنين خطاهايي نبوده‌اند.
در «اعيان الشيعه»، به نقل از «مستدرك الوسائل» گفته شده است كه سه ديدگاه درباره «رجال» ابن داوود وجود دارد:
برخي در درجة اعتبار آن غلو كرده‌اند؛ برخي در عدم اعتبار آن افراط كرده‌اند و به كلي از اعتبار ساقط دانسته‌اند؛ عده‌اي هم نگاهي معتدل به كتاب وي دارند. از گروه اول، پدر شيخ بهايي است كه گفته است:‌ «رجال ابن داوود، ما را از ساير كتب رجالي بي‌نياز مي‌گرداند.» از گروه دوم، محقّق شوشتري است كه رجال وي را شايسته اعتماد ندانسته است؛ زيرا در رجال او، اشتباهات زيادي از متقدّمين و نقد و تمييز رجال ديده مي‌شود. و گروه سوم، بيشتر رجاليون هستند. [21]
اين كه شخصيت رجالي بزرگي چون ابن داوود، چرا دچار چنين خطاهايي شده، توجيهاتي از سوي برخي علماي رجال ارائه شده است و شايد نظر همين گروه درست باشد؛ زيرا بعيد به نظر مي‌رسد كه محقّقي چون ابن داوود، مرتكب خطاهاي آشكاري در رجالش شود. به طور خلاصه، اهم توجيهات چنين است:
1. كساني مانند صاحب «رياض العلما» گفته‌اند: طعن‌ها وارد نيست؛ زيا بيش‌تر اشتباهات، به اختلاف نسخ باز مي‌گردد و علت اختلاف نسخ نيز اين بوده كه گاهي نسخه‌اي از كتاب مؤلف معروف مي‌شده و همان نسخه در ميان مردم انتشار مي‌يافته است و سپس، مؤلفين برخي مطالب را كاسته يا افزوده‌اند و اين تصرفات بعدي، در نسخة مشهور و منتشر شده وارد نشده و منشأ بروز اشتباه شده است.
2. در گذشته به دليل اين كه كتاب‌ها با دست نسخه‌برداري مي‌شده، لذا به تعداد محدودي انتشار يافته است؛ از اين رو، دست‌يابي مؤلفان به آثار ديگران، دشوار بوده است. اين امر موجب مي‌شد كه گاهي مؤلفان، تنها به نقل قول مؤلف ديگر بسنده كنند؛ در حالي كه بسياري از اوقات، نقل قول او نيز غير مستقيم و خطا بوده است؛ اما مؤلفان همان نقل قول خطا را به عنوان صاحب قول بيان مي‌كرده‌اند. گويا ابن داوود نيز به دليل دسترسي نداشتن به نسخة اصلي اثر مؤلف، دچار چنين اشتباهاتي شده است!
3. بد خطي و ناخوانايي خط ابن داوود. برخي گفته‌اند علماي گذشته، به دليل كثرت اهتمام به درس، تدريس، تأليف و ساير امور، به باز بيني كامل همة نسخه‌ها موفق نمي‌شده‌اند. اين امر موجب مي‌شد كه بسياري از اوقات اغلاطي در دست نويس پديد آيد و مؤلف متوجه آن نشود. و يا ناخوانايي خط مؤلف و عدم دست‌يابي آسان به او، موجب مي‌شد كه استنساخ كننده، كلمه‌اي را به گمان خود صحيح بداند و همان را بنويسد، اما مقصود مؤلف چيز ديگري بوده است،[22]
التبه گفتني است: به گفته يكي از محقّقان بزرگ معاصر: اين اشتباهات، در كتاب رجال ابن داوود كه به تحقيق سيّد محمّد صادق آل بحر العلوم است، تا حد زيادي رفع شده است.
درگذشت
با وجود مراجعه به منابع مختلف، تاريخ و محل وفات اين رجالي نامي، همچون ساير مقاطع زندگي وي روشن نيست؛ اما با توجه به شواهد مي‌توان گفت او سال‌هايي از آغاز سدة هشتم را درك كرده است. چنان كه در بخش تأليفات اشاره شد، ابن داوود در ارجوزة «عقد الجواهر» تاريخ 700 هـ . ق را قيد كرده؛ كه اين نشان مي‌دهد وي حد اقل تا آخر سدة‌هفتم در قيد حيات بوده است.
مرحوم آقا بزرگ تهراني، تاريخ فراغت ابن داوود از كتاب رجالش را، سال 707 هـ . ق ذكر كرده[23]و در الذريعه گفته است كه اين تاريخ را در آخر نسخه‌اي از رجال ابن داوود مشاهده كرده است. [24]
صاحب رياض العلماء نيز گفته است كه: در مشهد امام رضا عليه السّلام نسخه‌اي از كتاب «فصيح» را ديده كه در آخر آن به خط ابن داوود آمده است:
«نوشته است حسن بن علي بن داوود در سيزده رمضان سال 741 هـ . ق. [25]

[1] . گفتني است كه: شخصيت ديگري نيز با نام «ابن داوود»، مشهور است؛‌ اما بايد توجّه داشت كه كنيه و نام وي، «ابو الحسن محمّد بن احمد بن داوود قمي» است. وي از محدّثان قرن چهارم، ولادت يافتة قم و متوفّاي 368 هـ . ق است.
[2] . جهت اطلاع بيشتر دربارة عالمان و سير تحولات اين ديار، ر.ك: سيماي حلّه، محمّد حسن اماني، سازمان تبليغات اسلامي؛ حوزه‌هاي علمية شيعه در گسترة جهان، سيّد علي رضا سيّد كباري، پژوهشكدة باقر العلوم عليه السلام، امير كبير، تهران، ص 321 به بعد.
[3] . آنچه ذكر شد، منقول بود از: دايرة المعارف بزرگ اسلامي، مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج اول، تهران، 1369، ج 3، ص 484.
[4] . اعيان الشيعه، سيّد محسن امين، ج 4، ص 89.
[5] . رجال ابن داوود، ص 62.
[6] . همان. رجال ابن داود، ص 62.
[7] . اعيان الشيعه، ج 3، ص 189.
[8] . هدية الاحباب، شيخ عبّاس قمي، ذيل عنوان «احمد بن موسي بن جعفر جمال الدين».
[9] . الغدير، عبد الحسين اميني، دار الكتاب الاسلامي، قم، ج 2، ص 347.
[10] . رجال ابن داوود، ص 70.
[11] . غايه المراد، تحقيق: رضا مختاري، مركز الابحاث الدرسات الاسلاميه، قم، ص 219.
[12] . فوائد رضويه، شيخ عبّاس قمي.
[13] . رجال ابن داوود، ص 7.
[14] . معجم رجال الحديث، آيت الله ابو القاسم خويي، ج 12، ص 65.
[15] . رجال ابن داوود، ص 8.
[16] . الذريعه، آقا بزرگ تهراني، ج16.
[17] . مصنفي المقال في مصنفي علم رجال، آقا بزرگ تهراني، نشر عترت، چ 3، ص 483.
[18] . توضيحاتي كه در مورد كتاب‌هاي چاپي و خطّي آمده، منقول است از: دائرة المعارف بزرگ اسلامي، چ تهران، 1369، ج 1، ص 485.
[19] . واژه‌هاي «موثّق، مهمل، مجهول و مجروح» از اصطلاحات علم رجال هستند كه معناي خاصي دارند. علماي رجال براي معلوم كردن اين كه هر شخصيت تا چه ميزان اعتبار دارد و آيا به سخن او مي‌توان عمل كرد، اصطلاحاتي را وضع كرده‌اند.
«موثق» كسي كه نص بر وثاقتش هست؛ و لو داراي فساد عقيده باشد. «مهمل» كسي كه نامش در كتاب‌هاي رجال آمده؛ ولي نه مدح شده و نه ذمّ. «مجهول» كسي كه نامش در كتاب‌هاي رجال آمده؛ ولي شخصيت او ناشناخته است. «مجروح» به محدّثي گفته مي‌شود كه با الفاظي چون: «كذّاب، جاعل حديث، منكر و...» مذمت شده است. گفتني است گاهي اوقات علماي رجال، در تعريف اين اصطلاحات دچار اختلاف مي‌شوند؛ به عنوان مثال ممكن است علماي متأخر با علماي متقدم نظري متفاوت با يكديگر داشته باشند. نمونة آن، تفاوت ديدگاه علّامه و ابن داوود با برخي علماي ديگر، در معناي مجهول، است.
[20] . آن چه دربارة ويژگي‌ها و تفاوت ميان رجال علّامه و ابن داوود آمده، با استفاده از اين كتاب است: كليات في علم الرجال، آيت الله جعفر سبحاني، مؤسسة نشر اسلامي، ج 3، قم، 1419 هـ . ق ص 114 به بعد.
[21] . ر.ك: اعيان الشيعه، ذيل عنوان «حسن بن علي بن داوود».
[22] . جهت اطلاع تفصيلي از اقوال علما در اين باره، ر.ك: كتاب الرجال ابن داوود، مقدمه و تحقيق سيّد محمّد صادق آل بحر العلوم، ص 13؛ كليات في علم الرجال، آيت الله جعفر سبحاني، ص 114؛ منتهي المقال في احوال الرجال، ابو علي حائري، ج2، ص417؛ اعيان الشيعه، سيّد محسن امين، ذيل عنوان «حسن بن علي بن داوود».
[23] . مصفي المقال في مصنفي علم الرجال، ص 126.
[24] . الذريعه، ج 10، ص 85.
[25] . الغدير، ج 6، ص 8.
ابوالقاسم آرزومندي - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 4، ص 71
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :