امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1483
محمد بن مكي(شهيد اول)
ولادت و زندگي:
مـحـمد بن مكي، معروف به شهيد اول شاگرد فخرالمحققين، يكي از اعاظم فقهاي شيعه اسـت او در رديـف مـحـقـق حلي و علا مه حلي است اهل جبل عامل است كه منطقه اي است در جنوب لبنان و از قديمي ترين مراكز تشيع است و هم اكنون نيز يك مركز شيعي است. [1]
شـهـيـد اول در سال 734 متولد شده و در 786 به فتواي يك فقيه مالكي مذهب و تاييديك فقيه شـافـعـي مـذهب، شهيد شده است او شاگرد شاگردان علا مه حلي، از آن جمله فخرالمحققين (فـرزنـد علا مه حلي) بوده است كتابهاي معروف شهيد اول در فقه عبارت است از: اللمعه كه در مـدت كـوتـاهي در همان زنداني كه منجر به شهادتش شده است، تاليف كرده است و عجيب اين است كه اين كتاب شريف را در دو قرن بعد فقيهي بزرگ شرح كرد كه او نيز سرنوشتي مانند مؤلف را پيدا كرد، يعني شهيد شد و شهيدثاني لقب گرفت.
شـرح لـمـعه تاليف ديگر شهيد است كه همواره از كتب درسي طلا ب بوده و هست كتابهاي ديگر شهيد اول عبارت است از: دروس ـ ذكري ـ بيان ـ الغيبه ـ القواعد همه كتب او از نفائس آثار فقهي اسـت كـتـب شهيد اول نيز مانند محقق و علا مه حلي و درعصرهاي بعد از طرف فقها، شرحها و حـاشـيـه هـاي زيـادي خـورده اسـت در ميان فقهاشيعه، كتابهاي سه شخصيت فوق الذكر يعني محقق آغاز كتاب غاية المراد شهيد اول.
حـلـي، عـلا مـه حلي و شهيد اول كه در قرن هفتم و هشتم مي زيسته اند، به صورت متون فقهي درآمـده و ديگران بر آنها شرح و حاشيه نوشته اند و كسي ديگر نمي بينم كه چنين عنايتي به آثار او كرده باشند فقط در يك قرن گذشته، دو كتاب از كتابهاي شيخ مرتضي انصاري كه در حدود صد و سـيزده سال (اكنون 137 سال) از وفاتش مي گذرد، چنين وضعي به خود گرفته است خاندان شـهيد اول، خاندان علم و فضل بوده و نسلهاي متوالي اين شرافت را براي خود نگهداري كرده اند شـهـيـد سـه پـسـر دارد كه هر سه ازعلما و فقها بوده اند همچنانكه همسرش ام علي، و دخترش ام الـحـسـن نـيز فقيهه بوده اند و شهيد، زنان را در پاره اي از مسائل، به اين دو بانوي فاضله ارجاع مي كرده است در ريحانة الادب گويد:.
برخي از بزرگان، فاطمه دختر شهيد را سته و برخي ست مشايخ سيدة المشايخ لقب داده اند. [2]
شـهـيـد اول، يـكـي از فـقـهـاي بارز و نامدار جهان تشيع به شمار مي آيد كه آوازه او،از مرزهاي جـغـرافـيايي مناطق اسلامي نيز بيرون رفته است و در مراكز علمي و حقوقي جهان، نام او آشنا و مطرح مي باشد.
خاندان پربركت:
شـهـيد اول در خانواده علم و فضيلت رشد و نما يافته بود پدر، جد، تا چندين پشت از علما و فقها بـوده انـد، آنچنان كه فرزندان و خاندان او اعم از پسر و دختر، ازدانشمندان و اهل كمال و معرفت بـوده انـد و از او سـه پـسر مجتهد و عالم و يك همسرفقيهه و يك دختر عالمه و فاضله به يادگار مانده و در جمع پربركت آنان آمده است:.
1 ـ شيخ رضي الدين ابوطالب محمد بن محمد بن مكي عاملي جزيني، از پدرروايت مي كند كه او در عصر خويش فقيه و مجتهد وارسته بوده است.
2 ـ شيخ ضيا الدين ابوالقاسم او نيز داراي علم و شايستگي لازم بوده است، به حدي كه فردي مثل ابن مؤذن از او روايت مي كند.
3 ـ شيخ جمال الدين ابومنصور حسن بن محمد بن مكي عاملي جزيني صاحب امل الامل او را فاضل محقق و فقيه توصيف نموده است.
4 ـ فـاطـمه ام الحسن ست المشايخ (سيدة المشايخ)، يعني سرور اساتيد ومشايخ روايتي، چنانچه ست معصومه (ع) گويند، يعني سيدة معصومه (ع) سيده وسرور مشايخ روايتي.
شرح حال هر كدام از اين يادگارهاي ارزنده امت اسلامي در كتابهاي رجال وتراجم، مورد بحث و بررسي قرار گرفته است كه ما از روضات الجنات خوانساري،فشرده اي در اين باره مي آوريم.
اساتيد:
او يـكـي از پراستادترين فقهاي نامدار شيعه است و از سيد صدر كركي دخترزاده محقق نقل شده اسـت كـه او بـيـش از هـزار اجازه روايتي و اجتهادي از اساتيدرا با خود همراه داشته است كه در محضر بيشتر آنان تلمذ نموده بود.
1 ـ فـخـرالمحققين، پسر علا مه حلي شهيد اول بيش از هفت ماه از محضر اواستفاده كرده است شهيد به قصد تلمذ از محضر علا مه حلي عازم حله شده بود كه دربين راه مصادف با تشييع جنازه او گرديد شهيد اول از فخرالمخققين اجازه روايتي نيزدارد كه پشت كتاب القواعد آمده است و صورت آن چنين است:
امام علا مه بزرگ افضل علما و سيد فضلا، مولانا شمس الحق و الدين،محمد بن مكي بن محمد بن حامد مشكلات اين كتاب را بر من خواند و من به او،روايت تمام كتابهاي پدر و تمام تاليفاتي كه پيشينيان بزرگوار ما گردآوري نموده اند،بر اساس آن طرقي كه به آنان منتهي مي گردد، اجازه دادم. [3]
2 ـ سيد عميد الدين بن عبدالمطلب حلي.
3 ـ سيد ضيا الدين عبداللّه حلي هر دو فرزندان دختر علا مه حلي مي باشند.
مشايخ روايتي و اجازه:
مشايخ اجازه او متعدد مي باشند كه از آن ميان مي توان به اسامي زير اشاره كرد:
1 ـ سيد تاج الدين بن معية حسيني.
2 ـ سيد علا الدين بن زهره حسيني.
3 ـ شيخ علي بن طران مطار آبادي ملقب به رضي الدين.
4 ـ الشيخ رضي الدين علي بن احمد مزيدي.
5 ـ شيخ جلال الدين محمد بن الشيخ شمس الدين حارثي.
6 ـ شيخ محمد بن جعفر مشهدي.
7 ـ شـيـخ قطب الدين بويهي رازي و از جمعي ديگر از علما عامه نيز، قريب چهل تن از آنان اجازه روايتي كسب كرده است.
شاگردان:
حـوزه عـلمي پربركت شهيد اول بهره وران و شاگردان متعددي را پرورده است كه هر كدام سند اعتبار و حجت وقت در علم و عمل بوده اند سه فرزند دانشمند وعالم همسر فاضله اش ام علي و دخـتـر فـاضله و فقيهه اش فاطمه ام الحسن اين دومادر و دختر هر دو از كساني بودند كه شهيد مرحوم در مورد هر دو تعريف وتوصيف داشت و زنان و دختران را در مورد مسائل شرعي به آنان ارجاع مي داد و ازكساني كه از شهيد اول تلمذ و اجازه روايتي داشته اند:
1 ـ شيخ مقداد سيوري صاحب كتاب التنقيح.
2 ـ شيخ حسن بن سليمان حلي صاحب كتاب مختصر بصائر الدرجات.
3 ـ سيد بدرالدين حسن بن ايوب مشهور به نجم الدين اعرج الحسيني.
4 ـ صاحب كتاب المحجة البيضا در طهارت.
5 ـ شيخ شمس الدين محمد مشهور به ابن عبدالعال كركي عاملي.
6 ـ شيخ زين الدين علي بن خازن حائري، استاد روايت احمد بن فهد حلي،صاحب المهذب و الموجز و عدة الداعي.
شهيد اول در تاريخ 12 رمضان 784 ه ق، دو سال قبل از شهادت خويش به افتخار او اجازه روايتي مفصلي صادر فرموده اند كه متن آن در روضات الجنات آمده است. [4]
تاليفات و آثار:
او در مـدت پنجاه و دو سال عمر پربركت خويش، با وجود آن همه مسافرتها ومهاجرتها كه ضرورتا پيش مي آمد، باز موفق به تاليف تعداد كثيري از كتابهاي مفيد واصولي گرديده است كه اسامي و مـحـتـويـات كـتابها نشان دهنده تبحر او در رشته هاي مختلف علوم اسلامي است اينك فهرست تاليفات او از ريحانة الادب مرحوم مدرس نقل مي شود:
1 ـ اختصار الجعفر.
2 ـ الاربعون حديثا.
3 ـ الاربعون مساله.
4 ـ الاعتقاديه.
5 ـ الالـفـيـة فـي فقه الصلوة، با شرحي كه شهيد ثاني بر آن مرقوم داشته اند، تحت نام المقاصد العليه در تهران چاپ سنگي شده است.
6 ـ الباقيات الصالحات.
7 ـ البيان در فقه (مطبوع).
8 ـ التكليف يا تكليفيه.
9 ـ جامع البين يا الجامع بين شرحي الاخوين كه شرح تهذيب الاصول علا مه حلي است كه ما بين دو شرح تهذيب كه از سيد عميد الدين و سيد ضيا الدين خواهرزادگان خود علا مه حلي مي باشد، جمع و تاليف نموده است.
10 ـ حـاشيه شرح ارشاد علا مه حلي كه نامش غاية المراد في شرح نكت الارشاد مي باشد و در ايران چاپ سنگي گرديده است.
11 ـ حاشيه قواعد علا مه.
12 ـ خلاصة الاعتبار في الحج و الاعتمار.
13 ـ الدروس الشرعيه في فقه الاماميه (مطبوع).
14 ـ الذكري در فقه اماميه (مطبوع).
15 ـ غاية المراد كه به نام حاشيه ارشاد مذكور شد.
16 ـ الـقـواعد الكليه في الاصول و الفروع، كه به قواعد شهيد معروف است وچاپ سنگي شده است.
17 ـ الـلمعة الدمشقيه كه بارها در ايران چاپ گرديده و جز كتابهاي درسي حوزه علميه اسلامي است.
18 ـ مجاميع ثلثه در سه مجلد.
19 ـ المزار.
20 ـ المسائل، كه به مسائل ابن مكي معروف است.
21 ـ النفليه كه با الفوائد المكيه كه شرح شهيد ثاني بر همان كتاب مي باشد، درتهران چاپ سنگي شده است.
22 ـ نكت الاشاد كه همان غاية المراد مي باشد. [5]
شهادت:
عـامـل شهادت را سعايت و پرونده سازي در مورد تشيع او و ابراز برخي ازمقالات بر ضد معتقدات گروههاي اسلامي بوده است كه نقل و بازگويي آنها ما را باجهاني از قساوت و عناد و جهل رو به رو مـي سـازد چـه بـهـتـر قضاوت و حكم او را به خداوند احكم الحاكمين واگذار نماييم تفصيل شـهـادت آن فـقـيـه بزرگوار را مي توان ازنوشته شيخ حر عاملي و روضات الجنات، ج 7، ص 12 استفاده نمود. [6]

[1] . اين منطقه مدتي به چنگال دژخيمان صهيونيستي درآمد، ولي با همت و پشتكاري رزمندگان اسلام و بافضل و عنايت الهي آزاد گرديد.
[2] . آشنايي با علوم اسلامي، ص 300 ـ 301 .
[3] . روضات الجنات، ج 6، ص 5 .
[4] . روضات الجنات، ج 7، ص 8 .
[5] . ريحانة الادب، ج 3، ص 277 .
[6] . روضات الجنات، ج 7، ص 210 9- اعيان الشيعه، ص 36 و 47 ـ شرح حال تفصيلي او را مي توان از منابع زير به دست آورد: روضـات الـجـنـات، ج 7، شماره 592 ـ امل الامل، ج 1، ص 181 ـ بحار الانوار، مقدمات آن تحفة الاحباب،ص 354 ـ تنقيح المقال، ج 3، ص 191 ـ جامع الرواة، ج 2، ص 203 ـ الذريعه الي تصانيف الـشيعه، ج 2، ص 196 ـ رياض العلما و حياض الفضلا، ج 3 ـ ريحانة الادب، ج 3، ص 276 ـ سفينة الـبـحار، ج 1، ص 721 ـشذرات الذهب، ص 946 ـ شهدا الفضيله اميني، ص 80 ـ الفوائد الرضويه، ص 644 ـ الكني و الالقاب، ج 2،ص 377 ـ لؤلؤة البحرين، ص 142 ـ مجالس المؤمنين، ص 579 ـ المستدرك، ج 3، ص 437 ـ المقابس ـ حياة الامام الشهيد الاول و منابع و ماخد ديگر.
عقيقي بخشايشي - تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، ص 149
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :