امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1887
فاضل مقداد
فاضل مقداد دانشمندي محقق، پژوهشگري ژرف انديش، صاحب نظري توانا در دانش‌ها كلام، فقه، اصول،‌معاني بيان، قرآن، حديث و منطق و داراي تأليفات ارزشمندي است كه نزد دانشمندان شيعه و سني شهرتي فراوان دارد.
نكتة مهم و قابل توجه در مورد اين دانشمند آن است كه وي با اين كه نزد دانشمندان اسلامي، شهرتي خاص دارد واو را به علم، ‌فضل و عظمت شأن مي‌ستايند، كتابهاي متنوعش را در اقصي نقاط كشورهاي اسلامي شناسانده‌اند و در برابر علوّ مرتبت او سر تعظيم فرود آورده‌اند، ولي از شرح حال وي به ويژه از دوران كودكي، كيفيت تحصيل، ويژگي‌هاي اخلاقي، خدمات فرهنگي و اجتماعي، تعداد دقيق استادان و شاگردان و ديگر شئون زندگي وي مطالب زيادي در دست نيست و برخي نويسندگان تنها به اين كه او «سيوري»، «اسدي»، «غروي»، شاگرد شهيد اول و داراي چند اثر و شاگر مي‌باشد، بسنده كرده‌اند. [1]
حتي شرح حال نويسان بعضي از آثار ارزشمند وي مثل «اللوامع الالهيه» و «نضد القواعد» را نام نبرده‌اند. از اين رو، نويسندة «بهجة الامال» مي‌گويد: «عجب آن است كه شرح حال نويسان اين مرد، لوامع و نضد القواعد را از جمله كتابهاي او ذكر نكرده‌اند.»[2]
نيز كساني كه با لقب‌هاي گوناگون كه ناشي از جنبه‌هاي تخصصي فاضل مقداد در دانش‌هاي مختلف اسلامي مي‌باشد، وي را مورد ستايش قرار داده‌اند، تنها به چند عنوان و لقب كوتاه كه در مجموع يك سطر هم نمي‌شود، اكتفا كرده‌اند. بيش‌تر شرح حال نگاران كه نام وي را در كتاب خود ذكر كرده‌اند، همان عنوانها و لقبها را بدون كم و كاست، تكرار كرده‌اند و چيزي در ابعاد شخصيتي وي نگفته‌اند. [3]
باز جاي شكرش باقي است كه تأليفات فاضل مقداد كه نام وي در اول آنها آمده است، هنوز در مجامع علمي و كتابخانه‌هاي بزرگ و كوچك، مرجع پژوهشگران و محققان علوم اسلامي مي باشد. از اين رو، مخفي بودن تاريخ ولادت و ... چيزي از كمالات و فضيلت‌هاي اين بزرگ مرد عالم فقاهت را كم نمي‌كند.
خاندان
فاضل مقداد يا فاضل سُيوري از فقيهان بزرگ قرن نهم هجري است. پدرش، ‌عبدالله بن محمّد، جدّش، محمّد فرزند حسين، جد اعلاي او، حسين فرزند محمّد و كنيه‌اش، ابوعبدالله است. [4]
جدّ مادري فاضل مقداد، ركن الدين محمّد فرزند علي استرآبادي جرجاني، مترجم «فصول نصيريه» خواجه نصير، از فارسي به عربي است. فاضل مقداد، در كتابهاي «ارشاد الطالبين» و «الانوار الجلاليّة» خود، با لفظ «جدّي» و «الجدّ الحميد»، به اين مسأله تصريح مي‌كند. [5]
ركن الدين محمّد استرآبادي از متكلمان بزرگ و شاگرد علامة حلّي بود. وي داراي آثار فراواني است، ‌از جمله: روضة المحققين، الارشارات في علم البلاغه (المعاني و البيان و البديع) ؛ اشراق اللاهوت في شرح الياقوت في علم الكلام و المباحث العربيه في شرح الكافيه الحاجبيه. [6]
خاندان مقداد از دانشمندان عرب نجف اشرف هستند، كه نسب آنها به قبيلة بني اسد مي‌رسد. اهالي بني اسد، كه شيعه بودند، نزديك رود فرات عراق مي‌زيستند.
از ميان اين طايفه، دانشمندان، اديبان و اميران فراواني برخاسته‌اند. بسياري از دانشمندان حلّه نيز اين طايفه هستند. بسياري از خانواده‌هاي مقيم نجف اشرف از جمله خانوادة مقدادي منتسب به اين طايفه هستند. از اين رو فاضل مقداد را «فاضل مقداد اسدي» نيز گفته‌اند. [7]
لقب‌ها
وي به اعتبار محل تولدش به «سُيُوري» مشهور است. [8] سُيُور قريه‌اي است واقع در نزديكي شهر حلّة عراق. از آنجا كه «سيور» از توابع حلّه است، او به حلّي هم منتسب شده است. [9]
به وي «مشهدي» و «غروي» نيز گفته مي‌شود. چون حضرت علي ـ عليه السلام ـ در نجف به شهادت رسيد و «مشهد» در زبان عربي به معناي محلّ شهادت است. نجف اشرف در بين مردم عراق، به «مشهد» مشهور است. از آن جا كه فاضل مقداد در نجف اشرف سكونت داشت و در همان جا وفات كرد، به «مشهدي» و «غروي» شهرت پيدا كرد. [10]
فقيهان و دانشمندان اسلامي لقب‌هاي فراواني به مقداد سيوري داده‌اند. آنان به اعتبار فضل، علم، و نقش مؤثر وي در احيا و پاسداري از فرهنگ دين، او را «فاضل»، «شرف الدين»، «علّامه»، «محقق»، «مدقق» و ... ناميده‌اند. [11]
تحصيلات
فاضل مقداد تحصيلات مقدماتي علوم اسلامي را در شهرهاي حله و بغداد به پايان رساند و براي ادامه تحصيل، به شهر مقدس نجف اشرف رفت و تحصيلات عالي فقه و اصول و كلام را در آن حوزه دنبال نمود. [12] وي از دانش و معارف فقيهان
و دانشمندان بزرگ آن ديار مقدس، بهره‌هاي فراوان برد. [13]
فاضل مقداد با كوشش فراوان در راه تحقيق، پژوهش و طي مراحل اعلاي دانش و فضل، جامع علوم عقلي و نقلي شد و به درجة عالي اجتهاد رسيد و متصدّي مقام مرجعيت تقليد گشت. [14]
استادان و مشايخ
در كتاب‌هاي معتبر علم تراجم، غير از شهيد اول (محمّد بن جمال الدين مكي)، شيخ و استادي براي فاضل مقداد ذكر نكرده‌اند. بعضي از شرح حال نويسان معاصر در كتابهاي خود، يادآور شده‌اند كه فخر المحققين (محمّد بن حسن بن يوسف بن علي بن مطهر حلّي)، سيد ضياء الدين عبدالله الاعرجي و سيد عميدالدين از استادان و مشايخ فاضل مقداد بوده‌اند. [15]
فاضل مقداد از مشهورترين شاگردان و تربيت يافتگان مكتب فقهي شهيد اول است. [16] كه از او حديث نقل كرده است وي بسياري از آثار خود را در شرح و تكميل و آراء و نظرات فقهي شهيد اول، ‌به رشتة تحرير درآورده است، مثل: كتاب «قواعد الفقهيه» كه آن را به نحو خوبي ترتيب و دسته بندي كرده و اسم آن را «نضد القواعد» گذاشته است. او مجموعه پرسشهاي خود را از شهيد اول در «المسائل المقداديه» گردآوري نمود. [17]
تأليفات
فاضل مقداد در ساية نبوغ و علوم سرشار خود، كتاب‌هاي فراواني را به رشتة تحرير درآورد، كه از زمان خويش تاكنون، جزو ذخيره‌هاي علمي جهان اسلام به شمار مي‌رود. [18] وي پژوهشگر، ژرف انديش، نويسنده، اديب، نظريه‌پردازي، نو آور و داراي ذوقي لطيف و ذهني تيزبين رود. از اين رو، تأليف‌هاي وي در نهايت نيكويي بيان، اتقان و استحكام معنا مي‌باشد. او در تأليفات خود، از آخرين دستاوردهاي تحقيقاتي و پژوهش خود، كه شامل روشهاي نوين علمي، به ويژه در رشته‌هاي فقه و تفسير مي‌باشد، استفاده كرده است. آثار ارزشمند او جزو منابع معتبر و مهم فقهي، قرآني، ادبي و روايي است و مورد استفاده عالمان و فقيهان است. [19]
علّامه مجلسي (ره)، در «بحار الانوار» دو كتاب «كنز العرفان في فقه القرآن» و «ارشاد الطالبين الي نهج المسترشدين» فاضل مقداد را از جمله منابع خود در تأليف و تدوين بحار الانوار، شمرده و آنها را از كتابهاي كلامي بسيار نافع، به ويژه در بحث امامت مي‌داند. [20]
شيخ حر عاملي كتاب «ارشاد الطالبين» را يكي از منابع كتاب «اثبات الهداه» معرفي كرده است. [21]
نويسندة‌ روضات الجنات در مورد كتاب «اللوامع الالهيه» فاضل مقداد، مي‌گويد: اين كتاب از بهترين كتابهايي است كه در فنّ كلام، از جهت نظم ظاهري و استحكام باطني، نوشته شده است. كتاب «التنقيح الرائع» وي نيز از متين‌ترين كتابهاي فقه استدلالي، داراي بيان شيوا و مشتمل بر اطلاعات مفيد و ارزنده است. [22]
آثار وي كه بسياري از آنها هنوز چاپ نشده و به صورت نسخه‌هاي خطي در كتابخانه‌هاي معتبر بزرگ موجودند،[23] عبارتند از:
1. آداب الحج.
2. الاربعون حديثاً.
3. الادعية الثلاثون.
4. ارشاد الطالبين الي نهج المسترشدين.
5. الاعتماد في شرح رسالة واجب الاعتقاد.
6. الانوار الجلاليه في شرح الفصول النصيريه.
7. تجويد البراعة في شرح تجريد البلاغة.
8. تفسير مغمضات القرآن.
9. التنقيح الرائع من المختصر الشرائع.
10. جامع الفوائد في تلخيص القواعد.
11. رسالة في وجوب مراعاة العدالة في من يأخذ حجة النيابة.
12. شرح الالفيه للشهيد.
13. شرح سي فصل خواجه نصير در علم نجوم و تقويم.
14. شرح مبادي الاصول للعلامه.
15. الفتاوي المتفرقه.
16. كنز العرفان في فقه القرآن.
17. اللوامع الالهيه في المباحث الكلاميه.
18. المسائل المقداديه.
19. النافع يوم الدين في شرح باب حادي عشر.
20. نضد القواعد في شرح القواعد. [24]
21. التحفة الناجيه في التقربات الالهيه. [25]
اين عالم فرزانه بر بلنداي قلة معارف ديني قرار گرفته است و فقيهان و ديگر انديشمندان دين در برابر انديشه‌هاي نوگرايانه او سر تعظيم و تكريم فرود آورده‌اند. بهترين دليل بر اين مدعا، تأليف‌ها و تصنيف‌هاي ارزشمند اين دانشمند گرانمايه است كه پر از پژوهش‌هاي دقيق و نوآوريهاي فراوان است. وي جامع علوم عقلي و نقلي و در رشته‌هاي مختلف علوم، مثل: كلام، فقه، تفسير، اصول، حديث، معاني و بيان، اثرهاي جاوداني از خود به يادگار گذاشته است.
فاضل مقداد پژوهش‌هاي فراوان در علم كلام انجام داد. وي از جمله كساني است كه اركان اين علم را استوار و در تهذيب و تنقيح آن از افكار نادرست، كوشش‌هاي بسياري نمود.
او براي علم كلام، كه علم جهان بيني است، ارزش فوق العاده‌اي قائل بود. وي بيش از پژوهش در مسائل فرعي به پژوهش در مسائل كلامي و تأليف كتاب در آن زمينه‌ها مي‌پردازد.
وي در ابتداي كتاب «الانوار الجلاليه» به اين مطلب چنين تصريح مي‌كند: از آن جا كه علم كلام در بين دانش‌ها، از نظر دليل و برهان مطمئن‌تر و از نظر بيان، روشن‌تر و از نظر موضوع، شريف‌تر و از نظر اصول و فروع، كامل‌تر است، ‌تقدم آن بر ساير دانش‌ها، لازم و ضروري است. [26] نيز در مقدمة كتاب فقهي «نضد القواعد»، بعد از آن كه علم كلام را، از موهبت‌هاي بزرگ خداوندي مي‌شمارد، مي‌گويد:
«بعد از آن كه خداوند توفيق نوشتن كتاب «اللوامع الالهيه في مباحث الكلاميّه» را به من داد، لازم ديدم كه بايد به دنبال آن، به نوشتن كتاب در مورد مسائل فقهي و فروع دين كه يكي از دو موهبت بزرگ خداوند است، ‌بپردازم.»[27]
فاضل مقداد در زمينة علم كلام، ‌اثرهاي متعددي دارد كه شرح حال نويسان و دانشمندان علوم مختلف آنها را توصيف كرده و يا منبع كتابهاي خود قرار داده‌اند. [28]
آثار كلامي فاضل مقداد عبارتند از:
1. النافغ يوم الحشر: كه شرح «باب حادي عشر» علّامه حلّي (متوفا: 726 هـ . ق.) است شرح‌هاي بسيار بر باب حادي عشر علّامة حلّي نوشته شده است كه از ميان آنها، شرح فاضل مقداد، بيش از ديگر شرحها، مورد توجه اهل علم و تدريس در حوزه‌هاي علميه قرار گرفته[29] و بارها چاپ شده است. از اين شرح،‌ترجمه‌هاي متعددي به فارسي صورت گرفته كه معروفترين آنها، «الجامع في ترجمة النافع»، است كه توسط محمّد علي حسيني شهرستاني (متوفا: 1344 هـ . ق) انجام شده است. هم چنين اين شرح به زبان انگليسي برگردانده شده، كه در سال 1928 م در شهر لندن چاپ شده است. [30]
2. الانوار الجلاليّه: اين كتاب شرح «فضول نصيريه» فصول نصيريه كتابي است كوچك، در موضوع اصول عقايد و با زبان فارسي نگارش شده است و مؤلف آن خواجه نصير الدين طوسي است. اين كتاب به وسيله محمّد ركن الدين جرجاني استرآبادي، جد مادري فاضل مقداد از فارسي به عربي برگردانده شده و فاضل مقداد آن را شرح كرده است. [31]
3. ارشاد الطالبين: كه شرح «نهج المسترشدين» نوشتة علامة حلّي است. اين اثر كلامي در سال 792 هـ . ق به پايان رسيده است. اين كتاب يكي از منابع كتاب «اثبات الهداة»، نوشتة شيخ حر عاملي[32] و كتاب «بحار الانوار» نوشتة علامة مجلسي،[33] مي‌باشد.
4. اللوامع الالهيه. [34]
آثار فقهي فاضل مقداد عبارتند از:
1. رسالة آداب الحج.
2. نضد القواعد.
3. جامع الفوائد في تلخيص القواعد.
4. كنز العرفان في فقه القرآن.
5. التنقيح الرائع من المختصر النّافع.
نويسنده روضات الجنات بر اين باور است كه كتاب فقهي «التنقيح الرائع» يكي از متقن‌ترين كتاب‌هاي فقه استدلالي است. [35]
مهم‌ترين نكته در مورد اين فقيه بزرگ، آن است كه وي قرآن را به عنوان يكي از منابع مهم فقه استدلالي و احكام شرعي قرار داد. از اين رو، كتاب ارزشمند «كنز العرفان في فقه القرآن» را كه موضوع آن «آيات الاحكام» است، نگارش كرد. [36] اين كتاب از مشهورترين كتابهاي فقهي و قرآني در طول چهار قرن اخير است. فقيهان اسلام در موضوع آيات الاحكام، كتاب‌هاي زيادي نوشته‌اند.
از آن جهت شهرت، اشتياق فقيهان و قرآن شناسان به آن به اندازة كتاب «كنز العرفان» فاضل مقداد، مورد توجه قرار نگرفته است. [37]
آيت الله مرعشي نجفي (ره) در مقدمة كتاب «مسالك الافهام»، كتاب «كنز العرفان» او را در ميان ده‌ها كتاب نوشتة شده در موضوع آيات الاحكام، از بهترين كتابهاي نوشته شده در بين شيعه و سني مي‌داند. [38]
اين كتاب ارزشمند مانند ساير كتابهاي فقهي فاضل مقداد، از جمله منابع فقهي و روايي و تفسيري كتابهاي فقه استدلالي مثل «رياض المسائل» سيد علي طباطبايي[39] و كتاب‌هاي روايي، مثل «بحار الانوار» علامه مجلسي[40] مي‌باشد.
كنز العرفان همانند تفسير مجمع البيان طبرسي، نزد فقيهان و مفسران شيعي، جايگاه و منزلت خاصي دارد و نزد فقيهان و مفسران سنّي، داراي شهرت بسياري است. نويسندة «التفسير و المفسرون» از دانشمندان اهل سنت، كتاب كنز العرفان را در رديف كتابهايي كه در موضوع آيات الاحكام توسط بزرگان اهل سنت نوشته شده است آورده و آن را معرفي كرده است. وي بعد از ذكر كتابهاي احكام القرآن أبي عبدالله قرطبي، ابن عربي اندلسي مالكي، جرصاص ضفي و كياهراسي شافعي، به معرفي و نقد اين كتاب مي‌پردازد. [41]
مدرسة مقداد سُيُوري
فاضل مقداد علاوه بر تأليف كتاب، تربيت شاگردان و عهده‌دار بودن رياست ديني و مرجعيت عامه، كه هر كدام از آن منشأ اثرهاي فراوان در رشد و بالندگي فرهنگ ديني بود، مدرسة علميّه‌اي را در شهر نجف اشرف بنا كرد. اين مدرسه در قرن نهم و دهم، به مدرسة «مقداد سيوري» معروف بود. دليل اين مسأله، تاريخ و مكان استنساخ كتاب «مصباح المتهجد» شيخ طوسي است. در انتهاي نسخه‌اي خطي از اين كتاب آمده است: «استنساخ اين كتاب، روز شنبه 12 جمادي الاول، سال 833 هـ . ق به دست نيازمند به رحمت پروردگار و شفاعتش، عبدالوهاب، فرزند محمّد، فرزند جعفر، ‌فرزند محمّد، فرزند جعفر، فرزند علي، فرزند سيوري اسدي، در شهر مقدس نجف كه سلام و درود بر ساكنانش باد و در مدرسة «مقداد سيوري» به پايان يافت.
اين مدرسه در محلة «مشراق»، يكي از محله‌هاي معروف نجف، ‌و رو به روي مسجد «اصاغة» قرار دارد. مدرسه تا سالهاي آخرين قرن دهم، آباد بود و پس از آن، رو به ويراني رفت، تا اين كه «سليم خان شيرازي» در سال 1250 هـ . ق آن را از نو بنا كرد و به همين سبب به مدرسه سليميه معروف شد.
آخرين بازسازي اين مدرسه، ‌همان طوري كه در سر درِ آن نوشته شده، در سال 1340 هـ . ق توسط سيد ابوالقاسم وكيل انجام شده است. [42]
اين مدرسه كه از قديمي‌ترين مدرسه‌هاي ديني حوزة علمية نجف اشرف است، ‌در سال آخر عمر فاضل مقداد توسط وي بنا شده است. بنابراين، سال ساخت و اتمام آن 826 هـ . ق خواهد بود. اين مدرسه كه به مدرسة سليميه معروف است، مدرسه‌اي است كوچك، داراي 12 حجره و اكنون خوابگاه طلبه‌هاي مهاجر از ساير كشورهاي اسلامي به عراق است. [43]
شاگردان
فاضل مقداد پس از سالها تحصيل و پژوهش، جزو دانشمندان بزرگ شيعه شد. شهرت علم و كمال او، آفاق را پر كرد. از اين رو، گروه گروه از پويندگان دانش و جويندگان فضل و كمال، ‌به وي روي آورده، پروانه‌وار، گرد شمع وجودش جمع شده، ‌از نور فقه، نظريات و تحقيقات علمي آن فاضل بزرگ استفاده نمودند. تا جايي كه بسياري از فقيهان و محدّثان، از مكتب فقهي و علمي وي، فارغ التحصيل شده، به درجة اجتهاد رسيدند و جمعي نيز از وي نقل روايت كردند.
شرح حال نويسان نام شاگردان وي را يك جا ذكر نكرده‌اند، بلكه به مناسبت‌هاي مختلف، همراه شرح حال ديگر دانشمندان، به نحوي به شاگردي آنها نزد فاضل مقداد اشاره كرده‌اند.
1. جمال الدين احمد فرزند محمّد فرزند فهد حلّي (متوفا: 841) وي عالمي زاهد، فقيهي بزرگ و نويسندة كتاب فقهي «المذهب البارع» است. [44]
2. حسن بن راشد حلّي: وي فقيه، شاعر و اديب بود. او داراي قصيده‌هايي در تاريخ پادشاهان، خلفا و تاريخ قاهره است. او قصيده‌هايي در شرح الفية شهيد اول سروده كه به نام «الجمانة البهيه في نظم الالفيه» شهرت دارد.
حسن بن راشد، معروف به تاج الدين و منسوب به حلّي است. او زمان وفات فاضل مقداد را سال 826 هـ . ق و مدفن او را مقابر نجف اشرف معرفي كرده است. [45]
3. حسن بن محمّد بن حسن نجفي، نويسندة تفسير «عيون التفاسير». [46]
4. حسين بن فخر الدين بن سفر الله، معروف به علاء الدين مظفر قمي. [47]
5. سيف الدين شغرابي. [48]
6. شرف الدين مكي. [49]
7. ظهير الدين بن الحسام: وي عالمي فاضل، ‌عابدي فقيه و از مشايخ بزرگ زمان خويش بود. او منسوب به عامل (از شهرهاي لبنان) است. [50]
8. عبدالله بن مقداد: وي فرزند فاضل مقداد است. پدرش در سال 794 هـ . ق كتاب «الاربعون حديثاً» را براي او تأليف كرد. [51]
9. علي بن الحسن بن علاله يا «علا» يا «علالا»؛ فاضل مقداد از او با عناوين «شيخ صالح»، «عالم» و «فاضل» ياد كرده و در سال 822 هـ . ق به او دوبار اجازة روايت داده و متن اين دو اجازه نامه را در پشت كتابهاي «الاربعون حديثاً» و «رساله آداب الحج» نوشته است. [52]
10. علي توليني نحاريري عاملي: وي معروف به زين الدين، نويسندة كتاب «الكفاية في الفقه»، يكي از فقيهان و دانشمندان بزرگ نجف بود. او از فاضل مقداد و جمال الدين احمد، فرزند علي عيناثي عاملي، نقل روايت مي‌كند. [53]
11. علي بن عبدالعالي الميسي العاملي: وي ملقب به نورالدين، از شاگردان و راويان فاضل مقداد است. [54]
12. سيد رضي الدين بن عبدالملك، الواعظ القمي. [55]
13. شيخ قاسم الدين. [56]
14. محمّد بن شجاع القطان الانصاري الحلي: وي ملقب به شمس الدين و معروف به ابن قطان است. در كتابهاي فقهي، نظرات فقهي وي مورد توجه فقيهان واقع شده است. او آثار متعددي در فقه و اخلاق دارد، مثل:‌ «معالم الدين في فقه آل ياسين» در موضوع فقه و «نهج العرفان في احكام الايمان» در موضوع اخلاق، او اين اثر را در سال 819 هـ . ق تأليف كرده است. دانشمندان علم تراجم، تأليفات او را نشانة فضل و علو مرتبت علمي او دانسته‌اند و او را ستوده‌اند. [57]
ديدگاه‌ها
فاضل مقداد نزد دانشمندان اسلامي، به ويژه فقيهان و مفسران، داراي مقام و منزلت خاصي است. آنان، او را به سبب جامعيتش در علوم عقلي و نقلي با القاب و اوصاف زيبا ستوده‌اند. محقق تستري،[58] محدث نوري،[59] محمّد باقر خوانساري،[60] شيخ عباس قمي[61] و محمّد علي مدرس[62] او را، فاضل، فقيه، متكلم، دقيق، دانشمند هوشمند، جمال دين، و پژوهشگري بزرگ معرفي كرده‌اند.
علامة مجلسي در بحار الانوار مي‌گويد: «شيخ بزرگ، مقداد، فرزند عبدالله، از فقيهان بزرگ است و تأليف‌هاي او در نهايت ارزش و شهرت است.»[63]
شاگردش، حسن بن راشد حلي، مي‌گويد: «شيخ ما، پيشوا، علامة اعظم، ابوعبدالله مقداد كه خداوند چهرة او را نوراني كرده است، مردي است با كمال، داراي صدايي رسا، زباني برّا در گفتار بليغ و سخنور و در علوم فراواني متخصص است. وي فقيهي متكلم، اصولي، نحوي و منطقي است، كه كتاب تأليف كرد و خوب هم تأليف كرد.»[64]
وي نه تنها نزد دانشمندان شيعه، مقام و منزلت خاصي دارد، بلكه نزد دانشمندان اهل سنت نيز داراي موقعيت و شهرت فوق العاده‌اي است. نويسندة التفسير و المفسرون، از دانشمندان اهل سنت، كتاب ارزشمند «كنز العرفان في فقه القرآن» فاضل مقداد را در كنار ساير كتابهايي كه در مورد آيات الاحكام نوشته شده است، در فصلي جداگانه متذكر شده و بعد از ذكر مشخصات و اوصاف وي، در مورد آن كتاب به بحث و نقد و نظر پرداخته است. [65]
نويسندة الاعلام مي‌گويد: شرف دين، ابوعبدالله مقداد حلّي اسدي نجفي، عالمي متكلّم، معروف به فاضل سيوري، از شاگردان شهيد اول و از استادان حسن بن راشد حلّي و شيخ زين الدين ابن علاء است. فاضل سيوري از بزرگان متكلمين و از پرچمداران پژوهش است. او نقش مهمي در علوم تفسير، كلام، فقه، حديث و ... دارد. [66]
وفات
زمان وفات فاضل مقداد، همانند زمان تولدش، براي شرح حال نويسان، مجهول بود، ولي بعد از جستجو و كاوش‌هاي فراوان اين مسأله براي آنها معلوم شد. اولين كسي كه به اين حقيقت پي برد، جستجوگر و پژوهشگر دانشمند، شيخ محمّد سماوي نجفي، نويسندة الطليعه (متوفا: 1371 هـ . ق) بود كه تاريخ وفات فاضل مقداد را كه توسط شاگرد فاضل مقداد؛ شيخ حسن به راشد حلّي بر پشت نسخه‌اي از كتاب «القواعد» شهيد اول نوشته شده بود، به دست آورد. وي تاريخ وفات فاضل مقداد را چنين نوشته بود: «شيخ ما، پيشواي اعظم، علامه ابوعبدالله مقداد، فرزند عبدالله، سيوري كه خداوند چهرة او را در نجف اشرف نوراني كرده بود، بر شرفش برترين درودها و كامل‌ترين سلام‌ها، روز يكشنبه 26 جمادي الثاني سال 826 هـ . ق وفات كرد و در يكي از قبرستان‌هاي نجف اشرف، به خاك سپرده شد.»[67]
مكان دفنِ وي هنوز به طور دقيق معلوم نشده است. عده‌اي از دانشمندان، از جمله حسن بن راشد حلّي در متن فوق، محل دفن وي را در قبرستانهاي نجف دانسته‌اند. منظور از قبرستانهاي نجف، همان مقبرة بزرگ وادي السلام، است كه محل دفن بزرگان و اولياي الهي مي‌باشد. [68]
نويسندة روضات الجنات در اين مورد مي‌گويد: «گمان قوي دارم كه بقعة واقع در دشت «شهروان بغداد» كه در ميان اهالي آن سامان، به مقبرة مقداد معروف است، مدفن همين فاضل مقداد باشد، كه در آن جا وفات يافته است و يا به حسب وصيت خودش در آن جا دفن شده است؛ چرا كه آن جا محل عبور و تعدد زايرين عتبات عاليات است. و امّا اين مقبره نمي‌تواند قبر مقداد بن اسود كندي از اصحاب پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ (و از خواص علي ـ عليه السلام ـ) باشد؛ چرا كه او بنابر شواهد تاريخي در قبرستان بقيع واقع در مدينه (در سال 33 هـ . ق) دفن شده است. [69]
شهروان يا شهرابان داراي نخلستان‌ها و باغ‌هاي فراوان، در 101 كيلومتري شرق بغداد واقع شده بود و دانشمندان زيادي منسوب به آن هستند. [70]
اين مكان در مسير قافله‌ها و زايرين عتبات عاليات از طرف ايران، افغانستان و ساير كشورهاي دور دست شرق، به عراق قرار دارد. [71]
بر روي مرقدي كه منسوب به فاضل مقداد است، بقعه‌اي بلند، سفيد و قديمي ساخته شده است كه جلوة خاصي به اين شهر كوچك داده است و محل زيارت علاقه‌مندان به عالمان و فقيهان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشد. اين مرقد آن چنان نزد اهالي آن سامان و ساير جاها مشهور است كه ديگر نام شهر، از شهروان به «مقداديه» نقل پيدا كرده است و هم اكنون به «المقداديه» معروف است. [72]
سنّ فاضل مقداد را تا وقت وفات، حدود 80 سال تخمين زده‌اند؛ چرا كه فخر المحققين فرزند علامة حلّي استاد شهيد اول، در سال 771 هـ . ق درگذشته است و فاضل مقداد همان طور كه در كتاب «الاعتماد شرح رسالة واجب الاعتقاد» تصريح كرده، ‌فخر المحققين را درك كرده است و آن كتاب را در زمان حيات جناب فخر نوشته است، بين وفات فخر المحققين و شيخ مقداد، 55 سال فاصله است.
از طرفي، بعيد به نظر مي‌رسد كه وي «رسالة واجب الاعتقاد» را پيش از 20 سالگي شرح و تبيين كرده باشد. بنابراين، مي‌توان گفت كه وي نزديك به 80 سال زندگي كرد. [73]

[1] . كنز العرفان، ج 1، مقدمه، ص 4.
[2] . بهجة الامال، ج 7، ص 91.
[3] . ر.ك: الكني و الالقاب، ج 3، ص 7؛ روضات الجنات، ج 7، ص 171؛ ريحانة الادب، ج 4، ص 282؛ مستدرك الوسايل، ج 3، ص 431؛ لؤلؤ البحرين، ص 172 و تنقيح المقال، ج 3، ص 245.
[4] . روضات الجنات، ج 7، ص 171؛ ريحانة الادب، ج 4، ص 282؛ رياض العلما، ج 5، ص 216 و الكني و الالقاب، ج 3، ص 7.
[5] . اللوامع الالهيه في المباحث الكلاميه، مقدمه، ط ـ بح.
[6] . اعيان الشيعه، ج 9، ص 425.
[7] . ماضي النجف، ج 3، ص 377.
[8] . بهجة الامال، ج 7، ص 93 و ريحانة الادب، ج 4، ص 283.
[9] . الكني و الالقاب، ج 3، ص 7؛ رياض العلما، ج 5، ص 216 و مفاخر اسلام، ج 4، ‌ص 379.
[10] . اللوامع الالهيه، ص بح و روضات الجنات، ج 7، ص 171.
[11] . ريحانة الادب، ج 4،‌ص 282؛ ارشاد الطالبين، ص 8 (مقدمه)؛ تنقيح المقال، ج 3، ص 245؛ الكني و الالقاب، ج 3، ص 7؛ روضات الجنات، ج 7، ص 171 و... .
[12] . مفاخر اسلام، ج 4، ص 379.
[13] . ماضي النجف و حاضرها، ج 1،‌ص 85 و ج 3، ص 380.
[14] . كنز العرفان، ج 1، ص 4 «مقدمه» و نضد القواعد، ص 7، (مقدمه).
[15] . ماضي النجف، ج 3، ص 380.
[16] . الكني و الالقاب، ج 3، ص 7؛ روضات الجنات، ج 7، ص 171؛ رياض العلماء، ج 5، ص 216؛ ريحانة الادب، ج 4، ص 283؛ فوائد الرضويه، ص 267؛ الامل الامل، ج 2، ص 325؛ لغتنامة دهخدا، ج 10، ص 14942 و تنقيح المقال، ج 3، ص 345.
[17] . روضات الجنات، ج 7، ص 15 و كنز العرفان، ج 1، مقدمه، ص 6.
[18] . مفاخر اسلام، ج 4، ص 379.
[19] . كنز العرفان، مقدمه، ص 10.
[20] . بحار الانوار، ج 107، ص 169.
[21] . ارشاد الطالبيين، ص 25 مقدمه.
[22] . روضات الجنات، ج 7، ص 172.
[23] . نضد القواعد، مقدمه، ص 12.
[24] . روضات الجنات، ج 7، ص 171؛ ريحانة الادب، ج 4،‌ص 283؛ فوائد الرضويه، ص 667؛ الامل الامل، ج 2، ص 325‌؛ ايضاح المكنون، ص 229؛ بهجة المقال، ج 7، ص 90؛ رياض العلما، ج 5، ص 217؛ الكني و الالقاب، ج 3، ص 7؛ الذريعة، ج 18، ص 159 و تنقيح المقال، ج 3، ‌ص 245.
[25] . مقدمه‌اي بر فقه شيعه، ص 153.
[26] . اللوامع الالهيه.
[27] . نضد القواعد، ص 4.
[28] . روضات الجنات، ج 7، ص 172 و رياض العلما، ج 5، ‌ص 216.
[29] . موسوعة النجف الاشرف، ج 6، ص 293 و 325 و 369.
[30] . النافع يوم الحشر، مقدمه، ص 16 و 17.
[31] . نضد القواعد، مقدمه، ص 12.
[32] . اثبات الهداة، ج 1، ‌ص 29.
[33] . بحار الانوار، ج 107، ص 169.
[34] . روضات الجنات، ج 7،‌ص 172 و رياض العلماء، ج 5، ص 216.
[35] . روضات الجنات، ج 7، ص 172.
[36] . لؤلؤ البحرين، ص 173.
[37] . كنز العرفان، ج 1،‌ مقدمه، ص 15.
[38] . مسالك الافهام، ج 1، ص 7.
[39] . رياض المسائل، ج 1، ‌ص 1.
[40] . بحار الانوار، ج 107، ص 169.
[41] . التفسير و المفسرون، ج 2، ص 425.
[42] . ماضي النجف، ج 3،‌ص 379؛ موسوعة العتبات المقدسه، ج 7، ص 130؛ مراقد المعارف، ج 2، ص 334 و التنقيح الرائع، مقدمه، ص 32.
[43] . ماضي النجف، ج 3، ص 379 و موسوعة النجف الاشرف، ج 6، ص 413.
[44] . رياض العلماء، ج 4، ص 281؛ طرائف المقال، ج 2، ص 423 و ماضي النجف، ج 3، ص 380.
[45] . كنز العرفان، ج 1، مقدمه، ص 9؛ روضات الجنات، ج 7، ص 171 و ماضي النجف، ج 3، ‌ص 380.
[46] . مفسران شيعه، ص 118.
[47] . ماضي النجف، ج 3، ص 380 و التنقيح الرائع، ‌مقدمه، ص 29.
[48] . رياض العلما، ج 5،‌ ص 216 و مفاخر الاسلام، ج 4، ‌ص 382.
[49] . روضات الجنات، ج 2، ص 330 و ماضي النجف، ج 3، ص 380.
[50] . رياض العلما، ج 3، ص 55؛ ماضي النجف، ج 3، ص 380 و التنقيح الرائع (مقدمه)، ص 3.
[51] . روضات الجنات، ج 7، ص 171؛ ماضي النجف، ج 3، ص 380 و رياض العلماء، ج 5، ص 217.
[52] . رياض العلما، ج 3، ص 408؛ روضات الجنات، ج 7، ص 171 و ماضي النجف، ج 3، ص 380.
[53] . رياض العلما، ج 3، ص 380.
[54] . الاجازة الكبيرة، ص 341 و مستدرك الوسائل، ج 3، ص 431.
[55] . روضات الجنات، ج 7، ص 174 و ماضي النجف، ج 3، ص 380.
[56] . ماضي النجف، ج 3، ص 380؛ التنقيح الرائع، ص 30 و رياض العلما، ج 1، ص 183.
[57] . لؤلؤ البحرين، ص 172؛ اعيان الشيعه، ج 9، ص 363؛ بحار الانوار، ج 105، ص 36؛ ‌روضات الجنات، ج 7، ص 173؛ و الكني و الالقاب، ج 3، ص 7؛ رياض العلماء، ج 5، ‌ص 108 و....
[58] . مقابيس الانوار، ص 14.
[59] . مستدرك الوسائل، ج 3، ص 431.
[60] . مقابيس الانوار، ص 14.
[61] . مستدرك الوسايل، ج 3، ص 431.
[62] . ريحانة الادب، ج 4، ‌ص 282.
[63] . بحار الانوار، ج 1، ص 41.
[64] . روضات الجنات، ج 7، ص 175 (پاورقي).
[65] . التفسير و المفسرون، ج 2،‌ص 465.
[66] . اعلام زركلي، ج 7، ص 282.
[67] . ماضي النجف، ج 3، ص 381.
[68] . همان، و اللوامع الالهيه، (مقدمه) ص مط.
[69] . روضات الجنات، ج 7، ص 175.
[70] . معجم البلدان، ج 3، ‌ص 375.
[71] . مراقد المعارف، ج 2، ص 332.
[72] . همان، ص 330.
[73] . ارشاد الطالبين، (مقدمه)، ص 21.
علي كرجي - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 59
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :