امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
2669
ملا فتح الله کاشاني
زندگي نامه
ملا فتح الله کاشاني، مفسر بزرگ عهد صفوي، در يکي از دهه هاي آغازين قرن دهم هجري قمري در کاشان به دنيا آمد.[1] پدرش شکرالله[2] نام داشت. ملا فتح الله بعد از رشد و ازدواج[3] با فقر و نداري زندگي را مي گذراند. در کتب تراجم از اين شخصيت بزرگ با عناوين گوناگوني ياد شده که برخي از آن ها چنين است: المولي المفسر،[4] فقيه، متکلم، عالم کامل جليل،[5] متبحر در تمام علوم ديني،[6] عالم به لغات و ادبيات و اصول و جامع معقول و منقول.[7]
دوران حيات ملافتح الله کاشاني، يعني سال هاي حدود 900 تا 988 هـ . ق دوران مهمي از نظر دگرگوني تاريخ مذهبي ايران است. وي با سه پادشاه صفوي؛ شاه اسماعيل (908 هـ . ق)، شاه طهماسيب (984 ـ 930) و شاه اسماعيل دوم 985 هـ . ق معاصر است. شاه اسماعيل در سال 907 هـ . ق در تبريز مراسم تاجگذاري را برگذار کرد و اولين شاه صفوي شد. نخستين اقدام او، رسميت بخشيدن به مذهب تشيع بود. اين اقدام شيعيان ايران را که صد ها سال تحت فشار بودند خوشحال کرد. نخستين کسي که در اين دوره، به عنوان شيخ الاسلام[8] مطرح شد، علي ابن عبدالعال محقق کرکي (متوفاي 940 هـ . ق) است که استاد علي بن حسن زواره اي و او استاد ملا فتح الله کاشاني است. خود محقق در پي احساس نياز شديد جامعه شيعه، کتاب هاي پر حجم و متنوعي نوشت و حرکت علمي موثري را پايه گذاري کرد که توسط شاگردانش پي گرفته شد.
از تبار مفسران نور
کتاب هاي تاريخ و تراجم از چگونگي زندگي، خانواده و فرزندان ملا فتح الله سخن نگفته اند. برخي اين ناشناختگي را به دليل روحيه زهد گرايي، انزوا طلبي و فقر او دانسته اند:
در کتاب «لباب الالقاب الاطياب» آمده است:
«و من کسي را نديدم که به احوال او در ميان بزرگان علما اشاره کند ... آن چه شايسته شگفتي است اين است که چنين فاضل کاملي چگونه ممکن است حالش از علما مخفي بماند و در شمار فضلا از او ياد نشود ... انگيزه ناشناخته ماندن وي (و احوالاتش) فقر و نداري است.»[9]
البته در بين عالمان قرن يازده ايشان از مردي به نام علي رضا بن فتح الله کاشاني نام برده شده است که به دليل نداشتن اطلاعاتي کافي، انتساب وي به فتح الله جاي تحقيق بيشتر دارد.[10] آن چه ما را به فرزندان و نوادگان با واسطه وي راهنمايي مي کند، اظهارات آيت الله ابوالحسن شعراني در مقدمه بر تفسير منهج الصادقين ملا فتح الله است. بر طبق اين سخنان در نسل هاي بعدي مي توان فرزندان ملا فتح الله را جست و جو کرد.[11]
«در آخر کتابي مختصر در قرائت از کتب قديم خانواده ما، جد هفتم اين حقير ملا نعمت الله، اجازه روايت اين کتاب را به ميرزا حسن نام، از اولاد ملا صالح مازندراني داده است و اسناد خود را مسلسلاً بالاباء به ملا فتح الله صاحب تفسير مي رساند. و اين نسخه را تبرکا نگاه مي داشتند.»
اين سخنان بيانگر اين است که: 1. جد هفتم آيت اله شعراني، ملا صالح مازندراني است. 2. ملا صالح از فرزندان (چند نسل بعد) ملا فتح الله است.
در تبار نامه آيت الله شعراني نيز که در مجله نور علم به چاپ رسيده و از مصاحبه وي براي نگارش آن استفاده شده چنين آمده است:
«ميرزا ابوالحسن تهراني، فرزند محمد، فرزند ملا غلام حسين، فرزند مولي ابوالحسن مجتهد، فرزند ملا ابوالقاسم فرزند عبدالعزيز، فرزند محمد باقر، فرزند نعمت الله تهراني ... و از نودگان ملا فتح الله کاشاني.»[12]
به اين ترتيب مي توان فرزندان و نوادگان با واسطه وي را چنين برشمرد:
1. ملا نعمت الله؛
2. محمد باقر؛
3. عبدالعزيز؛
4. ملا ابوالقاسم؛
5. ابوالحسن مجتهد تهراني. وي در سال 1200 هـ . ق به دنيا آمد و از عالمان پرهيزکار تهران بود. در شهر هاي تهران و اصفهان تحصيل کرد و آن گاه براي تکميل علوم به عراق رفت و نزد سيد علي طباطبايي (صاحب رياض) و ... به تحصيل ادامه داد و بعد از اخذ درجه اجتهاد به تهران برگشت. ميرزا ابوالحسن در سال 1272 هـ . ق وفات يافت.
6. آخوند غلام حسين. وي فرزند ابو الحسن و از علماي تهران بود. وفات او در سال 1313 هـ . ق روي داد و پيکرش در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
7. شيخ محمد تهراني. وي پدر ميرزا غلامحسين است و در سال 1346 هـ . ق. از دنيا رفت.[13]
8. ميرزا ابوالحسن تهراني. او در سال 1320 هـ . ق در تهران متولد شد و نزد پدر و استادان معروفي همچون ميرزا مهدي آشتياني ميرزا محمود قمي و حبيب الله ذوالفنون درس خواند. ادامه تحصيلاتش را در قم پي گرفت و از محضر شيخ عبدالکريم حائري و عبدالنبي نوري بهره برد. در 26 سالگي پدر را از دست داد. در نجف نيز تحصيل کرد و در اوج استبداد رضاخان به ايران برگشت و به تأليف، تدريس و ... پرداخت. از نکات جالب توجه در آثار وي، رويکرد به تفسير است؛ موضوعي که گويا در اين نسل وظيفه اي ويژه تلقي مي شده و هر فردي ازا ين تبار به آن نظر داشته است. علاوه بر علوم حديث، فقه، اصول، فلسفه، کلام، نجوم، تاريخ و ... وي در علوم قرآن نيز اين تأليفات و تحقيقات را از خود به يادگار گذاشت:
1. حاشيه بر مجمع البيان.
2. تصحيح تفسير صافي (نوشته ملا محسن فيض کاشاني).
3. حواشي و تعليق ها بر تفسير «منهج الصادقين» ده جلد و ...[14] وي در هفتم شوال 1393 هـ . ق وفات يافت و در حرم حضرت عبدالعظيم حسني به خاک سپرده شد.
معاصران
در عصري که ملا فتح الله زندگي مي کرد، به دليل همزماني با دگرگوني عظيم تاريخي و رويکرد صفويان به گسترش مذهب تشيع، عالمان زيادي فرصت رويش يافتند. برخي از اين عالمان که معاصر ملا فتح الله و اهل کاشان بودند، عبارتند از:
ابراهيم کاشاني،[15] سلطان کاشاني،[16] مير تقي الدين کاشاني،[17] جعفر بن محمد باقر کاشاني،[18] جلال الدين مسعود بيدگلي،[19] ملاحافظ کاشاني،[20] قاضي حبيب الله کاشاني،[21] حسن بن شمس الدين کاشاني،[22] حسن بن بهاء الدين (تاج الدين) قاساني،[23] حسين ملا مسعود کاشاني،[24] شمس الدين بن بهاء الدين کاشاني،[25] صدر الدين علوان کاشاني،[26] علي (غياث الدين) بن کمال الدين حسيني کاشاني،[27] علي (قاضي ضياء الدين) کاشاني،[28] سيد علي بن سيد فخر الدين حسيني کاشاني،[29] محمد بن محمد حسين شقايي کاشاني،[30] و يحيي عماد الدين کاشاني.[31]
به دليل فاصله زياد تاريخي و نيز شفاف نبودن تاريخ زندگي اين مفسر بزرگ، اسامي استادان وي در هاله اي از ابهام قرار دارد. با اين حال روشن است که وي مراحل تحصيل و بالندگي علمي را در همان کاشان گذرانده و اخباري دال بر اين که او براي تحصيل به شهر هاي قزوين و اصفهان ـ که شهر هاي علمي آن روزگار بودند ـ رفته باشند؛ در دست نيست. تنها استاد وي که نامش در تاريخ جاودانه مانده، فخر الدين علي بن حسن زواره اي است که در سايه آثار ترجمه اي قرآني و غير قرآني فراوانش در عصر ترجمه، نامش در کتاب هاي تراجم ثبت و احوالاتش بيان شده است.
علي بن حسن زواره از دانشمندان بزرگ زمان شاه طهماسب اول است، وي مفسر و از نخستين کساني بود که در تأييد مذهب تشيع کتاب هايي به زبان فارسي ترجمه کرد. وي در اصفهان نزد محقق کرکي، شيخ علي بن عبدالعالي و سيد غياث الدين جمشيد زواره اي و امير عبدالوهاب بن علي بن حسين استرآبادي تحصيل کرد. آثاري از وي بر جاي مانده است، مانند:
1. تفسير فارسي «ترجمه الخواص» تفسير زواري. 2. شرح «نهج البلاغه». 3. ترجمه «کشف الغمه» در سال 938 هـ . ق. 4. ترجمه «احتجاج» طبرسي. 5. «اعتقادات» صدوق. 6. تفسير منسوب به امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ. 7. «مجمع الهدي في قصص الانبياء». 8. «تحفه الدعوات في اعمال السنه». 9. لوامع الانوار الي معرفه الائمه الاطهار». 10. «مرآه الصفا». اين آثار فارسي اند ... .[32]
وي پرچمدار ترجمه در عصر صفوي بود و برخي از کتابهايش را نيز به آنان تقديم کرده است.
علي بن حسن علاوه بر تفسير، در رديف مترجمان حرفه اي اين عصر جاي دارد. او در کنار توجه به ترجمه، به تدريس نيز مي پرداخت و ملا فتح الله از جمله ثمرات مکتب اوست که همچون استاد خود شيوه فارسي نويسي و ترجمه متون حديثي و تاريخي را براي جامعه شيعي ايران ادامه داد. علاوه بر اين ملا فتح الله از طريق وي اجازه روايت از محقق کرکي را نيز به دست آورد. اين موضوع به گونه اي جدي گرفته شد که شاهان خود پيگير امر ترجمه و تأليف بودند و تقاضا هاي متعددي از آنان جهت ترجمه در تاريخ ثبت شده است. همين طور نهضت تأليف زندگاني، افکار و انديشه هاي امامان شيعه در اين دوره به شدت گرسترش يافت. مشهور ترين عالم، فقيه و مفسر در اين دوره علي بن حسن زواره اي، استاد ملا فتح الله کاشاني است. وي به واقع مترجم رسمي اين دوره است و در کنار تدريس به ترجمه آثار عالمان شيعه و نيز فارسي نويسي تفسير و ... پرداخته است.
ملا فتح الله در چنين شرايطي که به دليل گسترش انديشه شيعه، نيازهاي جديدي احساس مي شد؛ در جامعه علمي حضور يافت و به ايفاي نقش پرداخت. بنابر اين شخصيت علمي او را در اين دوره بايد محصول نيازهاي شيعيان در عرصه هاي مختلف علمي دانست. به گونه اي که چند نسل پي در پي براي رفع اين نياز، نهضت ترجمه و فارسي نويسي را پي گرفتند.
علاوه بر اين ملا فتح الله از طريق علي بن حسن، از ضياء الدين محمد بن محمد از مقدس اردبيلي اجازه روايت دارد و نقل حديث مي کند.[33] در «رياض العلما» نيز عنوان مي شود که وي از شيخ علي کرکي (محقق کرکي) توسط علي بن حسن زواره اي روايت نقل مي کند.[34]
زندگي و آثار علمي
ملا فتح الله سراسر زندگي اش را وقف بر آوردن نيازهاي علمي جامعه خود کرد و به پيروي از استادش علي بن حسن، علاوه بر تدريس و ارشاد، به فعاليت هاي علمي در بخش ترجمه و تأليفات فارسي روي آورد. ويژگي فعاليت هاي علمي وي، رويکرد ويژه به قرآن در دو بخش ترجمه و تفسير اعم از فارسي و عربي است. البته وي ترجمه حديث و دعا و ... را نيز از نظر دور نداشت.
آثار به جاي مانده از وي داراي تاريخي روشن و مربوط به دهه هاي آخر عمر اوست و به عبارت ديگر محصول علمي متقن و قابل اعتنا از اين شخصيت است؛ زيرا آن چه نوشته حاصل تحصيلات طولاني او و نتيجه علمي تمام عمرش است. آقا بزرگ در الذريعه، تاريخ اتمام زبده التفاسير را ـ که به تصريح خود ملا فتح الله بعد از دو تفسير فارسي نوشته شده ـ سال 977[35] بيان مي کند. بنابر اين مي توان آغاز تأليف آن تفاسير را به طور معمول مربوط به دهه قبل از آن يعني سال هاي 960 تا 977 دانست. همچنين آثار غير قرآني وي نيز عموما بدون تاريخ بوده و ممکن است برخي از آن ها قبل از آثار قرآني نگاشته شده باشد. با اين مقدمه به معرفي آثار علمي وي مي پردازيم:
الف: آثار قرآني
1. تفسير بزرگ «منهج الصادقين في الزام المخالفين».[36]
اين تفسير که به تصريح مولف در سال 984 هـ . ق بخشي از آن (تا سوره انفال) به پايان رسيده، حجيم ترين و ارزنده ترين اثر مولف است. از لحاظ تاريخي، تفسير «منهج» اولين اثر تفسيري ملا فتح الله است که به تدوين و جمع آوري آن دست زده است، هر چند به رغم اولين اثر بودن، به نظر مي رسد اتمام آن بعد از اثر ديگرش (سوم) «زبده التفاسير» باشد.
اين تفسير در 5 جلد بزرگ و اخيراً در 10 جلد معمولي به چاپ رسيده است. نخستين چاپ آن مربوط به سال 1284 در تهران و بعد 1296 در 3 جلد و يک بار در سال 1314 در تبريز منتشر گرديد و سرانجام با تعليقه و تحشيه استاد شعراني بارها چاپ شده است.[37] در «الذريعه» پيرامون اين اثر مي خوانيم:
«فارسي و بزرگ است، در سه مجلد بزرگ. از آن مفسر فتح الله فرزند شکر الله کاشاني است.. که چاپ شده است. وي برخي از بخش ها يعني سوره انفال را در سال 984 به پايان برده و اين نسخه با اين تاريخ در کتابخانه استاد ما آيه الله شيرازي در سامرا وجود دارد.»[38]
شايد با توجه به همين تاريخ که در پايان سوره انفال ذکر شده برخي معتقدند اين تفسير ناقص بوده و بعد ها توسط داماد وي به پايان رسيده است.
«گفته مي شود تفسير فارسي معروفش هنگام وفات او نا تمام بوده که دامادش بعد از وفات او، آن را تکميل کرد.»[39]
ب: ضرورت تأليف از زبان ملا فتح الله
ملا فتح الله، علم قرآن را علم اصلي شريعت مي دانست و معتقد بود، دانستن آن براي مسلمانان در هر دوره اي ضروري است. از اين رو است که در هر دوره اي به اين نياز علمي، به گونه اي پاسخ داده اند. اما عموم مردم توان استفاده از بسياري کتب موجود را نداشتند وي کتاب هايي را که پيرامون تفسير نگاشته مي شد، به دلايل زير فاقد کارايي لازم مي دانست:
1. متن عربي داشتند.
2. تفاسير فارسي پيچيده بودند. اين امر به دليل پرداختن بيش از حد به لغات، مأخذ مشتقات، ذکر تمام وجوه ترکيبات، بيان قرائت هاي دوگانه و نادر، شرح دلايل هر يک از قاريان و سخنان غير مطمئن بود.
3. برخي کتاب هاي فارسي موجود نيز در استفاده از زبان فارسي قديم، چنان دچار افراط شده و واژه هاي نامأنوس و شيوه ها و عبارت هاي سنگين به کار برده بودند که براي مخاطب فارسي زبان آن دوره فهميدني نبود.
4. برخي چنان مختصر بودند که فايده اي به خواننده نمي رساند.
5. آن دسته از تفاسير هم که از عيوب مذکور خالي بودند، از حيث اعتقادي دچار انحراف بودند؛ هر چند عباراتشان رسا و زيبا بود. ملا فتح الله در اين باره مي نويسد:
«تفسير کاشفي اگر چه به جواهر عبارات بليغه و لآلي الفاظ فصيحه محلي بود، اما چون که موافق روش مخالفين و مخالف مذهب ائمه صادقين صلوات الله عليهم اجمعين بود، از نظر اعتبار به مثابه مار زرنگار مي نمود، چه ظاهر آن مزين بود به نقوش جميله و باطنش مملو از سموم عقايد قاتله و با وجود اين در غايت ايجاز و اختصار.»[40]
ج: هدف و شيوه تفسيري
آسيب شناسي تفاسير موجود، ملا فتح الله را که عالمي مفسر و مسلط به تاريخ، حديث، کلام و فقه بود، بر آن داشت که دست به تأليف اثر جديد در تفسير بزند. البته روحيه مبارزه با عقايد انحرافي از جمله عقايد اهل سنت را که در دوران گذشته به کتب تفسير نفوذ کرده بود، نبايد از نظر دور داشت.
وي هدف و شيوه خود را چنين توضيح مي دهد:
در تفسيري که مبني باشد بر حل معاني قرآن بر طرق قرائت سبعه و متعرض قرائت ديگر نشود و به جهت تطرق اختلاف در آن ها و محتوي باشد بر:
1. ذکر اسرار و نکات و اسباب نزول آيات.
2. احاديث سيد البريات.
3. اخبار و قصص و حکايات ائمه هدي.
4. فضل سور و آيات.
5. وجه ارتباط و اتصال آن به يکديگر.
6. بيان مسائل فقهيه در ضمن تبيين آيات احکام.
7. مناقب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ.
8. حاوي بر رفع شبهات مخالفان و ابطال مذهب ايشان.
9. اعتدال در بيان اعراف و لغت.
10. نگارش سخنان ارباب تحقيق.[41]
نامگذاري کتاب
نياز شيعيان از يک سو و انحرافات اعتقادي حاصل از صد ها سال تحميل عقايد غير شيعي از سوي ديگر، انگيزه اصلي براي گرد آوري و تدوين کتابي با اين حجم بزرگ بود. از اين رو مفسر کاشاني، به صراحت اين انگيزه را «مقصد اقصي و مطلب اعلا» بيان مي کند و مي نويسد:
چون مقصد اقصي و مطلب اعلا از اين منتخب، ايضا طريق ائمه صادقين است، به حجج واضحه و الزام مخالفين بر براهين باهره، از اين جهت مسمي شد به «منهج الصادقين في الزام المخالفين».
نمونه اي از تفسير ملا فتح الله
ملا فتح الله در سراسر کتاب با عقايد مخالفان شيعه، با روش هاي علمي و صحيح مبارزه مي کند و تفسير او گوياي اين تلاش هاست. سه نمونه از تفسير او چنين است:
«فتولي عنهم و قال يا قوم لقد أبلغتکم رساله ربي و نصحت لکم ولکن لا تحبون الناصحين»[42]
صالح از ايشان روي برگردانيد وقتي ناقه را کشتند و گفت از روي تحير، اي گروه من به خداي که من رسانيدم به شما پيغام پروردگار خود را که به اداي آن مأمور بودم و نصيحت کردم به شما وقت دعوت وليکن دوست نمي داريد و پيروي نمي کنيد نصيحت کنندگان را که از راه مهرباني شما را به ايمان مي خوانند و از اتباع نفس و شيطان منع مي کنند ... .
ثلعبي به اسناد خود مرفوع به اسانيد معتبره به حضرت رسالت ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ روايت کرده که آن حضرت فرمود:
يا علي «اتدري من اشقي اولين» اين علي مي داني که بدبخت ترين پيشينيان چه کسي است.
امير المومنين ـ عليه السلام ـ فرمود: که الله و رسوله اعلم. رسول ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ فرمود که: «عاقر الناقه» يعني اشقي الاولين آن کسي است که ناقه صالح را پي کرد. بعد از آن فرمود که: «اتدري من اشقي الاخرين» آيا مي داني که بدبخت ترين پيشينيان کيست، فرمود که الله تعالي و رسوله اعلم. فرمود که: «قاتلک» آن کشنده تو است. و در روايت ديگر فرمود که «اشقي الاخرين من يخضب هذه من هذه «و اشاره به محاسن و سر آن حضرت فرمود ....[43]
2. خلاصه المنهج
اين کتاب که مختصر و شامل مباحث ضروري است، بعد از تأليف «منهج الصادقين» نگاشته شد و مانند خود منهج الصادقين بين اهل تراجم معروف است:
«تفسير (خلاصه المنهج) به فارسي نيز از اوست. اين تفسير از تفسير اولش مختصر تر و در سه مجلد (شش جلد) است»[44]
«تفسير منهج الصادقين و خلاصه المنهج که بخشي از آن را در سال 984 به پايان رسانده از اوست».[45]
3. ترجمه قرآن کريم
ملا فتح الله علاوه بر تفسير به ترجمه قرآن هم پرداخت. البته طبيعي بود که در ضمن تفسير ناچار به ارائه ترجمه اي طبق تفسير خود باشد. از اين روي احتمال دارد اين ترجمه هم زمان با تفسير و يا بعد ها نگاشته شده باشد. نکته مسلم اين که ترجمه مذکور به صورت مستقل چاپ نشده بلکه در حاشيه برخي کتاب ها ديده شده است. صاحب رياض العلماء نوشته است:
«او ترجمه قرآن به فارسي دارد که مشهور است و بر حاشيه برخي قرآن ها به طور اختصار نوشته شده است.»[46]
صاحب «ريحانه الأدب» نيز با توجه به اين ذهنيت که ممکن است اين ترجمه مربوط به همان تفسير باشد نه کتابي مستقل، مي نويسد:
«ترجمه قرآن به فارسي، و آن غير از سه فقره تفسير قرآن مذکور در ذيل است»[47]
4. زبده التفاسير
ملا فتح الله علاوه بر فارسي نويسي، تفسيري را نيز به زبان عربي نگاشت که «زبده التفاسير» نام دارد. اين تفسير نيز داراي حجمي بزرگ است و مولف در نيمه ماه ذي قعده 977 هـ . ق آن را به پايان برده است. در رياض العلما آمده است:
«اين تفسير نيز بزرگ است و نزديک به هشتاد هزار سطر دارد و در دو مجلد قطور است. آن را بعد از دو تفسير نوشت؛ بنابر آن چه در اول تفسير تصريح مي کند. من نسخه اي از آن را با خط شريف خودش در شهر اشرف از شهر هاي مازندران نزد مولي محمد المدرسي ديدم. در آن اخبار اهل بيت ـ عليه السلام ـ را آورده و در اکثر موارد از کشاف، تفسير قاضي، مجمع البيان، الجوامع طبرسي نقل کرده است. کتابي داراي مطالب خوب و با فايده است.»[48]
آقا بزرگ نيز اين کتاب را عربي و خطي مي داند که در تهران با فهرست مناسب چاپ شده است.[49] وي مي گويد:
هر سه تفسير وي در خزانه رضويه و غير آن جا موجود است.[50]
1. آثار غير قرآني
1. شرح نهج البلاغه (تنبيه الغافلين و تذکره العارفين)
نويسنده رياض مي گويد:
شرح «نهج البلاغه» که تنبيه الغافلين و تذکره العارفين ناميده شده، فارسي و کتاب معروفي است و من در اصفهان، شيراز، هرات و جاهاي ديگر ديده ام.[51]
آقا بزرگ نيز در «الذريعه» ضمن معرفي اين اثر مي نويسد:
آغاز شرح چنين است: الحمد لله الذي هدانا لهذا و ماکنا لنهتدي لولا ان هدانا الله.
در تهران با فهرست خود چاپ شده است.[52]
بر خلاف آن چه گفتيم نويسنده کشف الحجب در دو جاي مختلف، از اين نوشته ياد مي کند؛ يک جا آن را شرح «نهج البلاغه»، با نام «تنبيه الغافلين»[53] مي داند و جاي ديگر آن را ترجمه نهج البلاغه که با «الحمد لله..» آغاز مي شود ذکر مي کند.[54]
پيرامون اين اثر بايد گفت:
ملا فتح الله با توجه به همان نياز سابق الذکر جامعه شيعي ايران و براي آشنايي بيشتر مردم با انديشه هاي حضرت علي ـ عليه السلام ـ به طرح و توضيح آن در قالب شرح پرداخت و کوشيد به سوالات و شبهات موجود با تکيه بر آن پاسخ دهد.
2. کشف الاحتجاج
اين کتاب ترجمه «احتجاج» شيخ طبرسي است که صاحب «رياض العلما» (ميرزا عبدالله افندي) آن را در اردبيل و خزانه شيخ صفي ديده است.[55] ملا فتح الله در مقدمه اي که بر ترجمه خود نگاشته است. مي نويسد:
«فرمان لازم الاذعان برين شرف نفاذ يافته که اين داعي بي بضاعت مطالب و مقاصد اين کتاب شريف را به زبان فارسي به عبارتي که از تکلفات ارباب ريا مبرا و از تصنيفات منشيانه که از آرايش سخنوري است معرا باشد، از براي تعميم فوايد و تکثير موايد خواص و عوام تقرير و تحرير نمايد.»
وي کتاب را به نام شاه طهماسب نگاشته است.[56] و نسخه کتاب با شماره 387 در کتابخانه آيت الله مرعشي موجود است.[57] نامي از اين ترجمه در کتاب هاي «کشف الحجب» و «هدايه العارفين» به ميان نيامده است.
3. استنساخ کتاب الاستبصار
آقا بزرگ تهراني در «طبقات اعلام الشيعه» از اين کتاب نام برده مي نويسد:
از آثار ماندگارش بازنويسي مجلد کتاب استبصار است که به طور کامل با مشايخش به خط اوست و از نوشتن آن در 8 شعبان 973 هـ . ق. فراغت يافته و امضايش ابن شکر الله فتح الله شريف است. اين نسخه نزد عبدالحسين نخعي سبط شيخ ما (علي خيگاني) در نجف است.[58]
وي در «الذريعه» نيز از اين کتاب نام مي برد.[59]
عصر حضور (شاگردان)
حضور مفسري بزرگ، پرهيزکار و پرتلاش، فرصتي مغتنم بود براي عالمان جوياي دانش و معرفت. از اين روي شاگردان زيادي گرد وجود ملا فتح الله کاشاني جمع شدند و از خرمن دانش و زهد وي مستقيم يا با واسطه خوشه چيدند. هر چند گذر ايام (بيش از يک قرن) نام خيلي از آن ها را از کتاب تراجم و تاريخ زدوده است، با اين حال مي توان از شخصيت هاي زير نام برد:
1. رضي الدين شاه مرتضي. وي فقيه متکلم، مفسر و اديب بود. در کاشان حوزه تدريس داشت. در سال 950 متولد و در 1009 هـ . ق در 59 سالگي وفات يافت. رضي الدين پدر ملا محسن فيض کاشاني بود.[60]
2. ملا محسن کاشاني، محمد بن شاه مرتضي بن شاه محمود، ملقب به محسن و معروف به فيض کاشاني از عالمان بزرگ قرن يازده هجري است. وي فقيه، محدث، مفسر، محقق، حکيم، متکلم، اديب و هم چنين شاعري توانا بود. وي در طول عمر خود بيش از 150 کتاب تأليف کرد. اين همه در سايه استفاده هاي علمي از محضر پدر سيد ماجد بحراني، ملا خليل قزوين، محمد تقي مجلسي، مير فندرسکي، بهاء الدين محمد عاملي، ميرداماد، ملا صالح مازندراني، ملا صدرا و همچنين ملا فتح الله کاشاني بود.
وي با الهام از استادان خود از جمله ملا فتح الله به نوشتن «صافي»، «اصفي» و «مصفي» روي آورد و راه استاد را اين گونه ادامه داد. فيض در سال 1007 متولد و در 1091 هـ . ق يعني 84 سالگي در کاشان وفات يافت. از جمله اموري که نشان مي دهد او در تفسير از ملا فتح الله الهام گرفته، اين است که گرايش فلسفي استاد ديگرش ملاصدرا را در تفسيرش راه نداده و تفاسيرش معمولا جنبه اجتماعي و روايي دارد.[61]
3. ملا مرتضي. وي دانشوري اديب و برادر فيض کاشاني است. ر بين راه مکه وفات يافت و همان جا دفن شد. ملا مرتضي که در سال 1010 ـ 1029 هـ . ق وفات يافت، از شاگردان ملا فتح الله و صاحب کتاب «خلاصه الاقوال» است.[62]
4. محمد علم الهدي. (039 ـ 1115 هـ . ق) وي محمد، فرزند ملا محسن، کنيه اش «ابي الخير» و ملقب به «علم الهدي» است و در کاشان متولد شد. علاوه بر مکتب ملا فتح الله، نزد پدر و عموهايش نيز تحصيل کرد و از ملاصدرا پدر بزرگش و شيخ بهايي اجازه اجتهاد گرفت. وي بر وافي، کافي، صافي و شافي ... تعليقاتي دارد و کتاب هاي متنوعي نيز از خود بر جاي گذاشت. علم الهدي در 76 سالگي در گذشت و در کنار پدرش در کاشان به خاک سپرده شد.
وفات
ملا فتح الله شريف کاشاني سرانجام پس از سال ها تلاش در عرصه تأليف و ترجمه و تربيت شاگرداني که جريان قرآني مبارکي را در ايران به راه انداختند و مبارزه علمي با منحرفان در عرصه مذهب و اعتقاد پي ريختند، خود فقيرانه و زاهدانه در سال 988 هـ . ق وفات يافت. البته درباره سال وفات و نيز محل دفن وي اظهار نظر هاي مختلفي شده است که مي توان در دو دسته به آن اشاره کرد.
1. در سال 988 هـ . ق وفات يافت.
آقا بزرگ تهراني در «الذريعه» اين نظريه را صحيح تر مي داند.[63]
2. وفات وي در سال 997 هـ . ق اين نظريه توسط نويسنده «کشف الحجب و الاستار» بيان شده است.[64]
درباره محل وفات نيز نظرات مختلفي ارائه شده است. مولف کشف الحجب محل درگذشت او را کشمير مي داند.[65] مولف «لباب الالقاب» مقبره اش را در کاشان مي داند و مي نويسد اين مقبره معروف و مورد زيارت عام و خاص است. آن گاه به مقبره اي که در همدان به وي نسبت داده مي شود اشاره مي کند و مي نويسد ظاهراً آن مقبره مربوط به فرد ديگري با اين نام است. وي در ادامه به موضوع زنده شدن دوباره ملا فتح الله اشاره مي کند و مثل تراجم نگاران ديگر ياد آور مي شود که اين واقعه درباره صاحب مجمع البيان هم گفته شده و حد اقل مشهور تاريخي اين است که ماجراي مذکور در مورد طبرسي باشد.[66] صاحب لباب الالقاب مي نويسد:
مشهور است که وي دچار سکته اي شد. گمان کردند مرده است. وقتي دفنش کردند، نذر کرد که اگر از اين وضع رها شود، تفسيري بنويسد. در اين بين قبر کن به يادش مي آيد چيزي را در قبر جا گذاشته است. مخفيانه قبر را مي کند او را زنده مي يابد. به اين ترتيب وي خلاص مي شود و به نوشتن تفسير مي پردازد. اين حکايت از شارح هادي، ابن صالح مازندراني نقل مي شود.[67]
نکته اي که بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است که وي سوره انفال تفسير منهج را در سال 984 به پايان رسانده و زبده التفاسير را نيز در نيمه ماه ذي قعده 977 به پايان برده است، از اين روي موضوع زنده بودن وي تا اين سال را نشان مي دهد و اختلاف ها تنها مربوط به بين سال ها 997 ـ 988 هـ . ق (نه سال آخر زندگي وي) است.

[1]. سال وفات وي (977 يا 988 هـ . ق) است. از اين روي منطقي مي نمايد که سال تولد وي را در حدود اوايل همين قرن يا اواخر قرن قبل آن بدانيم. درصورتي که اوايل قرن 10 را بپذيريم، وي در حدود 77 يا 88 سالگي درگذشته است.
[2] هدايه العارفين، اسماعيل پاشا بغدادي، ج1، ص 815 (فتح الله بن شکرالله الشريف القاشاني الشيعي الامامي).
[3]. صاحب لباب الالقاب در ص 82 از داماد وي سخن مي گويد.
[4]. الذريعه، ج23، ص 194 و ج7، ص 234 و ج12، ص 22.
[5]. روضات الجنات، ج5، ص 345.
[6]. ريحانه الأدب، ج5، ص 20، يد طولايي در تفسير داشت. بحر بي پايان در تفسير بود.
[7]. لباب الالقاب، ص 81.
[8]. مقام رسمي اي که بر اساس آن يکي از فقيهان، مسوول رسيدگي به مسائل مذهبي، افتا و حل دعاوي بر پايه فقه شيعه بوده است.
[9]. «ولم ارمن تعرض لذکر احواله في الرجال العلما... فمما يقضي به العجب ان مثل هذا الفاضل الکامل کيف يمکن يخفي حاله عن العلماء و لا يذکر عن عداد الفضلاء و بالجمله الداعي الي خفا امر هذا العالم الفاضل هو الفقر و قله الفواضل.» لباب الالقاب الاطياب، ص 82، 81.
وي همچنين ملا فتح الله را برادر خواهر ضياء الدين مي داند.
[10]. طبقات اعلام الشيعه، قرن 11، ص 411. از لحاظ موقعيت زماني اين امکان وجود دارد که وي فرزند همان ملا فتح الله مورد نظر باشد.
[11]. مقدمه تفسير منهج الصادقين با پاورقي و تصحيح ميرزا ابوالحسن شعراني. کتابفروشي اسلاميه، ص 44.
[12]. نور علم، ش 51 و 50، ص 5 و 74.
[13]. مجله نور علم، ش 50 ـ 51، ص 76 و 75؛ گلشن ابرار، ج2، ص 742.
[14]. کيهان فرهنگي، ش9، سال دوم؛ نور علم، ش 52 و 53، ص 195.
[15]. طبقات اعلام الشيعه، (قرن 10) ص 5.
[16]. همان، ص 17.
[17]. همان، ص 34.
[18]. همان، ص 38.
[19]. تاريخ اجتماعي کاشان، ص 171.
[20]. طبقات اعلام الشيعه، (قرن 10)، ص 45.
[21]. همان، ص 46.
[22]. همان، ص 56.
[23]. همان، ص 57.
[24]. همان، ص 69.
[25]. همان، ص 105.
[26]. همان، ص 109.
[27]. ريحانه الادب، ج4، ص 257.
[28]. طبقات اعلام الشيعه، (قرن 10) ص 158.
[29]. تراجم الرجال، سيد احمد حسيني، ج1، ص 517.
[30]. اعيان الشيعه، ج6، ص 148.
[31]. طبقات اعلام الشيعه، (قرن 10)، ص 275. براي مطالعه بيشتر ر.ک: سيماي کاشان، ص 123.
[32]. وي متوفاي 960 هـ . ق. است. براي مطاعله ر.ک: اعيان الشيعه، ج8م ص 186؛ الکني و الالقاب، ج2، ص 300؛ الذريعه، ج15، ص 159 و ج7، ص 227 (احتمال مي دهد خلاصه الروضه ترجمه وي باشد) و ج5، ص 315 (چهل حديث ترجمه شهيد اول که علي بن حسن آن را براي محقق کرکي خواند اجازه گرفت و بعد وفات محقق ترجمه کرد در 19 ذي قعده 943 هـ .ق) ج21، ص 355 و ج25، ص 393؛ طبقات مفسران شيعه، ج2، ص 11؛ طرائف، ج5، کشف الحجب، ص 132؛ ريحانه الأدب، ج5، ص 20؛ الکواکب، ص 501؛ فهرست کتابخانه سپهسالار، ص 225 فهرستي از ترجمه هاي فارسي زواره اي در برگ لغت نسخه 1081 مرعشي آمده است. (علل بر افتادن صفويان، ص383)؛ احياء الداثر، ص 152.
[33]. طبقات اعلام الشيعه، قرن 12، ص 177.
[34]. رياض العلما، ج5، ص 318؛ روضات الجنات، ج5، ص 245.
[35]. الذريعه، ج12، ص 22.
[36]. براي پرهيز از طولاني شدن بحث به روش هاي تفسير، مشخصات فارسي نويسي و ... پرداخته نشد. ر.ک: تاريخ ادبيات در ايرن، ذبيح الله صفا، مجمع البيان و طبرسي، حسين کرمان تفسير و مفسران، صالحي و ايازي، دهخدا و ... .
[37]. طبقات مفسران شيعه، ج2، ص 414 و ر.ک: کشف الحجب، ص 568 و 208 و 133.
[38]. فارسي کبير في ثلاث مجلدان کبار للمولي المفسير فتح الله بن شکر الله کاشاني ... و هو مطبوع و فرغ من بعض اجزائه ـ يعني سوره انفال ـ سنه اربع و ثمانين و تشسع مائه 984 و النسخه بهاذا التاريخ في خزانه (شيخنا شيرازي) بسامراء، الذريعه، ج23، ص 194.
[39]. «قد يقال ان تفسيره الفارسي المعروف کان ناقصاً عند وفاته و تممه صهره بعد وفاته لباب الالقاب، ص 8203.
[40]. مقدمه تفسير، منهج الصادقين، ج1.
[41]. همان.
[42]. اعراف، 79.
[43]. منهج الصادقين، به تصحيح علي اکبر غفاري، ج4، ص 60 و 61.
[44]. روضات الجنات، ج5، ص345. ر.ک: ريحانه الادب، ج5، ص 20، رياض العلما، ج5، ص 318.
[45]. طبقات اعلام الشيعه، قرن، 12.
[46]. رياض العلما، ج5، ص 19 و 318؛ روضات الجنات، ج5، ص 345.
[47]. ريحانه الأدب، ج5، ص 20؛ هديه العارفين، ج1، ص 815.
[48]. رياض العلما، ج5، ص 19 و 318؛ روضات الجنات، ج5، ص 6و 45؛ ريحانه الأدب، ج5، ص 20؛ الذريعه، ج12، ص 22.
[49]. الذريعه، ج4، ص 447.
[50]. همان، ج7، ص 234. ياد آوري مي شود که آقاي شيخ محد علي احمديان اصفهاني مسئوليت تحقيق و چاپ کتاب را بر عهده گرفته است (مجله حوزه ش م، ص 50).
[51]. رياض العلما، ج5، ص 318؛ ريحانه الأدب، ج5، ص 20.
[52]. الذريعه، ج4، ص 447. از اين کتاب در فهرست سپهسالار، ج2، ص 16 ـ 7 به نام شاه اسماعيل ياد شده است. (فهرست مجلس ج11، ص 143.
[53]. کشف الحجب، ص 358؛ هديه العارفين، ج1، ص 815 نيز اين کتاب ياد شده است.
[54]. همان، ص 143.
[55]. رياض العلما، ج5، ص 318.
[56]. روضات الجنات، ج5، ص 35؛ رياض العلما، ص 318.
[57]. علل بر افتادن صفويان، رسول جعفريان،ص 08؛ هزار سال تفسير فارسي، ص 700.
[58]. طبقات اعلام اليعه، آقا بزرگ قرن 12، فتح الله کاشاني.
[59]. الذريعه، ج23، ص 194.
[60]. معادن الحکمه ... محمد علم الهدي، ج1، ص 12 ـ 9. به نقل از گلشن ابرار، ج1، ص 225.
[61]. علامه طباطبايي، ميزان معرفت، احمد لقماني، معادن الحکم... محمد علم الهدي، ج1، ص 9.
[62]. سيماي کاشان، ص 131، نقل از معادن الحکمه في مکاسب الأئمه، علم الهدي محمد بن محسن بن مرتضي کاشاني، انتشارات جامعه مدرسين قم.
[63]. «.. او سنه ثمان و ثمانين و تسع ماه .. و الاصح الاخير» الذريعه، ج23، ص 194، ج7، ص 234.
[64]. کشف الحجب و الاستار، ص 143 و 208.
[65]. همان، ص 252.
[66]. در روضات اين نظريه تقويت شده است؛ مقدمه تفسير منهج الصادقين، ج1، ص 64؛ لباب القاب، ص 18. برخي هم معتقدند چنين مسئله اي درباره طبرسي بعيد است و کوشيده اند انتساب آن را به ملا فتح الله تقويت کنند.
[67]. لباب القاب، ص 81.
محمد عابدي - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 4، ص 128
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :