امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1519
فخر الدين طريحي
محله «آل طريح» نجف اشرف، که امروزه به «محله براق» معروف است؛ در سحرگاه روز جمعه اواخر شوال 979ق. شاهد ظهور ستاره اي از ستارگان عالم تشيع بود. مادر وي از شهر مشهد مقدس رضوي و پدرش اهل نجف بود. فخر الدين طريحي نشو و نماي خود را در خانه اي روحاني، آکنده از عطر معنويت و صفا آغاز کرد و در دامان پاک مادري مهربان و پدري دلسوز و صاحب کمال پرورش يافت.[1]
در بلنداي تحصيل
وي بيشتر تحصيلات خود را از محضر پدرش شيخ محمد علي طريحي و دايي گرامي اش شيخ محمد حسين فرا گرفت و با سعي و کوشش فراوان به فراگيري علوم مختلف پرداخت و در زمان کوتاهي به مراتب بلندي از علم و فضل رسيد. آثار و تأليفات وي نشان از جايگاه و منزلت بالاي علمي وي دارد. آفاق اطلاعات فخر الدين طريحي محدود نيست؛ بلکه موضوعات گسترده اي را فرا گرفته است.
اگر کسي به کتاب «غريب القرآن» نظر کند، او را مفسري مسلط به علوم قرآن مي يابد؛ اگر «غريب الحديث» را بگشايد، او را محدثي والا مي بيند؛ اگر «الفخريه» را مطالعه کند، او را فقيهي وارسته مي شناسد؛ اگر «ايضاح الاحباب» را مرور کند، رياضي داني قوي را در برابر خود احساس مي کند؛ اگر «جامع المقال» را ملاحظه کند، رجالي بزرگ و آشنا به تراجم و احوال راويان را خواهد ديد و اگر به کتاب گرانسنگ «مجمع البحرين و مطلع النيرين» نظاره کند، در تعجب خواهد ماند که چگونه يک نفر اين ميزان اطلاع وسيع از فنون و علوم متداول زمان خود را به دست آورده است![2]
اين فرزانه نامدار و گرانمايه، کلام نوراني اميرالمومنين علي ـ عليه السلام ـ را هميشه پيش چشم خود قرار داده بود که فرمود: «الفرصه تمر مر السحاب»؛ لذا لحظه اي از عمر خود را بيهوده به هدر نداد. از لحظه لحظه زمان در رسيدن به هدف عالي خود، بهره گرفت. سفر هاي علمي وي دليل روشني بر تلاش فراوانش در راه کسب دانش و نشر علم است.
مشايخ و استادان
علامه طريحي همانند ديگر دانشوران در محضر استوانه هاي علمي زمان خود زانوي ادب زد و با فراگيري علوم در رشته هاي مختلف، انديشه و قلب خود را بارور ساخت. در اين جا به نام چند تن از آن ها اشاره مي کنيم:
1. شيخ محمد علي طريحي؛
2. شيخ محمد حسين طريحي؛
3. شيخ محمود بن حسام مشرفي جزائري؛
4. سيد امين الدين علي بن حجه الله شولستاني؛
5. شيخ محمد بن جابر نجفي؛
کرسي تدريس
ستاره نجف در کنار تحصيل بي وقفه، بر کرسي تدريس نشست. شاگردان بسياري از ملت هاي مختلف به دور خود جمع نموده و از خود نامداران عالي مقداري را به يادگار گذارد. درس وي در حوزه علميه نجف يکي از درس هاي پرجمعيت بود.
درس و بحث او فقط در شهر نجف محدود نبود، بلکه از شهر هاي نجف و کربلا فراتر رفته، در شهرهايي همچون مشهد مقدس، اصفهان، شيراز، رماحيه نيز ادامه داشت و در آن شهرها به تدريس مي پرداخت و به عده اي که شايسته بودند، اجازه تدريس و نقل حديث مي داد.
زهد و تقوا
«وي عابد ترين و با تقواترين اهل زمان خود بود. و در تقواي وي همين بس که لباسي را که با نخ ابريشم دوخته شده بود، به تن نمي کرد بلکه لباس هاي او را با نخ پنبه اي مي دوختند.»[3]
زيارت و سياحت
طريحي براي زيارت خانه خدا و ديدار با دانشمندان و فرزانگان، دوبار عازم مکه مکرمه شد، که يک بار آن در سال 1062 ق. بود. او در اين سفر علاوه بر انجام مراسم حج، مدت زيادي را نيز براي تحقيقات علمي در کنار خانه خدا اقامت کرد و سه بار نيز به شهر مقدس مشهد مسافرت کرد و به زيارت حرم مطهر امام هشتم ـ عليه السلام ـ و تدريس پرداخت. او کتاب نفيس و جامع خود، يعني «مجمع البحرين» را در کنار بارگاه ملکوتي آن امام همام نوشته و به برکت روح مطهر آن امام بزرگوار، از کتابهاي بي نظير در زمينه لغات قرآن و حديث بهره مند شد. فرزانه عالي قدر ما از شهر هاي شيراز و اصفهان نيز ديدار، و با دانشمندان و عالمان آن ديار بحث علمي داشت و به اجازه و استجازه پرداخت. او کتاب «ايضاح الاحباب» را در سال 1071 ق. در اصفهان نوشت.[4]
ميراث جاويدان
شيخ فخر الدين، اولين کسي است که در علم رجال، در باب «تمييز مشترکات رجالي» کار کرده و همچنين در مورد واژه هاي حديثي کتابي با عظمت نوشته است. تلاش خستگي ناپذير وي آثاري جاويدان در موضوعات اصول، فقه و رجال را پديد آورده است که برخي از آن ها عبارتند از:
1. الاحتجاج في مسائل الاحتياج.
2. الادله الداله علي مشروعيه العمل بالظن المستفاد من الکتاب و السنه.
دو نسخه خطي از اين کتاب در کتابخانه آيه الله مرعشي نجفي ـ رحمه الله ـ به شماره 3028 و کتابخانه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به شماره 1/383 موجود است.
3. الاربعون حديثاً، چهل حديث.
يک نسخه خطي از اين کتاب در کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران به شمار 3/2115 موجود است.
4. ايضاح الاحباب في شرح خلاصه الحساب، در علم حساب.
5. ترتيب خلاصه الاقوال علامه حلي ـ رحمه الله عليه ـ.
6. ترتيب مشيخه من لا يحضره الفقيه للشيخ الصدوق ـ رحمه الله عليه ـ.
7. تحفه الوارد و عقال الشارد، در علم لغت.
8. تحفه الاخوان في تقويه الايمان.
اين کتاب خطي منسوب به وي در کتابخانه مجلس شوراي اسلامي به شماره 557 موجود است.
9. تقليد الميت.
رساله اي در مسائل تقليد از مجتهد مرده.
10. التکمله و الذيل و الصله للصحاح جوهري، در لغت.
11. جامع المقال فيما يتعلق باحوال الدرايه و الرجال (تمييز مشترکات من الرجال).
اين کتاب در موضوع خود، اولين نوشته مي باشد که در سال 1053 ق. تأليف. و در سال 1355 ش در تهران توسط انتشارات جعفري منتشر شده است.
12. جامع الفوائد
رد بر اخباري گري و انديشه هاي ميرزا محمد امين استر آبادي. دو نسخه خطي از اين کتاب در کتابخانه آيه الله مرعشي ـ رحمه الله عليه ـ به شماره 3028 و کتابخانه دانشکده ادبيات تهران به شماره 3/383 موجود است.
13. جواهر المطالب في فضائل الامام علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ به احتمال قوي اين کتاب همان «الاربعون حديثا» است.
14. المستطرفات في شرح نهج الهداه، در شرح «نهج البلاغه».
15. مشارق النور، معروف به «مشارق الطريحيه» تفسير مختصر در قرآن.
16. مجمع البحرين و مطلع النيرين؛ توضيح بيشتري درباره اين کتاب خواهد آمد.
17. المقتل يا المنتخب في جمع المراثي و الخطب»؛
مجمع البحرين
در اين کتاب ابتدا آيات قرآني و احاديث و بعد از آن ها مطالب مورد نياز ـ که اشاره کردن به آن لازم بوده ـ مورد پژوهش قرار گرفته است، مانند اشاره به نام هاي انبيا، محدثان، پادشاهان و شخصيت هاي معروف تاريخي و موارد غير لغوي ديگري همچون تفسير، عقائد و شرح حديث. در حقيقت مي توان اين کتاب بي نظير را راهي به اقيانوس بيکران علوم قرآني و حديثي دانست.
شاگردان و راويان
علامه طريحي در طول زندگي پربار خود علاوه بر خدمات بسيار ارزنده فرهنگي و اجتماعي به جهان اسلام، دانشمندان و محققان بسياري را تربيت کرد، که هر کدام در جايگاه خود از افتخارات عالم تشيع مي باشند و نامشان در دفتر شاگردان مکتب جعفري نور افشاني مي کند. ما در اين جا به نام عده اي از شاگردان و يا کساني که از وي روايت کرده اند، اشاره مي کنيم:
1. علامه مجلسي ـ رحمه الله عليه ـ،
2. سيد هاشم بن سليمان بحراني.
3. شيخ صفي الدين.
4. شيخ حسام الدين بن جمال الدين طريحي.
5. شيخ حر عاملي محمد بن حسن.
6. شيخ محمد امين بن محمد علي کاظمي.
7. مولي محمد طاهر بن محمد حسن نجفي.
8. شيخ محمد بن عبدالرحمن بن حلي.
9. شيخ عنايت الله بن محمد حسين مشهدي.
10. سيد نعمه الله بن عبدالله شوشتري جزائري.
11. سيد محمد بن اسماعيل نجفي.
12. سيد محمود بن فتح الله نجفي کاظمي،
13. شيخ عبدالواحد بن محمد بوراني نجفي.
14. جمال الدين بن محمد علي طريحي؛
15. شيخ شمس الدين بن فخر الدين طريحي؛
16. شيخ محمد بحراني.[5]
خزانه فخريه
علماي سلف در جمع آوري و حفظ کتاب هاي خطي و نفيس، زحمات طاقت فرسايي را متحمل شده اند تا بتوانند از سرايه هاي معنوي امت اسلام حراست کنند و آن ها را نسل به نسل به فرزندان آينده اسلامي برسانند. اي بسا در اين راه کتک خورده و يا شبانه روز براي به دست آوردن يک کتاب کارگري کرده اند؛ به عنوان نمونه مي توان به زندگي نامه آيت الله مرعشي نجفي مراجعه کرد.[6]
علامه طريحي از جمله کساني است که بعد از خود کتاب خانه اي به يادگار گذارد که به «خزانه فخريه» معروف گشت. اين گنجينه کتب از قديمي ترين مخزن هاي کتاب بعد از خزانه غرويه در نجف و داراي آثار نفيس و گران بهايي بود که اکثر آن ها را علامه در زمان خود وقف طلاب علوم ديني نموده تا شيفتگان علوم آل البيت ـ عليهم السلام ـ از آن ها بهره مند شده و براي نشر آرمان هاي مقدس اسلامي دريغ ننمايند. اما جاي بسي تأسف است که بسياري از کتاب هاي گران بهاي بزرگان ما از دست ما خارج و در موزه هاي کشور هاي مختلف نگهداري مي شوند و يا در اثر بي توجهي از بين رفته اند؛ کتابخانه شيخ فخر الدين طريحي از اين جمله است چرا که بعد از وفات وي کتابهايش به ورثه اش منتقل شد؛ اما در اثر بي توجهي، بسياري از آن ها از بين رفته و تباه شده است.![7]
در شهر رماحيه
علامه طريحي مدتي در شهر رماحيه به سر برده و به اقامه جماعت و رسيدگي به امور مردم مي پرداخته است. مدت سکونت وي و تاريخ آن در منابع نيامده است. اما جاي بسي افتخار است که بزرگان ما در هر زمان و مکان و در هر سن و سال که در منطقه اي به وجود آن ها نياز شده با آغوش باز به آن ديار هجرت کرده و به خدمات علمي، فرهنگي، اجتماعي و ديني پرداخته اند. از جمله آنان اين فقيه نامدار است که در اواخر عمر شريف خود در رماحيه رحل اقامت افکند، و مرجع تقليد و عالم آن شهر به حساب مي آمد. خانه وي همانند بيوت ديگر بزرگان دين، پناهگاه بيچارگان و محل مراجعه جويندگان علم و ادب بود که از اطراف به آن منزل سرازير مي شدند و با دستي پر به وطن و منزل خود باز مي گشتند.[8]
نداي پرواز
علامه طريحي پس از يک قرن و اندي ـ که از سالخوردگان علما به شمار مي آمد ـ در سال 1087 ق.[9] در شهر رماحيه به نداي «يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربک راضيه مرضيه» لبيک گفته جان را به جان آفرين تسليم کرد و دوستداران علم و فضيلت را در فقدان خود به مصيبت بزرگ نشاند. در نجف و رماحيه غوغا شد؛ دوستداران مکتب تشيع اجتماعات عظيمي بر پا کرده، به سر و سينه خود مي زدند؛ عاشقان ولايت و امامت تشييع جنازه اي بي سابقه و تاريخي را از شهر رماحيه تا شهر علوي نجف برگزار کردند. شهر نجف سابقه همچو جمعيتي را در تشييع و نماز بر پيکر کسي کمتر ديده بود! گريه موافق و مخالف به حدي بود که قلم از تحرير آن عاجز است. پس از طواف در حرم مطهر اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ و اقامه نماز، در پشت حرم مطهر علوي ـ در «محله براق­» در نزديکي مسجدش که معروف و داراي قبه اي است ـ به خاک سپرده شد. هم اکنون نيز مقبره وي در جوار مولا زياتگاه دوستداران علم و ادب است. تاريخ وفات وي را در آيه کريمه «يطوف عليهم ولدان مخلدون» يافته اند.[10]

[1]. مطلعه البدرين، ص د؛ ماضي النجف و حاضرها، ج2، ص 454؛ طبقات اعلام الشيعه (الروضه النضره) آقا بزرگ تهراني، ص 434؛ مراقد المعارف، حرز الدين، چاپ قم، ج1، ص 417.
[2]. مقدمه مجمع البحرين، ص8.
[3]. رياض العلماء و حياض الفضلاء، ج4، ص 33؛ اعيان الشيعه، ج8، ص 395.
[4]. مقدمه جامع المقال، فخر الدين طريحي، تهران، با تحقيق محمد کاظم طريحي، ص يب؛ مقدمه مجمع البحرين، ص11؛ مطلع البدرين، ص و؛ المرجعيه الدينيه و المراجع الاماميه، نورالدين شاهرودي، ص 82 و 83.
[5]. مطلع البدرين، ص د؛ ماضي النجف و حاضرها، ج2، ص 455؛ مقدمه مجمع البحرين، ص10؛ مقدمه جامع المقال، ص يج؛ ريحانه الادب، ج4، ص 55ـ53.
[6]. شهاب شريعت، علي رفيعي (علامرودشتي)، قم 1415 ق، ص 238 و 139.
[7]. مقدمه تفسير غريب القرآن؛ ماضي النجف و حاضرها، ج1، ص 853.
[8]. مقدمه مجمع البرحين، ص12، مقدمه تفسير غريب القرآن، ص: کر.
[9]. ريحانه الادب، ج4، ص 55، وفات وي را 1085 ق. ذکر کرده.
[10]. ماضي النجف و حاضرها، ج2، ص 457؛ مراقد المعارف، ج1، ص 418؛ ريحانه الادب، ج4، ص 55؛ نجوم السماء، محمد علي کشميري، قم، ص 107؛ اعيان الشيعه، ج8، ص 395؛ دائره المعارف الشيعه، اعلمي، ج11، ص 394؛ مقدمه مجمع البحرين، ص 14.
نورالدين علي لو - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 4، ص 160
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :