امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1246
مير محمد صالح خاتون آبادي
ولادت
مير محمّد صالح به سال 1058 به دنيا آمد.[1] اما در کتاب هاي شرح حال، نکته اي درباره زادگاه و محل رشد و باليدن او ذکر نشده است؛ هر چند مي توان حدس زد که او بيشتر عمرش را در اصفهان سپري کرده است؛ زيرا مدت سي سال در خدمت علامه مجلسي بوده[2] و بيست سال نزد محققّ خوانساري شاگردي کرده و سال هاي آخر عمرش، شيخ الاسلام اصفهان گرديده است.
پدر
پدر محمد صالح، مير عبدالواسع نام داشت. سال تولدش در منابع ذکر نشده است؛ اما از آن جا که در وقايع السنين و الأعوام وفاتش در 73 سالگي و 1098 هـ.ق ذکر شده،[3] مي توان گفت ولادت او به سال 1025 هـ.ق رخ داده است.
علاّمه سيد محسن امين از وي به عنوان «عالمي فاضل و معاشر مجلسي اول (پدر علاّمه مجلسي) »[4] ياد کرده است. از کلام مؤلف وقايع السنين بر مي آيد که او مدتي به تحصيل و تدريس اشتغال داشته است؛ اما پس از چندي به «کدخدايي و کارهاي ديگر»[5] روي آورده است. او در اواخر عمر نابينا گرديده و تنها به عبادت مشغول بوده است.[6] محل دفن اين عالم فاضل را در نجف اشرف، در سردابي نزديک مضجع مطهر علوي ذکر کرده اند.[7]
استادان
شخصيت فرهيخته و داناي اين نوشتار، سه استاد بزرگ داشته است و اين سه، همه ارباب دانش و بينش و از اعلام وادي معنويت و فضيلت بوده اند. آنان عبارتند از:[8]
1ـ علامه محمد باقر مجلسي (1037 ـ 1111 هـ.ق).
2ـ ملا ميرزا محمد بن حسين شيرواني (1098 ـ 1023 هـ.ق)
3ـ محققّ خوانساري (آقا حسين بن جمال الدين محمد 1016 ـ 1098 هـ.ق).[9]
گرايش علمي
مير محمد صالح، گويا در اوايل تحصيل شوق فراواني به علوم عقلي و فلسفي داشته است؛ چنان که خود هنگام شرح حال استادش علامه مجلسي، مي گويد:
«در اوايل حال، اين قاصر حريص بودم بر تحصيل علوم عقلي و اوقات خود را صرف کتب حکمت مي نمودم».
استادان وي در اين عرصه، ملاّ ميرزا محمد شيرواني و محقّق خوانساري بوده اند (در بخش استادان، کلام مير محمّد صالح در اين باره نقل شده است).
تا اين که در سفر خود به بيت الله الحرام، به سبب آشنايي با علامه مجلسي و تشويق او، از حکمت و علوم عقلي صرف نظر مي کند و به طور ويژه به دانش حديث اهتمام مي ورزد، به طوري که در آثارش هيچ ردّي از فلسفه و منطق ديده نمي شود (چنان که موضوع آثار او حاکي از اين امر است). البته ممکن است علاوه بر تشويق هاي علاّمه، وضعيت علمي آن زمان نيز در رغبت او به حديث تأثير داشته است؛ زيرا چنان که خواهد آمد يکي از ويژگي هاي عصر مير محمّد صالح، حديث گرايي و رونق دانش حديث بوده است.
در اين ميان، برخي آثار مير محمّد صالح مانند «التهليليه»، «شرح من لا يحضره الفقيه»، «رساله هلاليه»، نشان مي دهد که وي فقيهي صاحب نظر و مجتهد بوده است؛ اما از مباحث تفسيري، کلامي، حديثي و اخلاقي غفلت نورزيده و آثاري را در اين زمينه ها به يادگار گذاشته است. با اين همه، از عناوين کتاب هاي وي اين نکته به دست مي آيد که به احتمال زياد وي در اين تأليفات، رويکردي حديثي داشته است.
از پاره اي قراين و نکات که درباره مير محمد صالح نقل شده، معلوم مي شود که او از لحاظ علمي مورد اعتماد و عنايت علاّمه مجلسي بوده است، به طوري که حکايت شده علامه مجلسي پيش از تأليف «زاد المعاد»، مردم را به کتاب «ذريعة النجاح» مير محمّد صالح ارجاع مي داده است،[10] هم چنان که او به اشاره علامّه، «شرح استبصار» را تصنيف و «شرح کافي» را تکميل کرده است.[11] يکي از نوادگان علاّمه در يکي از آثارش گفته است:
«هرگاه معني حديثي از مجلد شانزدهم بحار الانوار بر تو مشتبه شد، به کتاب هاي روادع النفوس، تقويم المؤمنين و انوار المشرقيه (از تأليفات مير محمد صالح) مراجعه کن».[12]
حاصل کلام آن که مير محمّد صالح در فقه و حديث تبحر داشته و تأليفات او عمدتاً بر اساس اين دو محور بوده است.
علماي معاصر مير محمّد صالح
مير محمّد صالح در زمان حيات خويش، با عالمان برجسته اي هم عصر بود. در اين جا به اختصار، به ذکر نام برخي از آنان بسنده مي کنيم:
1ـ محمّد بن حرّ عاملي (1033 ـ 1104 هـ.ق).
2ـ امير محمّد باقر مدرّس
3ـ آقا جمال خوانساري
4ـ شيخ جعفر قاضي (حويزه اي کمره اي)
5ـ ميرزا عبد الله افندي
6ـ سيد نعمت الله جزايري
7ـ ملا محسن فيض کاشاني
جايگاه علمي و اجتماعي
درباره جايگاه علمي و اجتماعي خاندان مير محمّد صالح بايد به صراحت اعتراف کرد که در بيشتر ـ يا همه ـ آثار شرح حال نگاري، به طور مشروح، مطلبي نيامده است؛ اما از مناصبي که مير محمد صالح و برخي از اعقابش داشته اند، اين مطلب به خوبي استفاده مي شود که آنان حضوري فعال و تأثيرگذار در عرصه دانش و انديشه و امور اجتماعي داشته و مقبول عام و خاص بوده اند.
براي پي بردن به جايگاه اجتماعي و علمي اين خاندان، لازم است علاوه بر توجه به وظايف کساني که به امامت جمعه و شيخ الاسلامي منصوب مي شده اند، به اين نکته نيز عنايت شود که اين دو منصب از ميان ده ها عالم هر زمان به افرادي با شرايط علمي و مقبوليت خاص اعطا مي شده است.
امامت جمعه، منصبي بود که در هر عصر براي شهر هاي مهم از سوي حاکم به يکي از عالمان معروف اصفهان داده مي شد. در اصفهان معمولاً امام جمعه در هر زمان، نماز جمعه را در مسجد قديم برگزار مي کرد.
شيخ الاسلام، منصب عالي روحاني بود که به يکي از بهترين عالمان روحاني داده مي شد و او به دعاوي شرعي، امر به معروف و نهي از منکر، نظارت بر امور حسبي و امور عالي روحانيون[13] و نظارت بر تمام طلاق هاي رسمي، مديريت اموال يتيم و افراد غايب مي پرداخت. به علاوه، اجازه اعمال ديني نيز از طريق دفتر شيخ الاسلام صادر مي شد.
اهميت اين منصب از زمان سلطان سليمان اول به اوج خود رسيد.[14] شيخ الاسلام مي توانست مشروعيت و صلاحيت شخص سلطان را زير سوال ببرد و در امور داخلي دخالت کند. حدود احکام و فرامين با مشورت وي انجام مي شد.
شيخ الاسلام شهر هاي ديگر، زير نظر شيخ الاسلام اصفهان انجام وظيفه مي کرد و عزل و نصب صاحبان اين منصب در ديگر شهر ها، با تأييد و تصويب و نظر شيخ الاسلام اصفهان بود.[15]
اولين شيخ الاسلام و امام جمعه اصفهان در عهد صفوي، شيخ بهايي است و پس از او حکيم و فقيه مير محمّد باقر داماد؛ تا اين که اين امر به ملا محمد تقي مجلسي تفويض گرديد. پس از درگذشت او، اين مناصب به فرزندش علاّمه محمد باقر مجلسي تفويض گرديد. با رحلت علامه، با وجود اعيان و معاريف بزرگ اصفهان، امامت جمعه و رياست ديني و شيخ الاسلامي، به مير محمّد صالح، داماد علامه مجلسي و سپس به مير محمّد حسين واگذار شد. پس از او دو شخص ديگر از غير اين خاندان، امام جمعه گرديدند؛ اما دوباره اين مسئوليت به اعقاب مير محمد صالح بازگشت ابتدا به مير محمد مهدي (متوفاي 1183 هـ.ق) فرزند بزرگ مير محمّد حسين خاتون آبادي، پس از او به مير عبد الباقي، فرزند ديگر مير محمّد حسين، و پس از او به مير محمد حسين، فرزند مير عبدالباقي.
تا سال 1348 هـ.ق هم چنان اين سمت بر عهده اين خاندان بود. از اين پس تا بيست سال، اصفهان امام جمعه نداشت؛ تا اين که در سال 1368 هـ.ق، مير محمد مهدي سلطان الادبا به امامت جمعه اصفهان منصوب شد. وي آخرين امام جمعه از اين سلسله است گفتني است که امام جمعه هاي تهران نيز از اولاد مير محمد مهدي، فرزند مير محمّد حسين، فرزند مير محمّد صالح خاتون آبادي بوده اند.[16]
تأليفات
مير محمّد صالح خاتون آبادي، آثار گوناگوني را در موضوعات مختلف تأليف کرد که نام برخي از آن ها در کتابخانه هاي خطي ديده مي شود. اين آثار عبارتند از:
1ـ آداب سنيه؛
2ـ حدائق المقرّبين؛[17]
3ـ ذريعة النجاح في اعمال السنه؛
4ـ اصول العقائد؛[18]
5ـ اسرار الصلوة؛[19]
6ـ اسماء من استبصر من العلماء و رجع الي الطريقة الاثني عشريه
7ـ الانوار المشرقه؛[20]
8ـ الايمان و الکفر؛[21]
9ـ اثبات عصمة الأئمة؛ [22]
10ـ احوال الملائکه؛[23]
11ـ تفسير سوره الفاتحه؛[24]
12ـ تفسير سورة الاخلاص؛[25]
13ـ التهليله؛
14ـ تکملة مرآة العقول؛[26]
15ـ الحديقة السليمانيه؛[27]
16ـ روادع النفوس في الاخلاق و المواعظ؛
17ـ شرح من لا يحضره الفقيه؛[28]
18ـ کتاب المزار؛[29]
19ـ النجم الثاقب في اثبات الواجب؛[30]
20ـ الهدايه في حکم اثبات رؤية الهلال بحکم الحاکم؛[31]
21ـ رساله اي در هلال؛[32]
وي گذشته از تأليفات مذکور، آثار ديگري نيز داشته است که از ذکر آن ها پرهيز شد.[33]
غروب ستاره
ستاره پر فروغ خاندان خاتون آبادي، پس از سال ها روشني بخشيدن، سرانجام در سال 1126 هـ.ق غروب کرد. بنابر قولي پيکرش در نجف اشرف دفن شد.[34]
در «اعيان الشيعة»[35] و مواضع متعددي از کتاب الذريعه و برخي کتاب هاي ديگر، سال وفات مير محمّد صالح 1116 هـ.ق ذکر شده است؛ اما با توجه به نکات ذيل، قطعاً او پس از 1120 هـ.ق در گذشته است.
1ـ چنان که گذشت، تاريخ نگارش آداب سنيه، سال 1120 هـ.ق بوده است.
2ـ بنابر گزارش مير عبد الحسين خاتون آبادي، مير محمّد صالح در سال 1122 هـ.ق در قيد حيات بوده است.[36]
3ـ همو در وقايع سال 1124 هـ.ق از معزول شدن مير محمّد صالح از منصب شيخ الاسلامي و سپس نصب مجدد او به سال 1125 خبر داده است.[37]

[1] . دواني، علي، علامه مجلسي مرد علم و دين، ص 369.
[2] . در اين که مير محمد صالح، داماد محمّد تقي مجلسي است يا داماد فرزندش علامه محمّد باقر مجلسي، برخي از صاحبان تراجم نظر اول را پذيرفته اند؛ اما بيشتر آنان قول دوم را مقدم داشته اند. با توجه به مطالبي که پژوهشگر معاصر علي دواني، از کتاب هاي انساب خاندان مجلسي، مرآه الأحوال و فوائد رضويه نقل کرده، قول دوم صحيح است. رک: همان، ص 369 و 370.
[3] . خاتون آبادي، مير عبد الحسين، وقايع السنن و الاعوام، انتشارات اسلاميه، ص 517. مولف اين کتاب برادر مادري مير عبد الواسع است. معروف ترين اثر وي، همين کتاب است که به بيان وقايع از ابتداي خلقت تا سال 1195 هـ.ق پرداخته است. مير عبد الحسين هم از عالمان برجسته اين خاندان به شمار مي رود.
[4] . اعيان الشيعه، ج 8، ص 131.
[5] . وقايع السنن والاعوام، ص 517.
[6] . همان، ص 543.
[7] . کتابي، سيد محمد باقر، رجال اصفهان، ج 1، ص 54.
[8] . نام استادان بدون ترتيب ذکر شده است.
[9] . اعيان الشيعه، مجلد 6، ص 149.
[10] . الذريعه، ج10، ص32.
[11] . اعيان الشيعه، مجلد نهم، ص371ـ372.
[12] . همان.
[13] . رجال اصفهان، ج 1، ص 57.
[14] . به اهتمام مهريزي، مهدي و رباني، هادي، يادنامه علامه مجلسي، ج 3، ص 329 و 330.
[15] . همان، ص 350.
[16] . رجال اصفهان، ج 1، ص 60 ـ 56. در آغاز نوشتار اشاره شد که اين سلسله به «امام جمعه»، شهرت يافته اند. با توجه به مطالب مذکور به خوبي علت اين نامگذاري آشکار مي شود. نکته ديگر اين که، در اين سلسله نام هايي چون مير محمّد حسين، مير محمّد، مير اسماعيل، مير صالح بارها تکرار مي شود که نبايد خواننده دچار اشتباه شود.
[17] . الذريعه، ج 6، ص 289.
[18] . الذريعه، ج 2، ص 197.
[19] . همان، ص 48.
[20] . همان، ص 440.
[21] . همان، ص 516.
[22] . ريحانه الادب.
[23] . الذريعه، ج 1، ص 306.
[24] . همان، ج 4، ص 339.
[25] . همان، ص 335.
[26] . الذريعه اين کتاب را ذکر نکرده، ولي در ريحانه الأدب آمده است.
[27] . همان، ج 6، ص 385.
[28] . همان، ج 14، ص 94.
[29] . همان، ج 20، ص 319.
[30] . همان، ج 24، ص 69.
[31] . همان، ج 25، ص 239 و ج 11، ص 230.
[32] . ريحانه الادب.
[33] . ر.ک: ريحانه الأدب، ج 2، ص 102.
[34] . الذريعه، ج 4، ص 397.
[35] . ر.ک: اعيان الشيعه، ج 6، ص 271.
[36] . ر.ک: وقايع السنين و الاعوام، ص 561.
[37] . ر.ک: همان، ص 565.
علي عليزاده مهراني - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 4، ص 195
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :