امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1709
فاضل اصفهاني
ولادت
فاضل اصفهاني (معروف به فاضل هندي) در سال 1062 هـ.ق. در اصفهان متولد شد. پدرش، تاج الدين حسن اصفهاني، فرزند شرف الدين محمد مشهور به ملا تاجا مردي دانشمند و فاضل بود. وي نام اين كودك را «ابوالفضل» نهاد كه بعداً به «فاضل هندي»[1] و «بهاء الدين محمد»[2] معروف شد.
خاندان
تاج الدين حسن از علماي اصفهان در اواخر قرن يازدهم و از شاگردان علامه مجلسي بود و از وي روايت نقل مي‌كرد. زادگاه اين عالم فرهيخته «فلاورجان» ـ از توابع اصفهان ـ است.[3] تخصص ملاتاجا در زمينة تصحيح كتب روايي بود.[4] وي در هشتم رجب 1098 هـ.ق. در گذشت.[5]
آثار
برخي از تأليفات تاج الدين حسن بدين شرح است:
1. شرح بر كافيه؛[6]
2. شرح بر شافيه؛
3. شرح بر صحيفة سجاديه؛
4. جامع الفصول و قامع الفضول (به زبان فارسي) ؛
5. رسالة التزويجيه.[7]
كودكي
از كودكي فاضل هندي اطلاع دقيقي در دست نيست. نوشته‌اند: «چون در صغر سن با والد خود به هند رفت، به فاضل هندي مشهور شد.[8]»
اين كودك نابغه در 8 سالگي به تدريس شرح مختصر و مطوّل تفتازاني پرداخت و در 11 سالگي كتاب «منية الحريص علي فهم شرح التخليص» را تأليف كرد.
تحصيلات
فيلسوف معاصر، سيد جلال الدين آشتياني دربارة تحصيلات فاضل، چنين مي‌گويد:
«حقير در جُنگي قديمي در زمان گذشته، عبارتي از شخصي كه در اواخر صفويه مي‌زيسته است ديدم كه چنين نوشته است: در مدرسه، صبيّ مُراهقي (پسر نزديك به بلوغ) را ديدم كه در بحث، عليم ماهر و واجد مقام عالي در علوم عصر (روز) بود و آثار نبوغ از ناصية (پيشاني) او آشكار بود. از نسبش پرسيدم، گفتند: او فرزند ملاتاج و نامش بهاء الدين محمد است.»[9]
وي در 13 سالگي به اجتهاد رسيد. فاضل اصفهاني در سال 1077 هـ.ق. (تقريباً در 16 سالگي) در رديف فضلاي به نام بود.[10]
استادان
دربارة استادان فاضل هندي چيزي ننوشته‌اند. برخي از پژوهشگران معاصر بر اين باورند كه اولين استاد فاضل هندي، پدرش (مولي تاج الدين حسن بن شرف الدين فلاورجاني اصفهاني) بود.[11]
فاضل دربارة پدرش آورده است: «و اكثر رواياتي عن والدي العلامه تاج ارباب العمامه».[12]
خانواده
همسر فاضل از اهالي اِجِه (اژيه) از توابع اصفهان بود. نوشته‌اند: «فاضل هندي» با علامه مجلسي اول نسبتي نيز داشته[13] و با واسطه، داماد وي بوده است.[14]
تنها پسر فاضل هندي، محمد تقي همانند پدرش دانشوري فرزانه بود. محمدتقي را چنين ستوده‌اند: «خورشيد آسمان فضل و دانش و قطب دايرة كمال، مولي محمد تقي بن فاضل هندي با سيد نصر الله مكاتبه داشته است. وي اشعاري را در فضيلت مولي محمد تقي سروده است و براي وي ارسال داشته و از پسر فاضل هندي جواب خواسته است.»[15]
شاگردان
1. شيخ احمد بن حسين حلي: وي از فاضل، اجازة روايي نيز داشته و اين اجازه را فاضل به خط خود، پشت كتاب «قرب الاسناد» نوشته است كه در كتابخانة آيت الله مرعشي نجفي موجود است.[16]
2. سيد محمد علي كشميري: وي در سال 1129 هـ.ق. از فاضل اجازة روايي گرفت.[17]
3. سيد ناصر الدين احمد بن سيد محمد بن سيد روح الامين مختاري سبزواري (1080 ـ 1130 هـ.ق.): وي مورد توجه فاضل هندي بود. فاضل هندي به وي اجازة روايي داد، سبزواري داراي آثار بسياري است، از جمله: زواهر الجواهر، شرح بر احتجاج طبرسي و شرح نهج البلاغه.[18] قبر او در تخت فولاد اصفهان است.[19]
4. ملا عبدالكريم بن محمد هادي طبسي: او از فاضل هندي اجازة روايي داشت. فاضل اين اجازه را پشت كتاب من لايحضره الفقيه ـ كه در كتابخانة آيت الله مرعشي موجود است ـ نوشت.[20]
5. شيخ محمد بن حاج علي بن امير محمود جزائري تستري، سيد عبدالله جزائري وي را صاحب تأليفات فراوان دانسته است.[21]
6. مولي نصيري اميني: وي از فاضل اجازة نقل روايت داشت.[22]
7. ميرزا عبدالله افندي: وي از شاگردان آقا حسين خوانساري، آقا جمال، فاضل هندي و علامه مجلسي بود.[23]
8. ميرزا بهاء الدين محمد مختاري (1080 ـ 1140 هـ.ق): وي فرزند سيد محمد باقر حسيني مختاري سبزواري نائيني اصفهاني است و اجازه‌اي از صاحب كشف اللثام دارد.[24]
از او بيش از 40 كتاب و رساله به يادگار مانده است.[25]
9. علي اكبر بن محمد صالح حسني لاريجاني: وي نسخه‌اي از كشف اللثام را به خطّ خود نوشته و اجازة استادش نيز در آن موجود است.[26]
10. محمد صالح كزازي قمي: وي در سال 1126 هـ.ق. به اصفهان رفت و نزد فاضل هندي به تحصيل پرداخت. وي فتواهاي فاضل هندي را در رساله‌اي به نام «تحفة الصالح» گرد آورد.[27]و به شاه سلطان حسين صفوي اهداء كرد.[28]
11. سيد صدر الدين محمد حسيني قمي همداني: وي شرحي بر «عدة الاصول» نوشته كه تقريظي از فاضل هندي بر آن موجود است. اين كتاب در كتابخانة آيت الله مرعشي موجود است.[29] وي استاد وحيد بهبهاني بود.[30]
12. محمد تقي اصفهاني، مشهور به «ملا تقيا» اجازه‌اي از فاضل هندي براي او در سال 1118 هـ.ق صادر شده است.[31]
13. شيخ عبدالحسين بن عبدالرحمن بغدادي: فاضل در سال 1134 هـ.ق. رسالة «الاحتياطات اللازمة العمل» را بر او املا كرده است.[32]
مقام علمي و مرجعيّت
وي در مقدمة «كشف اللثام» مي‌گويد: «در 13 سالگي از معقول و منقول فارغ التحصيل شدم.» او تأليف را قبل از بلوغ آغاز كرد و پيش از بلوغ به اجتهاد دست يافت. فاضل هندي در 16 سالگي موفق شد شفاي بوعلي را تلخيص كند، گرچه اين نسخه سوخت و از ميان رفت. فاضل در 22 سالگي، بار ديگر به تلخيص شفا پرداخت.[33] مرجعيت علمي فاضل هندي پس از رحلت مرحوم مجلسي (1110 هـ.ق) و درگذشت آقا جمال خوانساري (1125 هـ.ق) فراگير شد.[34]
اجتهاد در عصر فاضل
فاضل هندي در عصري مي‌زيست كه اخباري‌گري در حوزه‌هاي علميه رواج داشت. علامه محمد باقر مجلسي گرچه اخباري بود، روش ميانه و معتدلي را در پيش گرفته بود و اكثر آثارش ـ حتي آثار فقهي و كلامي‌اش ـ در قالب ترجمة احاديث بود. در كنار اين حركت مقدس، مجتهداني بودند كه آثار آنها بر اساس استدلال‌هاي عقلاني و بهره‌گيري از دانش اصول بود. پيشتازان اين انديشه، آقا جمال خوانساري و فاضل هندي بودند.
فاضل هندي متن فقهي مفصلي را به عنوان شرح بر قواعد الاحكام علامة حلّي نوشت و نام آن را «كشف اللثام عن حدود قواعد الاحكام» نهاد. او پيش از اين شرح، شرحي بر لمعه با عنوان «المناهج السويّه» را نوشت. آقا جمال خوانساري جز حاشيه بر لمعه و نگارش آثار فقهي كوتاه، متن مفصلي آماده نكرد. بعد از اين دو شخصيت، تا مدتي طولاني، يعني در تمام قرن دوازدهم متن فقهي مفصلي نوشته نشد. بنابراين «كشف اللثام» موقعيتي ممتاز يافت. زماني كه صاحب جواهر و صاحب رياض المسائل دست به نگارش كتاب‌هاي مفصل خود زدند، آخرين اثر فقهي مفصل عالمانه را همين كشف اللثام دانسته، از آن در تدوين كتاب خويش بهره‌ي فراوان بردند. صاحب جواهر اعتماد عجيبي به فاضل هندي و كتابش (كشف اللثام) داشت و چيزي از جواهر را نمي‌نوشت مگر آن كه كشف اللثام در دسترس او باشد.[35] از قول صاحب جواهر نقل كرده‌اند:
«لو لم يكن الفاضل في ايران ما ظننت أنّ الفقه صار اليه؛[36] اگر فاضل (هندي) در ايران نبود، گمان نمي‌كردم فقه به آنجا برسد.»
صاحب جواهر، از كشف اللثام در نگارش جواهر فراوان استفاده كرده است. از جمله: 80 مورد در جلد اول، 138 مورد در جلد هشتم، 80 مورد در جلد نهم، 85 مورد در جلد دهم، 150 مورد در جلد يازدهم، 200 مورد در جلد چهل و يكم و 280 مورد در جلد چهل و سوم.
شيخ انصاري نيز در كتاب مكاسب خود، به كشف اللثام بسيار استناد كرده است.
بنابراين بايد فاضل هندي را حلقة واسط مهمي در تاريخ اجتهاد شيعي بر شمرد. اين سلسلة اجتهاد در عصر صفويه از محقق كركي (متوفا: 940 هـ.ق.) آغاز مي‌شود. محقق، بنيان گذار مكتب فقهي منحصر به فردي است كه تداوم بخش مكتب او عبارتند از:
شيخ حسين بن عبدالصمد (متوفا: 984 هـ.ق.) پدر شيخ بهايي، شيخ بهايي (متوفا: 1030 هـ.ق.) ميرداماد (متوفا: 1040 هـ.ق)، حسين بن رفيع الدين معروف به سلطان العلماء (متوفا: 1064 هـ.ق)، آقا حسين خوانساري (متوفا: 1098 هـ.ق.)، آقا جمال خوانساري (متوفا: 1125 هـ.ق.) و فاضل هندي.[37]
اين مكتب توسط صاحب جواهر و صاحب رياض المسائل استمرار پيدا كرد. در اين فاصله، نقش اصلي را در احياي مكتب اجتهاد، وحيد بهبهاني برعهده داشت. در امتداد حركت پوياي فقهي مكتب محقق كركي، مكتب ژرف نگر فقهي مقدس اردبيلي است كه توسط محمد بن علي موسوي عاملي (متوفا: 1011 هـ.ق.) نويسنده مدارك الاحكام، حسن بن زين‌الدين عاملي (متوفا: 1011 ه. ق.) مؤلف كتاب منتقي الجمان، عبدالله بن حسين شوشتري (متوفا: 1021 هـ.ق.) محقق سبزواري (متوفا: 1090 هـ.ق.) نويسندة كتاب كفاية الاحكام و فيض كاشاني ادامه يافت.[38]
تأليفات
در برخي از آثار فاضل هندي آمده است كه وي 80 تأليف دربارة موضوعات مختلف علوم اسلامي نگارش كرده است.[39] گرايش و تبحّر وي در فقه و اصول بود. وي در زمينه‌هاي: ‌عقايد، كلام، تفسير، نحو و ... به تلخيص و شرح آثار پيشينيان پرداخت. برخي از شرح‌هاي وي مانند كشف اللثام چنان عميق و مبسوط است كه خود تأليفي مستقل به حساب مي‌آيد. از جمله كارهاي تفسيري او تنظيم بخش‌هاي تفسيري كتاب امالي سيد مرتضي است.
فاضل هندي در تلخيص برخي متون نحوي نيز كوشش بسياري نمود.
شمار آثار او را تا 150 كتاب و رساله نوشته‌اند. تعدادي از آثار او عبارتند از:
1. تفسير قرآن.
2. التّمحيص، (در علم بلاغت).
3. چهار آئينه: اين كتاب به زبان فارسي است و فاضل آن را در اثبات خدا، اجماع امت بر امامت غير معصوم، ملازم كفر است، ‌تفسير آية 40 سورة توبه و اثبات عصمت آل عبا، نوشته است.[40]
4. حاشيه بر شرح مواقف.
5. شرح هدايه.
6. رسالة عدم وجوب نماز جمعه در زمان غيبت امام (ره).
7. زبده در اصول دين.
8. شرح قصيدة حميري.
9. شرح ملخص التلخيص.
10. شرح عوامل.
11. شرح زبده.
12. شرح عقايد النسفيه.
13. كشف اللثام في شرح قواعد الاحكام، در فقه.
14. كليد بهشت.
15. مناهج السوية في شرح الروضة البهيه، چهار جلد.[41] اين كتاب را فاضل هندي در 25 سالگي به رشتة تحرير درآورده است.[42]
16. منية الحريص علي فهم شرح التلخيص: اين كتاب از نخستين آثار فاضل اصفهاني و موضوع آن علم بلاغت است كه وي قبل از بلوغ نگارش آن را به پايان رسانده است.[43]
17. التنصيص علي معاني التّمحيص: اين كتاب در موضوع بلاغت نوشته شده و شرح مزجي است بر رسالة «التمحيص» خودش، او تلخيص المفتاح خطيب قزويني را در آن مختصر كرده است. اين رساله در سال 1073 هـ.ق به پايان رسيد[44] و در پايان كشف اللثام چاپ شده. اين كتاب را فاضل هندي در 12 سالگي تأليف كرد.[45]
18. الزهره في مناسك الحج و العمره.
19. احالة النظر في القضاء و القدر.
20. الزبدة العربيه.
21. شرح الدرة البريعة في علم اصول الشريعة.
22. الحور البريعة في الاصول الشريعه.
23. خلاصة المنطق.
24. الحاشية علي المواقف.
25. الحاشية علي الهداية الاثيرية للميبدي.
26. رسالة في الاحتياط الازمة العمل.
27. عون اخوان الصفا علي فهم كتاب شفاء.
28. اثبات الواجب في اثبات الواجب.
29. حكمت خاقانيه.
30. السؤال و الجواب.
31. شرح العوامل ملامحسن قزويني.
32. فهرست كنز الفؤاد.
33. اللأليء العبقرية في شرح العينيّة الحميريّه: اين كتاب به زبان عربي و شرح ادبي مفصل و مهمي است بر قصيدة عينية سيد اسماعيل حميري.
34. النجاة: فارسي و دربارة اصول دين است.
35. بينش، غرض آفرينش.
36. كاشف اسرار اليقين من اصول الشرع المبين في شرح معالم الدين.
37. قراح الاقتراح: به زبان عربي و دربارة نحو مي‌باشد و فاضل هندي در سال 1081 هـ.ق. آن را نوشته است.[46]
38. موضح اسرار النحو.
39. الرسالة التهليلية.
40. الكواكب الدري: اين كتاب در موضوع تفسير و ادبيات و به زبان عربي مي‌باشدو در سال 1097 هـ.ق تأليف شده است.[47]
41. حاشيه بر كافيه ابن حاجب.
42. تطهير التطهير عن اوهام شبه الحمير.
43. الزام العار لصاحب الغار: تفسير آية 38 سورة توبه.[48]
44. حاشيه بر قرب الاسناد.
45. الرسائل الكثيره.
46. تحفة الصالح: پاسخ به پرسش‌هاي شاگردش، مولي صالح بن عبدالله كزازي قمي است. وي در سال 1126 هـ.ق. آن را به شاه سلطان حسين اهدا كرد.[49]
47. تحريم خمر.
كتابخانه
اعتباري را كه فاضل هندي براي كتاب قائل بوده، قابل توجه است. او در شرايطي كه فقر بر زندگي‌اش حاكم بوده، توانست نسخه‌هاي منحصر به فردي از آثار پيشينيان را در كتابخانة شخصي‌اش جمع كند. وي براي تأليف كتاب پرارزش كشف اللثام به نقل‌هاي ديگران از كتاب‌هاي پيشينيان، اعتماد نكرد؛ بلكه با در اختيار داشتن مصادر اصلي، مستقيماً از آنها ـ در خلق اين اثر جاودان ـ استفاده كرد.
شماري از كتاب‌هايي كه در كتابخانة فاضل هندي وجود داشت، عبارتند از:
الجُمل و الانتصار، المزار للشهيد، حاشيه علي القواعد، رساله في جواز السفر، اللوامع و المقداديات، الغنيه في العلوم، الشاميات و البحريات لابن فهد حلّي، المسائل الغرويه، شرح نهج المسترشدين، شرح الارشاد لابن المصنف، اجوبة المسائل المختلفه للشيخ علي، مناهج اليقين في اصول الدين، رسالة ايضاح الاشتباه في اسماء الرواة و اسامي الرجال، مجلي مرآة المنجلي في علم الكلام، قواعد ابن ميثم، فرج بعد الشدّة للتنوخي، ترجمة تورات، الانوار البدريه، نثر اللآلي و تفسير بلابل القلاقل.[50]
وفات
فاضل هندي كه فخر عالم است
نيز، دامنگيرش اين خاك غم است
فاضل هندي در روز سه شنبه بيست و پنجم رمضان سال 1137 هـ.ق. به سراي باقي شتافت و پيكرش در قبرستان تخت فولاد اصفهان دفن شد.[51] در كنار قبر او، قبر ملا محمد فضل معروف به فاضل ناييني قرار گرفته است كه به همين سبب، مردم قبر اين دو شخصيت علمي را به نام «فاضلان» مي‌شناسند.[52]
تخت فولاد اصفهان
اين قبرستان از متبرّك‌ترين آرامگاه‌هاي ايران است. «و مؤمنين مخصوصاً به جهت برآمدن حاجت به سر قبر او (فاضل هندي) براي زيارت مي‌روند و توسل مي‌جويند. بسا باشد كه بعضي از مؤمنين به تخت فولاد مي‌روند محض زيارت فاضل و اكتفا به زيارت آن بزرگوار نموده، به مزارهاي ديگر نمي‌روند؛ كه او را اهمّ از همه مي‌دانند.»[53]

[1] . تاريخ حزين، ص 64.
[2] .رياض‌العلما، ج 7، ص 36.
[3] . ترجمة روضات الجنات، ج 7، ص 115.
[4] . وقايع السنين و الايام، مير عبدالحسين حسيني خاتون آبادي، ص 542.
[5] . زندگينامه علامه مجلسي، ج 2، ص 82؛ تذكرة العلما، محمد بن سليمان تنكابني، ص 169.
[6] . زندگينامة علامه مجلسي، سيد مصلح الدين مهدوي، ج 2، ص 83.
[7] . طبقات اعلام الشيعه، ج 5، ص 90.
[8] . تاريخ حزين، ص 64.
[9] . منتخب آثار الحكماء، ج 3، ص 544، پاورقي.
[10] . ترجمة روضات الجنات، ج 7، ص 357.
[11] . زندگينامة علامه مجلسي، ج 2، ص 82 و تذكرة العلماء، محمد بن سليمان تنكابني، ص 169.
[12] . بهجة الآمال، ص 375.
[13] . تذكرة الانساب، ص 107، و نجوم السماء، ص 212.
[14] . مفاخر اسلام، ج 8، ص 328.
[15] . اعيان الشيعه، ج 44، ص 135؛ ج 9، ص 197 و ج 1، ص 197.
[16] . ترجمة روضات الجنات، ج 7، ص 113؛ طبقات اعلام الشيعه، ص 548 و الذريعة الي تصانيف الشيعه، ج 18، ص 56.
[17] . تلامذة العلامة المجلسي و المجازون منه، ص 63.
[18] . الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 1، ص 232، شماره 1220.
[19] . اعيان الشيعه، ج 3، ص 111.
[20] . مقالات تاريخي، دفتر سوم، رسول جعفريان، ص 131.
[21] . الاجازه الكبيره، ص 177.
[22] . الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 18، ص 57.
[23] . الاجازه الكبيره، ص 147 و تلامذه العلامه المجلسي و المجازون منه، ص 37.
[24] . الكواكب المنتشره، ص 109.
[25] . طبقات اعلام الشيعه، ص 109، 108، و الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 4، ص 423.
[26] . الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 18، ص 57.
[27] . تراجم الرجال، ج 2، ص 726.
[28] . اعيان الشيعه، ج 9، ص 138.
[29] . مقالات تاريخي، دفتر سوم، رسول جعفريان، ص 132.
[30] . طبقات اعلام الشيعه، ص 576. الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 1، ص 232، الكواكب المنتشره، ص 116.
[31] . الذريعة الي تصانيف الشيعه، ج 1، ص 232؛ الكواكب المنتشره، ص 116.
[32] . همان، ج 11، ص 34.
[33] . مقالات تاريخي، دفتر سوم، رسول جعفريان، ص 133.
[34] . دستور شهرياران، ص 273.
[35] . احوال و آثار بهاء الدين محمد، رسول جعفريان، ص 36 و 34.
[36] . فوائد الرضويه، ص 478.
[37] . مقدمه‌اي بر فقه شيعه، ص 56.
[38] . همان، ص 57.
[39] . فوائد الرضويه، ص 478 و فهرست مجلس، ج 4، ص 98.
[40] . الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 5، ص 311، ش 1481.
[41] . سيري در تاريخ تخت فولاد، سيد مصلح الدين مهدوي، ص 166.
[42] . ترجمة روضات الجنات، ج 7، ص 357.
[43] . الذريعة الي تصانيف الشيعه، ج 4، ص 431 و ج 22، ص 361؛ ترجمه روضات الجنات، ج 7، ص 114.
[44] . فهرست نسخه‌هاي خطي كتابخانة عمومي آيت الله نجفي مرعشي، ج 3، ص 17 و 16.
[45] . احوال و آثار بهاء الدين اصفهاني، رسول جعفريان، ص 53.
[46]. فهرست نسخه‌‌هاي خطي آيه الله نجفي مرعشي، ج 3، ص 17و 16.
[47] . فهرست نسخه‌هاي خطي كتابخانة آيت الله گلپايگاني، سيد احمد حسيني، ج 1، ص 52.
[48] . نسخة خطي به شمارة 817، موجود در كتابخانة مرحوم آيت الله نجفي مرعشي.
[49] . اعيان الشيعه، ج 9، ص 138.
[50] . بحار الانوار، ج 110، ص 177 و 165.
[51] . ترجمة روضات الجنات، ج 7، ص 116 و سيري در تاريخ تخت فولاد، ص 166.
[52] . سيري در تاريخ تخت فولاد، ص 166؛ ريحانة الادب، ج 4، ص 285 و تذكرة القبور، ملا عبدالكريم گزي، ص 39.
[53] . تذكرة القبور، ص 40.
علي محمد نيكان - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 82
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :