امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
1228
صيد در حال احرام ـ حكم كنيز
وقتي «مأمون» از «طوس» به «بغداد» آمد، نامه‎اي براي حضرت جواد ـ عليه‎السّلام ـ فرستاد و امام را به بغداد دعوت كرد. البته اين دعوت نيز مثل دعوت امام رضا ـ عليه‎السّلام ـ به طوس، دعوت ظاهري و در واقع سفر اجباري بود.
حضرت پذيرفت و بعد از چند روز كه وارد بغداد شد، مأمون او را به كاخ خود دعوت كرد و پيشنهاد ازدواج با دختر خود «اُمّ الفضل» را به ايشان داد.
امام در برابر پيشنهاد او سكوت كرد.[1] مأمون اين سكوت را نشانة رضايت حضرت شمرد و تصميم گرفت مقدمات اين امر را فراهم سازد.
او در نظر داشت مجلس جشني تشكيل دهد، ولي انتشار اين خبر در بين بني عباس انفجاري به وجود آورد؛ بني عباس اجتماع كردند و با لحن اعتراض آميزي به مأمون گفتند: «اين چه برنامه‎اي است؟ اكنون كه علي بن موسي الرضا از دنيا رفته و خلافت به عباسيان رسيده باز مي‎خواهي، خلافت را به آل علي برگرداني؟ بدان كه ما نخواهيم گذاشت اين كار صورت بگيرد، آيا عداوت‎هاي چند سالة بين ما را فراموش كرده‎اي؟!»
مأمون پرسيد: «حرف شما چيست؟»
گفتند: «اين جوان «يعني امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ» خردسال است و از علم و دانش بهره‎اي ندارد.»
مأمون گفت: «شما اين خاندان را نمي‎شناسيد، كوچك و بزرگ اينها بهرة عظيمي از علم و دانش دارند و چنانچه حرف من مورد قبول شما نيست او را آزمايش كنيد و مرد دانشمندي را كه خود قبول داريد بياوريد تا با اين جوان بحث كند و صدق گفتار من روشن گردد.»
عباسيان از ميان دانشمندان «يحيي بن اكثم» را (بدليل شهرت وي) انتخاب كردند و مأمون جلسه‎اي براي سنجش ميزان علم و آگاهي امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ ترتيب داد. در آن مجلس يحيي رو به مأمون كرد و گفت: «اجازه مي‎دهي سؤالي از اين جوان بنمايم؟»
مأمون گفت: «از خود او اجازه بگير.»
يحيي از امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ اجازه گرفت: امام فرمود‌: «هر چه خواهي بپرس.»
يحيي گفت: «دربارة شخصي كه مُحْرِم بوده و در آن حال حيواني را شكار كرده است چه مي‎گوئيد؟[2]»
امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ فرمود: «آيا اين شخص، شكار را در حِلّ (خارج از محدودة حرم) كشته است يا در حرم؟ عالم به حرمت، شكار در حال احرام بوده يا جاهل؟ عمداً كشته يا به خطا، آزاد بوده يا برده؟ صغير بوده يا كبير؟ براي اولين بار چنين كاري كرده يا براي چندمين بار؟ شكار او از پرندگان بوده يا غير پرنده؟ از حيوانات كوچك بوده يا بزرگ؟ باز هم از انجام چنين كاري اِبا ندارد يا از كردة خود پشيمان است؟ در شب شكار كرده يا در روز؟ در احرام عمره بوده يا در احرام حج؟!»
يحيي بن اكثم از اين همه فروع كه امام براي اين مسأله مطرح نمود، متحير شد و آثار ناتواني و زبوني در چهره‎اش آشكار گرديد و زبانش به لكنت افتاد به طوري كه حضار مجلس ناتواني او را در مقابل آن حضرت نيك دريافتند.
مأمون گفت: «خداي را بر اين نعمت سپاسگزارم كه آنچه من انديشيده بودم همان شد.»
سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظر انداخت و گفت: «آيا اكنون آنچه را كه نمي‎پذيرفتيد دانستيد؟!»
آنگاه پس از مذاكراتي كه در مجلس صورت گرفت، مردم پراكنده گشتند و جز نزديكان خليفه، كسي در مجلس نماند.
مأمون رو به امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ كرد و گفت: «قربانت گردم خوب است احكام هر يك را كه در مورد كشتن صيد در حال احرام مطرح گرديد، بيان كنيد تا استفاده كنيم.»
امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ فرمود: «بلي، اگر شخص مُحْرِم در حِلّ (خارج از احرام) شكار كند و شكار از پرندگان باشد، كفاره‎اش يك گوسفند است و اگر در حرم بكشد كفاره‎اش دو برابر است؛ و اگر جوجة پرنده‎اي را در بيرون حرم بكشد، كفاره‌اش يك برّه است كه تازه از شير گرفته شده باشد، و اگر آن را در حرم بكشد هم برّه و هم قيمت آن جوجه را بايد بدهد؛ و اگر شكار از حيوانات وحشي باشد، چنانچه گورخر باشد، كفاره‌اش يك گاو است و اگر شتر مرغ باشد كفاره‎اش يك شتر است و اگر آهو باشد كفارة آن يك گوسفند است و اگر هر يك از اينها را در حرم بكشد كفاره‎اش دو برابر مي‎شود.
و اگر شخص مُحْرِم كاري بكند كه قرباني بر او واجب شود، اگر در احرام حج باشد بايد قرباني را در «مني» ذبح كند و اگر در احرام عمره باشد بايد آن را در «مكّه» قرباني كند. كفاره شكار براي عالم و جاهل به حكم، ‌يكسان است؛ منتها در صورت عمد، (علاوه بر وجوب كفاره) گناه نيز كرده است، ولي در صورت خطا، گناه از او برداشته شده است. كفارة شخص آزاد بر عهدة خود اوست و كفارة برده، ‌بر عهدة صاحب اوست و بر صغير، ‌كفاره نيست و لي بر كبير، واجب است و عذاب آخرت از كسي كه از كرده‎اش پشيمان است برداشته مي‎شود، ولي آنكه پشيمان نيست كيفر خواهد شد.»
مأمون گفت: «احسنت اي ابا جعفر! خدا به تو نيكي كند! حال خوب است شما نيز از يحيي بن اكثم سؤالي بكنيد، همان طور كه او از شما پرسيد.»
در اين هنگام ابوجعفر ـ عليه‎السّلام ـ به يحيي فرمود: «بپرسم؟»
يحيي گفت: «اختيار با شماست فدايت شوم،‌ اگر توانستم پاسخ مي‎گويم و گرنه از شما بهره‎مند مي‎شوم.»
ابو جعفر ـ عليه‎السّلام ـ فرمود: «به من بگو در مورد مردي كه در بامداد به زني نگاه مي‎كند و آنگاه حرام است، و چون روز بالا مي‌آيد آن زن بر او حلال مي‌شود، و چون ظهر مي‎شود باز بر او حرام مي‎شود، و چون وقت عصر مي‎رسد بر او حلال مي‎گردد، و چون آفتاب غروب مي‎كند بر او حرام مي‎شود، و چون وقت عشاء مي‎شود بر او حلال مي‎گردد و چون شب به نيمه مي‎رسد بر او حرام مي‎شود، و به هنگام طلوع فجر بر وي حلال مي‎گردد؟ اين چگونه زني است و با چه چيز حلال و حرام مي‎شود؟»
يحيي گفت: «نه به خدا قسم؛ من به پاسخ اين پرسش راه نمي‎برم، و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نمي‎دانم،‌اگر صلاح مي‎دانيد از جواب آن، ما را مطلع سازيد.»
ابو جعفر ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:‌ «اين زن، كنيز مردي بوده است. در بامدادان، مرد بيگانه‎اي به او نگاه مي‎كند و آنگاه حرام بود، چون روز بالا مي‎آيد، كنيز را از صاحبش مي‎خرد و بر او حلال مي‎شود، چون ظهر مي‎شود او را آزاد مي‎كند و بر او حرام مي‎گردد، چون عصر فرا مي‎رسد او را به حبالة نكاح خود در مي‎آورد و بر او حلال مي‎شود، به هنگام مغرب او را «ظهار» مي‎كند[3] و بر او حرام مي‎شود، موقع عشا كفارة ظهار مي‎دهد و مجدداً بر او حلال مي‎شود چون نيمي از شب مي‎گذرد او را طلاق مي‎دهد و بر او حرام مي‎شود و هنگام طلوع فجر رجوع مي‎كند و زن بر او حلال مي‎گردد.[1] . در مورد علّت ازدواج امام جواد(ع) با «امّ الفضل» دختر مأمون به كتب مفصّل مراجعه كنيد.
.[2]يكي از اعمالي كه براي اشخاص در حال احرام، در جريان اعمال حج يا عمره‌، حرام است، شكاركردن است. در ميان احكام فقهي، احكام حجّ، پيچيدگي خاصّي دارد، از اين رو افرادي مثل يحيي بن اكثم، از ميان مسائل مختلف، احكام حج را مطرح مي‎كردند تا به پندار باطل خود امام را در بن بست علمي قرار دهند!
[3] . ظهار عبارت از اين است كه مردي به زن خود بگويد: پشت تو براي من يا نسبت به من،‌ مانند پشت مادرم يا خواهرم يا دخترم هست، و در اين صورت بايد كفّارة ظهار بدهد تا همسرش مجدداً بر او حلال گردد. ظهار در پيش از اسلام در عهد جاهليت نوعي طلاق حساب مي‎شد و موجب حرمت ابدي مي‎گشت ولي حكم آن در اسلام تغيير يافت و فقط موجب حرمت و كفاره گرديد.
امام جواد(ع) با يحيي ابن اكثم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :