امروز:
پنج شنبه 27 مهر 1396
بازدید :
1416
سيد محمد مهدي بحرالعلوم
سـيـد مـهدي بحرالعلوم، شاگرد بزرگ و بزرگوار وحيد بهبهاني است و از فقهاي بزرگ است مـنظومه اي در فقه دارد كه معروف است آرا و نظريات او مورد عنايت و توجه فقها است بحرالعلوم بـه عـلـت مقامات معنوي و سير و سلوكي كه طي كرده است، فوق العاده مورد احترام علما شيعه است و تالي معصوم به شمار مي رود كرامات فراواني ازاو نقل شده است كاشف الغطا (شيخ جعفر) آتـي الـذكـر بـا تحت الحنك عمامه خود،غبار نعلين او را پاك مي كرد بحر العلوم در سال 1154 يا 1155 متولد شده و در سال1212 ه ق درگذشته است.[1]
عـلا مـه دهر و وحيد عصر، سيد محمد مهدي بن سيد مرتضي بن سيد محمد بن سيد عبدالكريم حسني حسيني طباطبائي بروجردي الاصل نجفي المسكن، اعجوبه دهر، جامع منقول و معقول، و مرجع عصر و دوران خويش بود.
سـيـد مرتضي طباطبائي بروجردي (ره) كه از علما و مراجع كربلا بود، داراي دو فرزند مي باشد، يـكي سيد جواد كه جد مرحوم آية اللّه العظمي بروجردي (ره) است، و ديگري، سيد محمد مهدي بحرالعلوم هر دو از بزرگان فقها و علماي اسلامي مي باشند.
سيد محمد مهدي بحرالعلوم، پيش از پگاه عيد فطر در سال 1155 ه ق در شب جمعه چشم به دنيا گـشـود پـدر ارجمندش مي گويد: در آن شب كه ولادت فرزندم مهدي بود، در عالم رؤيا امام هـشـتم (ع) را ديدم كه شمع بزرگي را به شاگردش محمدبن اسماعيل بن بزيع مي دهد محمد آن شمع را بر فراز بام منزل ما برده و روشن مي كند ناگهان نور آن شمع تا آسمان بالا رفته و دنيا را فرا مي گيرد.[2]
آري شمعي كه توسط امام رضا (ع) افروخته شود، بايد نورش جهان را روشن سازد و جهانيان را فرا بگيرد.
بحرالعلوم مقدمات نحو و صرف و ادبيات و منطق و فقه و اصول را با كوششي بي نظير نزد پدر خود و ساير فضلا و دانشمندان، در مدتي كمتر از چهار سال فرا گرفت در اوايل بلوغ به درس خارج پدر خـود، و هـمچنين درس استاد كل، وحيدبهبهاني، و نيز درس شيخ يوسف بحراني صاحب حدائق راه يـافـت و از مـحـضـر آن بزرگان استفاده شاياني برد و پس از پنج سال درس و بحث فشرده و عـمـيـق و طي مـرحـلـه سطح، به درجه اجتهاد عاليه نائل آمد و هر سه استاد بزرگ اجتهاد او را امضاكردند.
پـس از آن از كـربـلا بـه نجف مهاجرت كرد و در مركز بزرگ دانشهاي اسلامي، به بحث و تحقيق پرداخت و در مدتي كم كه هنوز سنش از 30 سال تجاوز نكرده بود،ارشاد و رهبري مسلمانان را بر عهده گرفت و در عين حال كه به تدريس و تاليف اشتغال مي ورزيد، به امور فقرا و مستمندان نيز رسيدگي كرده، مسائل و مشكلات اجتماعي مردم را حل و فصل مي نمود.
بحرالعلوم داراي اخلاق پسنديده انساني و پيامبرگونه بود تواضع و فروتني اوزبانزد خاص و عام، و عطوفت و مهرباني او نسبت به بينوايان و مستمندان، دربالاترين حد ممكن خود بود، به حدي كه شـاگردان و مريدان خود را تحت تاثير كامل قرار مي داد او كم سخن مي گفت، سكوتش از حرف زدنـش بـيشتر بود همواره در حال تفكر و انديشيدن به سر مي برد، اگر سخني به زبان مي آورد با ذكـر خـدا همراه بود دربين مردم كه مي نشست، نشستن حالت تشهد در نماز را داشت هنگام راه رفتن هيبت و وقار خاصي داشت هيچ گاه به پشت سر خود يا به اطراف خود نگاه نمي كرد، مگردر حـال ضـرورت گـامـهـاي استوار خود را بيشتر با انديشه هاي شگرف مي آميخت دريافته بود كه هيبتش مانع از سخن گفتن مردم با وي مي شود، لذا هميشه ملازمان خود را سفارش مي كرد باب سـخـن گـفتن با مردم را بگشايند تا از راز دل مردم باخبرشده، در رفع گرفتاريهاي آنان بيشتر بكوشند.
صـبـحـهـا را هـمـواره در بـحـث و تـدريـس و قضاوت بين مردم، و شبها را در مطالعه و تحقيق مي گذراند و پس از اندكي خواب و استراحت، براي عبادت و مناجات به درگاه خداوند ذوالجلال خـود را كاملا آماده مي ساخت و بسيار ديده شده بود كه پس از نيمه شب از نجف تا كوفه پياده راه مي رفت كه هنگام مناجات در مسجد كوفه باشدو پس از نماز صبح به نجف باز مي گشت و قبل از هـر كـار بـه حـرم مطهر جد بزرگوارش اميرالمؤمنين (ع) مشرف مي شد و با آن حالت معنوي و عـرفـانـي كـه داشـت، بـه زيارت مشغول مي گشت و برخي از كتب رجال در احوال آن بزرگوار نـوشـتـه انـد كـه: گـاهـي سـؤالاتـي از امام مي كرد و به نحوي كه ما نمي دانيم، پاسخ دريافت مي نمود.
آثار علمي و عملي:
سـيـد بـحـرالـعـلـوم پس از وفات استادش وحيد بهبهاني (قدس سره)، رهبري كامل و زعامت و مـرجـعـيت شيعه را به دست گرفت و دنيا در برابر اين درياي دانش وبينش و تقوي و پارسائي و فضيلت خضوع نمود و آوازه او آفاق را پر كرد در اين فرصت پيش آمده، براي اينكه بتواند به مسائل اجتماعي و مشكلات گوناگون وفراوان امت اسلام رسيدگي نمايد و نظمي به حوزه هاي علميه بدهد، تمام اوقات خودرا براي اين كار وقف نمود و با كمال اخلاص و جديت مشغول خدمت شد و بـراي ايـنكه بهتر به كارهايش برسد، از شخصيتهاي برجسته اي كه معاصر او بودند، دعوت به عمل آورد شـاگـرد بـزرگـوارش شـيخ جعفر كاشف الغطا (ره) را براي فتوي و پاسخ ‌به احكام شرعي تعيين نمود.
و هـمـچـنين آية اللّه شيخ حسين نجفي (ره) را كه از علماي مقدس و پارساي نجف اشرف بود، به عـنـوان امـام جـمـاعت در مهم ترين و مشخص ترين مسجد،مسجد هندي نصب نمود و شيخ شـريـف الدين محي الدين را براي قضاوت و حل وفصل دعاوي مردم گماشت و خود بار سنگين تدريس و مشكلات حوزه و اداره امورمردم را بر دوش گرفت.
بحرالعلوم چرا؟
و امـا ايـنـكـه چـرا بـه او بحرالعلوم گفته اند، مورخين نقل كرده اند كه سيد مهدي به عنوان دانـشـجـو بـراي اسـتـفـاده از محضر درس فيلسوف بزرگ، ميرزا سيد محمدمهدي اصفهاني به خراسان سفر كرد مدت 6 سال در آنجا اقامت گزيد و بالاترين بهره ها را از استاد خود گرفت ميرزا اصـفـهاني كه از هوش سرشار شاگردش شگفت زده شده بود، روزي در اثناي درس خطاب به او گـفـت: انما انت بحرالعلوم (براستي تو درياي دانشي) و از آن لحظه سيد به اين لقب مشهور شـد و امـروز خـانـواده بـحـرالـعـلـوم از خـانـواده هاي معروف و مشهور نجف اشرف مي باشند و چهره هاي شاخصي در علم و عمل در بين آنان وجود دارد.
گفتار بزرگان:
اسـتـادش وحـيـد بهبهاني در ستايش او گويد: عزيزترين و گرامي ترين فرزندانم، پژوهشگر و مـحقق بزرگ، فرزند روحاني من، دانشمند مطلع و باهوش،عالم باتقوا، سيد نجيب محمد مهدي.
مـحقق خوانساري و سيد حسين در اجازه اي كه به او داده است، متذكر مي شودكه ايشان مجتهد در فروع و اصول و مقتداي خاص و عام و يگانه روزگار مي باشد.
صـاحـب مـنـتـهـي الـمقال مي نويسد: رهبر ديني وارسته اي كه دوران مانند اوسراغ ندارد، و شـخـصـيـتـي كـه روزگار از آوردن نظير او، عقيم مانده است سيددانشمندان و عالمان، و ولي فـاضلان، علا مه دهر و يگانه عصر، كسي كه اگر در معقول سخن گويد، مي پندارم شيخ الرئيس ابوعلي سينا است، و اگر در منقول بحث كند،بگويم اين علا مه و محقق است كه در فروع و اصول دريـاآسـاسـت، و اگر در كلام مناظره كند، نخواهم گفت، جز اينكه او به خدا سيد مرتضي (علم الـهـدي) اسـت، و اگرقرآن را تفسير كند و به او گوش فرا دهم، حيرت زده خواهم گفت: گويا خدا قرآن را براو نازل كرده است كه اين چنين از رموز و اسرار آن آگاه است.
در سـتـايـش و مدح او سخنها بسيار و نوشته ها بي شمار است، چرا كه او در عين اينكه دانشمندي بـزرگ بـود، در زهـد و عبادت نيز نظيري نداشت، در همان حال كه به تدريس و تاليف با جديتي فراوان مشغول بود، دمي از خدمت به بندگان خدانمي آسائيد و با تمام وجود در خدمت بندگان خدا بود.
داسـتـان مفصلي را از مناظره او با دانشمندان يهود در كتابهاي نقل كرده اند كه بيشتر شباهت به مناظره و احتجاج ائمه معصومين (ع) با علماي يهود و نصاري دارداين مناظره كه در 14 صفحه با قـطـع وزيـري چـاپ شده است و علماي يهود را به تسليم و خضوع واداشته است، بيانگر اطلاع و آگاهيهاي فوق العاده سيد بحرالعلوم دربخش عقائد و كلام مي باشد.
شاگردان:
عـلما و دانشمندان بسياري از محضر درس ايشان استفاده كرده و به مقامات والائي رسيده اند كه نام برخي از آنان را مي آوريم:
1 ـ شيخ جعفر كاشف الغطا، بزرگ شخصيت برجسته جهان اسلام.
2 ـ سيد محمد جواد عاملي، صاحب موسوعه بزرگ فقهي مفتاح الكرامة.
3 ـ شيخ محمد تقي اصفهاني، صاحب حاشيه بر معالم.
4 ـ شيخ احمد نراقي، صاحب مستند الشيعة في احكام الشريعة.
5 ـ شيخ ابوعلي حائري، مؤلف كتاب منتهي المقال در علم رجال.
6 ـ شيخ اسداللّه تستري، نويسنده كتاب المقابيس در اصول.
7 ـ شيخ محمد علي زيني عاملي نجفي.
8 ـ سيد ميرعلي طباطبائي، صاحب الرياض در فقه.
9 ـ مولي محمد شفيع استرآبادي.
10 ـ شيخ حسين نجف.
11 ـ شيخ شمس الدين بن جمال الدين بهبهاني.
آثار و تاليفات:
بحر العلوم داراي تاليفات ارزنده اي در علوم مختلفه مي باشد كه چند نمونه ذكر مي شود:
1 ـ مصابيح، كتابي ارزنده در فقه (در عبادات و معاملات).
2 ـ الـدرة الـنـجفية، منظومه اي در فقه، مشتمل بر دو هزار بيت شعر كه چندين بارتفسير و شرح شده است.
3 ـ مـشـكـاة الهدايه، شاگردش مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطا، به امر استاد برآن شرحي نوشته است.
4 ـ الفوائد الاصوليه.
5 ـ حاشية علي طهارة شرائع المحقق الحلي.
6 ـ الفوائد الرجاليه پيرامون علم شامخ رجال.
7 ـ رسالة في الفرق و الملل.
8 ـ تحفة الكلام في تاريخ مكة و بيت اللّه الحرام.
9 ـ شرح باب الحقيقة و المجاز.
10 ـ قواعد احكام الشكوك.
11 ـ الدرة البهية في نظم بعض المسائل الاصوليه.
12 ـ ديوان شعري كه داراي بيش از يك هزار بيت مي باشد.
رسيدگي به حال بينوايان:
داستانهاي بسياري درباره دستگيري بحرالعلوم از بينوايان و رسيدگي او به حال مستمندان نقل شـده اسـت و بـرخي از نويسندگان دارند كه شبها همانند جدش اميرالمؤمنين (ع) كوله باري از مـواد غـذايـي را بـر دوش مـي گـرفـت و از تاريكي شب استفاده مي كرد، در كوچه هاي نجف راه مـي افتاد و بر در خانه هر فقير مستمندي كه مي رسيد، مقداري از غذا و پول قرار مي داد و همواره از حال مردم سؤال مي كرد و به بينوايان رسيدگي كامل داشت.
نـوشته اند شبي شاگرد برجسته اش سيد محمد جواد عاملي (صاحب مفتاح الكرامه) را فراخوانده، او را تـوبـيخ و سرزنش نمود مرحوم عاملي دليل نگراني استادش را پرسيد، استاد در پاسخ گفت: يكي از برادران مسلمان كه همسايه شمااست، تهيدست است او هر شب خرماي بد و ارزان قيمتي از بقال مي گرفت وبچه هاي خود را با آن سير مي كرد امروز رفته است از بقال خرما بگيرد، بقال از دادن خـرمـا امتناع ورزيده است، زيرا بدهكاريهاي آن بيچاره زياد شده بود و امشب او وبچه هايش بي شام مانده اند سيد جواد عاملي از آقاي بحرالعلوم معذرت خواهي مي كند و از اينكه از حال او خبر نداشته است، پوزش مي طلبد.
بحرالعلوم در پاسخ او مي گويد: معلوم است بي اطلاع بوده اي، چون اگر با علم به حال آن بيچاره شام مي خوردي و به او اعتنا نمي كردي، كافر بودي، ولي آنچه مرانگران و ناراحت كرده است، اين است كه تو چرا از برادر مسلمانت خبرنداشته اي؟ [3]بايد از حال برادرانت جستجو كني و آنان را دريابي.
در هـر حـال سيد، سيني بزرگي پر از غذا با مقداري پول به آقاي عاملي داد و از اوخواست كه به مـنزل آن برادر مؤمن برود و با هم شام بخورند و اين پول را هم به اوبپردازد تا قرضهاي خود را ادا كند، و خود همچنان منتظر ماند و شام تناول نكرد تااينكه آقاي عاملي برگشت و به او خبر داد كه غـذا را بـا هـمـسـايـه اش تـنـاول كرده و پول راهم به او رسانده است، و جالب اينجاست كه انعام بحرالعلوم درست به اندازه قرضهاو ديون آن مؤمن بوده است.[4]
وفات:
او سرانجام در ماه رجب سال 1212 ه ق، در سن 57 سالگي، جهان فاني راوداع و نداي حق را لبيك گـفت و به سوي محبوب خود شتافت جسد او را كنار قبرشيخ طوسي (ره) در مسجد طوسي به خاك سپردند كه امروزه اين مقبره به اسم مقبرة الطوسي و بحرالعلوم معروف است.

[1] . آشنايي با علوم اسلامي، ص 306
[2] . ريحانة الادب، ج 1، ص 234، چاپ دوم اقبال ـ الكرام البررة، ج 1، ص 172، چاپ دوم .
[3] . ريحانة الادب، ج 1، ص 234، چاپ دوم اقبال ـ الكرام البررة، ج 1، ص 172، چاپ دوم .
[4] . داستان راستان، شهيد مطهري .
عقيقي بخشايشي - تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، ص 290
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :