امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1377
سيد عبدالله شبر
حلّه را بايد خاستگاه نخست خاندان شبّر دانست.[1] حسن بن محمد بن حمزه كه با 9 واسطه نسب به چهارمين پيشواي معصوم حضرت امام علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ مي‌رساند، شبر خوانده مي‌شد.[2] و لقب ارجمندش شهرت خاطره آفرين همة فرزندانش گشت.
يازده نسل پس از حسن بن محمد[3] فرزند گرانقدرش محمد رضا از افق نجف سربرآورد و دودمان كهنسال شبر را اعتباري تازه بخشيد. او دانشوري گرانمايه، پارسايي نيك انديش و عارفي روشن بين بود و نزد مؤمنان كاظميه به «صاحب الدعوة المستجابه» شهرت داشت. تاريخ نگاران دربارة لقب ياد شده چنين نگاشته‌اند:
در روزگار عثمانيان خشكسالي بغداد را فرا گرفت. سعيد پاشا، كارگزار حكومت عثماني، مردم را فرمان داد سه روز روزه گيرند و در پي آن با دلي اندوهگين و چشمي اشكبار از شهر برون رفته، نماز باران گزاردند. مردم كه از خشكي زمين و آسمان به تنگ آمده بودند سه روز از بام تا شام رنج گرسنگي بر خويش هموار ساختند و آدينه دردمند و نالان در حالي كه ذكر مي‌گفتند و آمرزش مي‌طلبيدند همراه سعيد پاشا به سمت بيابانهاي بيرون شهر روان شدند و نماز باران به جاي آوردند ولي دريغ كه ناله‌هاي بغداديان جز درخشش فزون‌تر آفتاب دستاوردي نداشت.
چون سيد محمد رضا از ناكامي سعيد پاشا آگاه شد ساكنان حريم هفتمين پيشواي شيعه را فرمود تا با دلي پيراسته از تباهيها سه روز روزه گرفته، براي نماز باران آماده شوند. مردم كاظميه چنانكه عارف روشن بين شهر فرموده بود، به سوي پروردگار بازگشته، سه روز در برابر گرسنگي و تشنگي شكيبايي ورزيدند و سپس برهنه پاي و شكسته دل به سمت مسجد برآثا حركت كردند. سيد محمد رضا پيشاپيش مردم دل به آفريدگار سپرده وچشم به آسمان دوخته بود و رحمت خداوند را با ياري مي‌طلبيد. هنوز لبان عارف كهنسال از دعا فراغت نيافته بود كه ابرهاي تيره بر بام آسمان فراز آمده، باران رحمت الهي بر مردم فرو باريد. اين حادثه فراموش ناشدني سبب شد تا مردم سيد پارساي خاندان شبر را با عنوان «صاحب الدعوة المستجابه» بستايند و بيش از پيش مورد احترام قرار دهند.[4]
البته فقيه نيك انديش كاظميه تنها به دعا بسنده نمي‌كرد بلكه در كردار نيز شخصيتي ممتاز و كم نظير بود. شدت اهتمام آن بزرگمرد به پابرهنگان جامعه چنان بود كه گاه جامه‌اش را نزد توانگران شهر گرو مي‌نهاد تا تهيدستي را از رنج گرسنگي برهاند.[5]
ميلاد نور
در سال 1188 ق. پيش از آنكه سيد محمد رضا نجف را ترك كرده، رهسپار كاظميه شود پروردگار فرزندي به وي ارزاني داشت. عارف روشن رأي خاندان شبر، كه عبوديت را يگانه راه نيكبختي مي‌دانست، با اميد سپيد بختيِ جاودان، فرزند را عبدالله ناميد.[6]
عبدالله اندك اندك رشد كرد و به سالهاي آموزش رسيد. پدرش كه به چيزي جز كمال فرزند نمي‌انديشيد ضمن آماده سازي وسايل دانش اندوزي، كودك دلبندش را به بهره‌گيري از لحظه‌هاي گرانبهاي عمر فرا خوانده، گفت: فرزندم! اگر حتي يك روز در اندوختن دانش يا به ديگران آموختنش نكوشي و عمر در راهي جز اين بگذراني، استفاده از آنچه در اختيارت نهاده‌ام جايز نيست و راضي نيستم.[7]
اين سخن چنان در روان سيد عبدالله مؤثر افتاد كه جز به دانش نمي‌انديشيد و اگر روزي وقت خويش در غير دانش مي‌گذراند، شامگاه بهره‌گيري از سفرة پدر را روا نمي‌دانست.
دانش آموزان مكتبي كه فرزند دانشور شهرة كاظميه در آن درس مي‌خواند روزي وي را در حال فروش دوات دان كوچكش مشاهده كردند. يكي از شاگردان كه او را نيك مي‌شناخت با شگفتي پرسيد: با آنكه پدر همه وسايل دانش اندوزي‌ات را فراهم ساخته چرا به فروش دوات دان روي آورده‌اي؟
عبدالله پاسخ داد: امروز به سبب بيماري توان درس خواندن نداشتم. اينك استفاده از سفرة پدرم برايم جايز نيست![8]
هر چند ارشاد و حمايت معنوي و مادي پدر در موفقيتهاي سيد عبدالله بسيار مؤثر بود، ديري نپاييد كه سرانجام سال 1208 ق. فرا رسيد و رحلت سيد محمد رضا[9] ستارة جوان خاندان شبر را در اندوهي جانگذار فرو برد.
بر بام دانش
سيد عبدالله پس از درگذشت پدر و استاد فرزانه‌اش، به پژوهشگر نامور بغداد حضرت سيد محسن اعرجي روي آورد. از درياي دانش آن فقيه وارسته سيراب شد[10] و در شمار دانشمندان جاي گرفت. دانش، پرهيزگاري و پژوهشهاي فرزند برومند خاندان شبر چنان چشمگير بود كه فقيهان برجسته‌اي چون سيد علي طباطبايي (نويسندة كتاب گران سنگ رياض المسائل)، ميرزا محمد مهدي شهرستاني، ميرزا ابوالقاسم قمي (صاحب كتاب نفيس قوانين الاصول)، شيخ اسدالله كاظمي و شيخ محمد جعفر نجفي، كاشف الغطا و ... وي را به عنوان فقيهي شايسته ستودند و از اجازة روايت اندوخته‌هاي خويش برخوردار ساختند.[11] دانشمند شهرة جهان اسلام حضرت كاشف الغطا محمد جعفر نجفي چون كتاب گرانقدر «حق اليقين» شبّر را مشاهده كرد چنان تحت تأثير مطالب ژرف آن واقع شد كه بي‌درنگ قلم برگرفته، در مقدمه به عنوان تقريظ و ستايش چنين نگاشت:
... بي‌ترديد چيزي پديد آورده‌اي كه فرزانگان را در شگفتي فرو خواهد برد و دانشوران علوم عقلي و نقلي در برابرش فروتني خواهند كرد. كتابي كه نگاشته‌اي گره از مشكلات مسائل مي‌گشايد و آنها را با برهانها و گواهان درست ثابت مي‌كند. شتاب مكن كه بي‌ترديد بر بلندترين پله‌هاي پيشرفت فراز آمده‌اي! آرامتر گام بردار كه از مطالب مهم چيزي ناگشوده باقي نمانده است. تو براي دانش شهري بنياد نهاده، ساختمانش را چنان پي افكندي و بالا بردي كه به سينه سپهر رسيده است. البته هيچ جاي شگفتي نيست، زيرا تو از خانداني هستي كه بر هفت آسمان فراز آمدند. فرزند بزرگمردي هستي كه جايگاه تجلي آفريدگار مصّوِر نزديك شد، به گونه‌اي كه ميان او و آن تجلي‌گاه تنها به اندازة دو كمان يا كمتر، از نظر معنوي فاصله بوده. پس‌‌اينك بي‌آنكه پرهيزگاري تو را باز دارد، درحالي كه حق‌داري و راست‌مي‌گويي، چنين زمزمه‌كن:
من هر چند ديرتر از ديگران پاي به گيتي نهادم ولي چيزي آورده‌ام كه هيچ يك از مردم مانندش را نياورده‌اند[12]
بزرگي شخصيت سيد عبدالله هنگامي آشكار مي‌شود كه دريابيم سرايندة اين بيت در شعر خويش به جاي واپسين واژة مصرع دوم كلمة «الاوائل» را قرار داده بود؛ يعني چيزي آورده‌ام كه هيچ يكي از پيشينيان مانندش را نياورده‌اند. ولي علامه كاشف الغطا اين تعبير را در ستايش ستارة تابناك خاندان شبر كافي ندانسته، واژة «الخلائق» را در پايان مصرع دوم قرار داد و با عبارت «چيزي آورده‌ام كه هيچ يك از مردم جهان نتوانستند مانندش را پديد آورند»، مقام بلند سرور شبّريان را ستود.
راز بزرگ
راز بزرگ مرجع پاك رأي كاظميه در قلمش نهفته بود، قلمي كه همواره در دست داشت. چه بسيار روزها كه ميان پيروان مؤمنش مي‌نشست، گفتارشان را مي‌شنيد، داوري مي‌كرد، پرسشهايشان را پاسخ مي‌گفت و همراه اين كار دشوار، قلم بر كاغذ كشانده، مطالب ژرف فقهي، اخلاقي، قرآني و اعتقادي را با استدلالهاي متين و مثالهاي روشن بر كرسي اثبات مي‌نشاند.[13]
شتاب وي در نگارش چنان بود كه نويسندگان و منشيان ياريگرش هرگز به او نمي‌رسيدند.[14] گاه در مدت چند ساعت كتابي ژرف يا رساله‌اي پر ارج مي‌نگاشت و آگاهان را در شگفتي فرو مي‌برد. روزي يكي از آشنايان وي كه از مطالب والاي يكي از كتابهايش شگفت زده شده بود، پرسيد: اين را در چه مدت نگاشته‌اي؟
فقيه بزرگ كاظميه پاسخ داد: با آغاز شب آغاز كردم و نيمه شب به پايان بردم.[15]
ميزان نگاشته‌هاي آن بزرگمرد وارسته چنان بود كه شاگردانش او را تنها با حضرت علامه محمد باقر مجلسي قابل مقايسه دانسته، مجلسيِ دوم مي‌خواندند.[16] راستي راز اين موفقيت چه بود؟ هيچ كس چيزي نمي‌دانست، تا آنكه سرانجام پژوهشگر نستوه خاندان شبر، خود از اين راز پرده برداشت. يكي از شاگردانش در اين باره مي‌نويسد:
روزي استاد پس از زيارت حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ، اندكي بر مزار شيخ مفيد و استاد ارجمند وي ابوالقاسم جعفر بن قولويه قمي درنگ كرد تا روان آن پاكان را با تلاوت آيات الهي شادمان سازد. چون قرائت «فاتحة الكتاب» به پايان رسيد يكي از دانشمندان كه سيدِ استاد را در اين زيارت همراهي مي‌كرد، گفت: آقا! مي‌خواهم دو مسأله بپُرسم!
سيد فرمود: بپرس!
گفت: نخست دربارة زندگي روزانه‌تان است. شما با اين برنامة سنگين و فشرده چگونه وضعيت اقتصادي خانواده را سامان مي‌دهيد؟ و ديگر دربارة بسياريِ كتابهايتان؛ چگونه است كه شما با اين فرصت محدود، كتابهايي چنين ژرف مي‌نگاريد؟
آفتاب تابناك سپهر يقين سر به زير افكنده، مدتي در انديشه فرو رفت، سپس پاسخ داد: اما رسيدگي به وضع اقتصادي خانواده، اين به فضل پروردگار بستگي دارد. اوست كه همة ما را آفريده، روزي مي‌دهد. و اما سرعت نگارش، البته آن نيز نه هنر من، بلكه عنايت حضرت ابا عبدالله الحسين ـ عليه السّلام ـ است. آن امام راستين در رؤيا فرمود:
اكتب وصنف فانه لا يجف قلمك حتي تموت[17]
بنويس و كتاب پديد آور! همانا قلمت تا هنگام مرگ خشك نخواهد شد.
آثار ماندگار
اينك كه از كرامت ويژة حسيني به سرور فقيهان كاظميه سخن به ميان آمد نگارش نامهاي آثار آن پژوهشگر نستوه و نيز توضيح كوتاهي در اين باره ضروري مي‌نمايد ولي دريغ كه نوشتاري چنين مختصر گنجايش فهرستي با بيش از هفتاد عنوان ندارد. ناگزير به ذكر عنوانهاي ذيل بسنده مي‌كنيم:
1. جامع المعارف و الاحكام، 20 جلد.
2. مصباح الظلام، 8 جلد.
3. المصباح الساطع، 6 جلد.
4. صفوة التفاسير، 4 جلد.
5. الجوهر الثمين في تفسير القرآن المبين، 2 جلد.
6. روضة العابدين، 2 جلد.
7. مصابيح الانوار في حل مشكلات الاخبار، 2 جلد.
8. البرهان المبين في فتح ابواب علوم الائمة المعصومين.
9. جامع المقال في معرفة الرواة و الرجال.
10. حق اليقين في معرفة اصول الدين.
11. الدرر المنثورة و المواعظ المأثوره عن الله تعالي و النبي و الائمة الطاهرين ـ عليهم السّلام ـ و الحكما.
12. الاخلاق و الانوار اللامعة في شرح الجامعه.
فهرست بيش از هفتاد عنواني آثار دانشمند وارستة خاندان شبّر دليل روشني بر بهره‌گيري آن بزرگمرد از امدادهاي ويژة پيشوايان معصوم ـ عليهم السّلام ـ به شمار مي‌آيد، ياري معنوي آن پاكان زماني نمايان‌تر مي‌شود كه دريابيم پژوهشگر نستوه شيعه در عمر كوتاه خويش (حدود 54 سال) 104 جلد كتاب علمي به رشتة نگارش كشيد. كتابهاي گرانقدري كه تنها هفتاد جلد از آن از حدود 000/170 سطر برخوردار است.[18]
براي پي بردن به عظمت كار مرجع بزرگ كاظميه در اين آثار توجه به سخن مرحوم دكتر حامد جفني داود، استاد ادبيات عربِ دانشكده قاهره، در مقدمة كتاب شريف تفسير القرآن، بسيار سودمند است:
... از اينجا توان فراوان، فزوني اطلاعات، دقت، مهارت و ممارستي كه سيد عبدالله شبر در اين فن بلند مرتبه و مهم (تفسير) بدان دست يافته، درمي‌يابيم ... زيرا او در تفسيرش، دقت در رساندن معنا و اختصار در عبارت را به گونه‌اي بسيار دقيق، گرد آورده است. امتياز ديگري كه تفسير اين پيشواي بزرگ در آن منحصر به فرد است توجه همه جانبه به انواع قرائتهاي روايت شده از پيشينيان و مشهور نزد دانشمندان قرائت مي‌باشد. لفظي از الفاظ قرآن كريم وارد نمي‌شود مگر آنكه در حاشية تفسير وجوه گوناگون قرائتهايش نزد دانشوران تجويد نيز ذكرمي‌شود. و از اين طريق مفسر توانسته است ميان قرائت امام حفض و ديگر قاريان جمع كند. در ديدگاه من ـ با توجه به برداشتم ـ مفسر در اين راه تا جايي پيش رفته و توفيق يافته است كه علامه نسفي با آنكه از مفسران متخصص در اين علم به شمار مي‌آيد و هدفش بيان وجوه قرائتها بوده، هرگز بدان دست نيافته است ... . [19]
شاگردان سيد
ناگفته پيداست كه ‌آثار مرجع روشن بين عراق تنها به كتابها محدود نيست. آن فقيه وارسته در كنار پژوهشهاي پيوسته به تربيت شيفتگان علوم اهل بيت همت گماشت، مشتاقان پاكدلي كه در محفل مرجع كاظميه دانش و عشق را يكجا آموختند و با راههاي روشن جاودانگي آشنا شدند. تاريخ نام برخي از اين كامروايان نيك نهاد را چنين به خاطر سپرده است:
1. آيت الله شهيد سيد علي عاملي.
2. آيت الله سيد محمد معصوم قطيفي نجفي (متوفاي 1260 ق.).
3. آيت الله شيخ حسين محفوظ عاملي (متوفاي 1246 ق.).
4. آيت الله عبدالنبي كاظمي (متوفاي 1256 ق.).
5. آيت الله شيخ اسماعيل بن شيخ اسد الله التستري الكاظمي‌ (متوفاي 1246 ق.).
6. آيت الله سيد هاشم بن سيد راضي اعرجي كاظمي.
7. آيت الله محمد رضا زين العابدين بن شيخ بهاء الدين (متوفاي 1248 ق.).
8. آيت الله شيخ احمد بن محمد علي بلاغي.[20]
وفات
مرجع نامور شيعه سرانجام پس از 54 سال دانش‌اندوزي، تدريس، پژوهش و نگارش در يكي از غمبارترين روزهاي ماه رجب 1242 ق. جمع دين باوران جهان ماده را ترك گفته، به ديار رازناك خورشيدهاي جاودان پيوست.[21]
سيد حسن، فرزند گرانقدر فقيه وارسته همراه انبوه مؤمنان بر پيكر پدر نمازگزارد[22] و آن جسم پاك را در حريم معصومان شهيد كاظميه، در كنار آرامگاه صاحب الدعوة المستجابة (سيد محمد رضا) به خاك سپرد.[23]
از آفتاب فروزان سپهر مرجعيت شيعه شش فرزند به نامهاي حسين، حسن، محمد،جعفر، موسي و محمد جواد بر جاي مانده است. [24]

[1] . مقدمة مصباح الانوار في حل مشكلات الاخبار، جواد شبر.
[2] . همان.
[3] . بيوتات الكاظميه، ضميمه موسوعة العتبات المقدسه، ج 10، حسينعلي محفوظ، ص 68.
[4] . مقدمة مصابيح الانوار، محمد معصوم.
[5] . فوائد الرضويه في احوال علماء المذهب الجعفريه، شيخ عباس قمي، ص 534.
[6] . معارف الرجال في تراجم العلماء و الادبا، محمد حرز الدين، ج 2، ص 9.
[7] . مقدمة مصابيح الانوار.
[8] . همان.
[9] . معارف الرجال في تراجم العلماء و الادبا، ج 2، ص 10.
[10] . مقدمه كتاب «الاخلاق» (از سيد عبدالله شبّر).
[11] . فوائد الرضويه، 24 و 25.
[12] . ترجمه‌اي از مقدمة حق اليقين في معرفة اصول الدين.
[13] . مقدمة اخلاق.
[14] . همان.
[15] . سفينة البحار و مدينة الحكمة و الآثار، شيخ عباس قمي، ج 2، ص 137.
[16] . الكني و الالقاب، شيخ عباس قمي، ج 2، ص 352.
[17] . مقدمة الاخلاق.
[18] . مقدمه مصابيح الانوار، مقدمه حق اليقين، ريحانة الادب، محمد علي مدرس تبريزي، ج 3، ص 176 و 177.
[19] . مقدمة تفسير القرآن، سيد عبدالله شبر.
[20] . مقدمة الاخلاق.
[21] . مصفي المقال، ص 239.
[22] . مقدمة الاخلاق.
[23] . مقدمة مصابيح الانوار.
[24] . مقدمة الاخلاق.
عباس عبيري - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 1، ص 319
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :