امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1260
شيخ محمد حسن نجفي (صاحب جواهر)
شيخ محمد حسين صاحب كتاب جواهر الكلام كه شرح شرايع محقق است، ومي توان آن را دائرة المعارف فقه شيعه خواند اكنون هيچ فقيهي خود را از جواهر بي نيازنمي داند اين كتاب مكرر چاپ سـنگي شده است و اخيرا با چاپ حروفي در قطع وزيري مشغول چاپش هستند و در حدود پنجاه جـلد 400 صفحه اي، يعني در حدودبيست هزار صفحه خواهد شد كتاب جواهر عظيم ترين كتاب فقهي مسلمين است و باتوجه به اينكه هر سطر اين كتاب مطلب علمي است و مطالعه يك صفحه آن، وقـت زيـادو دقـت زيـادتـري مـي خـواهـد، مـي تـوان حـدس زد كه تاليف اين كتاب بيست هـزارصـفـحـه اي، چقدر نيرو برده است او سي سال تمام يك سره كار كرد تا چنين اثر عظيمي به وجود آورده اين كتاب مظهر نبوغ و همت و استقامت و عشق و ايمان يك انسان به كمال خويشتن است صاحب جواهر شاگرد كاشف الغطا و شاگرد او سيد جوادصاحب مفتاح الكرامة است، و خود در نـجف حوزه عظيمي داشته و شاگردان زيادي تربيت كرده است صاحب جواهر عرب است در زمـان خـود مـرجـعـيت عامه يافت و درسال 1266 كه اوايل جلوس ناصر الدين شاه در ايران بود، درگذشت.[1]
فـقـيـه بزرگوار، آية اللّه شيخ محمد حسن بن شيخ باقر بن شيخ عبدالرحيم بن آقامحمد بن ملا عـبدالرحيم شريف اصفهاني، معروف به صاحب جواهر، ازشخصيتهاي خودساخته اي است كه شهرت خاندان جواهري او ديگر انتسابها رازير شعاع خود قرار مي دهد و آغاز شهرتش از همان نقطه شروع مي گردد هرافتخاري كه در اين سلسله به ظهور پيوندد به او منتهي مي گردد.
گـرچـه از نـظـر نسب و سلسله انتساب تا اين حد كوتاه و مختصر است، ولي درمقابل آن از نظر فضيلت و كرامت و علم و تقوي مفصل ترين حسبها را دارد او باني وپايه گذار فخر جاويدان در فقه و فـقـاهت راستين مي باشد و از نوابغي است كه قرن سيزدهم هجري نظير او را كمتر داشته است جواهر او بهترين نشان و علامت نبوغ و كمال، و مستندترين دليل ادعاي ماست.
در قـرن نامبرده، رياست و مرجعيت شئون عمومي شيعه به او منتهي گرديد واو شايستگي كامل اداره اين امر را داشته است، با آنكه در آن قرن علما و فقهاي بزرگ ديگري نيز مي زيسته اند، ولي با توجه به عظمت و والايي مقام شيخ، كسي در مقام معارضه يا رقابت با او برنخاسته است.
ولادت:
مـرحـوم شـيـخ آقا بزرگ تهراني، بزرگترين مورخ و رجالي معاصر شيعي، درمورد ولادت او احتمال مي دهد كه ولادت او در سال 1200 يا 1202 رخ داده باشد، باآن نشان كه آغاز تاليف جواهر در 25 سالگي بوده است و برخي نوشته هاي كتاب را به استادش شيخ كاشف الغطا ارائه داده است، و فـوت اسـتادش در سال 1228 بوده است از اين رو بعيد نمي شمارد كه ولادت او در همان تاريخ مزبور بوده باشد.
بـرخـي احـتـمال داده اند به نشان اينكه او در درس علا مه آقا وحيد بهبهاني شركت جسته است، ولادت او حـدود 1192 بـاشد، ولي احتمال اول شيخ آقا بزرگ صحيح تر به نظر مي رسد، زيرا تاريخ پـايان جواهر 1254 بوده و به تصريح خودصاحب جواهر، 30 سال در تاليف آن كتاب مي كوشيده و در هـنـگـام شروع آن 25 ساله بوده است، پس تاريخ ولادت صاحب جواهر در همان حدود 1199 يا 1200 خـواهـدبـود بـه هـر حـال ولادت در هـر تـاريخ بوده باشد، چندان نقشي در بحث ما ندارد آنـچـه بـيـشـتر اهميت دارد، توليدات و آثار و نتايج فكري و علمي و معنوي اوست كه مورد بحث قرارخواهد گرفت.
مرحوم صاحب جواهر او تـكـميل كننده حركت علمي و فقهي جديدي بود كه اساس آن توسط علا مه وحيد بهبهاني در كربلا، پايه گذاري گرديد، پس از آنكه مدت طولاني در قرن 11 و 12حوزه هاي علمي به خاموشي و سستي گرائيده بود، در اثر حركت و تلاشهاي مرحوم وحيد بهبهاني و در عهد محقق والا مرحوم شريف العلما، متوفي 1254 تلاشها به اوج خود رسيد حوزه درسي او از امواج طلا ب پژوهشگر موج مـي زد و بـيـش از هـزارنـفـر در حـوزه درسـي او تلمذ مي نمودند كافي است كه بگوييم يكي از شاگردان آن حوزه، استاد متاخرين، شيخ مرتضي انصاري بود، ولي با وفات شريف العلمامازندراني از مـوقـعـيت حوزه كربلا كاسته گرديد آنجا مركزيت علمي خويش را ازدست داد و انظار و افكار مـردم و طـلا ب به حوزه علميه نجف متوجه گرديد و وجودصاحب جواهر، بزرگترين عامل اين جذبه معنوي و علمي بود با جزم كامل مي توان گفت كه قرن سيزدهم هجري، يكي از قرون پرثمر و پربار علمي و فقهي در جهان اسلامي است شخصيتها و فحول نامي علمي و فقهي به عرصه بروز و ظـهـور آمـدنـد كـه نـمـونـه اي از آنـها شيخ محمد حسن نجفي صاحب جواهر در فقه، و شيخ مـرتـضـي انـصاري (متوفي 1281) در فقه و اصول بود و افرادي از مدرسه علمي اين شخصيتهابه ظـهـور پـيـوسـتند كه هميشه افتخار شاگردي اين مكتب را داشتند، مانند آية اللّه ميرزاحسين نائيني (متوفي 1355) و آية اللّه خراساني، مازندراني و غيرهم كه همواره بر اين شاگردي افتخار و مباهات داشته اند.
موقعيت سياسي نجف:
ايـن تـحولات بزرگ علمي و فقهي، مرهون امنيت و آسايش سياسي موقتي بودكه پس از آن همه برخوردها و مبارزات نظامي و سياسي دو دولت عثماني و ايران برسر تصاحب عراق صورت گرفته بـود، و هـمانند عصر امام باقر (ع) و امام صادق (ع (بسيار كوتاه بود پس از منازعات فراوان صلحي ميان دو دولت عثماني و ايران، باميانجي گري شخصيت اصلاح گر، عالم رباني، شيخ موسي، نجل آل كـاشـف الغطا (متوفي 1241) صورت گرفت و اسيران عراقي از ايران پس گرفته شد و زائران ايراني به زيارت عتبات عاليات شتافتند در اين رفت و آمدها، مسائل مالي و اقتصادي علماو مراجع عـالـيـقـدر تـقليد مقيم كربلا نيز ترميم گرديد و حوزه هاي علمي فعاليت ونشاط خود را از سر گرفتند.
دوران زنـدگـي صـاحب جواهر، بهترين و درخشان ترين فرصت و دوران آسايش فكري بود، چون حـوزه نجف از جهات مختلف سياسي، اقتصادي واجتماعي، در يك آسايش و آرامش نسبي به سر مـي بـرد، بـه حـدي كه طلا ب و مهاجرين و زائرين از هر سو به آن ناحيه رو مي آوردند و نيازهاي فـكـري و روحـي خـود را ازخـرمـن علم و عرفان، و از كانون آموزش و بينش اسلامي آن سيراب مـي سـاخـتـند دركنار حركتها و فعاليتهاي علمي و فقهي آن، حركتها و نشاطهاي ادبي و شعري هـم شـروع گـرديـد و شعرائي مانند شاعران خاندان آل اعسم، خاندان محي الدين، خاندان شيخ عـبـاس و ملا علي و سيد حيدر حلي، شيخ محسن خضري، سيد جعفر حلي، سيدمحمد جعفري، سيد ابراهيم بحرالعلوم و پديد آمدند اينها همه و همه از بركت امنيت و آسايش اجتماعي و سياسي نجف نشات مي گرفت.
مـحـصول فقهي و علمي اين نشاطها، پديد آمدن آثار بزرگ فكري بود كه هركدام به نوبت خود از ذخاير فكري و علمي اسلامي محسوب مي شوند، چون از آن دوران درخشان آثار جاودان و ماندني فراوان باقي مانده است كه مي توان از كتابها وموسوعه هاي بزرگ فقهي مانند: كشف الغطا، مفتاح الـكـرامـة، ريـاض الـمـسائل،مكاسب و را در فقه، و در علم اصول كتابهايي مانند: قوانين، فصول، ضـوابـط، حـاشـيه معالم شيخ محمد تقي اصفهاني و تعليقات و شروح آن، و فرائد الاصول را ذكر نـمـوداز مـهـم تـرين و نفيس ترين اين كتابها مي توان جواهر الكلام شيخ محمد حسن كه درشرح شرائع الاسلام محقق است در فقه، و فرائد شيخ مرتضي انصاري را در اصول نام برد.
جواهر كتابي است كه از نظر دارا بودن آرا و گفته هاي علما، همراه با دليلهاي آنان بي نظير است و از نـظـر جامع بودن به اقوال پيشينيان و متاخرين مورد استقبال ورغبت اهل علم و پژوهندگان عـلـم فـقه بوده است از اين نظر بارها به زيور طبع آراسته شده است پنج بار در ايران در 6 جلد با چاپ سنگي چاپ شده و در بين علما ودانشمندان توزيع گرديده است، و اخيرا چند بار در ايران و لـبـنـان و عـراق بـا چـاپ حروفي، در 43 جلد تجزيه شده، در چندين هزار نسخه چاپ شده و در اختياردانشمندان اهل فن قرار دارد، و اكنون نيز در لبنان تجديد چاپ شده و با بهترين نوع كاغذ و جلد ارائه گرديده است به طور كلي مي توان ويژگيهاي كتاب را به شرح زيربيان كرد:.
1 ـ جامع بودن آن به اقوال و آرا بزرگان فقه و استدلالهاي علما و دانشمندان قبلي.
2 ـ تـنـهـا وجـود آن در كـتابخانه، فرد را از بيشتر كتابهاي فقهي غني و بي نيازمي سازد يك فرد مجتهد وقتي آن را در اختيار داشته باشد، از اكثر كتابهاي فقهي استدلالي بي نياز است.
3 ـ امـتياز ديگر جواهر آن است كه محتوي فروع نادر فقهي است كه در اغلب كتابها مورد غفلت يا بـي تـوجـهـي قرار گرفته است جواهر جامع مسائل اساسي و هم مسائل فرعي و جزئي است، پس جـواهر به تمام معناي آن جواهر و درها وزبرجدهاست و رمز پايداري و بقا و انتشار و كثرت رغبت مـردم در ايـن خـصـوصـيـات نامبرده نهفته است و هيچ امري بدون حكمت و علت نيست و هيچ فقيهي هرچند ازنظر مالي در فقر و نيازمندي به سر ببرد، بي نياز از داشتن آن نيست.
كـتـاب جواهر با آن خصوصيات نامبرده، يكي از نوادر و غرائب روزگار است كه عمر يك فرد با آن هـمـه اشـتـغالات مرجعيت بايد آن چنان بابركت باشد كه به جمع آوري و تاليف چنين موسوعه و دائرة الـمـعـارف بـزرگ، يـك تنه قيام ورزد، چون جواهر با چاپهاي كنوني كه هر جلد بالغ بر 500 صـفحه است، در حدود بيست و يك هزار و پانصد صفحه مي گردد و با احتساب هر صفحه در 22 سـطـر، در حـدو 000 /500سـطـر مي باشد كه شمردن و مطالعه آن يك عمر بابركتي مي طلبد، و نگارش آن يك عمر مؤيد من عند اللّه!.
او غـيـر از جـواهـر الكلام، تاليفات ديگري نيز در هر يك از موضوعات حج،خمس، زكوة، دما ثلثه، طـهارت، صلوة، فرائض، مواريث و غير اينها دارد گاهي همه و گاهي بعضي از اينها به نام نجاة العباد در ايران و جاهاي ديگر جهان به چاپ رسيده است.
اساتيد:
او از مـحـضر اساتيد متعددي بهره مند بوده است كه از ميان مشاهير آنان،مي توان به آية اللّه شيخ جـعـفـر كـبير كاشف الغطا، و فرزند او آية اللّه شيخ موسي كاشف الغطا، و آية اللّه سيد جواد عاملي صـاحب مفتاح الكرامة، آية اللّه سيد محمد مجاهدصاحب مفاتيح (متوفي 1242) و تا حدي به سيد بحرالعلوم اشاره كرد.
شاگردان:
صـاحب جواهر شاگردان متعددي داشته است كه در مكتب پرفيض فقهي اوتربيت يافته اند چون حـوزه درسـي او مـركز تجمع فضلا و دانشمندان از هر نقطه وديار بود، و در حق او گفته اند كه هـيـچ شـهر شيعه نشيني وجود نداشت كه يكي ازشاگردان او به عنوان مرجع مسائل مردم به آن نقطه نرسيده باشد او در رعايت حقوق شاگردان و تكريم و تعظيم آنان، روش پسنديده اسلامي و سـلـوك عـالي داشت مي گويند: يكي از افاضل شاگردانش به نام شيخ محمد حسن آل يس را به بـغـداد اعـزام داشـتـه بـود تـا بـه وظـيـفـه اسـلامي خويش قيام ورزد روزي يكي از تجار بغداد سـي هـزار (بـيشلك) پول رايج آن روز عراق از حقوق واجب ديني به نجف پيش شيخ آورده بود، و شيخ با ناراحتي تمام آنها را رد كرد و فرمود: مگر شخصي مانند آل يس دربغداد نبود كه اين پولها را تـا نـجف آورده اي اين عمل شيخ، حسن تاثير فراواني در آن منطقه ايجاد كرد و مردم را به عالم شـهـر خويش متوجه نمود (نظير اين موضوع درحق مرحوم آية اللّه العظمي حاج شيخ عبدالكريم حـائري مؤسس حوزه علميه قم نسبت به شاگرد معنويش آية اللّه آخوند ملا علي معصومي (اعلي اللّه مـقـامـه الشريف) در همدان نيز رخ داده است كه بسيار معروف است و در شرح حال او خواهد آمد).
گـويـنـده اين سخن اظهار مي دارد كه پس از بازگرداندن تصور كردم (با توجه به وضع مالي آن روز صـاحـب جواهر) شيخ محمد حسن خودش از گرسنگي وبي چيزي از دنيا خواهد رفت، ولي لـطـف پروردگار آن چنان او را فراگرفت كه دسته هاو گروهها و هياتها از بغداد و كربلا و ديگر مـنـاطـق اسـلامـي به ديدن او مي شتافتند ونيازمنديهاي حوزه را تامين مي نمودند با چنين ديد اسـلامـي و عـلاقه و درايت اين چنين سنجيده بود كه صاحب جواهر شاگردان صميمي و وفادار فراواني تربيت كردكه از ميان جمع كثير آنان مي توان افرادي مانند:.
1 ـ آية اللّه شيخ جعفر شوشتري.
2 ـ آية اللّه ميرزا حبيب اللّه رشتي.
3 ـ آية اللّه شيخ محمد حسن آل يس.
4 ـ آية اللّه سيد حسن مدرس اصفهاني.
5 ـ آية اللّه شيخ محمد حسن مامقاني.
6 ـ آية اللّه ميرزا حسين خليلي.
7 ـ آية حاج شيخ محمد حسين كاظمي.
8 ـ آية اللّه شيخ عبدالحسين شيخ العراقين تهراني.
و دهـهـا تـن ديـگـر را نـام برد، و مرحوم شيخ مرتضي انصاري به عنوان تيمن وتبرك در درس او شـركـت مـي جـسـت از درايت و كارداني و دلسوزي او به حفظ شئون حوزه اسلام، اين بود كه در مـرض مرگ خويش، استاد بزرگ مرحوم حاج شيخ ‌مرتضي انصاري را به عنوان زعيم حوزه علميه معرفي كرد، با آنكه آن روز شيخ ‌مرتضي يك فرد گمنامي بيش نبود.
نامه به سعيد العلما و جواب ايشان:
بـا معرفي مرحوم صاحب جواهر و با روند تكاملي و اشتهار علمي كه شيخ درحوزه نجف پيدا كرده بـود، مرجعيت و زعامت به او منتقل مي گشت، ولي او از اين امرابا داشت و قبول نمي كرد نامه اي در ايـن خـصـوص به هم درس و هم مباحثه سابق خود در كربلا، مرحوم سعيد العلما مازندراني، به مازندران نوشت و از او دعوت كردتا به نجف بيايد و اين تكليف را عهده دار شود، اما او اين پيشنهاد را نـپـذيـرفـت و درپـاسـخ نوشت: هنگامي كه در كربلا بودم و من و شما با هم از محضر شريف العلمااستفاده مي برديم، استفاده و فهم من از شما بيشتر بود، اما در اين مدت شما در آنجامشغول تدريس و مباحثه بوده ايد و من در اينجا گرفتار امور و مراجعات مردم هستم شما در اين امر از من سزاوارتر هستيد.
ايـن داسـتان، نوعي ورع و تقوي و تكليف پذيري مردان خدا را نشان مي دهد كه چه سان از پذيرش امـوري كـه شـائبـه هاي ماديت و احتمال عوارض آلودگي دارد،گريزان بوده اند و در ترك آن با يكديگر به مسابقه مي پرداختند!.
او بـديـن تـرتـيب از سال 1266 تا 1281 ه ق، پانزده سال تمام رياست و زعامت علمي حوزه علميه نجف را در اختيار داشت و مردم مسلمان از او تقليد و پيروي مي كردند و آن چنان در عرصه فقه و اصـول تـبحر داشت كه با گذشت يك قرن و نيم ازوفات او هنوز هم تاليفاتش در فقه و اصول در حوزه ها مورد استفاده اساتيد مي باشد.
گفتار ديگران درباره او:
بيشتر علما و مورخين كه در مورد رجال نامي اسلام قلم زده اند، در حق اومطالبي گفته اند كه به عنوان نمونه به چند نفر از آنان اشاره مي گردد:
مرحوم محدث نوري درباره او گويد:
شيخ محمد حسن صاحب جواهر، شخصيتي است كه رياست اماميه در عصرخويش به او منتهي گرديد و كتاب او نظير و همانند ندارد و در اسلام كتابي همانند آن در حلال و حرام نوشته نشده است.
مرحوم شيخ عبدالحسين تهراني، استاد نوري (ره) گفته است: اگر مورخ زمان صاحب جواهر، تـصـمـيم گيرد كه حوادث عجيبه آن زمان را ثبت اوراق نمايد، هرآينه عجيب تر از تصنيف كتاب جواهر الكلام چيز ديگري را سراغ نتواند كرد.
وفات:
وفـات صـاحـب جـواهـر، در اول شـعـبان سال 1266 هجري قمري در نجف اشرف واقع شد و در مقبره اي كه هم اكنون به نام او معروف است، مدفون گرديد

[1] . آشنايي با علوم اسلامي، ص 308 .
عقيقي بخشايشي - تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، ص 309
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :