امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1918
سيد جعفر کشفي
ولادت و نسب
سيد جعفر کشفي[1] در سال 1189 ق. در اصتهبانات ـ از توابع استان فارس ـ چشم به جهان گشود. پدرش، سيد يعقوب از علماي مشهور شهر داراب بود.
سيد يعقوب پس از مدتي، داراب را ترک و در اصتهبانات سکونت کرد و در آن جا با دختر شيخ حسين بحراني ـ که زني فاضل و اهل علم بود ـ ازدواج نمود. وي پس از چند سال اقامت در اصتهبانات، همراه خانواده اش روانه داراب شد و سرانجام در حدود سال 1198 ق وفات يافت و در آن ديار دفن گرديد.
تحصيلات
سيد جعفر پس از ارتحال پدر، همراه مادرش به اصتهبانات رفت و در آن جا تحصيلات مقدماتي را به پايان رسانيد. وي اندکي از دروس مقدماتي را نزد مادر دانشمندش دختر شيخ حسين بحراني ـ گذارنيد. پس ازرحلت مادرش رهسپار حوزه علميه يزد شد و در آن جا دوره سطح را طول چهار سال به پايان رسانيد و در نوزده سالگي به نجف اشرف هجرت کرد و از محضر استاداني چون علامه سيد مهدي بحر العلوم بهره مند شد. وي در مدت کوتاهي به مدارج والاي اخلاقي و علمي رسيد و از مدرسان نجف اشرف محسوب شد و به تربيت شاگردان فراواني توفيق يافت.
در آشوب عراق (حمله وهابيون به کربلا و نجف)، به ايران مسافرت کرد و در اثر دعوت هاي پي در پي شاهزاده محمد تقي ميرزا، به بروجرد آمد و در اين ديار اقامت گزيد؛ از اين رو، دانشمندان زيادي از اطراف به محضرش شرفياب شده و علوم گوناگوني را فرا گرفتند.[2]
يکي از دلائل سفر هاي متعدد علامه کشفي و عدم اقامت وي در يک منطقه، خود داري از پذيرش مقام «مرجعيت» بود؛ زيرا مسئوليت آن را بسيار سنگين و خطير مي دانست.
تأليفات
علامه کشفي از دانش فراوان بهره مند بود؛ لذا در موضوعات مختلف کتاب هايي نوشته است؛ از جمله:
1. اجابه المضطرين
وي نگارش اين کتاب را در سفر زيارتي مشهد به توصيه حسام السلطنه[3] آغاز کرد و در 1228 ق، به پايان رسانيد. مباحث اين کتاب عبارتند از: مفهوم دين، قواي انساني، مسأله جبر و اختيار، ستايش و نکوهش دنيا، گناهان کبيره، همکاري با سلطان جائر، شرايط و ويژگي هاي مجتهد و رويداد هاي قبل از ظهور حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ[4]
اين اثر در 1306 و 1377 ق در کشور هندوستان و ايران به چاپ رسيده است.
2. البرق و الشرق
اين اثر شرح بعضي از احاديث است که به فارسي فصيح و موافق مشرب اهل عرفان نگارش يافته است؛ در اين کتاب، اصل حديث تحت عنوان «برق» و شرح آن «شرق» ناميده شده است.[5]
3. سنا برق في شرح البارق من الشرق
اين اثر، شرح عرفاني و فلسفي بر «دعاي رجبيه» است که در سال 1252 ق. به نگارش در آمده است.[6]
4. نخبه العقول في علم الاصول
5. الشريفيه
اين اثر، منظومه اي در 340 بيت، درباره قواعد منطق است که به سال 1211 ق. در نجف اشرف سروده شده است و صدر الافاضل اصتهباناتي شرحي بر آن نوشته است.[7]
6. البلد الامين في اصول الدين.
منظومه اي است در 496 بيت که موضوع آن، نظريات کلامي علامه کشفي است. حاج ميرزا ابالحسن اصتهباناتي ملقب به «محقق العلما» بر آن، شرحي به نام «الحصن الحصين» نوشته است.[8]
7. کفايه الايتام
يک دوره فقه استلالي است که علامه کشفي در سال 1240 ق به تقاضاي محمد تقي ميرزا به فارسي و با قلم ساده و روان نگاشته است. وي در اين کتاب، شيعيان عصر غيبت را ايتام آل محمد ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ مي خواند.[9]
8. الرق المنشور في معراج نبينا المنصور.
اين کتاب درباره اثبات معراج جسماني پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ است که در سال 1231 ق در عراق نوشته شده است.[10]
9. الشهب القابوس المکرم و الابواب القاموس المعظم.
اين کتاب درباره حقانيت شيعه و تفسير واژه هايي مانند نفاق، شورا و اجماع به بحث مي پردازد؛ نگارش آن از سال 1255 ق شروع و در شعبان 1258 ق به پايان رسيده است.[11]
10. صيد البحر
اين کتاب در بردارنده مطالب گوناگون فلسفي، کلامي و اعتقادي است.[12]
11. الرطب اليابس في الاجماع المتخالف المتعاکس.[13]
12. جمع الشتات المتفرقه في الاجماعات المحقه المحققه.[14]
13. التنزيل في معني التأويل.[15]
14. عکوس ملکيه شموس فلکيه.
موضوع اصلي اين رساله، «تنزيه امام ـ عليه السلام ـ از اکل حرام» است و مباحث ديگر آن، عبارتند از: علم امام ـ عليه السلام ـ، عظمت امام ـ عليه السلام ـ ارتباط او با عالم ملکوت. اين اثر در سال هاي قبل از 1255 ق. نوشته شده است.[16]
15. منظومه اي در منطق
اين کتاب اولين اثر علامه کشفي است که در سال 1211 ق. در نجف اشرف به نگارش درآمده و صدر الافاضل شرحي بر آن نوشته است.[17]
16. منظومه اي در علم صرف.[18] 17. ميزان الملوک و الطوائف و الصراط المستقيم في سلوک الخلايق.
اين کتاب در سال 1246 ق به نگارش درآمده؛ موضوعات آن بدين قرار است: عدالت، خلافت، سلطنت الملوک، کيفيت سلوک کارگزاران دولت، عاملان، اهل وعظ، قاضيان، صاحبان سرمايه و ثروت، کشاورزان، تاجران، صاحبان حرفه و صنعت ...
علامه کشفي در اين کتاب در صدد ارائه معيار و صراط مستقيم به طبقات و طوائفي است که به نظر او، هر يکي از آن ها در انجام کاري خداوند را در زمين جانشيني مي کنند. اين کتاب که در قواعد کشور داري است به درخواست حسام السلطنه (حاکم بروجرد) تأليف شده است. علامه کشفي در اين اثر بر اين باور بوده که «سياست» بايد در پرتو «ديانت» اجرا گردد؛ از اين رو، با نگراني و تأثر شديد، بسياري از نابساماني هاي عصر «قاجار» را در تظاهر به اجراي شريعت مي داند.[19] وي ويژگي جامعه مطلوب و آرماني را در سه مقوله خلاصه مي کند:
الف) اجراي عدالت
ب) برقراري امنيت.
ج) اجراي شريعت.[20]
18. تحفه الملوک في السير و السلوک (2ج).
اين اثر در سال 1233 ق. به درخواست حسام السلطنه به نگارش درآمده است.[21]
علامه کشفي در خاتمه اين کتاب به تدبير منزل و سياست کشور داري مي پردازد؛ به نظر وي «اخلاق» مبناي سياست است و سياست بدون آن، سامان نمي يابد.
آخرين بخش اين کتاب، «بررسي جنگ ميان دو دولت اسلامي» است؛ وي کشته شدگان دولتي را که هدفش از جنگ، اقامه سنت پيغمبر و اعتلاي دين حق است، «مجاهد» و «شهيد» مي داند. علامه کشفي در اين کتاب بر صلح و دوري از جنگ بين دولت هاي اسلامي، تأکيد مي کند و فوايد و ثمرات آن را بر مي شمارد ...[22]
ذوق شعري
علامه سيد جعفر کشفي، علاوه بر تبحر در فقه، اصول، کلام، فلسفه و عرفان، از ذوق ادبي و شعري نيز برخوردار بوده است. در کتاب «تحفه الملوک» شعر هاي زيادي از وي مشاهده مي شود؛ که اين بيت از آن نمونه است:
زان آستان که قبله ارباب دولت است
محروم بودن، از عدم قابليت است
شاگردان
علامه کشفي در مسير نشر دانش و علوم، شاگرداني را تحويل جامعه داد که برخي از شاگردان وي در بروجرد[23] عبارتند از:
1. سيد حسين بروجردي فرزندسيد محمد رضا (1277 ـ 1238ق.) ؛ وي در شهر هاي نجف، کربلا و بروجرد از محضر فقهاي بزرگي چون: صاحب جواهر؛ شيخ محمد حسن کاشف الغطاء؛ شيخ محمد حسين، صاحب فصول؛ سيد شفيع جاپلقي و سيد جعفر کشفي، علوم فقه، اصول، تفسير و رجال را فرا گرفت و از سيد عبدالله شبر اجازه نقل روايت گرفته است. در ضمن، پدر و فرزندان او به نام هاي سيد نورالدين و سيد عبدالحسين نيز از علما بودند.[24]
2. ملا عبدالله بروجردي[25] (متولد 1256 ق) ؛ وي مقدمات علوم ديني را در بروجرد فرا گرفت و سپس به اصفهان رفت و در آن جا فقه، اصول، حديث و کلام را آموخت و بعد از بازگشت به بروجرد به تدريس، تبليغ و اقامه نماز جماعت در مسجد «رنگينه» پرداخت. آثار او عبارتند از: «رساله في صلاه»؛ «رساله في اجماع»؛ «رساله في مقدمه الواجب»؛ «رساله في اجتماع الامر و النهي»؛ «رساله في قطع».[26]
3. حاج ميرزا صالح لرستاني (متوفاي 1321ق.) ؛ وي در بروجرد نزد علامه کشفي علوم ديني را فرا گرفت و سپس به نجف اشرف رفت و تحصيلات خود را تا درجه اجتهاد نزد ميرزاي شيرازي ادامه داد.[27]
4. اورنگ زيب ميرزا، فرزند حسام السلطنه[28] (متوفاي 1287 ق.) ؛ وي در زمان حکومت پدرش در بروجرد، از محضر دانشمندان اين شهر مخصوصاً سيد جعفر کشفي استفاده مي کرد يکي از آثار اين فقيه بزرگ طائفه قاجاريه عبارت است از: «مشارق الانوار في احکام الله الواحد القهار المستنبطه من اخبار الأئمه الاطهار».
5. شيخ عبدالحسين بروجردي، فرزند زين العابدين؛ وي برخي از تأليفات استادش را استنساخ کرده است، همچون «بلد الامين»؛ «نخبه العقول»؛ «شموس و عکوس»؛ «برق و شرق».[29]
بين علماي شيعه بسياري از اهل کرامات بوده اند؛ از آن جا که علامه سيد جعفر کشفي اهل شکف و کرامت بوده است، به او لقب «کشفي»­ داده اند.
سيد جعفر کشفي با سلسله هاي زنديه و قاجاريه هم عصر بوده است؛ وي در دوران سلطنت کريم خان ـ بنيان گذار زنديه در اصتهبانات چشم به جهان گشود و کودکي و نوجواني را در زمان جانشينان کريم خان تا انقراض آن سلسله و به قدرت رسيدن آغا محمد خان در فارس و يزد سپري کرد و سپس در زمان به قدرت رسيدن فتحعلي شاه، به عراق هجرت کرد.
از حوادث مهم اين دوره مي توان به جنگ هاي ايران و روس اشاره کرد؛ که به منظور دست يابي به درياي آزاد به وقوع پيوست و طي دو دوره (1228 ـ 1219ق.) و « (1243 ـ 1241 ق.) اوضاع داخلي ايران را تحت الشعاع خود قرار داد.
علاوه بر اين، اذيت و آزار زائران ايراني در عتبات عاليات، توسط دست نشاندگان امپراطوري عثماني، از عواملي بود که در دوره فتحعلي شاه موجب درگيري هاي پراکنده و متعدد بين ايران و عثماني گرديد؛ اين جنگ ها سبب تضعيف دو دولت ايران و عثماني و تقويت انگليس و روس شد! اين اختلافات تا عهد ناصر الدين شاه ادامه داشت؛ در اوايل حکومت ناصر الدين شاه، علامه سيد جعفر کشفي به ديدار حق شتافت.[30]
دولت آرماني کشفي
دولت آرماني کشفي به حکومت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ در مدينه و حکومت امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ در آخر الزمان عينيت مي يابد و در زماني که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ و امام معصوم ـ عليه السلام ـ به عنوان سر سلسله عاقلان حضور دارد، هر کس که به تشکيل دولت همت گمارد و تحت نظر آن ها نباشد، دولت باطل مي باشد؛ ولي در دوره اي که امام ـ عليه السلام ـ در غيبت است، دولت آرماني کشفي به دولتي منحصر مي شود که رهبر آن با عقل کل در ارتباط باشد و همانند منصب امامت داراي دو رکن «سيف» و «علم» باشد.
و در زماني که اين دولت مستقر نشود، علامه کشفي به تفکيک حوزه عرفيات و شرعيه تن مي دهد و از مشروعيت سلطان عادل و لزوم تبعيت او از علوم عالمان رباني، حمايت مي کند. و در آخر، به دولتي که از معيار و هنجار هاي اسلام خارج باشد، لقب «جائر» مي دهد. و در شرايطي که آن دولت عزلش موجب فتنه و گسترش هرج و مرج نشود، او را از حکومت بر کنار مي کند.[31]
عوامل بقا و زوال دولت[32]
علامه کشفي در جواب اين سوال که: چه عوالمي دولت را نگاه مي دارد و چه عواملي باعث نابودي آن مي شود؟ به چند عامل اشاره مي کند:
1. عدالت
علامه کشفي با اشاره به حديث «الملک يبقي بالعدل مع الکفر و لا يبقي مع الظلم بالايمان»[33] مهم ترين عامل بقاي دولت را، «عدالت» مي داند.
2. نظارت بر عملکرد کارگزاران
افرادي که به همکاري دعوت مي شوند، در بقا و زوال دولت نقش بسيار مهمي دارند؛ از اين رو، سلطان بايد پس از احراز راستي، ثبات و اهلبيت، منصب هاي حکومتي را به افراد شايسته بدهد. و هميشه از احوال کارگزارانش آگاهي داشته باشد تا آن ها بر کار خلاف، جسارت نداشته باشند.
3. خصال نيکو
علامه کشفي از ميان خصال نيکو «احسان» را بيش از هر خصلتي در ثبات حکومت، موثر مي شمرد و در اين راستا، احسان به مردم را مايه قدرت مي داند و مي فرمايد:
«بعد از فراغ از استعمال قوانين عدالت، بايد که به رعايا احسان نمايد و خيراتي که زياد بر قدر واجب ممکن باشد به ايشان برساند، چون بعد از خصلت عدالت، هيچ خصلتي و فضيلتي در امور سلطنت سلاطين و پادشاهان، بهتر و بزرگتر از احسان نمي باشد. و بايد که در احسان نمودن، التزام خصلت هيبت را بنمايد؛ که احسان بدن هيبت، موجب بطر، تجاسر، زياديت حرص و طمع زبر دستان مي گردد و بعد از آن اگر همه ملک را به ايشان بدهد، هر آينه راضي و قانع نمي شوند».
4. وحدت در جامعه
علامه کشفي هم چنين عدم تفرقه و وحدت را در جامعه مهم شمرده و بقاي دولت را مشروط به آن مي داند.
5. تجمل گرايي
يکي از عوامل مهم زوال دولت ها، تجمل گرايي مي باشد؛ علامه کشفي در اين خصوص مي فرمايد:
«اگر سلطان به تمتع و التذاد مشغول گردد و اغفال در امور مملکت نمايد و به توهم اين که چون امور به يد تصرف من است، بايد که در راحت، فراغت و اوقات تمتع و لذت بيفزايد، البته خلل، وهن و فساد در مدينه راه يابد و فتح باب شهوات گردد و سعادت به شقاوت و خيرات به شرور، مبدل گردد و نظام، روي به انحلال و هرج و مرج نهد».[34]
علامه کشفي در پايان چنين تأکيد مي کند:
«چنان که قوام بدن به طبيعت، و قوام طبيعت به نفس، و قوام نفس به عقل است، هم چنان قوام مدن و اهل عالم به ملوک است و قوام ملوک به تدبير و سياست، و قوام سياست به استعمال نور و قانون عقل و حکم و ناموس شرع است، که همگي قواعد حکمت است. و چون قواعد حکمت، نور عقل و آثار شرع در مدينه متعارف و معروف گردد، هر آينه نظام حاصل آيد و موجودات به کمالات خود توجه يابند. و چون بر خلاف اين باشد، هر آينه حذلان به ناموس حق، و ظلمت به نور عقل و به قواعد حکمت برسد و قوام ملک و زينت ملوک و سلاطين زايل گردد و جور تغلب، فتنه، تجارت و هرج و مرج پديد آيد و رسوم مروت و حدود انسانيت مندرس گردد و کرامت به ذلت و نعمت به نقمت و ربح به خسارت، متبدل گردد و خاصيت مدن و اهل مدن و رياست و روسا همگي بر طرف گردد».[35]
وفات
سرانجام سيد جعفر کشفي بعد از سال ها تحصيل، تدريس، تحقيق، خدمت به جامعه و گسترش مذهب تشيع، در سال 1267 ق. بدرود حيات گفت و به «جنه النعيم» شتافت و پيکر مطهرش نيز پس از تشييع با شکوه، در جنب مسجد «دور خواهران» بروجرد دفن گرديد.
سيد حسين بروجردي، نويسنده نخبه المقال درباره تاريخ مرگ استادش کشفي، چنين سروده است:
سيدنا الاصفي الجليل جعفر
ابن ابي اسحق المفسر
قد کان بدراً لسماء العلم
و بعد لمح غاب نجم العلم
در اين بيت، «غاب نجم العلم» به تاريخ وفات (1267) و «لمح» به مدت حياتش (78 سال) اشاره دارد.[36]

[1]. نسب وي با سي و چهار واسطه به امام موسي بن جعفر ـ عليهما السلام ـ منتهي مي شود.
[2]. اجابه المضطرين، علامه کشفي، ج1، مقدمه.
[3]. حسام السلطنه، از طايفه قاجار و حاکم بروجرد بود.
[4]. الذريعه، ج1، ص 120؛ ميزان الملوک و الطوائف، با تصحيح عبدالوهاب فراتي، ص 19.
[5]. الذريعه، ج3، ص 87، ريحانه الأدب، ج 6 و 5، ص 60.
[6]. الذريعه، ج12، ص 232؛ ميزان الملوک و الطوائف، ص 23.
[7]. انديشه سياسي سيد جعفر کشفي، ص 29.
[8]. ميزان الملوک و الطوائف، ص 8؛ اجابه المضطرين، ج 1، مقدمه.
[9]. انديشه سياسي سيد جعفر کشفي، ص 28؛ دائره المعارف تشيع، ج1، ص 209.
[10]. انديشه سياسي سيد جعفر کشفي، ص 30؛ اجابه المضطرين، ج1، مقدمه.
[11]. اجابه المضطرين، ج1، ص مقدمه؛ انديشه سياسي سيد جعفر کشفي، ص 3.
[12]. همان، ص 30.
[13]. همان، ص 31.
[14]. اجابه المضطرين، ج1، مقدمه؛ انديشه سياسي سيد جعفر کشفي، ص 31.
[15]. همان، ج1، مقدمه، همان، ص 31.
[16]. همان، ج1، مقدمه؛ انديشه سياسي سيد جعفر کشفي، ص 30؛ ميزان الملوک و الطوائف، ص 22.
[17]. اجابه المضطرين، ج1، مقدمه.
[18]. همان.
[19]. انديشه سياسي سيد جعفر کشفي، ص 28.
[20]. ميزان الملوک و الطوائف، ص 25.
[21]. همان، ص 20.
[22]. انديشه سياسي سيد جعفر کشفي، ص 26.
[23]. از شاگردان وي در غير بروجرد، اطلاعي در دست نيست.
[24]. دانشنامه جهان اسلام، ج3، ص254.
[25]. تاريخ بروجرد، ج2، ص 262.
[26]. دانشنامه جهان اسلام، ج3، ص 254.
[27]. تاريخ بروجرد، ج2؛ دانشمندان بروجرد از قرن چهارم تا عصر حاضر، غلامرضا مولانا، ص 304.
[28]. تاريخ بروجرد،ج2، ص 305.
[29]. همان.
[30]. انديشه سياسي جعفر کشفي، ص 33.
[31]. همان، ص 139.
[32]. اقتباس از «انديشه سياسي سيد جعفر کشفي»، ص 197.
[33]. ملک باقي مي ماند به سبب عدل همراه کفر ولي باقي نمي ماند به وسيله ستم همراه با ايمان.
[34]. تحفه الملوک، ج2، ص 211، به نقل از انديشه سياسي، سيد جعفر کشفي، ص 200.
[35]. همان، ص 210.
[36]. اجابه المضطرين، ج1، مقدمه.
مسيب كياني - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 4، ص 238
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :