امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1458
شيخ مرتضي انصاري
نسب شيخ مرتضي انصاري به جابر بن عبداللّه انصاري، از صحابه بزرگوار رسول خدا (ص) مي رسد دردزفول متولد شـده و تـا 20 سـالگي نزد پدر خود تحصيل كرده، و آنگاه همراه پدر به عتبات رفته است و علماي وقت كه نبوغ خارق العاده او را مشاهده كردند، از پدرخواستند كه او را نبرد او در عراق چهار سال تـوقـف كرد و از محضر اساتيد بزرگ استفاده كرد آنگاه در اثر يك سلسله حوادث ناگوار، به وطن خـويش بازگشت بعد از دو سال، بارديگر به عراق رفت و دو سال تحصيل كرد و به ايران مراجعت نمود تصميم گرفت ازمحضر علماي بلاد ايران استفاده كند عازم زيارت مشهد شد و در كاشان با حـاج مـلا احـمـد نـراقـي صـاحـب كـتـاب مستند الشيعة، و صاحب كتاب معروف معراج الـسـعـادة فـرزنـد مـلا مـهـدي نراقي سابق الذكر ملاقات كرد و آنگاه به مشهد رفت و پنج ماه تـوقـف نـمـود شـيـخ انـصـاري سـفـري بـه اصفهان و سفري به بروجرد رفته و در همه سفرها، هـدفـش مـلاقات اساتيد و استفاده از محضر آنان بوده است در حدود سالهاي 1352 و 1353براي آخـرين بار به عتبات رفت و به كار تدريس پرداخت بعد از صاحب جواهرمرجعيت عامه يافت شيخ انـصـاري را خاتم الفقها و المجتهدين لقب داده اند او ازكساني است كه در دقت و عمق نظر، بسيار كم نظير است علم اصول و بالتبع فقه را واردمرحله جديدي كرد او در فقه و اصول ابتكاراتي دارد كـه بـي سـابقه است دو كتاب معروف او، رسائل و مكاسب كتاب درسي طلا ب شده است علما بعد از او شاگرداويند حواشي متعددي از طرف علماي بعد از او به كتابهاي او زده شده بـعـد از مـحـقـق وعلا مه حلي و شهيد اول، شيخ انصاري تنها كسي است كه كتابهايش از طرف علماي بعداز خودش مرتب حاشيه خورده دستخط مبارك شيخ انصاري، مشتمل بر اجازه اجتهاد و روايـتي كه به آية اللّه ميرزا داود، نجل حاج ميرزااسداللّه بروجردي داده اند و او را با القاب و عناوين فضل و كمال تعريف و توصيف نموده اند.و شرح شده است.[1]
نـام او شـيـخ مـرتضي فرزند محمد امين بن شمس الدين بن احمد بن نورالدين بن محمد صادق شوشتري دزفولي، يكي از نامورترين و پرآوازه ترين فقها و مراجع عاليقدر تقليد در عصرهاي اخير، و يكي از محقق ترين چهره هاي علمي و فقهي قرون متاخر به شمار مي آيد.
نـام پـرشـكـوه شـيـخ مـرتـضي انصاري، توام با نبوغ و ابتكار و تحول و دقت مي باشد او آغازگر و پـايـه گـذار اصـول نـويـني در فقه و اصول جعفري است كه درقرنهاي اخير به حق او را شايسته دريـافـت لـقـب خاتم الفقها و المجتهدين نموده است هر چند او در زندگي و حيات مادي و معنوي خويش پيراسته و منزه از هر نوع تظاهر و تفاخر بوده است و در تلاشهاي علمي خود جز خدا و رضـايـت او و جـزپـيـشـبـرد احكام الهي، فكر و انديشه ديگري نداشته است و به تعبير شاگرد نـامـدارش،مـرحـوم آيـة اللّه حـاج مـيـرزا حبيب اللّه رشتي، او تالي تلو مقام عصمت در علوم و اصول بود.[2]
نام مرحوم شيخ مرتضي با دو كتاب بسيار ارزنده فرائد الاصول والمكاسب در اصول و فقه هـمـراه اسـت و بـا اين دو اثر جاودان، نام خود را در پهنه معارف اصيل اسلام جاودانه كرده است، كـتـابـهايي كه هم اكنون در دنياي دانش ومعارف اسلامي اعتبار جهاني دارد و حوزه هاي علميه چـنـديـن سـال بـا درس و بـحث وتحقيق روي آن دو كتاب سرمايه گذاري نموده و وقت صرف مي كنند.
ولادت:
او در هـيـجدهمين روز ماه ذيحجه به سال 1214، روز غدير، روز اكمال دين واتمام نعمت در شهر قهرمان پرور دزفول از سلاله پاك يكي از اخلاف جابر بن عبداللّه انصاري صحابي نامدار پيامبر عـاليقدر اسلام (ص) پا به عرصه وجود نهاد و به مناسبت تولد در روز ولادت علي (ع)، نام مرتضي انصاري براي او انتخاب گرديدپدرش شيخ محمد امين از مبلغين و مروجين شريعت مقدسه اسلام و مادرش دختريكي از علماي محل و بانويي پرهيزكار و باتقوي در عصر خود، هر دو از اخيار ونيكان و صالحان عصر بوده اند.
او در چـنـيـن خـانـواده اي چـشم به جهان گشود و رشد و بالندگي آغاز نمود و ازهمان دوران كودكي به فراگرفتن قرآن و معارف اسلامي پرداخت و به زودي آثار نبوغ و ذكاوت در او مشاهده گرديد پس از خواندن قرآن و ادبيات عرب به خواندن فقه واصول پرداخت و در اين دو رشته، آن چـنان استعداد و شايستگي نشان داد كه حيرت همگان را برانگيخت و در عنفوان جواني به درجه عاليه اجتهاد نائل آمد.
مقام علمي:
مـقـام عـلـمي او در حدي است كه به حق و شايستگي تمام، او را خاتم الفقها وپايان دهنده و تـكـمـيـل كننده فقاهت لقب داده اند و او يكصد و پنجاه سال تمام است كه بر جهان فقه و اصول و حـوزه هـاي عـلمي شيعه حكومت و زعامت روحي و فكري دارد و انديشه ها و ابتكارات او سرفصل تاريخي در فقه به شمار آمده و مستند فقهااست.
او نـظـريـات ابـتكاري و ابداعي بي شماري در فقه و اصول به وجود آورد كه مي توان نظريه حاكم بـودن يكي از ادله بر دليلهاي ديگر در مبحث تعادل و ترجيح رااز نظريات مهم او به شمار آورد، و هـمـچـنـيـن بـهـا دادن شـايسته به عقل و خرد درشناخت حكم و قانون اسلام، و ديگر مبارزه با اخـباري گري رايج آن روز بود، كه شيخ ‌بزرگوار ما توانست با يك رشته از بيانات دقيق علمي در بـرابر آنها بايستد و آنان رامتقاعد سازد، اين امر از امتيازات بارز او به شمار مي آيد او كوشيد كه به مـنـكـريـن اعـتـبارعقل در شناخت معارف و احكام اسلامي ثابت كند كه ملازمه اي ميان عقل و شـرع وجـود دارد و آنـچه را كه عقل حكم مي كند، شرع نيز حكم مي كند و حكومت اين قاعده در اغـلـب فـتـاوي و نظريات مرحوم شيخ، جلوه خاصي داد، منتهي بايد خودعقل و آن قاعده فقهي مـورد ارزيابي قرار گيرد كه عقل چگونه عقلي باشد و قاعده نيزكدام قاعده باشد؟
او با اين روش مـتـيـن و مستحكم، اصول اخباري گري رايج آن روز رادرهم كوبيد و پايه ها و اصول مستحكمي بـراي فـقه و اصول نوين بنياد نهاد و مسيراجتهاد را روشن و مبرهن نمود او با اين وسعت مشرب، باب اجتهاد و افتا واستخراج و استنباط احكام شرعيه فرعيه را از منابع و مصادر اوليه بازگشود و رمـزپـيـشرفت و ترقي مسلمانان را در مسير اجتهاد و اعتقاد بر خويش در راه عمل به احكام الهي قرار داد كه خود بحث شيرين و مفصلي دارد.
اخلاق و رفتار شيخ:
شيخ انصاري (ره) نه تنها در فقاهت گوي سبقت را از ديگران ربوده بود، بلكه در عمل نيز نظير و هـمـتا نداشت او به مشكلات و امور مردم شخصا رسيدگي مي كردو از احوال طلا ب و محصلين همواره جويا مي شد و براي ترويج بيشتر از علوم دين،با بودن علما و طلا ب در يكي از شهرستانها، اجـازه نـمـي داد سهم امام را از آنجا به جاي ديگري ببرند و سفارش مي نمود كه در همان شهر به مصرف محصلين و طلا ب برسانند.
نـقـل شـده است كه: شخصي خدمت شيخ رسيد و به او گفت: فلان طلبه چاي مي خورد! (گويا در آن زمان چاي به اين صورت كنوني مرسوم نبوده و جزتشريفات به حساب مي آمده است) و با اين سخن مي خواست سعايتي كرده باشد كه شيخ حقوق آن طلبه را كم كند، ولي شيخ رو به او كـرده و گـفـت: خدا رحمتت كند كه اين مطلب را به من گفتي، و دستور داد تا اضافه بر ماهيانه آن طلبه، مخارج چاي را نيزاز بيت المال به وي بپردازند تا اينكه با راحتي و آسايش بيشتر به تحصيل خود ادامه دهد.
شـيـخ نـه تنها به طلا ب حوزه رسيدگي مي كرد، بلكه همواره به فكر فقرا ومستمندان نيز بوده است، و شبها همانند رهبر و مولايش امير المؤمنين (ع) به خانه هاي مسكوني فقرا سر مي زد و مواد غذايي بر دوش گرفته، در بين خانواده هاي مستمند و بيچاره تقسيم و توزيع مي نمود.
در كـتـاب لؤلؤ الصدف چنين آمده است: و اغلب عطاياي آن مرحوم در سربوده، كثيري از فقرا معاش (حقوق) معين داشتند كه هميشه سالانه و ماهانه به آنان مي رسيد و هيچ نمي دانستند از كـجـاسـت در وقـت سـحر بر در خانه فقرا مي رفت بالباس مبدل، و صورت را ستر مي كرد و به مـقـدار حـاجـت آنها مرحمت مي فرمود وچون شيخ از دنيا رفت، معلوم شد آن مردي كه بر درب منازل اين مردم در اوقات غيرمتعارفه مي آمده، آن مرحوم بوده است او انصافا روي اسلام را سفيد كرد.
نـوشـتـه انـد كه يكي از ياران شيخ، نسبت به اين كار انساني وي (كمك به فقرا ومستمندان) از او ستايش و تمجيد كرد شيخ در پاسخ گفت: اين وسيله فخر و كرامتي نيست، زيرا وظيفه هر فرد معمولي است كه امانت را به صاحبش برساند و اين وجوه هم حقوق فقراست كه به عنوان امانت نزد من مي باشد و من به صاحبانش مي رسانم.
حاشيه نويسان محقق:
در عـظـمـت علمي و نبوغ فكري شيخ مرتضي انصاري (ره) همين قدر كافي است كه اطلاع پيدا نـمـائيـم تـا كنون بيش از 200 نفر از علما و فضلا و دانشمندان ومعاريف رجال اسلامي بر كتب و نـوشـتـه هـاي او حـاشـيه و تعليقه نگاشته اند و كتابهاي تاليفي او به كرات در ايران، عراق و ديگر كـشـورهاي اسلامي مورد تجديد طبع قرارگرفته است، به حدي كه هم اكنون مواد غذاي فكري طلا ب و فضلاي حوزه هاي علميه و برخي از مجامع دانشگاهي و حقوقي را آثار او تشكيل مي دهد و شـخـصـيـتـهاي بزرگي مانند: آخوند ملا محمد كاظم خراساني (صاحب كفاية الاصول)، سيد محمدكاظم يزدي (صاحب عروه)، حاج ميرزا حبيب اللّه رشتي، ميرزا حسن آشتياني، شيخ ‌محمد حـسـين كاشف الغطا، سيد عبدالحسين شرف الدين، شيخ محمد جواد بلاغي،شيخ محمد حسن مامقاني و تعداد كثيري از علما و مجتهدين مبرز و نامدار كه نام بردن آنها به درازا مي كشد، بر آن حـاشـيـه و تـعـلـيقه دارند آنان نوشته ها و تاليفات شيخ رااصل قرار داده و بر آن تعليقه و تحشيه افرودند و نظريات او را مورد تجزيه و تحليل و عمق نگري و ژرف انگاري قرار داده اند.
اساتيد:
شـيـخ بـزرگـوار مـا از مـحـضـر اسـاتيد متعددي بهره جسته است كه هر كدام نقش ويژه اي در اثرگذاري در روحيه او داشته اند كه به بازگويي نام چند تن از آنان مي پردازيم:.
1 ـ عموي بزرگوارش، آية اللّه شيخ حسين انصاري (شاگرد صاحب رياض، تاسن 17 سالگي).
2 ـ آية اللّه سيد محمد مجاهد (از شاگردان آية اللّه وحيد بهبهاني) او در سنين 18سالگي، دو سال تمام از محضر او بهره جسته است.
3 ـ آية اللّه شريف العلما مازندراني كسب فيض از محضر او استدامه داشته است.
4 ـ آية اللّه ملا احمد نراقي (صاحب مستند الشيعه)، به مدت چهار سال تمام دركاشان.
5 ـ آية اللّه شيخ موسي كاشف الغطا فقيه عصر و نابغه دهر، به مدت يك سال تمام.
6 ـ آية اللّه شيخ علي كاشف الغطا، زعيم ديني و مرجع عاليقدر شيعه، به مدت 5 سال.
7 ـ آية اللّه شيخ محمد حسن صاحب جواهر (مدت بسيار اندك محض تيمن وتبرك).
مجيزين شيخ:
تعدادي از اساتيد عاليقدر اين مجتهد مبتكر و توانمند در بالا ذكر شدند،تعدادي نيز اجازه روايتي يـا اجـتهادي به شيخ واگذار نموده اند كه اسامي چند نفر ازاجازه دهندگان به وي در اينجا ذكر مي شود:
1 ـ آية اللّه سيد صدر الدين موسوي عاملي، اجازه روايتي داده اند كه در آن كلمه افضل و اكمل قيد شده بود.
2 ـ آية اللّه عارف سترگ، ملا احمد نراقي، اجازه روايتي مبسوطي عنايت كرده اند.
3 ـ آيـة اللّه شـيـخ مـحـمـد سعيد قرجه داغي، اجازه نامه روائي جامع و مبسوطي درحق او صادر نموده اند.
شاگردان:
در مـكـتب پربار و حوزه پربركت تدريسي شيخ بزرگوار، شاگردان متعددي تربيت يافتند كه هر كـدام از اسـتوانه هاي فقهي، و مجتهدين مسلم، كاوشگر دقيق ومحقق ارزشمندي بوده اند، چون محضر مبارك علمي او، مجتهد پرور محقق ساز وانديشمندنواز بود.
شـاگرد مستقيم شيخ بزرگوار در زمان حيات خويش بيش از هزار تن بوده است كه از ميان آنان شـخـصـيـتـهـاي نـامي برجسته اي برخاسته اند كه هر كدام در يك صقع از اصقاع جهان اسلامي مشعل دار فقه و فقاهت و زعامت روحي و حامل ميراث انبيا و رسولان بوده اند.
ما از تعداد كثير اين جمع، به ذكر اسامي چند تن از آنان بسنده مي نمائيم:
1 ـ آية اللّه ميرزا محمد حسن شيرازي، صاحب فتواي بلندآوازه تحريم تنباكو.
2 ـ آية اللّه شيخ جعفر شوشتري، خطيب توانا و كاتبي پركار و واعظ پرصلابت.
3 ـ آية اللّه حاج ميرزا حبيب اللّه رشتي، صاحب بدائع الافكار، و رساله اجاره و غصب.
4 ـ آية اللّه سيد حسين كوه كمري تبريزي، صاحب آثار و مثر فراوان و استادبزرگ حوزه نجف.
5 ـ آيـة اللّه شـيخ محمد حسن مامقاني، صاحب كتاب ذرايع الاحكام في شرح شرائع الاسلام و كتب ديگر.
6 ـ آيـة اللّه شيخ محمد كاظم خراساني، صاحب كفاية الاصول كه در تحقيق وتدقيق كم نظير است.
7 ـ آيـة اللّه حاج ميرزا محمد حسن آشتياني، نماينده تام الاختيار مراجع نجف در تحريم تنباكو در تهران.
8 ـ آية اللّه ميرزا ابوالقاسم كلانتر، صاحب تقريرات استاد خود، شيخ انصاري.
9 ـ آية اللّه حاج شيخ هادي تهراني، مجتهد و داراي تاليفات متعدد فقهي وتفسيري.
10 ـ آيـة اللّه مـلا حـسـين قلي همداني، شاگرد شيخ و صاحب منظومه حاج ملا هادي سبزواري، عارف نامي.
11 ـ آية اللّه حاج ميرزا حسين خليلي تهراني، مجتهد نامور و صاحب فتواي مشروطيت.
12 ـ آية اللّه عابد و زاهد و فاضل بزرگوار، شربياني، مجتهد معروف آذربايجاني.
13 ـ نـابغه نامي، سيد جمال الدين اسدآبادي، بنيان گذار وحدت مسلمين ومبارز نستوه بر عليه استعمار خارجي.
آثار و تاليفات:
آثار ارزنده و تاليفات گران سنگ و ارزشمندي از مرحوم آية اللّه العظمي حاج شيخ مرتضي انصاري (ره) به يادگار مانده است كه هر كدام نشاني از نبوغ، اجتهاد،دانش وسيع و تحقيق دقيق آن عالم ربـانـي مـي بـاشـد ما در اين بخش به صورت اجمال به بازگويي برخي از آنها مي پردازيم جا دارد نـويسندگان و محققين حوزه علميه وبنيان گذاران كنگره شيخ اعظم انصاري (ره) به تبيين و تـحـلـيـل آثـار قـلمي او نيز بنشينندو افكار نو و طرحهاي ابتكاري شيخ را از لابلاي اين كتابها و رساله ها بيرون كشند ودر اختيار حوزويان و دانشگاهيان كشور قرار دهند اينك ليست تاليفات آن بزرگوار:
1 ـ المكاسب (فقه) شامل مكاسب محرمه، خيارات، و احكام عمومي معاملات.
2 ـ فـرائد الاصـول (اصـول) شـامـل مباحث الفاظ، امارات و اصول عملي اين دوكتاب عالي ترين روشهاي فقهي و اصولي را در اختيار پژوهندگان اين دو علم قرارمي دهد.
3 ـ رساله اي در تقيه.
4 ـ رساله اي در رضاع و نشر حرمت آن.
5 ـ رساله اي در قضا ميت.
6 ـ رساله اي در مواسعه و مضايقه.
7 ـ رساله اي در عدالت.
8 ـ رساله اي در مصاهره.
9 ـ رساله اي در ملك اقرار.
10 ـ رساله اي در تبيين قاعده لاضرر و لاضرار.
11 ـ رساله اي در خمس.
12 ـ رساله اي در زكات.
13 ـ رساله اي در خلل صلوة.
14 ـ رساله اي در ارث.
15 ـ رساله اي در تيمم.
16 ـ رساله اي در قاعده تسامح.
17 ـ رساله اي در باب حجيت اخبار.
18 ـ رساله اي در قرعه.
19 ـ رساله اي در متعه.
20 ـ رساله اي در تقليد.
21 ـ رساله اي در قطع و جزم.
22 ـ رساله اي در ظن.
23 ـ رساله اي در اصالة البرائه.
24 ـ رساله اي در مناسك حج.
25 ـ حاشيه اي بر مبحث استصحاب.
26 ـ حاشيه اي بر نجاة العباد (رساله عمليه).
27 ـ كتابي در علم رجال (از وجيزه مجلسي بزرگتر است).
28 ـ تاليفي در اصول الفقه.
29 ـ حواشي بر عوائد نراقي.
30 ـ حاشيه اي بر بغية الطالب.
31 ـ اثبات التسامح في ادلة السنن.
32 ـ التعادل و الترجيح.
33 ـ رساله اي در تقيه.
34 ـ رساله اي در التيمم الاستدلالي.
35 ـ رساله اي در خمس.
وفات:
سرانجام اين رجل علم و فضيلت و شخصيت عاليقدر، در سن 67 سالگي به سال 1281 (مضمون آيه شريفه ظهر الفساد 1281) در 18 جمادي الثاني، با انبوهي از مفاخر و نوشته ها و ذخائر فكري و معنوي كه عموما در خدمت به اسلام بود، به دارباقي شتافت و جهان اسلام را در سوگ خود عزادار سـاخـت هـنـگـام مرگ دارائي اين زعيم عاليقدر اسلامي، معادل هفده تومان رايج آن روز بود كه همان مقدار هم مقروض بوده است.
جـسـم مطهر و مقدسش در جوار قبر حضرت مولي الموحدين امير المؤمنين علي (ع) دفن شد و وصي گرامي او، حاج سيد علي شوشتري بنا به وصيت شيخ برجنازه او نماز گزارد.

[1] . آشنايي با علوم اسلامي، ص 309 .
[2] . شخصيت شيخ انصاري، به قلم نواده اش .
عقيقي بخشايشي - تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، ص 332
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :