امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1130
فاضل اردکاني
ولادت و تبار
آيه الله حاج شيخ محمد حسين فاضل اردکاني در يکي از روزهاي سال 1235، در اردکان، از توابع يزد، در خانواده اي عالم و متقي ديده به جهان گشود.[1] پدرش آيه الله محمد اسماعيل اردکاني از عالمان و مراجع زمان خود در اردکان بود. از ميان اجداد وي، «سلطان محمد»، از بازماندگان شمس تبريزي، به سبب مخالفت با تاج گذاري نادر شاه به اردکان تبعيد شد. از آن جا که اردکان در آن روزگار، بخشي از محل سکونت زرتشتيان بود، اين تبعيد نوعي تنبيه محسوب مي شد. فرزندان سلطان محمد به تدريج در اردکان زياد شدند. که از همه مشهورتر، عالم رباني «آخوند آقا علي» صاحب کرامات. يکي از فرزندان آن بزرگوار «شيخ ابوطالب» است که از فقيهان معروف قرن سيزدهم هجري به شمار مي آيد.[2] وي سر سلسله خاندان «آل اردکاني» در کربلا و تهران بود.
از کودکي تا اجتهاد
آيه الله فاضل اردکاني از همان ابتدايي که خواندن و نوشتن را فرا گرفت، مقدمات را در نزد پدرش شروع نمود. عمويش «محمد تقي اردکاني» با ديدن هوش و ذکاوت ذهني او از برادرش خواست تا وي را براي تعليم و تربيت علوم ديني به يزد بفرستد. پدر با پيشنهاد برادر موافقت نمود و محمد حسين را نزد آيه الله محمد تقي اردکاني ـ که در آن زمان رياست حوزه علميه يزد را بر عهده داشت ـ فرستاد. وي تربيت محمد حسين را شخصا بر عهده گرفت و از مقدمات تا سطوح عالي را به او آموخت.[3]
وي در يکي از اجازه نامه هايش، از او «محمدتقي اردکاني» به عنوان استاد راهنما و کسي که در مسائل علمي به او استناد مي کند ياد کرده، و گفته است:
«هر چه دارم از او دارم. عمويم پژوهنده اي تيزنگر و پيشگام بر دانشمندان عصرش و از لحاظ فضل بالنده و فهم تيز و خوش فهمي برتر بود. پاک روش و پاکيزه، بلکه نابغه اي بزرگ بود.»[4]
آيه الله فاضل اردکاني پس از اتمام سطوح دروس حوزوي در يزد، جهت سب مدارج علمي و اجتهاد به مراکز علمي مهاجرت نمود. وي ابتدا به حوزه علميه قزوين سفر کرد و در آن جا از درس شهيد ثالث «محمد صالح برغاني» استفاده برد و در درس فلسفه و حکمت «ملا آقا حکمي» شرکت جست. ايشان از علما و مجتهدان آن خطه به حساب مي آمد و داراي کرسي درس و تعليم بود، همان گونه که در فهرست اسامي علماي مدرسه صالحيه قزوين، اسم ايشان به عنوان مجتهد و مدرس آمده است.[5]
ورود به حوزه نجف
آيه الله فاضل اردکاني پس از سفر به قزوين و به نقلي سفر به تهران به همراه عمويش محمد تقي اردکاني که از طرف حکومت به تهران احضار شده بود، عازم نجف اشرف گرديد. وي که روح خود را تشنه تحصيل معارف الاهي و فيوضات ائمه ـ عليهم السلام ـ مي ديد با شور فراوان وارد حوزه علميه نجف اشرف شد. نجف در آن روزگار بزرگ ترين حوزه شيعيان به شمار مي رفت و علما و مراجع بزرگي در آن به تدريس مشغول بودند.[6]
وي به حوزه درس «شريف العلما» (متوفاي 1245 يا 1246 هـ . ق) ملحق گشت و تقريرات او را در مبحث بيع فضولي از کتاب تجارت نوشت. پس از وفات «شريف العلما» به حلقه درس «سيد ابراهيم قزويني» (صاحب ضوابط) درآمد و از مقربان و معتمدان بر جسته حضرت آيه الله قزويني گرديد؛ به طوري که تا او در محضر استاد حاضر نمي شد، آيه الله قزويني درس را آغاز نمي کرد. همچنين آيه الله قزويني، وي را «فاضل» ناميد.[7]
اقامت در کربلا
آيه الله فاضل اردکاني به سرعت تحصيلات خود را در عالي ترين پايگاه علمي تشيع يعني نجف اشرف به پايان رسانيد و از بسياري از علماي آن روزگار اجازه اجتهاد کسب نمود. وي سپس در شهر کربلا کنار بارگاه حضرت سيد الشهدا ـ عليه السلام ـ قاامت گزيد و روزها در صحن بزرگ آن حضرت به تدريس پرداخت. او آن چنان در فقه و اصول بين علما و فضلا مشهور شد که سيل طلاب و مشتاقان علم، به سوي کربلا و حوزه درسي ايشان روان شدند. او تا پايان عمر خويش در کربلا به سر برد و به تربيت شاگردان و مجتهدان بسياري موفق گرديد.[8]
دانشوري بزرگ
علامه محمد حسين اردکاني معروف به «فاضل اردکاني»، عالم جليل القدر و مرجع اوايل سده چهاردهم عهد ناصر الدين شاه بود که بسياري از مجتهدان از درس ايشان کسب فيض نموده اند. وي با استاد الفقها شيخ مرتضي انصاري، هم دوران بود. آيه الله حاج شيخ مرتضي حائري از والد بزرگوار خود نقل مي کند:
مرحوم محمد حسين شهرستاني ـ که از شاگردان مبارز آيه الله فاضل اردکاني بود و پس از استاد، رياست ديني و کرسي درس به وي رسيد ـ بالاي سر مبارک حضرت سيد الشهدا ـ عليه السلام ـ قسم ياد کرد که: ايشان از شيخ انصاري اعلم است.[9]
همچنين آيه الله العظمي اراکي در مصاحبه اي ضمن تأييد اين مطلب مي فرمايند:
«آقاي محمد حسين شهرستاني معتقد بود که فاضل حتي از شيخ انصاري هم، اعلم است.»[10]
مقامات علمي و اخلاقي
بازار دانش در روزگار او، در کربلا رونق يافت و کربلا در روزگار او به وجود دانشمندان بسيار به خود مي باليد. نام فاضل در مجامع پيچيد و روز به روز شهرت او بالا گرفت؛ به گونه اي که به مرجعيت ديني عموم مسلمانان رسيد و داراي نفوذ گسترده و آوازه اي بلند و شخصيتي فراگير گشت و در شمار اوتاد و پرهيزگاران راستين که بدان ها مثال مي زنند، درآمد. او از دنياي مادي سخت دوري مي گزيد و به جاه و مقام بي اعتنا بود و تنها به انجام واجبات ديني از قبيل تدريس و رهبري و راهنمايي و نشر احکام اسلام مي پرداخت.
آيه الله فاضل به ساده زيستي و حسن خلق و روشن بيني مشهور بود. او در خانواده اي با تقوا در کمال ساده زيستي و در کنار و همراه با مردم، رشد و نمو نمود و اين شيوه را خط مشي خود قرار داد. در کربلا، گاهي نماز مغرب و عشار را در صحن و بيشتر در محاذات خيمه گاه حسيني به جماعت مي گزارد.
صاحب «طرائق الحدايق» مي نويسد:
«آيه الله فاضل در جوار فيض ذخائر حسيني بودند و محققان هر صبح و شام در پاي منبر تدريس، از درس فقه و اصول بهره مي بردند. رجال دولت عثماني، در انجام دستوراتش هيچ تأملي نداشتند؛ تا چه رسد به ايراني، عرب و عجم که طوق ارادتش را بر گردن نهاده بودند. کمتر کسي به آن اخلاق در آفاق يافت مي شد.»[11]
وي در پاکيزگي و اخلاق، نمونه يکي روحاني الاهي بود و با اين اقتدار؛ بسيار افتاده، متواضع، خوش خو، خوش رو، و خوش برخورد بود و ريا و تکبر با او بيگانه مي نمود.
در مورد آيه الله فاضل مطالب فراواني نقل شده است از جمله اين که: حضرت آيه الله حائري يزدي مي فرمايد:
«مرحوم حاج ميرزا حسن شيرازي از شاگردان شيخ انصاري در سفري که براي زيارت قبر امام حسين ـ عليه السلام ـ به کربلا آمده بود، در جلسه درس آيه الله فاضل اردکاني حاضر شد. فاضل فرمايش شيخ انصاري در باب استصحاب کلي، قسم ثاني را بيان نمود و به فرمايش شيخ ايراد کرد، ميرزا حسن شيرازي مي گويد: «هر چه فکر کردم نتوانستم جوابي براي ايراد ايشان بيابم. پس از بازگشت، ايراد آيه الله فاضل را به استاد خود گفتم؛ شيخ انصاري مدت زيادي فکر کرد و سرانجام سخن آيه الله فاضل را پذيرفت و نظرشان در اين باب عوض شد.»[12]
احترام به مرجعيت
آيه الله فاضل اردکاني ارز دانشمندان بزرگ و مرجع تقليد در عصر ناصر الدين شاه به شمار مي رفت؛ با اين حال از پذيرش استفتائاتي که از طرف شاگردش ميرزاي شيرازي براي وي فرستاده مي شد، امتناع مي ورزيد و مي گفت:
«مرجعيت ميرزا براي ما بس است و خدشه دار کردن آن شايسته نيست».[13]
وي زندگي در گمنامي و بي نشاني را برگزيده بود و به تربيت مبلغان دين مي پرداخت. حاصل تلاش بي وقفه و خالصانه ايشان را مي توان، تربيت دانشمندان و مجتهداني دانست که هر کدام بعد از استاد، راهنما و رهبر مردم قرار گرفتند.
آقا بزرگ تهراني در کتاب الذريعه تعدادي از افرادي را که از آيه الله فاضل اجازه اجتهاد دريافت نموده اند به اين ترتيب نام مي برد:
ـ ميرزا جعفر بن ميرزا علي نقي طباطبايي حائري (متوفاي 1320 هـ . ق).
ـ علامه ميرزا محمد حسين بن محمد علي مرعشي شهرستاني (متوفاي 1292 هـ . ق)
ـ سيد علي بن محمد علي حسيني ميبدي (متوفاي 1325 هـ . ق)
ـ سيد مصطفي بن سيد هادي بن سيد مهدي بن دلدار علي نصر آبادي کهنوي (متوفاي سال 1323 هـ . ق) [14]
علاوه بر اينان عده اي ديگر از شاگردان آيه الله فاضل اردکاني هستند که با بهره گيري از درس ايشان به درجه اجتهاد رسيده اند.
آگاهي سياسي
در واقع «رژي» که ميرزاي شيرازي فتواي تحريم تنباکو را صادر کرد، وقتي دولت مردان نتوانستند رضايت مردم را جلب کنند و آن ها را از پيروي حکم ميرزاي شيرازي باز دارند؛ بر آن شدند علما را وادار کنند تا حکم حلال بودن استعمال دخانيات را صادر نمايند. آن ها از اين طرق نتيجه اي نگرفتند و کليه علماي مقيم ايران و بين النهرين به استثناي مرحوم «سيد عبدالله بهبهاني» در تهران، از مخالفت دست برنداشتند.
«امين السلطان»، «علاء الدوله» و عده اي ديگر را به عراق فرستاد و به کمک «مشي الوزراء» کارپرداز ايران در بغداد درصدد تطميع علماي آن جا بر آمدند؛ تا شايد بتواند نيتش را عملي کند. اين عده به سراغ عالمان بزرگ در نجف و کربلا رفتند؛ از جمله: آيه الله فاضل اردکاني، «شيخ زين العابدين مازندراني» و «ميرزا حبيب الله رشتي». اقدامات مأموران دولت کوچک ترين تأثيري در آن ها ننمود و همگي گفتند:
«آن چه ميرزاي شيرازي فرموده اند، حکم است و طاعت بر همه لازم است».[15]
شاگردان
آيه الله فاضل اردکاني پس از دريافت اجازه اجتهاد و روايت از استادان خود: ملا محمد تقي اردکاني، «صاحب ضوابط» سيد ابراهيم قزويني[16] و کسب مهارت هاي لازم در فقه، اصول، حديث و تفسير به تدريس پرداخت. چنان در ميان دانشمندان و طلاب آن روزگار به تحقيق، دقت و توانايي شهرت يافت که مجلس درس وي از رونق و شکوفايي خاصي برخوردار شد.
شاگردان برجسته ايشان را مي توان چنين نام برد:
1. ميرزا محمد تقي شيرازي
2. علامه سيد ميرزا محمد حسين شهرستاني
3. آيه الله حاج شيخ عبدالکريم حائري
4. سيد محمد حسن رضوي کشميري
5. شيخ مولا احمد خوييني
6. شيخ اسماعيل محلاتي
7. ميرزا سيد علي يزدي.
آثار
برخي از آثار به جا مانده از «فاضل اردکاني» بدين شرح است:
1. کتاب طهارت؛
2. کتاب صلوه؛
3. کتاب متاجر؛[17]
4. تقريرا درس استادش «شريف العلماء»
5. تقريرات اصوليه،
6. تعليقاتي بر کتاب هاي رياض المسائل؛ معالم الاصول و شوارق الالهام؛[18]
7. شرح نتايج الافکار؛
8. رساله اي در علم حروف؛[19]
وفات
زماني که حضرت آيه الله فاضل اردکاني بيمار و بستري بودند، شبي اهل کربلا که شيفته صفا و سادگي ايشان بودند دور او جمع شدند؛ ناگاه «فاضل» اطرافيان را جواب مي کند و مي گويد از اين جا برويد، زمان مرگم فرا رسيده است! مردم مي روند، آن گاه به پسرش مي گويد برايم آب بياور. آب مفصلي مي خورند و کاملا سيراب مي شوند، آن گاه به لهجه اردکاني مي گويد: سلام الله علي الحسين! آب خوبي خورديم! و مردن خوبي هم مي کنيم. پس خودش به رو قبله خوابيد و در آن حال روحش به عالم باقي شتافت، وي اين چنين سبک بار مردن و رفتن را با خوش رويي پذيرفت.[20]
ارتحال روح شريفش، از اين عالم به سراي جاودان، در سال (1302 هـ . ق) [21] اتفاق افتاد. کالبدش را در مقبره استاد بزرگوارش «آقا سيد ابراهيم قزويني» صاحب «ضوابط الاصول» نزديک صحن کوچک حضرت سيدالشهدا ـ عليه السلام ـ به خاک سپردند.[22]
ياد فاضل
مرحوم آيه الله سيد روح الله خاتمي امام جمعه اردکان و يزد، به جهت زنده نگاه داشتن ياد آن عالم جليل القدر، کتابخانه عمومي بزرگي در مدرسه علميه اردکان از توابع استان يزد تأسيس و به نام «آيه الله فاضل اردکاني» نامگذاري نمود. اين کتابخانه در سال (1370 هـ. ش) تجديد بنا و تکميل گرديد.[23]

[1]. نقباء البشر، ج2، ص 531؛ اعيان الشيعه، ج6، ص 142.
[2]. فرهنگ يزد، ش 12، مقاله دکتر سيد محمود طباطبايي اردکاني، شجره نامه آيه الله فاضل اردکاني.
[3]. ماهنامه سيماي اردکان، ش7، فروردين 72.
[4]. فرهنگ يزد، ش 12، مقاله مرحوم دکتر سيد محمود طباطبايي اردکاني.
[5]. دايره المعارف تشيع، ج2، ص 68.
[6]. همان.
[7]. طرائق الحقايق، ج3، ص 398.
[8]. نقباء البشر، ج2، ص 531.
[9]. تاريخ اردکان، ج1، ص 226.
[10]. مجله حوزه، شماره 12.
[11]. طرائق الحقايق، ج3، ص 499.
[12]. زندگي نامه آيه الله حاج شيخ عبدالکريم حائري، ص 28.
[13]. تاريخ اردکان، ج1، ص 229.
[14]. الذريعه، ج1، ص 179.
[15]. فرهنگ يزد، شماره 12، مقاله دکتر سيد محمد طباطبايي اردکاني.
[16]. شيخ آقا بزرگ تهراني در کتاب الذريعه مي گويد: فاضل اجازه اي براي شاگردش «ميرزا محمد همداني» معروف به امام الحرمين» به تاريخ 1283 هـ . ق نوشته است، و در آن اجازه نامه از دو تن از استادان خود نام برده است: 1. عمويش ملا محمد تقي اردکاني که او از «سيد محمد باقر حجه الاسلام اصفهاني» روايت مي کند. 2. صاحب «ضوابط الاصول (سيد ابراهيم قزويني) که او از شيخ علي کاشف الغطا روايت مي نمايد.
[17]. نقباء البشر، ج1، ص 532.
[18]. ريحانه الادب، ج1، ص 106.
[19]. سيماي اردکان، ش7، سال 72.
[20]. سيماي اردکان، ش 7، ص 72.
[21]. طرائق الحقايق، ج3، ص 498؛ ريحانه الادب، ج1، ص 106.
[22]. در تاريخ وفات «آيه الله فاضل اردکاني» اختلاف است، گروهي سال 1305 هـ . ق و گروهي سال 1302 هـ . ق را درست مي دانند. عالم فرزانه، حاج ميرزا محمد حسين شهرستاني از شاگردان بزرگ آن جناب، تارخي وفات استاد را سال 1302 هـ . ق دانسته و آن را به نظم در آورده است.
[23]. سيماي اردکان، ش 7، سال 72.
مجيد دهقاني - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 5، ص 221
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :