امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1176
مير حامد حسين
ولادت
علاّمه ميرحامد حسين هندي، در سال 1246 ق. در شهر «ميرتهه» هند، در خانة سيد محمد قلي به دنيا آمد. نام اصلي او را «مهدي» نهادند. سبب شهرتش به «مير حامد حسين» آن است كه پدرش پيش ازآنكه خبر توّلد فرزندش را بشنود، در رؤيا جدّ خود «سيد حامد حسين» را ديده بود، از اين رو، فرزند نوزادش را به اين نام مشهور كرد.
ميرحامد حسين وقتي به هفت سالگي رسيد، پدرش او را به مكتب گذاشت. او مقدمات و دروس ابتدايي را خواند، آنگاه وارد مراحل بالاتري رسيد.
«مقامات حريري» و «ديوان متنّبي» را نزد مولوي «سيّد بركت علي صاحب»، و نهج البلاغه را در محضر مفتي «سيد عباس شوشتري» آموخت و سپس به فراگيري علوم عقلي در نزد «سيد مرتضي خلاصة العلماء» و علوم شرعي در محضر «سيد محمد سلطان العلماء» و برادر او «سيد حسين سيّد العلماء» پرداخت و پس از سالها تلاش و همّت، تحصيلات خود را با موفقيت به اتمام رساند.
تلاش علمي و ماندگار
جوامع اسلامي بويژه هندوستان، در دوران زندگي ميرحامد حسين، بيش از پيش دچار آشوب و تفرقه شده بود. استعمارگران و دشمنان اسلام، همواره براي دست يافتن به اهداف شوم و غارتگرانة خود، دوست مي‌داشتند كه مسلمانان با هم اتّحاد نداشته باشند و مدام با خصومت زندگي كنند. بدين خاطر گاه دانشمنداني را در ميان خود مسلمانان تحريك مي‌كردند تا با نوشتن و يا گفتن حرفهايي تفرقه افكن و اختلاف آفرين، صفوف آنان را بر هم زنند و محيط زندگي برادرانه را تبديل به بلوا و آشوب و سوء ظنّ و دشمني سازند.
علامه سيّد محمد قلي پدر ميرحامد حسين، سالها عمر خود را صرف جواب دادن شبهات و تهمتهايي كرد كه دشمنان اسلام، به دست برخي از دانشمندان مسلمان، عليه شيعه و مكتب اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ شايع مي‌كردند اكنون بعد از پدر نوبت به پسر صالح و خلف او يعني علامه ميرحامد حسين هندي رسيده بود. او مشاهده مي‌كرد كه چه افتراها و تهمتهايي بر شيعه مي‌بندند كه روح شيعه از آنها خبر ندارد ... اين بود كه تصميم گرفت كمر همّت ببندد و همچون پدرش، در عرصة قلم و تحقيق و تتبّع و بيان حقائق اسلام و وقايع تاريخ اسلام، به دفاع از حق برخيزد و به تهمتهاي مغرضانه و جاهلانه و خصومت آميز دشمنان تشيّع، پاسخ دهد «تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد!»
نخستين كارش، نقد، بررسي، تصحيح و تهذيب بعضي از كتابهاي ارزشمند پدرش علاّمه سيد محمد قلي، بود[1] چرا كه بسياري از آثار پدرش، در دفاع از مكتب شيعه و پاسخ به ايرادهاي مخالفان تشيّع بود و شايسته بود كه پسر دانشمند و فرزانه، آنها را تصحيح و چاپ و منتشر كند. ميرحامد حسين سالهايي از عمر گرانمايه خود را در اين راه صرف كرد و از اين رهگذر، خدمات شاياني به عالم تشيع ارزاني داشت. آنگاه خود اقدام به نوشتن كتاب نمود. اينك به ذكر آنها مي‌پردازيم:
1. استقصاء الافحام، ده جلد و به فارسي است. مؤلف در اين كتاب مطالبي را پيرامون قرآن كريم، حضرت مهدي (عج) شرح حال بسياري از دانشمندان اهل سنّت و اصول و فروع دين، مطرح كرده است و پاسخي است به كتاب «منتهي الكلام» تأليف حيدر علي فيض‌آبادي حنفي، كه مطالبي شبهه آميز و بي‌اساس دربارة شيعه داشت.[2]
2. شوارق النصوص، پنج جلد در علم كلام.
3. افحام اهل المين، ردّي است بر كتاب «ازالة الغين» تأليف حيدر علي فيض آبادي حنفي.
4. اسفار الانوار، سفرنامة حج و كربلا.
5. كشف المعضلات في حلّ المشكلات.
6. العضب البتار في مبحث آية الغاز.
7. النجم الثاقب في مسألة الحاجب، كتاب فقهي در موضوع ارث.
8. الدرر السنيّه في المكاتيب و المنشآت العربيه.
9. زين الوسائل الي تحقيق المسائل، مسائل فقهي و گوناگون.
10. الدّرايع، در شرح شرايع محقق حلّي.[3]
11. عبقات الانوار في مناقب الائمة الاطهار.
اين اثر بزرگترين و ارجمندترين كتاب اوست و از شاهكارهاي علمي و اعتقادي شيعه بشمار مي‌رود. مؤلف بزرگوار اين كتاب عظيم و شگفت انگيز را در مناقب ائمه اطهار ـ عليهم السّلام‌ـ و در جواب كتاب ضدّ شيعي «تحفة اثناعشريه» نوشته است.
كتاب خصومت برانگيز‌ «تحفة اثني عشريه» (هديه‌اي براي شيعيان دوازده امامي) را مولوي عبدالعزيز دهلوي (م 1239 ق) معروف به «سراج الهند» نوشته بود امّا چه تحفه‌اي و چه هديه‌اي؟! او كه از عالمان برجسته و فاضل شبه قارّة هند و از اهل سنت بود، بدون توجّه به آيات وحدت بخش قرآن و سفارشهاي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين كتابش، عقايد و آراء شيعه را بطور عموم و فرقة اثناعشريه را بالخصوص در اصول و فروع و اخلاق و آداب و تمامي معتقدات و اعمالشان به عباراتي خارج از نزاكت و كلماتي بيرون از آداب و سنن مناظره و به كتب نوآموزان ـ كه به خطابه نزديكتر است تا به برهان يا دست كم نقل صحيح مطالب ـ مورد حمله و اعتراض قرار داده ... كتاب را مملو از افتراآت و تهمتهاي شنيعه ساخته است ... و باعث تشتّت جبهة اسلامي هند شد. اين كتاب در دل برادران مسلمان نسبت به يكديگر كينه و نفرت پديد آورد و صفاي مسجد و محراب، شكوه رمضان و عاشورا را كدر ساخت ... .[4]
عبقات الانوار،[5] داراي دو منهج و هر منهج نيز مشتمل بر مجلّداتي چند است. منهج اوّل درباره اثبات دلالت آياتي چند از قرآن مجيد بر امامت است، از جمله آية:
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» مائده/55.
و آية
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ... .» مائده/3
و آيات فراوان ديگري كه بر امامت شرعي و الهي ائمة اهل بيت عصمت و طهارت (امام علي و فرزندان معصومش ـ عليهم السّلام ـ) دلالت مي‌كند. همه را مورد بحث عالمانه و محققانه و گسترده قرار داده است. گفته‌اند اين مجلد هنوز به چاپ نرسيده است و در كتابخانة عظيم مؤلف دانشمندش، در شهر لكهنو نگهداري مي‌شود.
منهج دوّم كتاب، دربارة احاديث دوازده‌گانه‌اي است كه مولوي عبدالعزيز دهلوي در كتاب تحفة اثناعشريه، مغرضانه اصل يا تواتر آنها را انكار و اشكالاتي بر اين احاديث شيعي وارد كرده بود. اين منهج از كتاب شگفت‌آور و عظيم عبقات الانوار، 30 جلد است كه حدود دوازده جلد آن در هندوستان و ايران به چاپ رسيده است. هر يك از احاديث دوازده‌گانه، خود يك مجلّد و برخي از اين مجلّدات هم در چنين جلد به سبك قديم و سنگي چاپ شده است بدين شرح:
مجلد اوّل از منهج دوّم، در مورد حديث غدير.
مجلد دوّم، در موضوع حديث منزلت.
مجلد سوّم، دربارة حديث ولايت.
مجلد چهارم، دربارة حديث طير.
مجلد پنجم، به شرح و پيان حديث «انا مدينة العلم و عليّ بابها ...».
مجلد ششم، دربارة حديث تشبيه.
مجلد هفتم، دربارة حديث «من ناصب علياً لخلافه فهو كافر».
مجلد هشتم، در بيان حديث نور «كنت انا و علي نوراً ...»
مجلد نهم، دربارة حديث «رايت».
مجلد دهم، در موضوع حديث «انّك تقاتل علي تأويل القرآن ...».
مجلد يازدهم، در مورد حديث «الحقّ مع عليّ ...».
مجلد دوازدهم، دربارة حديث ثقلين.
عبقات الانوار از نگاه بزرگان
بزرگان علم و تحقيق، بر عظمت كتاب عبقات الانوار اقرار كرده‌اند و آن را به ديگران نيز شناسانده‌اند:
1. علاّمه بزرگ شيعي، شيخ عبدالحسين اميني صاحب كتاب الغدير، دربارة عبقات مي‌گويد:
بوي دلپذيرش در تمامي جهان پيچيده و آوازه‌اش از خاور تا باختر را فرا گرفته است، هر كس آن را ديده، دانسته كه كتاب اعجاز آميز روشنگري است كه هيچ باطلي در آن راه ندارد، و من در نوشتن الغدير از دانشهاي با ارزش نهفته در آن بهرة فراوان بردم.[6]
2. علاّمه شيخ آقا بزرگ تهراني دربارة آثار ميرحامد حسين بويژه عبقات مي‌نويسد:
كتابهاي با عظمت و مفيد ميرحامد حسين، درياي ژرف نگري و باريك بيني را پر موج گردانده است ... مهمترين و پرآوازه‌ترين اثر او «عبقات الانوار» در مناقب ائمّة اطهار ـ عليهم السّلام ـ است ...
و ميرحامد حسين تمام حقايقي را كه «دهلوي» در باب امامت منكر شده با بهره‌گيري از احاديث و اخباري كه از طريق اهل سنّت نقل شده، ثابت كرده است.[7]
3. امام خميني در سال 1320 شمسي/1363 قمري كه هنوز تمام مجلّدات عبقات چاپ نشده بود، پس از بحث در موضوع حديث غدير، مي‌نويسد:
« ... هر كس بخواهد اطلاع از چگونگي حديث غدير پيدا كند، بايد رجوع كند به كتاب عبقات الانور سيد بزرگوار ميرحامد حسين هندي، كه چهار جلد بزرگ در حديث غدير تصنيف كرده و چنين كتابي تا كنون نوشته نشده و عبقات الانوار در امامت از قراري كه شنيده شده، سي جلد است و آنچه كه ما ديديم، هفت ـ هشت جلد است و در ايران شايد تا پانزده جلد از آن پيدا شود و اهلِ سنّت درصدد جمع اين كتاب و تضييع آن هستند و ما ملّت شيعه در خواب هستيم تا آن وقت كه يك چنين گنج پرقيمت و گوهر گرانبهائي از دست برود! اكنون قريب دو سال است (دو سال قبل از 1363 ق) كه به ملت شيعه به تجديد طبع اين كتاب پيشنهاد شده و به خونسردي تلقي شده است. با اين وصف با خواست خدا جلد غدير در تحت طبع است.[8] لكن بر علماء شيعه بالخصوص و ديگر طبقات لازم است كه اين كتاب بزرگ را كه بزرگترين حجّت مذهب است نگذارند از بين برود و به طبع آن اقدام كنند.»[9]
4. استاد محمد رضا حكيمي دربارة عبقات الانوار مي‌نويسد:
«و به راستي كتاب عبقات، عظيم است. آن اقيانوس بي‌كران و آن درياي ژرف، اين كتاب است اين چنين كتابي در ديگر آفاق بشري و فرهنگ ملتها نيز همانند ندارد ... كتاب «عبقات» با مجلدات بسيارش، يكي از والاترين نمونه‌هاي كار خود انساني و پشتكار و مسئووليت بشري است، و يكي از ارجمندترين سندهاي ...»[10]
رنجها
علاّمه ميرحامد حسين، كتاب عبقات را به سادگي و آساني و رفاه و خدمه و گروه تحقيق ننوشت، او در راه تأليف چنين كتاب عظيمي، خود به تنهايي سخت‌ترين سفرها و پرزحمت‌ترين كارها را عاشقانه پذيرفت. زيرا همة اسناد و منابع تتبّع و تحقيق را در اختيار نداشت، بويژه كتابها و منابع اهل سنت را.
گاهي به عنوان خادم و كارگر در يكي از روستاهاي دور افتادة شهر مكّه به خانة عالمي سنّي وارد شد تا در كتابخانة او به كتابي كه دنبالش مي‌گشت، دست يابد و موفق هم شد.[11]
وقتي هم فرزند جوانش از دنيا رفت، مراسم كفن و دفن و تشييع و مجلس سوگواري را به ديگران واگذارد تا يك ساعت هم كه شده وقتش را جز در تأليف عبقات الانوار صرف نكند.[12] و يك وقت هم، به مصر رفت و كتابي را كه مي‌خواست پيدا كرد و با كشتي برگشت، در كشتي مشغول مطالعة كتاب بود كه باد تندي كتاب را از دستش گرفت و به دريا افكند و سيد به دنبال كتاب خود را به دريا زد و كتاب را گرفت! ... وقتي همسفران او را گرفتند و در كشتي نشاندند و سؤال كردند كه چرا خودت را به دريا پرت كردي؟ كتاب را نشان داد و جواب داد: به خاطر اين كتاب! اين كتاب هنوز هم دركتابخانة ناصري نگهداري مي‌شود.[13]
وفات
سرانجام، فرزانة بزرگ شيعه و مدافع مجاهد اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ سيّد بزرگوار ميرحامد حسين موسوي هندي، در هيجدهم صفر سال 1306، در لكهنو چشم از جهان فرو بست و در حسينية خود دفن شد.[14]

[1] . نجوم السّماء، ج 1، ص 24 ـ 25؛ نقباء البشر، آقا بزرگ تهراني، ج 1، ص 347.
[2] . نجوم السّماء، ج 1، ص 28 ـ 29؛ نقباء البشر، ج 1، ص 349؛ الذريعه، آقا بزرگ تهراني، ج 2، ص 31.
[3] . نجوم السّماء، ج 2، ص 31 و مجلّدات مختلف الذريعه بر اساس نام كتابها.
[4] . ميرحامد حسين، محمد رضا حكيمي، ص 86 ـ 88.
[5] . عبقات الانوار، به معني «گلها و شكوفه‌هاي خوشبو» است.
[6] . الغدير، علامه اميني، ج 1، ص 157.
[7] . نقباء البشر، ج 1، ص 348.
[8] . كه بعدها در ده جلد وزيري چاپ و منتشر شد.
[9] . كشف الاسرار، امام خميني، ص 178.
[10] . ميرحامد حسين، ص 95، 96.
[11] . كيهان فرهنگي، شمارة 50، ص 39.
[12] . مجلة پيام انقلاب، شماره 15، ص 9.
[13] . مجلة عشّاق اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ، محرم و صفر 1415، ص 36.
[14] . علماء معاصرين، ملا علي واعظ خياباني تبريزي، ص 31؛ اعيان الشيعه، سيد محسن امين عاملي، ج 4، ص 381.
ابراهيم اسلامي تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 1، ص 374
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :