امروز:
يکشنبه 8 اسفند 1395
بازدید :
573
در مورد زندگي، مليت، مدت عمر و محل قبر مختار ثقفي توضيحاتي بدهيد؟

مختار ثقفي فرزند ابوعبيده ثقفي است. پدرش از صحابه و ياران پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و  آله ـ  و از سرداران نامي اسلام در جنگ اعراب مسلمان و ايرانيان بود.[1] كه در جنگ جسر «پل» در سال 13 هجري كشته شد و مادرش دومة دختر وهب بن عمر مي باشد.[2] از نام قبيلة مختار پيداست كه او از اهالي شهر طائف عربستان بود.
مختار مردي عاقل و باخرد و مدبر بود و در حاضر جوابي يد طولائي داشت و در زيركي شهره آفاق بود و به همين جهت نيز او را كيسّ «زيرك» مي ناميدند.[3] او شجاعي بي پروا و داراي همتي عالي بود كه همواره به كارهاي بزرگ اقدام مي نمود.
از منابع تاريخي استفاده مي شود كه او در سال اول هجرت در شهر طائف و  محلة بني ثقيف ديده به جهان گشود، دوران كودكي را همراه خانوادة خويش در شهر طائف گذراند تا اين كه در زمان خلافت عمر، همراه پدر و خانواده اش عازم مدينه شد. پدرش، ابوعبيده ثقفي، فرماندهي مسلمين را در جنگ با ايرانيان بر عهده گرفت و جان خود را نيز در اين راه از دست داد. در اين زمان مختار (با توجه به زمان تولدش) نوجواني در حدود 13 ساله بود.
بعد از اين نامي از مختار در تاريخ نيست تا اين كه در دوران اميرالمومنين علي ـ عليه السلام ـ سعد بن مسعود ثقفي، عموي مختار، از جانب آن حضرت حاكم مدائن مي شود و مختار نيز همراه عمويش به مدائن رفت. او زمان امام حسن ـ عليه السلام ـ همراه عمويش بوده تا اين كه بعد از صلح امام حسن ـ عليه السلام ـ با معاويه و استان دار شدن مغيرة بن شعبه در شهر كوفه مختار به مدينه كوچ كرده در مجالس با محمد حنفيه مي نشست و كسب علم و حديث مي نمود.
گويا مختار قبل واقعة‌ كربلا و حتي قبل از مرگ معاويه دوباره به خاطر حضور شيعيان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در كوفه به اين شهر بر مي گردد و در جريان دعوت شيعيان از امام حسين ـ عليه السلام ـ حضوري فعال داشته تا اين كه سفير امام ـ عليه السلام ـ ، مسلم بن عقيل عازم كوفه شده و در منزل او سكونت اختيار مي كند.[4] مختار در امر بيعت گرفتن از شيعيان براي امام با  مسلم همكاري نموده اما با آمدن عبيدالله  بن زياد به كوفه و اجراي سياست خفقان و ترس و وحشت و فشار بر محبين قيام مسلم بن عقيل زودتر از مورد انجام شد، اما مختار در حين قيام در كوفه نبوده و چون باخبر شد و  خواست وارد كو فه شود از طرف عبيدالله دستگير و زنداني شد، او در اين اثناء يكي از چشمان خود را از دست داد.[5]
به اين ترتيب در تمام مدت واقعة‌ عاشورا ، مختار در زندان بوده تا اين كه با وساطت عبدالله بن عمر، شوهر خواهرش از زندان آزاد شده[6] و به حجاز مي رود، در مكه  ابتدا جزء طرفداران ابن زبير كه عليه يزيد شورش كرده بود مي شود و اين از زيركي مختار بود چون وضع مكه از هر لحاظ به نفع ابن زبير بود و نمي شد اقدام جداگانه اي انجام داد. اما به خاطر بروز اختلافاتي ميان او و ابن زبير دوباره به كوفه بر مي گردد كه مصادف با قيام توابين[7] با رهبري سليمان صرد خزاعي بود كه متاسفانه به خاطر عدم همكاري گروه هاي مخالف يزيد قيام شكست مي خورد. بعد از شكست توابين مختار صحنه را به نفع خود ديده شروع به فعاليت و جمع آوري نيرو مي كند، در اين زمينه گويا تاييديه اي هم از طرف محمد حنفيه داشته[8]، او مردم را جهت خون خواهي شهداي كربلا و قصاص قاتلين امام حسين ـ عليه السلام ـ دعوت مي كرد. در نهايت با شعار «يالثارت الحسين» به هدف انتقام از جنايتكاران حادثة‌ عاشورا در سال 66 هجري قمري روز 14 ربيع الاول بطور علني قيام خود را شروع كرد.[9] بعد از غلبه بر ابن زياد و كشتن آن ملعون و عدة‌ زيادي از قاتلين امام حسين ـ عليه السلام ـ حكومت عراق را در اختيار گرفته و حدود 18 ماه در كوفه حكومت كرد.[10]
در نهايت به خاطر مخالفت اشراف كوفه با مختار و همدستي آنها با ابن زبير در جنگي كه ميان او و ابن زبير در گرفت، شكست خورد و همراه تعداد زيادي از ياران خود كه بيشتر از موالي (ايرانيان تازه مسلمان) بودند كشته شد و خانوادة مختار نيز در اين جنگ به اسارت ابن زبير درآمد. بالاخره مختار در تاريخ 14 رمضان 67 هـ . بعد از 18 ماه حكومت و قصاص كردن عدة  زيادي از قاتلان واقعة‌ عاشورا.[11] در شهر كوفه و در دارالاماره به دست مصعب ابن زبير برادر عبدالله بن زبير كشته و سرش براي عبدالله بن زبير به مكه فرستاده شد.
مختار 67 سال عمر كرد، جنازه اش را شيعيان و دوستداران اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در شهر كوفه و در رواق راهرو و مرقد حضرت مسلم قرار دادند و همه ساله عاشقان و زوار حرم اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ بارگاه مختار را نيز زيارت مي كنند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. در كربلا چه گذشت: ترجمة نفس المهموم، نويسنده:شيخ عباس قمي، ترجمة محمد باقر كمره اي.
2. لهوف نويسنده:سيد بن طاووس: ترجمة‌عبدالرحيم عقيقي بخشايشي.
3. قيام مختار: نويسنده:سيد ابو الفضل رضوي اردكاني

پي نوشت ها:
[1] . يعقوبي، ابن واضح، تاريخ يعقوبي، ، قم، موسسه نشر و فرهنگ اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ج2، ص 142.
[2] . جعفريان، رسول، تاريخ خلفا، تهران، نشر الهادي، چاپ اول، 1377، ص 552.
[3]علامه اميني،الغدير، قم ،مركز الدراسات الاسلاميه،قم،1416،اول،ج2 ص 350    
[4] . احمد نوري، شهاب الدين، نهايت الارب، ترجمة محمود مهدوي دامغاني، تهران، انتشارات امير كبير، 1364، ج 6، ص 13.
[5] . همان، ص 14، و ابن اثير، تاريخ الكامل، ترجمة حسين روحاني، تهران،‌ انتشارات اساطير، چاپ دوم، 1377، ج 5             . ص 2188.
[6] . يعقوبي، پيشين، ص 258، ابن اثير، پيشين، ص 2360.
[7] . معروف الحسني، هاشم، جنبشهاي شيعي در تاريخ اسلام، ترجمة‌ محمد صادق عارف، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1371، ص 245.
[8]
[9] . شهاب الدين، پيشين، ص 17.
[10]
[11] . يعقوبي، پيشين، ص 264، ابن اثير، پيشين، ج 6، ص 2473.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :