امروز:
جمعه 5 خرداد 1396
بازدید :
509
اويس قرني كه بود؟ سرانجام او چه شد؟

اويس از دلباختگان رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و از ياران و محبّين با وفاي حضرت امير المومنين عليه السلام بود.

زادگاه اويس
 طبق مطالعات و تحقيقات به عمل آمده، اويس در يمن متولد شده و تاريخ دقيقي از تولد او به دست نيامده است[1] با اين اوصاف، شرح حال او بدين قرار است: اويس از راه شترباني روزگار را با مادر پير و نابينا و ناتوان خود سپري مي كند و از اين طريق امرار معاش كرده و به امورات مادر مهربان و سال خورده خود رسيدگي مي كند. وقتي از مادر اجازه طلبيد كه به مدينه به قصد زيارت حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم مشرف شود، مادرش گفت كه رخصت مي دهم به شرط آن كه زياده از نيم روز توقف نكني؛ اويس به مدينه سفر كرد و چون به خانه حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم آمد، از قضا آن حضرت در خانه نبود. به ناچار به خاطر قولي كه مادر از او گرفته بود مدينه را به قصد يمن ترك كرد. چون پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مراجعت كرد، فرمود:
اين نور كيست كه در اين خانه مي نگرم.
گفتند: شترباني كه اويس نام داشت به اين سرا آمد و باز شتافت. فرمود:
اين نور را در خانه ما هديه گذاشت و برفت.
اويس هيچ گاه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را نديد. آن حضرت در مورد او گويد:
بوهاي بهشت از جانب قرن مي وزد، اي اويس قرن! چه قدر به تو علاقه دارم،[2] سپس فرمود: هر كه او را ملاقات كرد، از جانب من به او سلام برساند.
شعرا در مدح و منزلت او اشعاري را سروده اند. مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي)، شاعر مشهور قرن هفتم، به اين كلام دل نشين خاتم النبيّين صلي الله عليه وآله كه «اني لاجد نفس الرّحمن من قبل اليمن» اشاراتي دارد:
گفت بوي بوالعجب آمد به من                     همچنان كه مر نبي را از يمن
كه محمّد(ص) گفته بر دست صبا                         از يمن مي آيد بوي خدا
بوي رامين مي رسد از جان ويس             بوي يزدان مي رسد هم از اويس
از اويس و از قرن بوي عجب                              نبي را مست كرد و پر طرب
چون اويس از خويش فاني گشته بود                    آن زميني آسماني گشته بود
آن هليله پروريده در شكر                                   چاشنّي تلخيش نَبوَد دگر[3]
در حالات اويس گويند: بعضي از شب ها را مي گفت: امشب شب ركوع است و به يك ركوع شب را به صبح مي آورد. شبي را مي گفت: امشب شب سجود است و به يك سجده شب را سپري مي كرد.
گفتند: اويس اين چه زحمت است كه بر خود مي بيني؟! گفت: كاش از ازل تا ابد يك شب بود و من او را به يك سجده مي گذراندم.
 اويس علاوه بر اين افتخارات، توفيق درك حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را در جنگ صفين پيدا نمود و با حضرت بيعت كرد و در ركاب حضرت با دشمنان دين و امامت جنگيد تا اين كه در همان جنگ به فيض شهادت نائل آمد و توسط حضرت دفن گرديد.[4]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. سيد محسن امين، اعيان الشيعه، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، ج3، ص513 .
2. يكتائي، اويس قرني، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه عليميه قم، چاپ اول، 1377.

پي نوشت ها:
[1] . ابن حجر عسقلاني، لسان الميزان، بيروت، اداره و تأليفات اشرفيه، ج1، ص471.
[2] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، چاپ ايران، ج42، ص155، روايت 22، باب 124؛ شيخ عباس قمي، منتهي الامال، انتشارات جاويدان علمي، ص239،.
[3] . مولوي، مثنوي معنوي، كتابفروشي اسلاميه، چاپ ايران، ص369.
[4] . شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، انتشارات جاويدان علمي، مجلد كامل، ص239.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :