امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
561
جريان سقيفه را توضيح دهيد؟

سقيفه به معناي ايوانچه اي سقف دار (سايبان دار)[1] در ناحيه شمال (غربي) مسجد النبي و با فاصله اي كمتر از يك كيلومتر از خانه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله قرار داشت ؛ اين سايبان جمعيتي كمتر از يكصد نفر را در خود جاي مي داد. آنجا محل اجتماع انصار (مردم مدينه از جمله اوس و خزرج) بود.[2]
پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله گروهي از لشكر اسامه جدا شدند و اجازه ندادند پيامبر صلي الله عليه و آله ضمن يك سند كتبي علي عليه‎ السلام را به عنوان جانشين خود انتخاب كند، ‌آنان در حالي كه علي عليه‎ السلام و بني هاشم سرگرم مراسم غسل پيغمبر صلي الله عليه و آله بودند، بدن پيامبر صلي الله عليه و آله را رها كرده و براي تعيين رئيس امّت در سقيفه بني ساعده گرد آمدند .
مهاجرين وانصار در سقيفه هر كدام خود را لايق تر از ديگري مي پنداشتند، مردم مكه مي گفتند:
اسلام در شهر ما و ميان ما آشكار شد، پيامبر صلي الله عليه و آله از مردم ماست؛ ما خويشاوندان او هستيم، ما پيش از شما اين دين را پذيرفته ايم پس زمامدار مسلمانان بايد از مهاجرين باشد.
انصار مي گفتند:
مكه دعوت پيامبر صلي الله عليه و آله را نپذيرفت ،با او به مقابله و دشمني پرداخت و اين ما بوديم كه پيامبر صلي الله عليه و آله را ياري كرديم و اسلام را رونق بخشيديم و... پس زمامدار بايد از انصار باشد.
 برخي ديگر از انصار گفتند :
يك امير از ما باشد و يك امير از مهاجرين.
اما ابوبكر اين رأي را نپذيرفت؛ از سوي ديگر دشمني ديرينه اوس و خزرج نيز در پيشبرد نظر مهاجران موثر واقع شد.[3]
در جريان سقيفه، انصار كه به دنبال رياست سعد ابن عباده بودند شكست خوردند كه در اين ميان با بازي سياسي عمر توافق كردند كه ابوبكر خليفه شود و بلافاصله با او بيعت كردند و بيشتر حاضران نيز از آنان پيروي نمودند و پس از خروج از سقيفه با شيوه هاي مختلف، از ديگران بيعت گرفتند و تلاش هاي حضرت علي عليه‎ السلام و زهرا سلام‎الله عليها و برخي از اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله در برابر غاصبان خلافت راه به جايي نبرد و حكومت ابوبكر تثبيت شد.
عده اي به بهانه اينكه با جماعت مسلمين نبايد مخالفت كرد، مجبور به بيعت شدند و غاصبان با مغالطه ، موعظه، تطميع ، تهديد ، قتل، ترور و جعل حديث بيعت اكثريت را در مدّت كوتاهي بدست آوردند كه بيعت كنندگان برخي از روي رغبت و برخي با بي ميلي و اجبار با ابوبكر بيعت كردند.[4]
در اين انتخاب بني هاشم و برخي از سران مهاجران و انصار و نخبگان با سابقه و فداكار پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و علي عليه‎ السلام كه جان پيامبر صلي الله عليه و آله بوده و از طرف خداوند به مقام خلافت مسلمين و جانشيني رسول(ص) منصوب شده بود، حضور نداشت و هم چنين بني هاشم و عباس عموي پيامبر و سلمان و مقداد و عمار و ابوذر و...نيز بی خبر بودند.
حضرت فاطمه سلام‎الله عليها به عنوان خشم و غضب از انحراف خلافت در پاسخ زنان قريش فرمودند:
«از دنياي شما بيزارم و از فراق شما خوشحال، چون حق مرا حفظ نكرديد و پيمان و عهد پيامبر صلّي الله عليه و آله مراعات نشد و وصيت او پذيرفته نگشت و...»
با غصب خلافت توسط ابوبكر و عمر هر چه مردم ازاهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله دورتر شدند، آثار نامطلوب آن بيشتر پديدار شد و اگر انديشه پوياي علي عليه‎ السلام و ائمه اطهار عليهم السلام نبود، امروزه چيزي جز كفر و الحاد مشاهده نمي كرديم.[5]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. دانش نامه امام علي عليه‎ السلام ؛ زير نظر علي اكبر رشاد ، ج 8 .
2. تاريخ تحليلي اسلام؛  سيدجعفر شهيدي
3. تاريخ تحليلي و سياسي اسلام از جاهليت تا عصر امويان ؛ علي اكبر حسني.
4.  معالم المدرستين ؛ علامه عسگري.

پي نوشت ها:
[1] . شهيدي، سيد جعفر، تاريخ تحليلي اسلام، تهران، مركز نشر دانشگاهي، چاپ دوم، 63، ص91‌.
[2] . حسني، علي اكبر، تاريخ تحليلي و سياسي اسلام از جاهليت تا عصر اموي، نشر فرهنگ، اول، 1373، ص319.
[3] . شهيدي، سيد جعفر، تاريخ تحليلي اسلام، تهران، مركز نشر دانشگاهي، چاپ دوم، 63، ص92‌.
[4] . رشاد، علي اكبر، دانشنامه امام علي(ع)، تهران، فرهنگ و انديشه اسلامي،1380، ج 8، صصص 405 و 455.
[5] . حسني، علي اكبر، تاريخ تحليلي سياسي اسلام، ‌نشر فرهنگ، اول، 1373، ص321.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :