امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
530
تقدس حجر الاسود نزد خلفاء ثلاثه بالاخص عمر بن خطاب چقدر بوده است؟

ارزش و مقام حجر الاسود بر هيچ مسلماني پوشيده نيست و روايات بسياري كه از نبي گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمة هدي ـ عليهم السّلام ـ دربارة آن وارد شده نشان دهندة جايگاه آن در اسلام است.
در حديثي از  پيامبر اكرم(ص) روايت شده است:«طوفوا بالبيت و استلموا الركن فانه يمين الله في ارضه يصافح بها خلقه» خانة كعبه را طواف كنيد و ركن (حجر الاسود) را استلام و مسح كنيد همانا حجر الاسود عهد خدا در زمين است كه بوسيلة آن با بندگانش مصافحه نموده و دست مي دهد.[1]  
به نظر مي رسد صحابة رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ بنا به تبعيت از آن حضرت چه قلباً و چه ظاهرا نسبت به حجر الاسود احترام خاصي قائل بودند. در رابطه با عقيدة عمر بن خطاب خليفة دوم نسبت به اين سنگ مقدس در منابع مختلف مطالبي ذكر شده است.
شيخ صدوق در كتاب «علل الشرايع» در باب «علت استلام حجر الاسود» روايتي را از امام صادق ـ عليه السّلام ـ آورده است كه آن حضرت فرموده است: روزي عمر بن خطاب از مقابل حجر الاسود گذشت و خطاب به آن گفت: اي حجر الاسود به خدا قسم من مي دانم كه تو سنگي بيش نيستي و از تو نه ضرري به كسي مي رسد و نه منفعتي. اگر خود نديده بودم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تو را مى‏بوسيد نمى‏بوسيدم؛ آنگاه «حجر» را بوسيد. در اين ميان چون علي ـ عليه السّلام ـ اين مطلب را از عمر شنيد، فرمود: اي فرزند خطاب چگونه اين سخن را مي گوئي بخدا قسم در روز قيامت خداوند متعال حجر الاسود را برانگيزد در حالي كه زبان و دو لب دارد و شهادت مي دهد نسبت به كسي كه وفاء به عهد نموده و در موسم حج او را استلام كرده است چرا كه حجر الاسود عهد خدا در زمين است و به وسيلة آن مردم با خدا بيعت مي كنند.[2] همين مطلب را شيخ منصور علي ناصف از علماء الازهر مصر در كتاب «التاج الجامع للاصول في احاديث الرسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ» آورده است.[3]
بيهقي در باب «استلام في الازدحام» در رابطه با نحوة استلام عمر در مواقع حج كه جمعيت بسياري شركت مي كردند آورده است: چون عمر قوي هيكل بود و در مواقع استلام در كنار ركن ايستاده و اسباب مزاحمت افراد ضعيف مي شد، حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اي عمر در كنار ركن مزاحم مردم مباش همانا تو با اين كارت ضعفاء را اذيت  مي كني. هر وقت ديدي كه ركن خالي است براي استلام آن اقدام كن در غير اين صورت رو به حجر الاسود نموده و تكبير بگو و بگذر.[4] همين مطلب را عبدالرحمن احمد البكري در «من حياة‌ الخليفة عمر بن خطاب» ذكر كرده است.[5]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
چون اين بحث بسيار جزئي است بنابراين منبعي براي معرفي ندارد.

پي نوشت ها:
[1] . مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، داراحياء التراث العربي، موسسة الوفاء بيروت، چاپ دوم، 1403 هـ .ق، ج 96، ص 220.
[2] . صدوق، علل الشرايع، بيروت، موسسة الاعلمي للمطبوعات، 1408ه‍، ج 2، ص 131 – 132.
[3] . ناصف ، منصور علي، التاج الجامع للاصول في احاديث الرسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ، استانبول، دار تمل للنشر و التوزيع، ج2، ص129.
[4] . بيهقي، ابوبكر احمد بن حسين، السنن الكبري، بيروت، درالمعرفة، ج 5، ص 80.
[5] . البكري، عبدالرحمن احمد، من حياة الخليفه عمر بن الخطاب، بيروت، الدرث و للطباعة، و النشر، ص86.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :