امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
537
اينكه متعه(ازدواج موقت) را عمر بن خطاب تحريم نموده و تغير سنّت داده است ادعائي بدون دليل است، چرا كه پيامبر صلي الله عليه و سلم در موارد خاصي مانند جهاد آن را مجاز كرده بودو بعد هم آن را تحريم نمودند ؟

در اين مورد به دو مطلب بايد پرداخت گردد:
اول:  رد ادعاي نسخ آيه متعه
دوّم: رد اين ادعا كه متعه از سوي عمر بن الخطاب تغيير سنت نبود
اما بخش نخست
برخي ادعا مي كنند آيه‌ي مختص به متعه كه در سورة نساء آيه 24 [1] آمده ، نسخ شده است در حالي كه هيچ‌گاه آيات قرآن با خبر و روايات نمي‌تواند نسخ شود. به گفته امام شافعي:
هيچ‌گاه نمي‌توان آية قرآن را با خبر و روايات نسخ نمود و ناسخ آيات قرآن منحصراً بايد آيه ديگري از قرآن باشد.
مدعيان نسخ آية متعه به چند آيه از قرآن اشاره مي‌كنند كه از جملة آن‌ها آية‌ 5 و 6 سورة مؤمنون است كه مي فرمايد:
و آنها دامان خود را حفظ مي كنند تنها آميزش جنسي به همسران و كنيزان خود دارند كه در بهره گيري از آنتها ملامت نمي شوند.
در جواب آن مي‌گوييم: آية متعه در سورة نساء وارد شده و سورة نساء مدني است و سورة مؤمنون مكّي مي‌باشد لذا آية‌ متعه بعد از آن آيه نازل شده و است معقول نيست كه ناسخ قبل از منسوخ نازل شده باشد.
در جواب آنان كه مي‌گويند:  نسخ آيه متعه به آية طلاق است.[2] مي‌توان گفت:
الف) شرط زوجيت اين نيست كه بتوان زن را طلاق داد چه بسا زوجه‌هاي دائمه‌اي هستند كه طلاق ندارند؛ مانند زوجة مرتده و زوجة‌ دائمه ملاعنه كه اينها بدون طلاق رها مي‌گردند.
ب) طلاق فرع بر باقي بودن ‌آثار نكاح است و در مورد متعه با تمام شدن مدّت متعه اساساً نكاحي باقي نمي‌ماند تا بشود صيغهء طلاق جاري نمود و قبل از انقضاي مدت هم اگر زوج از حق خود گذشت و بذل مدت نمود، باز نكاحي باقي نمي‌ماند تا طلاق واقع گردد. پس ادعاي نسخ آية متعه به آية طلاق صحيح نيست.
امّا جواب آنان كه مي‌گويند، نسخ آية متعه به آيه عدّه[3] مي‌باشد، بدين خاطر كه عده در نكاح متعه كمتر است. آن هم صحيح نيست، زيرا متعه هم داراي عده است بر فرض آن كه عده متعه كمتر باشد، اين تقليل مدت به دست خود شارع است وصدمه‌اي به زوجيت متعه نمي‌زند، بنابراين نمي‌توان کم بودن مدت عده را حمل به نسخ نمود وبلکه خود عده داشتن زنی که متعه شده دليل بر اين است که اصل متعه جايز است وگرنه چگونه قابل تصور است که کسی بگويد متعه حرام است و بعد بگويد حال اگر کسی متعه کرد بعد از پايان مدت بر زن لازم است عده نگه دارد.
امّا جواب آنان كه مي‌گويند: نسخ آيه متعه به آية حرمت مي‌باشد[4] چرا كه متعه داخل در محرمات نكاح است. اين تصور نيز باطل است، زيرا آية متعه از آية تحريم مستثني شده است و اين امر از بديهيات است كه حكم مستثني غير از مستثني منه مي‌باشد. در نهايت مي‌توان گفت  هيچ يك از آيات شريفة مذكوره را نمي‌توان ناسخ آية متعه دانست.
اما اينكه ادعا شده است دليلي بر منع عمر بن خطاب از متعه نداريم، سخني بي‌پايه است. چرا كه بسياري از بزرگان اهل سنت به اين مطلب اذعان و تصريح دارند ما برا ي روشن شدن مطلب به تعدادي از آنها اشاره مي‌كنيم.
الف) از ابي رجاء نقل شده كه مي‌گويد: آيه متعه در كتاب خدا نازل شده و رسول خدا صلي الله عليه و سلم  ما را به انجام آن  امر فرمود و آيه‌اي كه آن را نهي و نسخ نموده باشد نازل نشده است و بعداً مردي براي خودش گفت آنچه مي‌خواست.[5]
ب) در صحيح بخاری نيز راوی نقل کرده که در زمان رسول خدا صلي الله عليه و سلم ما متمتع مي‌شديم  و مردي هر آنچه مي‌خواست براي خودش گفت. [6]
ج) از جابر بن عبد الله نقل شده است که ما با يك مشت خرما وآرد در عهد و ايام رسول اكرم صلي الله عليه و سلم و ابوبكر متعه مي‌كرديم تا آنكه عمر آنرا نهي كرد.[7]
د) از عروة بن زبير نقل است كه خوله دختر حكيم وارد بر عمر شده وگفت: ربيع بن اميه استمتاع كرد و از زني كامياب شد و آن زن آبستن شد. پس عمر بيرون رفت در حالي كه عبايش را از ناراحتي مي‌كشيد گفت:  اين متعه است اگر من جلوتر دربارة آن رأي داده بودم هر آينه او را سنگسار مي‌كردم. [8]
هـ) از حَكم پرسيدند آيا آية متعة نساء منسوخه است؟ گفت: خير. [9]
 و) اميرمومنان علي عليه السلام فرمود: اگر عمر نهي از متعه نكرده بود، كسي زنا نمي‌كرد مگر شقي و جنايت كار.[10]
ز) از ابي جريج نقل است كه ابن عباس مي‌گفت: خداوند بر عمر رحم كند، متعه نبود مگر رحمتي از خدا كه با مجاز كردن آن  بر امت محمّد صلي الله عليه و سلم ترحم كرده بود و اگر عمر آنرا نهي نمي‌كرد كسي محتاج به زنا نمي‌شد مگر اندكي از مردم پست وبدبخت [11].
ح) از ابي سعيد خدري و جابر بن عبد الله انصاري نقل شده است، ما تا نيمي از خلافت عمر صيغه مي‌كرديم تا آنكه عمر مردم را از آن كار منع كرد.[12]
ط) ابي رشد مي‌گويد: ما در زمان رسول خدا صلي الله عليه و سلم و ابوبكر و نيمي از خلافت عمرصيغه مي‌كرديم  سپس عمر مردم را از آن نهي كرد [13].
ي) آخرين دليل گفتة خود خليفه دوم مي‌باشد كه: «متعتان كانتا علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أنا انهي عنهما و أعاقب عليهما متعة الحج و متعة النساء»[14].
يعنی خود عمر بن خطاب اعتراف می کند که متعه در زمان رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم نسخ نشده و بلکه حلال بود و حتی در زمان ابوبکر و مدتی از خلافت خودش نيز جايز بودو روايات و شواهد تاريخی هم اين را اثبات می کند.

معرفي منبع جهت مطالعه بيشتر:
1. حيات عمر بن خطاب، تاليف بكري.

پي نوشت ها:
[1]- «فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فريضةً».
[2]- طلاق/1.
[3]- بقره/228، كه مي فرمايد: «زنان مطلقه بايد به مدت سه بار عادت ماهانه، انتظار بكشند(وعدّه نگه دارند)».
[4]- نساء/23، كه مي فرمايد: «حرام شده بر شما مادرانتان و دخترانتان و خواهران و...».
[5]- صحيح مسلم، ج1، ص 474 ، و قرطبي، ج2، ص 365.
[6]- صحيح بخاري، ج3، ص 151.
[7]-  رک : صحيح مسلم، ج1، ص 395، ورک:  ابن ربيع، تيسير الوصول، ج چهارم، ص262، ورک:  ابن حجر، فتح الباري، ج9، ص141.
[8]- رک:  مالك، موطا، ج2، ص30، ورک:  شافعي، كتاب الام، ج7، ص 219، ورک:  بيهقي، سنن الكبري، ج7، ص206.
[9]-  رک : تفسير طبري، ج 5، ص 9، ورک: تفسير رازي، ج3، ص200، ورک: تفسير ابي حيان، ج 3، ص 218، ورک: تفسير الدر منثور، ج2، ص140.
[10]-  همان .
[11]-  رک: جصاص، احكام القرآن، ج 2، ص 179، ورک:  ابن رشد، بدايه المجتهد، ج2، ص58، ورک: ابن رشد، النهايه، ج2، ص249،ورک :  تاج العروس، ج10، ص200.
[12]- عمدة القاري، ج8 ، ص310.
[13]- بدايه المجتهد، ج3 ، ص58.
[14]-  رک : جاحظ، البيان والتبيين، ج2، ص223، و رک:  احكام القرآن جصاص، ج1، ص342 و ص345، و ج2، ص714،  و رک : تفسير قرطبي، ج2، ص370،  و رک: ضوء الشمس، ج2، ص94، ورک :  ابي صالح وطحاوي، ص294.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :